دسته بندی روش های تحقیق

نویسنده: آرش حبیبی

روشهای پژوهش در علوم رفتاری را معمولا با توجه به دو ملاک هدف و ماهیت تقسیم بندی می‌کنند.

دسته بندی روش های تحقیق بر اساس هدف
براساس هدف پژوهش ها به پژوهش های بنیادی و کاربردی تقسیم می شوند. البته زهره سرمد معتقد است پژوهش ها براساس هدف به سه دسته تقسیم می شوند: تحقیق بنیادی، تحقیق کاربردی و تحقیق و توسعه. با عنایت به توضیحات زیر می توان گفت تحقیق و توسعه خود یک نوع تحقیق کاربردی است.

تحقیق بنیادی: پژوهشی است که به کشف ماهیت اشیاء پدیده‌ها و روابط بین متغیرها، اصول، قوانین و ساخت یا آزمایش تئوری‌ها و نظریه‌ها می‌پردازد و به توسعه مرزهای دانش رشته علمی کمک می‌نماید. هدف اساسی این نوع پژوهش تبیین روابط بین پدیده ها، آزمون نظریه ها و افزودن به دانش موجود در یک زمینه خاص است. برای مثال "بررسی رابطه اعتماد و تعهد در روابط صنعتی" یک نمونه تحقیق بنیادی است. سطح گفتمان کلی و انتزاعی در حوزه یک علم است. تحقیق بنیادی می تواند نظری یا تجربی باشد. تحقیق بنیادی نظری از روش‌های استدلال عقلانی و قیاسی استفاده می‌کند و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای انجام می‌شود. تحقیق بنیادی تجربی از روش‌های استدلال استقرائی استفاده می‌کند و بر پایه روشهای میدانی انجام می‌شود.

- تحقیق کاربردی: پژوهشی است که با استفاده از نتایج تحقیقات بنیادی به منظور بهبود و به کمال رساندن رفتارها، روش‌ها، ابزارها، وسایل، تولیدات، ساختارها و الگوهای مورد استفاده جوامع انسانی انجام می‌شود. هدف تحقیق کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. در اینجا نیز سطح گفتمان انتزاعی و کلی اما در یک زمینه خاص است. برای مثال "بررسی میزان اعتماد مشتریان به سازمان فرضی" یک نوع تحقیق کاربردی است.

دسته بندی روش های تحقیق بر اساس نحوه گردآوری داده ها 
سرمد معتقد است پژوهش ها براساس نحوه گردآوری داده ها به دو دسته تقسیم می شوند: تحقیق توصیفی و تحقیق آزمایشی

- تحقیق توصیفی یا غیر آزمایشی شامل 5 دسته است: پیمایشی، همبستگی، پس رویدادی، اقدام پژوهی، بررسی موردی

- تحقیق آزمایشی به دو دسته تقسیم می شود: تحقیق تمام آزمایشی و تحقیق نیمه آزمایشی

 

1- تحقیق توصیفی یا غیر آزمایشی

تحقیق توصیفی یا غیر آزمایشی شامل 5 دسته است: پیمایشی، همبستگی، پس رویدادی، اقدام پژوهی، بررسی موردی

 

1-1. تحقیق پیمایشی (Survey Research)

در این نوع تحقیق هدف بررسی توزیع ویژگیهای یک جامعه است و بیشتر تحقیق های مدیریت از این نوع می باشد. در پژوهش پیمایشی پارامترهای جامعه بررسی می شوند. در اینجا پژوهشگر با انتخاب نمونه ای که معرف جامعه است به بررسی متغیرهای پژوهش می پردازد. پژوهش پیمایشی به سه دسته تقسیم می شود:

1-1-1. روش مقطعی (Cross Sectional): گرد آوری داده ها درباره یک یا چند صفت در یک مقطع زمانی خاص. برای مثال بررسی میزان علاقه دانشجویان سال اول دبیرستان  به ادامه تحصیل در یک رشته خاص

1-1-2. روش طولی (Longitudinal): در بررسی پیمایش طولی، داده ها در طول زمان گردآوری شده تا رابطه بین متغیرها در طول زمان سنجیده شود. برای مثال «سیر تحول ثبت نام دانشجویان دختر در دوره های تحصیلات تکمیلی» یا «بررسی تحول مهارت های زبان فارسی پایه اول تا پنجم ابتدائی». تحقیقات تحولی که به بررسی روندها و تحول  پدیده ها در طول زمان می پردازند از این دسته هستند.

1-1-3. روش دلفی (Delphi Technique): جهت بررسی دیدگاه های یک جمع صاحب نظر در مورد یک موضوع ویژه می توان از این تکنیک استفاده کرد. مانند «بررسی دیدگاه  اساتید دانشگاه در باره یک طرح جدید آموزشی»

1-2. تحقیق همبستگی (Correlational Research)

در این نوع تحقیقات رابطه میان متغیرها بر اساس هدف پژوهش تحلیل می گردد. در تحقیقات همبستگی اگر هدف پیش بینی متغیرهای وابسته بر اساس متغیرهای مستقل باشد به متغیر وابسته متغیر ملاک و به متغیر مستقل متغیر پیش بین گویند. همچنین وجه تمایز تحقیق همبستگی با تحقیق آزمایشی در این است که در اینجا متغیرهای مستقل دستکاری نمی شوند. براساس هدف به سه دسته تقسیم می شود:

1-1-1. همبستگی دو متغیری: هدف بررسی رابطه همزمانی متغیرها است به عبارت دیگر میزان هماهنگی تغییرات دو متغیر است. در بیشتر تحقیقات همبستگی دو متغیری  از مقیاس فاصله ای با پیش فرض توزیع نرمال و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون استفاده می شود. مثال: رابطه اسناد ثبات و مرکز علیت با موفقیت در عملکرد

1-1-2. تحلیل رگرسیون: در تحلیل رگرسیون هدف پیش بینی یک یا چند متغیر ملاک براساس یک یا چند متغیر پیش بین است. اگر هدف بررسی یک متغیر ملاک از یک متغیر پیش بین باشد از رگرسیون ساده استفاده می شود. اگر بررسی یک متغیر ملاک براساس چند متغیر پیش بین باشد از رگرسیون چندگانه (Multiplee) استفاده می شود. اگر همزمان چند متغیر ملاک براساس چند متغیر پیش بین بررسی شود از رگرسیون چند متغیری (Multivariate) استفاده می شود.

1-1-3. تحلیل کوواریانس: در برخی بررسی ها هدف بررسی مجموعه ای از همبستگی های دو متغیر متغیرها در جدولی به نام ماتریس همبستگی یا کوواریانس است که با  پیشرفت در زمینه نرم افزارهای آماری میسر شده است. تحلیل عاملی و حل معادلات ساختاری از این دسته هستند.

1-3. تحقیق پس رویدادی (Ex-Post Facto)

به تحقیق پس‌رویدادی تحقیق علی-مقایسه‌ای نیز گویند. تحقیق پس‌رویدادی به تحقیقی گفته می شود که پژوهشگر علت احتمالی متغیر وابسته را مورد بررسی قرار می دهد. چون متغیر مستقل و و ابسته در گذشته رخ داده اند لذا این نوع تحقیق غیر آزمایشی را تحقیق پس رویدادی می گویند.

 

2- تحقیق آزمایشی

تحقیق آزمایشی به دو دسته تقسیم می شود: تحقیق تمام آزمایشی و تحقیق نیمه آزمایشی

 در بیشتر پژوهش های علوم انسانی نظر به اینکه هدف اصلی از انجام پژوهش بررسی یک موضوع به روش میدانی است می توان گفت پژوهش مذکور از نظر هدف در حیطه پژوهش های کاربردی می باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه در این پژوهش از روش های مطالعه کتابخانه ای و نیز روش های میدانی نظیر  پرسشنامه استفاده شده است، می توان بیان کرد که پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش گردآوری داده ها، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:42  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

فلسفه مدیریت آموزشی1

نویسنده : آقای روزبه

مدیریت آموزشی در واقع یک علم میان رشته ای است که از سایر علوم هم استفاده می کند و علوم دیگر از این علم.

سرفصل اول: مفهوم فلسفه و کاربرد آن در علوم و مدیریت (به مفهوم عام)

24/11/1356 حضرت امام خمینی می فرمایند: این زمزمه بسیار ناراحت کننده که اخیرا در بین بعضی جوانان شایع شده که درس خواندن چه فایده ای دارد مطلبی است انحرافی و مطمئنا از روی جهالت و بی خبری و یا با سوء نیت و القائات شیطانی که می خواهند طلاب علوم دینی را از علوم اسلامی باز دارند که احکام اسلام به طاق فراموشی سپرده شود و محو آثار دیانت به دست خودمان تحقق پیدا کند و جوانان دانشگاهی ما را سربار و متکی به قشرهای استعمار بار بیاورند که همه کس و همه چیز وارداتی باشد که احتیاج به اجنبی در تمام ابعاد و رشته های علمی بیشتر و روزافزون تر شود.

فلسفه چیست؟ مفاهیم مختلف فلسفه، رابطه بین علم و فلسفه، گستره ی علم و کاربرد فلسفه، کاربرد فلسفه در مدیریت.

فلسفه ترجمه لغت یونانی «فیلاسوفیا» از ترکیب دو جزء «فیلا» و «سوفیا» به معنی «دوست داری» و «حکمت و دانش». سقراط اولین کسی است که کلمه فیلسوف را برای خود به کار برد و گروهی هم قبل از او بودند به نام «سوفیست». هر اندیشمند تعریفی دارد. کانت فلسفه را ترادف با «ما بعدالطبیعه» می داند، ریچارد به معنای «طرز تفکر و نگرش خاص نسبت به یک چیز یا موضوعی». علامه طباطبایی فلسفه را «یافتن حقیقت» می داند، «حقیقت هر چیزی» و این معناست که فلسفه را از علوم دیگر جدا می کند. با توجه به جمیع موارد فوق و اشارات دوستان (مشارکت کنندگان در بحث) فلسفه «معرفت و شناخت» نسبت به هر چیز و موضوع، معرفت و شناخت حقیقت چیز یا موضوعی.

 مدیریت آموزشی در واقع یک علم میان رشته ای است که از سایر علوم هم استفاده می کند و علوم دیگر از این علم.

سرفصل اول: مفهوم فلسفه و کاربرد آن در علوم و مدیریت (به مفهوم عام)

24/11/1356 حضرت امام خمینی می فرمایند: این زمزمه بسیار ناراحت کننده که اخیرا در بین بعضی جوانان شایع شده که درس خواندن چه فایده ای دارد مطلبی است انحرافی و مطمئنا از روی جهالت و بی خبری و یا با سوء نیت و القائات شیطانی که می خواهند طلاب علوم دینی را از علوم اسلامی باز دارند که احکام اسلام به طاق فراموشی سپرده شود و محو آثار دیانت به دست خودمان تحقق پیدا کند و جوانان دانشگاهی ما را سربار و متکی به قشرهای استعمار بار بیاورند که همه کس و همه چیز وارداتی باشد که احتیاج به اجنبی در تمام ابعاد و رشته های علمی بیشتر و روزافزون تر شود.

فلسفه چیست؟ مفاهیم مختلف فلسفه، رابطه بین علم و فلسفه، گستره ی علم و کاربرد فلسفه، کاربرد فلسفه در مدیریت.

فلسفه ترجمه لغت یونانی «فیلاسوفیا» از ترکیب دو جزء «فیلا» و «سوفیا» به معنی «دوست داری» و «حکمت و دانش». سقراط اولین کسی است که کلمه فیلسوف را برای خود به کار برد و گروهی هم قبل از او بودند به نام «سوفیست». هر اندیشمند تعریفی دارد. کانت فلسفه را ترادف با «ما بعدالطبیعه» می داند، ریچارد به معنای «طرز تفکر و نگرش خاص نسبت به یک چیز یا موضوعی». علامه طباطبایی فلسفه را «یافتن حقیقت» می داند، «حقیقت هر چیزی» و این معناست که فلسفه را از علوم دیگر جدا می کند. با توجه به جمیع موارد فوق و اشارات دوستان (مشارکت کنندگان در بحث) فلسفه «معرفت و شناخت» نسبت به هر چیز و موضوع، معرفت و شناخت حقیقت چیز یا موضوعی.

فلاسفه اسلامی فلسفه را مشتمل بر تمامی دانش های عقلی کرده اند، اما قرآن کریم چه نظری دارد؟

سوال: آیا بین «حقیقت» و «واقعیت» تفاوتی هست؟ (نظر استاد): بله و این تفاوت فصل تمیز بین علم و فلسفه است. نظر یکی از دوستان: حق برای خداست و واقعیت آن چیزی است که ما ادراک می کنیم.

قرآن کریم: در آیات مختلفی علم را به عنوان «آگاهی و شناخت» می شناسد و تفاوتی بین شکل های مختلف و روش های وصول آن ها در آیاتی همچون «إن الله علیم بذات الصدور» س لقمان        «یعلم ما فی الارحام» س لقمان       «عالم بالغیب والشهاده» س زمر      تفاوتی بین دانش های عینی ودانش های ذهنی وجود ندارد. سوال: منظور از دانش های عینی و ذهنی و مثال؟ فلسفه دانش ذهنی است، علم مدیریت عینی است، تاریخ عینی است.

از دیدگاه قرآن علم ذات و اشیا و امور پوشیده و پنهان غیب و حضور است و تقسیم بندی خاصی به معنای جدایی علم و فلسفه وجود ندارد و راه های کسب معرفت را (شناخت) را 6 روش تقسیم کرده است:

1.       فانظروا الی...     احساس و مشاهده و تجربه       شناخت به تمام چیزهای جهان نسبت به مخلوقات

2.       عقل و تحلیل های منطقی

3.       تاریخ مدون و غیر مدون

4.       فطرت و جدان

5.       وحی و پیام الهی

6.       کشف و شهود

«مثل الذین حملو التوره لم یحملو ها کمثل حمار یحمل افسارا»، «مثل کسانی که با خود تورات را حمل می کنند اما آگاهی و شناخت ندارند مثل حیوان چهارپایی است که بر پشت او کتاب می گذارند». چیزی نمی فهمند جز سنگینی بار آن را  (اهمیت شناخت) قرن ها از نزول قرآن گذشته است!

امرزه نظر صاحبان فکر در مورد جدایی فلسفه از علم چیست؟ نظر افراد، صاحب نظران، فیلسوفان...در مورد جدایی فلسفه و علم چیست؟ فلسفه از علم جدا شده است (از نظر بسیاری افراد) این تفاوت از نظر چیست؟ تفاوت در نوع معرفت وسعت عمل و ثبات و روش. «نظر استاد: علم نسبی است»

تفاوت علم و فلسفه:

ـ نوع معرفت: معرفت فلسفه، معرفتی ذهنی است و علم شهودی و عینی

ـ دامنه وسعت عمل

ـ ثبات و روش

فلسفه کل نگراست و علم جزء نگر

سوال: آیا قوانین علمی مانند جاذبه هم نسبی است؟ بله قوی ترین آن ها هم نسبی است اما فلسفه

تفاوت های معرفت در علم و فلسفه: (بیش از این مواد زیر است)

معرفت، شناخت و اندیشیدن در علم و فلسفه

علم*********************************************************************** فلسفه

شهودی و عینی  ************************************************************* ذهنی

(کیس استادی) جزء نگر بی واسطه********************************* گسترده و کل نگر با واسطه

(حرکت از جزء برکل) (از اجزاء و مشاهدات به نظر می رسیم)استقرائی******** قیاسی (در مسئله و مشکل به معلول ها می خواهیم برسیم)

واقعیت************************************************************** حقیقت (هرچیز)

(مبتنی بر تجربه و شهودات) توصیفی ثبات ندارد************************* قضاوتی ثبات دارد

محدود به زمان و مکان نسبی است ابطال پذیر******************** در همه زمان ها و مکان ها کاربرد دارد (وسیع) قطعی است ابطال ناپذیر

  دسته بندی فلسفه: نظری، عملی.

نظری: ـ علیا، الهیات، متافیزیک، ماوراءالطبیعه

        ـ وسطی، حساب و هندسه

        ـ عملی، رفتار و کردار انسان، و پی بردن به شخصیت انسان

عملی: ـ اخلاق

        ـ تدبیر منزل، اداره و سرپرستی جامعه و گروه (مدیریت)

        ـ سیاست مدن، مسایل مربوط به جامعه، سیاست گذاری سیاست مداری حکومت جامعه

مدیریت در کدام حوزه فلسفی قرار می گیرد؟ فلسفه علمی، تدبیر منزل و سیاست مدن قرار می گیرد.

سوال تفکر و تعقل: هر دو بر وزن تفعل (تکرار یک عمل چه تفاوتی دارند؟)

تفکر: کنار هم قرار دادن داده ها ( مثلا میزان استرس در خوابگاه ها، مدیریت دانش در ....به چه میزان است). داده جمع می کنیم برای رسیدن به یک نظریه

تعقل: یک مرتبه بالاتر است یعنی با استفاده از ابزار حس، هوش یا عقل انسان بتواند استنتاج کند. تعقل مبتنی بر استدلال، استنتاج تجزیه و تحلیل است اما تفکر تنها گردآوری داده هاست.

جمع بندی: تفکر یعنی وسایل و ابزار را جمع آوری کردن ( و داده ها). تعقل سطح بالاتری از اندیشه است یعنی این وسایل را طبقه بندی کنیم که چه کاربردی دارند و برای چه کاری استفاده می شوند.

گستره عمل و کاربرد فلسفه:

(ماوراءالطبیعه)

موضوعات مورد بحث فلسفه: 1ـ متافیزیک.  2ـ شناخت شناسی، (مثل شناخت جهان، خدا و ذات احدیت و...). 3ـ منطق.  4ـ ارزش شناسی.

درباره نوع جهان (بالاتر از فیزیک) و کمکی که به فلسفه به علم می کند: 1ـ فلسفه انتظام گیتی بخش. 2ـ انسان. 3ـخدا. 4ـ شمارش عدد. 5ـ هستی شناسی.

متافیزیک به بحث های اساسی درباره جهانی که ما در آن زندگی می کنیم می پردازد و به پنج بخش تقسیم می شود:

1.       فلسفه انتظام بخش گیتی: درباره نوع نظام و سازمان جهان بحث می کند، چگونه اجزاء و متعلقات آن به هم مربوط شده، گردش کرات و نظم و ترتیب و هماهنگی در کل نظام بین متغیرهای آن بوجود می آید خود به خود به مباحث کوچکتری تقسیم می شود اهم آن ها 1.مکان 2.زمان 3.اصل علیت.

عده ای زمان را مسئله ای عینی و خارجی به حساب می آورند و مصداق آن را عقربه های ساعت و تغییر احوال و نظایر آن می دانند و گروهی مانند کانت زمان را وابسته به مغز و فکر انسان می دانند و آن الگو و شکلی که افکار ما بر اساس آن عمل می کنند و آن را امر مستقل و خارجی به حساب نمی آورند و روشی که انسان خود را با بقیه جهان مرتبط می کند.

در رابطه با مکان تفکر آراء وجود دارد، گروهی آن را مستقل و عینی و گروهی آن را وابسته به وجود انسان می دانند.

اصل علیت (causality)  هر چیزی جز ذات خداوند معلول است و فقط خداوند علت العلل است.

(علل و اصول چهارگانه و کاربرد آن در نظام و سازمان چگونه است؟)

یکی از بخش های پر اهمیت فلسفه انتظام گیتی بخش است (اصل علیت) که علت پیدایش امور (کارها، فعالیت هاو...) و پدیده ها را مورد سوال قرار می دهد.

اگر بگوییم چه کسی این جهان را خلق کرده است در واقع یک سوال فلسفی مطرح کرده ایم (همان بحث حقیقت مطرح می شود) که بایستی با استفاده از اصل علیت پاسخ دهیم. اما این پاسخ از دیدگاه فلاسفه الهی و مادی متفاوت است.

علیت رابطه بین دو چیز را مورد توجه قرار می دهد و نکته مهم اینکه هر علت، معلول یا معلول های خاص و هر معلول، علت یا علت های خاص و ویژه خود را دارد؛ یعنی هر علت نمی تواند مبدا معلول دلخواه باشد.

زمانی ذهن می تواند بدون وجود علت و معلول رابطه بین علت و معلول را حس کند، مثال: اگر جایی از بدن بر اثر آتش بسوزد و بعد از مدتی اثر زخم بهبود می یابد در حالیکه نه زخم و نه آتش وجود دارد اثر سوختگی آتش و زخم را به یاد خواهد آورد. گاهی وقت ها بدون دیدن اثر و آزمایش کردن بر اثر تجربیات و معلومات و نقل قول ها می تواند رابطه بین دو پدیده را در ذهن خود جای دهد. بدین ترتیب هر آزمایش و تجربه ای که در ذهن انسان جای نگرفته باشد و ذهن ارتباط متغیرهای آن تجربه را در خود جای نداده باشد به عنوان معرفت به حساب نخواهد آمد. هرجا کسی وجود چیزی را درک کند و به آن علم پیدا کند و ماهیت و خصوصیات آن را بشناسد بدون تردید به آثار و معلومات او نیز پی خواهد برد. برای بیان این نظر دو دلیل ارائه می کنند. پس دانشمندان اشاره می کنند هرگاه کسی وجود چیزی را ادراک و به آن علم پیدا کند و ماهیت و خصوصیات آن را بشناسد بدون تردید به آثار و معلومات او نیز پی خواهد برد به دو دلیل: 1ـ معرفت کامل به هرچیز عبارت از ادراک ماهیت وجود و لوازم آن. 2ـ ضرورت علم و شناخت به معلول، علم به علت است. «شناخت و معرفت به سوزانندگی، علم به آتش است».   

جمع بندی: علت موقعی علت است که معلول داشته باشد و معلول هر چیزی بدون وجود علت ممکن نیست. بنابراین مبحث علیت که از بخش انتظام گیتی بخش است کاربردهای علمی و فلسفی دارد و در سازمان می توانیم بحث علیت را در خدمت مدیریت قرار دهیم.

مثال: در مدیریت سازمان شناخت و تحلیل سیستم ها بوسیله اصل علیت انجام می گیرد، سیستم یعنی یک کل که متشکل از اجزاء است. رابطه بین جزء و کل رابطه علت و معلول است.

اینکه می گوییم هر سیستم مجموعه ای از عناصر و عوامل وظیفه مند و به هم مربوط است که با همکاری و هماهنگی به اهداف معینی می رسند در حقیقت بحث علت ها و معلول هاست به همین ترتیب موضوعات سازماندهی، برنامه ریزی، رفتارسازمانی و...نکات فراوانی از کاربرد اصل علیت را در بر دارند. تقسیم علل به علت های اولیه و ثانویه، مستقیم و غیر مستقیم (با واسطه و بدون واسطه) کلی و... می توانند در نگرش سیستمی..

فلسفه مدیریت آموزشی2

ـنویسنده : آقای روزبه

فلسفه و مدیریت                       

ـ تعریف، کارکرد فلسفه مدیریت

ـ وظایف اصلی فلسفه مدیریت

ـ تقسیم بندی علوم

امروزه با تنوع علوم، فلسفه را در کنار علم می بینند (و جدایی بین آن ها قائل شده اند). زمانی که توجه فلسفه معطوف به یک علم می شود (به آن فلسفه هم می گویند) فلسفه آن علم به شمار می ورد. در واقع همان فلسفه علم شناسی است. یعنی به دنبال شناختن علم است.

فلسفه علم یک سیستم فلسفی است که بررسی منظم را درمورد ماهیت، رویش ها، مفاهیم، پیش تصورات علم و مکان و موقعیت آن در نظام تعقلی به عهده دارد.

وظایف اساسی فلسفه علم:

1.       مطالعه پیدایش یک علم است. سوال: آیا مدیریت آموزشی یک علم است که فلسفه را در اختیار آن قرار دهیم؟ بله. پس فلسفه چه کمکی به مدیریت آموزشی می کند؟ فلسفه مدیریت آموزشی کمک می کند به روند پیدایش علم مدیریت آموزشی.

تعریف مدیریت آموزشی: فرایندی اجتماعی که با به کارگیری مهارت های علمی، فنی و هنری، تمام منابع مالی و انسانی را سازماندهی و هماهنگ کرده تا به هدف های مورد نظر برسند. مثال هدف ها (اهداف تعلیم و تربیت ـ آموزش و پرورش)

چرا (هزی) را باید در کنار سایر مهارت های علمی و فنی ببینیم؟

ـ فلسفه و مدیریت                       

ـ تعریف، کارکرد فلسفه مدیریت

ـ وظایف اصلی فلسفه مدیریت

ـ تقسیم بندی علوم

امروزه با تنوع علوم، فلسفه را در کنار علم می بینند (و جدایی بین آن ها قائل شده اند). زمانی که توجه فلسفه معطوف به یک علم می شود (به آن فلسفه هم می گویند) فلسفه آن علم به شمار می ورد. در واقع همان فلسفه علم شناسی است. یعنی به دنبال شناختن علم است.

فلسفه علم یک سیستم فلسفی است که بررسی منظم را درمورد ماهیت، رویش ها، مفاهیم، پیش تصورات علم و مکان و موقعیت آن در نظام تعقلی به عهده دارد.

وظایف اساسی فلسفه علم:

1.       مطالعه پیدایش یک علم است. سوال: آیا مدیریت آموزشی یک علم است که فلسفه را در اختیار آن قرار دهیم؟ بله. پس فلسفه چه کمکی به مدیریت آموزشی می کند؟ فلسفه مدیریت آموزشی کمک می کند به روند پیدایش علم مدیریت آموزشی.

تعریف مدیریت آموزشی: فرایندی اجتماعی که با به کارگیری مهارت های علمی، فنی و هنری، تمام منابع مالی و انسانی را سازماندهی و هماهنگ کرده تا به هدف های مورد نظر برسند. مثال هدف ها (اهداف تعلیم و تربیت ـ آموزش و پرورش)

چرا (هزی) را باید در کنار سایر مهارت های علمی و فنی ببینیم؟

کانت مهارت های مدیریت را به چند دسته تقسیم کرده است؟ تخصصی، مفهومی و ادراکی، (تخصصی و فنی)، انسانی، زیرا در مدیریت آموزشی مدیریت بر انسان هاست، بحث ذوق و انگیزه دارد و باید بتوانیم با هز دانش آموز را به حضور در کلاس ترغیب و تشویق کنیم. مدیریت آموزشی یکی از حوزه های دانش مدیریت است که کاربرد روش علمی در این رشته به منظور توصیف خصوصیات و عناصر سازمانی بین انسان ها در سازمان های آموزشی است.  

2.       بررسی روند تحولات و عوامل موثر یک علم از کی شروع شده، الان به کجا رسیده و پایه های آن چه هستند؟

3.       مطالعه انتقادی و ارزشی درباره روش های علمی، نشانه ها و پایه های سیستم های منطقی علوم. کار فلسفه بررسی بایدها و نبایدهاست.

4.       بررسی ماهیت علم از حیث فلسفی.

5.       کشف و تنظیم روابط یک رشته علمی با علوم دیگر ـ (یک علم در صورتی پویا است که بتواند ارتباطش را با سایر علوم نگه دارد)

6.       بررسی نظریه های مطرح شده در یک رشته و تعیین صحت و سقم آن ها.

7.       کشف و تنظیم ویژگی ها و شرایط پذیرش یک رشته به عنوان یک علم.

8.       تعیین قلمرو و محدوده ی خاص علوم.

9.       بررسی فراشناخت و فراتحلیلی نظریه ها و ارتباط آن ها با یکدیگر و ارائه طبقه بندی مناسب.

بنابراین فلسفه مناسب علم مدیریت آموزشی به بررسی روند پیدایش علم مدیریت آموزشی، دلایل علم بودن آن و رابطه علم مدیریت آموزشی با سایر رشته های دیگر علوم می پردازد.

مدیریت کمتر به صورت تجربه است و بیشتر عقلی است.

تقسیم بندی علوم:

از نظرروش:

1.      1- عقلی: مانند منطق و فلسفه، ریاضیات و اخلاق ،علومی که بیشتر ذهنی هستند.

2.       2-نقلی: منابعی که دست به دست از گذشته به ما رسیده است مانند تاریخ، کلام، فقه.

3.      3- تجربی: با آزمایش و تجربه بوجود آمده اند مثل علوم پایه.

از نظر هدف و نتیجه:

1.       علوم اجتماعی. از نظر هدف و نتیجه مدیریت آموزشی جزء علوم اجتماعی است.

2.       علوم اقتصادی. 

3.       الهیات.

از نظر موضوع:فلسفه موضوعات علمی را تعیین کرده است.

1.       آموزش.

2.       شیمی.  

3.       زیبا شناسی( هنر).

4.        ریاضی. و ...

تعریف فلسفه مدیریت: فرآیند اندیشیدن در هستی سازمان (چرا بوجود آمده و ماهیت آن) و مدیریت با به کارگیری قوای ذهنی و سیستم ارزشی برای پیدا کردن روش های درست، تعیین اولویت ها، بوجود آمدن ارتباط منطقی بین اعتقادات و نظریات مختلف و قضاوت نسبت به اومور سازمان و مدیریت.

 مدیریت آموزشی یکی از حوزه های مطالعاتی دانش مدیریت است، علم مدیریت آموزشی مجموعه ای منسجم از دانش حاصل از کاربرد روش های علمی به منظور توصیف خصوصیات و تبیین عناصر سازمانی و روابط فی ما بین آن ها در ساز مان ها ی آموزشی است.

عناصر سازمانی: متشکل از 1ـ سیستم رفتاری افراد، گروه و سازمان غیر رسمی. 2ـ سیستم ساختاری اختصار سازمانی نمودار سازمانی، اهداف. 3ـ سیستم تکنولوژیک، فرآیند و روش های انجام کار و تولید و ... 4ـ سیستم محیطی، مشتریان و ارباب رجوع، رقبا، جامعه، دولت و...

علم مدیریت آموزشی: کارکردهای مدیریت (برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری و کنترل، دسته بندی) در سازمان های آموزشی را بر تئوری و دانش علمی مبتنی می سازد.

هدف علم مدیریت آموزشی چیست؟ بهبود اثر بخشی، بهره وری و کیفیت در سازمان های آموزشی است.

سازمان آموزشی: سازمانی است که به ارائه خدمات آموزشی می پردازد. (مدرسه، دانشگاه، بهداشت، فنی حرفه ای و..) 

سازمان های آموزشی دو دسته کلی اند: 1ـ سازمان های آموزشی صف (آن هایی که در خط عملیات کار می کنند). 2ـ سازمان های آموزشی ستاد (در راس سازمان ها هستند و سیاست گذاری می کنند و ابلاغ به صف تا اجرا شود).

سازمان صف: به طور مستقیم به ارائه خدمات آموزشی می پردازد. مثال: مدرسه ضمن خدمت دستگاه ها.

سازمان ستاد: پشتیبانی از صف ـ ادارت آموزش و پرورش، مراکز بهداشتی، وزارت خانه ها.

مهم ترین زمینه های مطالعاتی علم مدیریت آموزشی:

ـ مدیریت آموزش عالی

ـ مدیریت آموزش عمومی: آموزش دانش آموزان، منطق بر آموزش رسمی.

ـ مدیریت آموزش کارکنان: توانمند سازی، بهسازی، دانش افزایی کارکنان و کارمندان.

سوال هفته آینده: با توجه به رویکردهای متداول در آموزش مدیریت، تئوری های کلاسیک و تئوکلاسیک را توضیح دهید. برای هرکدام 3 نمونه نظریه اشاره کنید.  (ذهنیت فلسفی، بهرنگی)

کارکردهای فلسفه مدیریت:

1.       1-اندیشیدن و تحقیق نظری.

2.       2-تجزیه و تحلیل.

3.      3- انتقاد و ارزیابی.

4.       4-ترکیب.

5.      5- بررسی ارزش ها.

6.      6- قضاوت و نتیجه گیری، تصمیم گیری.

7.      7- جهان بینی.

8.       8-ایجاد ذهنیت فلسفی در مدیر.

1ـ اندیشیدن و تحقیق نظری: همان فلسفیدن است (یعنی همان معنای فلسفه است) و به مسایل نظری سازمان مدیریت که در محدوده علوم حسی و تجربی قرار نمی گیرد و از آن ها فراتر است می اندیشد و پاسخ می دهد.

در واقع سوالات در این بخش از این نوع هستند.

مثال: آیا جامعه باید در خدمت سازمان باشد یا ساز مان در خدمت جامعه؟

برای پاسخ باید مبنای نظری داشته باشیم تا بر مبنای آن به استدلال و منطق جواب دهیم. ابتدا باید جواب دهیم سازمان چرا بوجود آمده است؟ برای رفع نیاز جامعه، پس موجودیت سازمان وابسته به جامعه است.

سوال: در هنگام مدیریت مصالح مدیر در اولویت قرار می گیرد یا مصلحت دیگران؟ تحقق حقوق فرد بر سازمان و حقوق فرد و ...؟ اگر مدیر چنین حقی دارد که مسایل را از دیدگاه منفعت خویش تفسیر کند معیار منطق این حق کدام است؟ مدیریت با حقوق و مصلحت افراد در جامعه سر و کار دارد.

2ـ تجزیه و تحلیل: فلسفه مدیریت با روش منطقی با استفاده از مفاهیم و زبان به بررسی مسایل با نگرش علت و معلولی می پردازد و هیچ موضوعی را با فوریت و بدون تأمل و تحلیل نمی پذیرد. این قسمت از فلسفه مدیریت، مربوط به فلسفه تحلیلی است که انطباق یا عذم انطباق معانی را در یک متن یا موضوع مورد بررسی قرار می دهد. در فلسفه تحلیلی منطق مفاهیمی را که به کار می بریم که همچنین ناکافی بودن آن ها را نسبت به حقایق مورد بررسی قرار می دهد. بالاتر از همه می کوشد که معانی مختلفی که وابسته به مفاهیم اساسی و پراستفاده از قبیل آزادی، تجربه و دانش را روشن کند.

بنابراین بررسی این که آیا مدیریت در ادعاهای خود از منطق درستی بهره می گیرد بر عهده فلسفه مدیریت است لذا باید با دیدی تحلیلی به تجزیه مسایل مربوط به تصمیم گیری و سازماندهی پرداخت و مطمئن شد که در اجزاء هر کدام از منطق استفاده شده و نتایج به دست آمده کاملا منطقی است.

3ـ استفاده و ارزیابی: فلسفه مدیریت پس از تحلیل مسایل به انتقاد و ارزیابی از آن ها می پردازد. این انتقاد شامل روش ها، اهداف، اخلاق، اوضاع اجتماعی، سیاسی اقتصادی سازمان و مدیریت نیز می گردد. انتقاد و ارزیابی به فلسفه ارزیابی مربوط می شود. هر کاری که صورت می گیرد، قائدتا از برنامه ریزی شروع و به نظارت و کنترل ختم می شود و ازریابی در مرحله آخر هم هست که آیا به اهداف رسیده ایم یا نه؟ و به چه میزان؟

در فلسفه ارزیابی ما به دنبال بوجود آمدن استاندارد یا معیار برای برآرود ارزش ها، قضاوت در باره رفتار و ارزیابی هز است. بحث بایدها و نباید، خوب و بد، درست و غلط، زشت و زیبا و... را مورد آزمون قرار می دهد. از نظر روان شناسان تجربی رفتارهای مختلف انسان از نظر اخلاقی نه خوب و نه بد هستند بلکه به صورت ساده شکلی از رفتار هستند که باید به طور آزمایشی و تجربی مورد مطالعه قرار گیرند، اما از نظر یک مدیر یا معلم یا هرکس دیگری که با دید فلسفه به آن ها نگاه می کند بعضی از رفتارها با ارزشند و برخی دیگر بی ارزش یا کم ارزش. فسفه ارزیابی به دنبال کشف و توصیه اصولی برای تصمیم گرفتن این که چه رفتار و اعمالی باارزش هستند، چرا آن ها باید چنین باشند یا چنین نباشند، می باشد.

ما در بررسی رفتار در روان شناسی و مدیریت بار ارزشی به آن نمی دهیم اما در فلسفه می دهیم. در مجموع فلسفه ارزیابی به دنبال کشف و توصیه اصولی برای تصمیم گرفتن این که چرا اعمال و رفتارهایی باارزش هستند چرا باید چنین باشند، می باشد.

   4 ـ ترکیب: کنار هم قرار دادن اجزاء

فلسفه مدیریت نه تنها به مسایل علمی مدیریت و روش های آن به طور تجزیه ای و تدریجی توجه دارد بلکه تمام آن ها را در دخالت و هماهنگی و به صورت کلی نیز مورد توجه قرار می دهد. ترکیب در فلسفه مدیریت مربوط به فلسفه نظری می شود.

(روشی برای اندیشیدن به طور سیستماتیک) این فلسفه طریقی برای اندیشیدن به طور سیستماتیک نظام دار درباره هرچیز که وجود دارد می باشد.

نکته: فلسفه مدیریت در دهه های اخیر و امروزه سعی زیادی برای شناخت همه نهادهای اجتماعی به عنوان سیستم به عمل آمده تا همه آن ها را در حالت تجزیه و ترکیب بشناسد. (نظریه سیستم ها را مطالعه کنید)

سیستم مجموعه ای است از اجزاء و البته که یک کل را تشکیل می دهند. این اجزاء را ترکیب کنیم کل بوجود می آید. لذا این کل بدون اجزاء مفهوم ندارد، فلسفه کوشش خود را معطوف کرده به این که یافتن نظم، اجزاء، نحوه کار کردن آن ها، بنابراین فلسفه نظری هم که ترکیب جزئی از آن است، کوشش خود را معطوف به دست یافتن به نظم و ترتیب و کلیت می سازد. کار آن فقط جزئیات نیست بلکه به کل و دانش و تجربه مربوط می شود. و یک شاخه را نمی نگرد بلکه کل علم را.

5 ـ بررسی ارزش ها: در برسی ارزش ها به دنبال این هستیم که در هر سازمان ارزش هایی از گذشته به ارث گذاشته شده. این ارزش ها فرهنگ شده است و تغییر آن مشکل است. کار فلسفه شناشایی و تثبیت برخی از این ارزش هاست. در برخی مواقع این ارزش ها، به سادگی ارزشمندی آن ها قابل مشاهده نیست و یکی از وظایف فلسفه مدیریت بررسی این ارزش هاست.

در هر سازمانی ارزش هایی از گذشته به ارث گذاشته شده که در حال حاضر (گرچه ماهیت ارزشی دارند) اما ارزشمندی این ارزش ها روشن و یقینی نیست. (مثلا ارزش های مذهبی، نظم و سازماندهی و وقت شناسی در سازمان های ما کم رنگ است) کار فلسفه مدیریت بررسی ارزش این ارزش ها و حتی آموزش آن هاست. یکی از کارکردهای فلسفه مدیریت بررسی ارزش ارزش هایی است که به فراموشی رفته اند یا کم رنگند.

6 ـ قضاوت و تصمیم گیری: قضاوت امری درونی و وجدانی است و تصمیم گیری نیازمند نوعی قضاوت و کار درونی است. قضاوت در حقیقت حکمی است فلسفه مدیریت درباره مسایل مختلف می دهد.

اگر مدیری کرامت و ارزش انسانی را رعایت نمی کند و اخلاق را در تصمیم گیری ها به حساب نمی آورد، فلسفه مدیریت علاوه بر آن که می گوید چنین عملی درست نیست راه عادلانه را توجه به انسان ها، فراهم ساختن زمینه مشارکت آن ها در تصمیم گیری سازمان و مدیریت معرفی می کند. در برخی مواقع مدیر شیوه مدیریت وظیفه مدار و بوروکراتیک دارد اما شیوه مدیریتی که علم می پسندد و فلسفه، این نیست ـ روابط محور است ـ

عدم دخالت زیردستان در تصمیم گیری ها، عدم کار تیمی، عدم توجه و احترام به زیردستان، همه از مشکلات هستند. فلسفه مدیریت علاوه بر آن که می گوید چنین اعمالی درست نیستند، راه عادلانه در اختیار سازمان مدیریت می گذارد.

انسان بایستی باور کند، اگر انسان باور نداشته باشد عمل نمی کند.

7 ـ جهان بینی: نوعی دید انسان نسبت به جهان هستی است. طرز تفکر درباره جهان هستی، برداشت ما از جهان هستی، این که جهان مخلوق خالقی است.

سوال: رفتار انسان ها ناشی از جهان بینی آن هاست؟

8 ـ ایجاد ذهنیت فلسفی در مدیر:

فلسفه مدیریت آموزشی3

نویسنده: آقای روزبه

رویکردهای متداول در مدیریت آموزشی:

اـ رویکرد کلاسیک سنتی: در این رویکرد به این مطالب پرداخته شده است. در واقع اولین مطلب که باید توجه کنیم نظریات آن است، تئوری علمی تیلور که بیشتر در مراکز صنعتی ارتباط دارد اما ما در بحث ناچاریم آن را بررسی کنیم. مثلا برنامه ریزی که فایول در صنعت اشاره کرده در آموزش هم به آن نیاز داریم، برنامه ریزی در صنعت و آموزش متفات است اما از یک جنس هستند و کارشان یکی است با ماهیت متفاوت.

ماهیت برنامه ریزی در نظام آموزشی برنامه ریزی برای تربیت و شکل دادن وتعیین شخصیت و بحث های رفتاری و ...

در داخل این رویکرد نظریات زیر وجود دارد:

نظریه مدیریت علمی تیلور، نظریه مدیریت اداری فایول (کارکردها)، نظریه بوروکراسی وبر (ساختار اداری و سازمان)

استعاره نظریه تیلور: مفهوم انسان به عنوان ماشین.

نکات برجسته رویکرد سنتی: تئوری کلاسیک

1 ـ هر فرد در موسسه (سازمان، شرکت و...) اعم از این که بلندپایه یا سطوح عملیاتی بایستی برنامه ریزی وظایف مشخص خود را پیش رو داشته باشد. نکته کلیدی آن ـ وظایف مشخص ـ وظیفه مند بودن کار و فعالیت و ...

2 ـ تعیین شرایط استاندارد: بدون وجود استاندارد نمی توان میزان تحقق هدف را سنجید (مثل شاقول بنایی می ماند). برای این که یک کاگر وظایف خود را استاندارد شده انجام دهد باید ابزار و وسایل لازم برای ارزیابی آن باشد.

3 ـ ضرر در مقابل عدم موفقیت: عدم موفقیت را باید مسوول (کارگر) جبران کند به صورت کسر از حقوق یا ...

4 ـ توجه به تخصص در سازمان: با پیچیده تر شدن هرچه بیشتر سازمان، وظایف باید به اندازه ای مشکل شود که فقط با استعدادترین افراد بتوانند آن را انجام دهند.

5 ـ مزد زیاد در مقابل برای موفقیت: پرداخت مزد زیاد با کار موفقیت آمیز همراه باشد.

جمع بندی: رویکرد کلاسیک که اغلب تئوری مدیریت اداری خوانده می شود به منظور مشکلات وسیع تقسیمات اداری کارها هماهنگی توجه نموده، در واقع آن ها (تیلور، فایول و ...) از مدیران عامل یا بالا به پایین ترین سطوح یعنی کاگر شروع کرده اند یا مطالعه نموده اند (مشکل اساسی تئوری کلاسیک) هزی فایول مانند تیلور به صورت روش علمی برخورد کرد. فایول مهندس معدن و مدیر موفقی بود که مدیریت و رهبری را تجویز کرد. بر طبق نظریه فایول رفتار اداری شامل 5 کارکرد می باشد که عبارتند از :

1.       برنامه ریزی: مطالعه آینده و تنظیم برنامه عملیات

2.       سازماندهی: تهیه مواد و وسایل سازمان انسانی کار، تقسیم کار و ظایف

3.       هماهنگی: ارتباط دادن همه ارتباطات

4.       فرماندهی: کنترل و نظارت: آیا کار در راستای تحقق اهداف است؟ تا چه میزان؟

مفاهیم یا نکات کلیدی

مفاهیم یا نکات کلیدی در نظریه های کلاسیک  (قبل از مدرنسیم و پست مدرنسیم)

1ـ مطالعه زمان و حرکت: آیا نحوه ی انجام کار طوری است که زمان و نیروی لازم را به حداقل می رساند؟ این دقیقا منطبق بر کار آیی است، چون در کار آیی می خواهیم در حداقل زمان منابع و نیرو حداکثر کار را انجام دهیم.

2 ـ تقسیم کار و تخصص (بیشتر در بوروکراسی): تقسیم امور و کار به اجزاء موجب سهولت در انجام کارها و نظارت بهینه و نتیجه گیری می شود (اما نه هر کاری) برخی کارها قابل خرد کردن نیست.

3 ـ استاندارد کردن کارها: یعنی برای هرکاری ابزار ارزیابی هم داشته باشیم.

4 ـ وحدت فرمان (بحث سلسله مراتب) برای ایجاد هماهنگی در سازمان تصمیم گیری باید به صورت متمرکز در آمده و مسوولیت ها از بالا به پایین و از فردی به فرد دیگر واگذار می شود. (این یک حسن و یک عیبی دارد) (این بحث در سیستم دانشگاهی آن کاربرد را ندارد)

در سازمانی مثل نظامی وحدت فرمان جواب می دهد اما در یک سیستم تخصصی که همه مدیران صاحب نظرند یا در دانشگاه که سیستم افقی است این بحث پاسخ لازم را به ما نمی دهد.

سلسله مراتب، نظم، انظباط

نکته آخر: نظریات کلاسیک از سال 1900 توسط کار میدانی تیلور شروع شده است.

(این نظرات به صورت های متفاوتی ترجمه و منتقل شده اند اما این 5 مورد مهم ترین و رایج ترین آن ها هستند)

سوال: آیا این کارکردها در مدیریت آموزشی متفاوتند یا نه؟

ضرورت آموزش مدیریت: چرا مطالعه در آموزش مدیریت ضروری است؟

1 ـ با احتمال زیاد هر کس در مسیر زندگی (هم شغلی و هم غیر شغلی) خود در مقام مدیریت قرار می گیرد

2 ـ پیشه مدیریت بالقوه جذاب، منزلت آخرین و تلاش برانگیز است (وابستگی آفت آن است)

3 ـ جامعه با کمبود شدید مدیر و استعدادهای مدیریت همرا است

4 ـ مدیریت فعالیتی عام است زیرا در هر سطوح و سازمان های آموزشی و تجاری و صنعتی و... و در همه وظایف و کارکردهای تولید و خدمات و ... کاربرد دارد.

به طور کلی آموزش مدیریت، دانش و معلوماتی فراهم می سازد که به درجاتی متفاوت در همه سازمان ها کاربرد دارد

تکلیف جلسه آینده: با توجه به ویژگی های خاص سازمان های آموزشی با سایر سازمان ها:

1.       توضیح دهید چه تفاوتی یا تفاوت هایی در مدیریت آن ها مشاهده می شود؟    مدیریت آموزشی هوی میسکل ترجمه دکتر عباس زاده

2.       یک کلاس را در نظر بگیرید و رفتار اداری مورد نظر فایول در آن را بررسی کنید

از هفته آینده درستان در گروه های 3 نفری موضوع پروژه نهایی (مرتبط با سرفصل های درس فلسفه مدیریت آموزشی) مشخص کنید. در صورت مشخص شدن موضوع، راهنمایی بیشتر خواهد شد (توسط استاد) PDFسرفصل ها ممکن است در پورتال باشد.

کارکردهای مدیریت را در نظر بگیرید، یکی از آنها برنامه ریزی است. برنامه ریزی در یک کارخانه صنعتی و در مدرسه مقایسه کنید. تفاوت ها در انهیرو چیست؟این برنامه ریزی ها یک سازمان آموزشی را از صنعتی جدا می کند.

توضیحات تکلیف آینده: مدیر کل یک سازمان صنعتی وظایف مشابهی با مدیر کل سازمان دولتی انجام می دهد و تا آن ها نمی توانند به آسانی جایگزین یکدیگر شوند با اینکه وظایفشان یکسان است (برنامه ریزی سازماندهی و...) ولی دانش، اطلاعات، مهارت، تخصص، نحوه کار عملکرد به طور قابل ملاحظه ای متفاوت است. در مدرسه سیستم به چه شکلی عمل می کند؟

در سازمان مدرسه، Input، فرآیند و output با سازمان صنعتی متفاوت است. در این سیستم (مدرسه) نتیجه به خود سیستم برمی گردد.

شش زمینه مشخص برای تمیز مدیریت آموزشی از سایر سازمان ها:

1-     اهداف آموزشی بسیار پیچیده هستند.

2-     نقطه اصلی سازمان های آموزشی انسان ها و فرایندهای یاددهی و یادگیری است

3-     مدیران آموزشی اغلب دارای پیشینه حرفه ای مشترک نظام ارزش ها و تجارب بیش و کم یکسانی هستند و شاگردان در کار خود استقلال دارند و شاگردان چاره ای جز قبول برنامه و محتوای تعیین شده ندارند.

ادامه را دوستان تکمیل و به عنوان تکلیف تحویل دهند

فلسفه مدیریت آموزشی4

نویسنده : آقای دانش پور

به نام خدا

  سه مکتب مدیریتی داریم، و در هر مکتبی یک سری نظریات داریم که صاحب نظرشان مشخص است، استعاره نظریه شان هم مشخص است،چارچوب کلیدی شان هم مشخص است. از دانشجویان عزیز انتظار می رود که رویکردهای مدیریت آموزشی را بتوانید دسته بندی کنید. و متاسب با هر رویکرد نظریات آن را بیان کنید و در هر نظریه صاحب نظران را برشمارید و استعاره شان را بیان کنید. 

اما می خواهیم بدانیم تئوری چه نقشی دارد و ارتباطش با علم چیست، یا تئوری در مدیریت آموزشی چه مفهومی پیدا کرده است؟ آیا برای کارمان در مدیریت آموزشی باید از تئوری استفاده کنیم؟یا اینکه نیازمند تئوری نیستیم؟ چون در این ارتباط نظرات متفاوتی وجود دارد.

جلسه چهارم فلسفه مدیریت آموزشی 29/7/1394

   سه مکتب مدیریتی داریم، و در هر مکتبی یک سری نظریات داریم که صاحب نظرشان مشخص است، استعاره نظریه شان هم مشخص است،چارچوب کلیدی شان هم مشخص است. از دانشجویان عزیز انتظار می رود که رویکردهای مدیریت آموزشی را بتوانید دسته بندی کنید. و متاسب با هر رویکرد نظریات آن را بیان کنید و در هر نظریه صاحب نظران را برشمارید و استعاره شان را بیان کنید. 

اما می خواهیم بدانیم تئوری چه نقشی دارد و ارتباطش با علم چیست، یا تئوری در مدیریت آموزشی چه مفهومی پیدا کرده است؟ آیا برای کارمان در مدیریت آموزشی باید از تئوری استفاده کنیم؟یا اینکه نیازمند تئوری نیستیم؟ چون در این ارتباط نظرات متفاوتی وجود دارد.

تئوری مدیریت اموزشی: اگر خاطرتان باشد ما مدیریت آموزشی را خلاصه کردیم در مطالعه رفتار در سازمان های آموزشی. تئوری در مدیریت آموزشی دارای همان نقشی است که در سایر مدیریت ها و در سایر علوم (مثل شیمی فیزیک یا زیست شناسی) دارد.  و آن عبارت است از فراهم آوردن توضیح کلی و هدایت تحقیق (در نظریه آشوب خیلی به تئوری قائل نیستند) اما امروز می خواهیم به این جمع بندی برسیم که ما نیازمند تئوری هستیم و بدون آن ممکن است یک علم مفهوم پیدا نکند و به جایی که می خواهد برسد نرسد. به عبارتی می خواهیم به این برسیم که ما امروز مدیریت آموزشی را برمبنای تئوری های آن می شناسیم.

تئوری و علم چه ارتباطی دارند: (منظور مان همه علوم است نه علمی خاص)

هدف علم فهمیدن دنیایی است که ما در آن زندگی می کنیم. مثلا ما در مدیریت بدنبال مشاهده و مطالعه رفتار افراد و گروه ها در سازمان های آموزشی هستیم. هدف اساسی علم پیدا کردن توضیح کلی است که تئوری نام دارد.

تئوری: عبارت است از مجموعه مفاهیم، مفروضات و تعمیم های مربوط به هم که به طور منظم انتظام رفتار در نظام های آموزشی را تشریح کرده و توضیح می دهد. تئوری ها ذاتا کلی و ذهنی هستند. آنها درست یا نادرست نیستند بلکه مفید یا غیر مفیدند.

سوال: در ارتباط با هر یک از رویکرد های مدیریت آموزشی چند تا تئوری و نظریه داریم؟ کلاسیک، نئو کلاسیک و نظریه معاصر که در نظریه های معاصر سیستم ها اقتضایی است، حتی نظریه آشوب که از کوآنتوم آمده است خود در سیستم ها قرار گرفته است.

توسعه علم اداری از 1900 تا کنون که به نوعی به علم مدیریت هم مربوط می شود.

شروع ****مراحل توسعه علوم اداری***** متقدمان یا صاحب نظران

1900 ****سازمان کلاسیک**** تیلور، فایول، وبر، اورویک و ...

1930**** روابط انسانی**** فالت، میو، برگر، مزلو و ...

1950**** علم رفتاری**** چستر بارنارد، سایمون و ...

اجزای تئوری: مفاهیم- فرض ها – تعمیم ها

مفاهیم: اصطلاحی است که به یک انتزاع، معنای کلی داده است. مثلا بهره هوشی را به عنوان یک مفهوم و انتزاع معنا می دهیم و میرویم بر روی آن مطالعه و تحقیق می کنیم.

فرض ها و تعمیم ها:عبارت از بیانی است که بدیهی دانسته شود یا بعنوان حقیقت پذیرفته شود. مفروضات هم رابطه بین دو یا چند مفهوم را مشخص می کنند. در فرض ها (مثلا مدیریت نوعی رفتار تعمیم یافته که در همه سازمان ها یافت می شود)

دو فرض در رابطه مدیریت:

1-یکی اینکه مدیریت نوعی رفتار تعمیم یافته که در همه سازمان ها یافت می شود. آیا این فرض بدیهی به نظر می رسد یا خیر؟ بله یکفرض بدیهی است یعنی هر سازمان بدون مدیریت نمی تواند دوام داشته باشد

2- مدیریت فرایند هدایت و کنترل زندگی در یک سازمان اجتماعی است. آیا این فرض بدیهی به نظر می رسد یا خیر؟ این فرض یکتعریف از مدیریت است.

به عبارت دیگر هر تعمیم مفاهیم را به نحو معنا داری به هم پیوند می دهد در صورتی که در بندهای تئوریکی انواع زیادی از تعمیم ها یافت می شود.

مفروضات در صورتی که اگر رابطه دو یا چند مفهوم را مشخص نمایند تعمیم هستند. در مدیریت با فرضیه ها خیلی سر و کار داریم.فرضیه: تعمیم هایی است که از حمایت تجربی محدود برخوردارند . در مقابل فرضیه اصول را داریم.

اصول: تعمیم هایی است که از حمایت تجربی زیادی برخوردارند.

تئوری و تحقیق: آیا در تحقیقات به تئوری نیاز داریم یا نه؟

تحقیق علمی : عبارت از بررسی منظم، کنترل شده ، تجربی و انتقادی قضایای فرضی درباره روابط احتمالی بین پدیده های طبیعی است. این تعریف نشان میدهد که تحقیق بوسیله فرضیه ها ( گاهی اوقات سوالات) از طریق تجربه و به شیوه منظم و کنترل شده مطابق با واقعیت هدایت می شود.

سوال: آیا تئوری مقدم بر فرضیه است؟ جواب استاد: بله چون بر مبنای تئوری فرضیه سازی می کنیم. باید تئوری باشد تا بر اساس آن

فرضیه: عبارت است از حدثی که رابطه حداقل دو متغیر را نشان می دهد. فرضیه پلی مابین تئوری و تحقیق بوده و وسیله ای برای آزمایش تئوری در مقابل واقعیت عینی است. مثال: بین سواد والدین و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادرای وجود دارد.

در ارتباط با فرضیه دو فرض داریم. در آمار و روش تحقیق داریم که فرض ها دو گونه است فرض صفر و فرض مقابل (فرض خلاف یا فرض تحقیق). مثال بالا چه نوع فرضی است؟ ما در تحقیق و پژوهش همیشه بدنبال رد فرض صفر(H0) 0 هستیم. یعنی در این مثال فرض صفر ما این است که بین سواد والدین و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباطی وجود ندارد، بنابراین فرض ما در این مثال فرض مقابل یا همان فرض تحقیق((H1 است.

تئوری و عمل : تئوری حداقل به سه طریق مستقیما به عمل مربوط می شود:

1-تئوری چارچوبی از مراجع، منابع و ... را برای کارورزان، محققان و ... تشکیل میدهد.

2-فراگرد تئوریزه کردن یک زمینه تحلیلی عام را برای رویدادهای عملی فراهم میسازد

3-تصمیم گیری علمی و عقلایی را هدایت می کند.

(نظر بعضی این است که در مدیریت به تئوری نیاز نداریم و می توانیم بر مبنای منطق عمل کنیم اما نظر ما خلاف آن است همانطور که در بالا توضیح داده شده است)

عمده ترین دلایل پشتیبانی تئوری از عمل در مدیریت:

1-هر تجربه عملی نیازمند توضیح و تبیین نظری و هر نظریه نیازمند ارائه یک نمونه عملی است.

2-تئوری ها بیشتر جنبه انتخابی دارند. انتخاب یکی به معنای نادیده گرفتن دیگری است اما باید توجه داشت که مدارس، دانشگاه ها و سیستم های آموزشی( چون مطالعه رفتار صورت می گیرد) بسیار پیچیده تر از آن هستند که بتوان آنها را از یک دیدگاه یا بر اساس یک تئوری خاص مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

3-تئوری های مدیریت آموزشی اغلب بر اساس مشاهدات مبتنی بر روش شناسی علمی فرایند مدیریت در موسسات آموزشی شکل گرفته اند. این تئوری ها گاها زمینه ای یا ( ( ground theory  نامیده می شوند.

در هر موقعیتی باید متناسب با آن موقعیت مدیریت کرد، مثلا رویکرد اقتضایی و مدیریت اقتضایی ،مثلا نظریه سیستم ها در مدیریت آموزشی کاربرد دارد، باید جزء به جزء یک کل را در نظر بگیریم مثلا یک مدرسه را، اما گاهی فرصت آن را نداریم یا ... و مثلا در نظریه آشوب می گوید که باید بر اساس منطق عمل کرد و این تئوری های مختلف را باید مد نظر قرار داد تا در جای خود مورد استفاده قرار گیرند.

مشخصه های اصلی تئوری های مدیریت آموزشی:

1-آنها معیارهایی هستند که باورهای ما درباره ماهیت سازمان های آموزشی و رفتار افراد ...

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 10:19  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

مقدمات مدیریت آموزشی
تالیف: دکتر علی علاقه بند

مقدمات مدیریت آموزشی(ویراست پنجم): خلاصه کتاب: ناشر:روان- نوبت چاپ سی و یکم- شمارگان:۵۰۰۰ جلد – لیتوگرافی چاپ و صحافی:طیف نگار- تاریخ نشر:زمستان۱۳۸۵- متخلص کننده:مهدی ملاک- سازمان و مدیریت: سازمان هنگامی پدید میاید که عده ای از افراد هدف مشترکی داشته باشند بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند مایل باشند که

برای نیل به ان هدف همکاری نمایند.

تعریف سازمان
سازمان عبارت است از هماهنگی معقول عده ای از افراد که از طریق تقسیم وظایف و برقراری روابط منظم و منطقی برای تحقق هدف مشترکی بطور پیوسته فعالیت می کنند
نظام همکاری میان افراد در صورتی که به اقتضای شرایط زندگی اجتماعی و بطور خودجوش پدید اید سازمان اجتماعی و در صورتی که از روی قصد و هدف آگاهانه به وجود اید سازمان رسمی نامیده می شود

خصوصیات مشترک سازمان ها
۱_سازمان ها هدف دارند یعنی برای دستیابی به مقاصد معینی به وجود میایند
۲_سازمان ها از ترکیب اجتماعی افرادی که به صورت گروهی همکاری می کنند تشکیل میشود
۳_سازمان ها بطور پیوسته و مستمر عمل میکنند
۴_سازمان ها فعالیت های خود را از راه تفکیک وظایف و از روی برنامه و با استفاده از منابع مالی و مادی و دانش و فن و ابزار انجام می دهند
۵_سازمان ها بعنوان واحد های یکپارچه فعالیت های منظم و ساختمند و کار خود را بطور عقلانی و منطقی هماهنگ و هدایت میکنند

تعریف مدیریت
مدیریت فن و هنری قدیمی است در گذشته های دور عمدتا به وسیله سلاطین وزیران روحانیون و فرماندهان نظامی و در گذشته های نزدیک توسط مدیران تجاری و دولتی بکار می آمد

مدیریت از دیدگاه بزرگان علم مدیریت
مدیریت عبارتست از:
۱_هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران(فالت۱۹۲۴)
۲_فراگرد هماهنگ سازی فعالیت های فردی و گروهی برای تحقق هدف های گروهی (دانلی و همکاران۱۹۷۱)
۳_ایجاد محیطی موثر برای افرادی که در گروه های رسمی سازمانی فعالیت می کنند(کونتز و اودانل۱۹۷۲)
۴_کار کردن با و به وسیله افراد و گروه ها برای تحقق هدف های سازمانی(هرسی و بلانچارد ۱۹۷۲)
۵_هماهنگ سازی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق هدف ها(کاست و رزنزویگ۱۹۷۴)
۶_فراگرد تصمیم گیری و برنامه ریزی و سازمان دهی و رهبری و کنترل منابع انسانی مالی و مادی و اطلاعاتی سازمان بمنظور تحقق اثر بخش و کارامد هدف های ان(گریفین ۱۹۸۷)

کارکردهای مدیریت
کارکرد های مدیریت به صورت های متفاوتی طبقه بندی شده اند.این تفاوت ها معمولا ناشی از میزان اهمیت کارکرد های در نزد صاحب نظران است یا غالبا ناشی از اصطلاحات مختلفی است که برای توصیف آنها بکار برده میشود
نخستین بار هنری فایول مدیریت را به کار کرد های پنجگانه زیر تفکیک و تعریف کرد:
۱_برنامه ریزی:یعنی پیش نگری و تدارکات وسایل برای عملیات آینده
۲_سازمان دهی:یعنی ترکیب و تخصیص افراد و منابع دیگر بمنظور انجام دادن کار
۳_فرماندهی:یعنی هدایت و جهت دهی افراد در انجام دادن کار
۴_هماهنگی:یعنی وحدت و یگانگی بخشیدن به همه کوشش ها و فعالیت ها
۵_کنترل(نظارت):یعنی رسیدگی به اینکه آیا کلیه امور و فعالیت ها مطابق با مقررات و دستورات صورت میگیرند یا نه.
در کتابهای درسی غالبا از اصطلاح ساختگی ((p o s d c o r bبرای معرفی وظایف مدیریت استفاده میشود۰این اصطلاح از ترکیب سر کلمه۱_ planning برنامه ریزی۲_organizing سازمان دهی ۳_commanding فرماندهی ۴_coordinating هماهنگی ۵_controlling کنترل(نظارت) ۶_ staffingکارگزینی ۷_reporting گزارش دهی(ارتباط) ۸_budgetting بودجه بندی به زبان انگلیسی ساخته شده است۰
امروزه در اغلب کتابهای درسی کاکردهای مدیریت به ۱_برنامه ریزی ۲_سازمان دهی۳_هدایت ) رهبری (leading5_کنترل(نظارت) تفکیک میشود۰

فصل دوم: تصمیم گیری و برنامه ریزی

تصمیم گیری:تصمیم گیری فراگرد گزینش شیوه عمل خاصی برای حل یک مشکل بزرگ است (استونر۱۹۸۲).تصمیم گیریهای سازمانی را به دو گروه میتوان طبقه بندی کرد.
تصمیم گیری های معمول(با برنامه)مثلا تصمیم گیری برای تعیین حقوق کارمند جدید.
تصمیمات غیر معمول (بی برنامه)با مسایل و مشکلات جدید و غیر عادی سر و کار دارند.ملاک غیر معمول بودن تصمیم تکراری نبودن و فقدان رویه های معین برای اتخاذ ان است.بسیاری از وظایف مدیریت مثل برنامه ریزی و بودجه بندی مستلزم تصمیم گیری غیر معمول است.
مراحل تصمیم گیری:
۱_تعریف و تشخیص مسئله یا مشکل
۲_دست یابی به راه حل های فرضی
۳_ارزشیابی راه حل هایی و گزینش راه حل یا شیوه عمل مناسب
۴_اجرای تصمیم و باز نگری

برنامه ریزی
برنامه ریزی فراگرد تصمیم گیری درباره کار و فعالیت در آینده است به بیان دیگر برنامه ریزی عبارتست از فراگرد تعیین و تعریف هدف ها و تدارک اقدامات و وسایلی است که تحقق هدف ها را میسر میسازد.
برنامه ریزی شامل مراحل زیر است:
۱_هدف گذاری:تعیین هدف ها و اولویت آنها
۲_پیش نگری:بررسی و پیش بینی منابع و امکانات لازم برای تحقق هدف ها
۳_بودجه بندی:تشخیص فعالیت ها و اقداماتی که با استفاده از منابع و امکانات صورت خواهد گرفت(تبدیل امکانات به اقدامات عملی دقیق)
۴_تعیین خط و مشی ها:روش ها و ملاک های عملیات
هدف گذاری
هدف نتیجه مطلوبی است که رفتار در جهت ان هدایت میشود۰
عبارتها و اظهار اتی که چیستی هدف ها را بیان می کنند هدفهای لفظی نامیده میشود
عبارتها و اظهاراتی که چیستی هدفها را بیان میکند را هدفهای لفظی نامیده میشوند۰
نتایجی که رفتار عملا در جهت آنها هدایت میشود هدفهای واقعی را تشکیل میدهند۰
تعیین هدفها و تحقق آنها تابع شرایطی و ظوابطی است
۱_هدفها باید سنجش پذیر باشند۰
۲_هدفها باید تحقق پذیر باشند۰
۳_هدفها باید پذیرفتنی باشند۰
۴_هدفها باید همخوانی و توافق داشته باشند۰

پیش نگری
تعریف پیش نگری پیش نگری عبارت از فراگرد استفاده از اطلاعات گذشته و حال برای تخمین شرایط و رویدادهای آینده

بودجه بندی

بودجه به زبان ساده برنامه است که مشخص میکند چه مقدار از کل منابع به اهداف خاصی اختصاص خواهد یافت۰ به عبارت دیگر بودجه نشان میدهد که منابع سازمانی در یک دوره زمانی معین برای انجام فعالیتهای مخصوص سازمانی چگونه تخصیص یافته است۰

انواع برنامه ها

سازمانها برای انجام دادن فعالیتهای خود به انواع برنامه نیاز دارد۰ برنامه ها را به طرق مختلف طبقه بندی میکنند _دایمی _موقت_مدت دار _راهبردی_عملیاتی
از متداولترین برنامه های دایمی عبارت اند از هدف ها_خط مشی ها _استانداردها_رویه ها_روشها_مقررات

۱_هدف ها را قبلا توضیح دادیم ۰

۲ _خط مشی خط مشی بازتاب هدفهای سازمان و رهنمود کلی اجرای عملیات است که چارچوبی برای تصمیم گیریها عملیاتی فراهم میسازد۰

۳_استاندارد ملاکی که بتوان چیزی را با ان مقایسه کرد استاندارد نامیده میشود۰مثلا(هر معلم به طور متوسط ۲۰ ساعت در هفته تدریس کند) یک استاندارد برای سنجش عملکرد معلمان محسوب میشود
۴_رویه عبارت است از تعیین مراحل یا گامهای متوالی پیوسته برای انجام دادن یک وظیفه مثلا مراحل انتخاب دروس و ثبت نام دانشجو در هر نیم سال تحصیلی در یک دانشگاه۰
۵_روش عبارت است از تعیین چگونگی انجام دادن کار در هر یک از مراحل رویه۰هر گام از رویه مستلزم روش خاصی است۰
۶_مقررات احکامی صریحی که بیان می کنند در موقعیتهای معینی چه باید کرد یا نباید کرد مقررات نامیده می شوند مثال مشهور مقررات عبارت است از توقف ممنوع این احکام و الگوهای رفتاری مخصوصی را مشخص می کنند و هیچ گونه تبعیض یا چون و چرایی را جایز نمیشمارند۰
۷_برنامه موقت یا تک کاربردی برای هدف مخصوص یا دوره زمانی معینی طراحی می شود و احتمالا به همان صورت در آینده تکرار نخواهد شد۰ وقتی که هدف تحقق یافت یا زمان سپری شد برنامه متوقف میشود یا مورد تجدید نظر قرار میگرد۰ آشنا ترین برنامه موقت بودجه است۰

برنامه های مدت دار
برنامه ها با توجه به دامنه زمانی آنها نیز طبقه بندی میشوند ۰از این لحاظ سه نوع برنامه ریزی وجود دارد کوتاه مدت میان مدت بلند مدت
مدیران برای هدایت عملیات جاری برنامه ریزی میکنند (کوتاه مدت) برای تداوم و استمرار عملیات برنامه تهیه می کنند (میان مدت) و بالاخره تمهیداتی برای رشد و توسعه فعالیتهای سازمان و بقای ان تدارک می بینند (برنامه بلند مدت)

برنامه های راهبردی و عملیاتی
برنامه راهبردی(استراتژیک) دارای چارچوب زمانی نسبتا طولانی و قلمرو وسیعی است در بالاترین سطح سازمان تهیه و تدوین می شود شامل تعیین هدفهای سازمانی و ناظر به فعالیتهای تمام واحدهای سازمان است۰
برنامه عملیاتی دارای دامنه زمانی کوتاه و قلمرو محدودی است در سطوح پایین سازمان طراحی می شود و در ان طرق و روشهای تحقق هدفهای سازمان مورد توجه قرار می گیرد۰

اهمیت برنامه ریزی
برنامه ریزی در مدیریت از اهمیت زیادی برخوردار است۰ این اهمیت از آنجا ناشی می شود که برنامه ریزی موثر رفتار مدیریت و سازمان را عملا و عمیقا تحت تاثیر قرار می دهد و کنترل موثر فعالیتهای سازمانی را امکان پذیر می سازد ۰ برنامه ها مبانی لازم را برای هماهنگی و رهبری و کنترل به وجود می آورند و با مشخص کردن جوانب عملی و رفتاری فعالیتهای سازمان (یعنی۰ چه کسی۰ چه را۰ کجا۰ چه موقع۰ چگونه باید انجام بدهد) بلاتکلیفی را کاهش
می دهند ۰

فصل سوم: سازمان دهی
سازمان دهی یعنی فرآگرد نظم ترتیب دادن به کار و فعالیت و تقسیم و تکلیف ان به افراد به منظور انجام دادن کار و تحقق هدف های معین ۰ نتیجه سازمان دهی ایجاد ساختار سازمان است۰ساختار سازمان :روابطی منظم و منطقی که لازمه عملیات اعضای سازمان است به وجود می اورد۰
فراگرد سازمانی
۱_تشخیص فعالیتهای لازم برای رسیدن به هدف ها و اجرای برنامه ها ۰
۲_گروه بندی فعالیتها با توجه به منابع انسانی و مادی موجود و تشخیص بهترین طریقه استفاده از آنها ۰
۳_دادن اختیار عمل و حق دستور دهی و تصمیم گیری برای انجام دادن کار به مسئول گروه۰
۴_ارتباط دادن واحدها (گروه بندی ها) به یکدیگر به صورت عمودی و افقی از طریق روابط اختیار شبکه ارتباطی و نظام اطلاعاتی ۰
هماهنگی
هماهنگی عبارت است از فراگرد ایجاد وحدت و یگانگی میان فعالیتهای واحدهای مختلف سازمان به نحوی که هدفهای سازمان به طور اثر بخش تحقق یابند۰
تقویض اختیار: عبارت است از انتقال و مسئولیت رسمی از مافوق به زیر دست برای انجام دادن وظایف خاص۰ واگذاری اختیار مسئولیت موجب می شود که سازمان به صورت موثرتری فعالیت کند۰

سازمانهای متمرکز و نا متمرکز
سازمانی که اغلب اختیارات تصمیم گیری در دست مدیران بالاترین رده سازمانی است سازمان ((متمرکز))نامیده می شود و سازمانی که در ان اختیارات تصمیم گیری در رده های مختلف پراکنده است سازمان((نا متمرکز)) می گویند۰
فصل چهارم ارتباط رهبری کنترل
نخستین هدف ارتباط در سازمانها ایجاد هماهنگی و یگانگی در فعالیتهای سازمانی است۰ ارتباط اعمال و رفتارهای اعضا و واحدهای سازمانی را همسو و یگانه می سازد۰ بدون ان سازمان به مجموعه افرادی که جدا از هم کار میکنند مبدل مشود۰
تعریف ارتباط
ارتباط به زبان ساده به انتقال معنای و اطلاعات از شخصی به شخص دیگری اطلاق میشود ۰ یا به طور کلی ارتباط عبارت است از انتقال معانی اطلاعات (پیام) از شخص و گروه یا سازمانی (فرستنده پیام) به شخص گروه یا سازمانی دیگر (گیرنده پیام)۰
فراگرد ارتباط
توصیف و تحلیل فراگرد ارتباط به سه عنصر فرستنده و پیام و گیرنده نا کافی است ۰ عوامل و عناصری دیگری نیز در امر ارتباط دخالت دارند که بر پیچیدگی ان می افزایند۰
فرستنده پیام
آغازگر ارتباط است که قصد دارد درباره نیاز/ خواست / اندیشه / اطلاعی / با کسی یا کسانی مرابطه برقرار کند مثلا مدیری که می خواهد کارکنان سازمان را از تصمیم جدید خود درباره اضافه کار مطلع سازد یا معلمی که می خواهد درس بدهد۰
کد گذاری (encoding)
برای اینکه فرستنده اندیشه یا اطلاع خود را قابل انتقال سازد باید ان را به قالب تشخیصی درآورد۰مثلا اندیشه یا اطلاع خود به زبان گفتاری یا نوشتاری بیان کند۰ این عمل به کد گذاری اطلاع تعبیر می شود(در عمل کد گذاری / از علایم / نشانه ها / تصاویر / اعداد / ارقام / ایما / اشاره/ حرکات رفتاری و غیره که برای مخاطب قابل تشخیص و درک باشند استفاده می کنند)

پیام (message )
به طور کلی معنا یا اطلاعی که در جریان ارتباط منتقل می گردد پیام نامیده میشود ۰ شکل پیام را عمل کد گذاری مشخص می کند ۰ در نتیجه پیام به صورتی در می آید که گیرنده بتواند به مدد حواس و تجربه خود ان را دریافت و درک کند۰ پیام به صورت شفاهی از طریق شنیدن و به صورت کتبی از طریق خواندن قابل درک است۰
رسانه (medium )
رسانه وسیله انتقال پیام است (امواج صوتی برای انتقال گفتار / کاغذ برای انتقال نوشتار / امواج نور برای انتقال تصاویر و دیدار حرکات و رفتار)۰ رسانه محمل انتقال پیام به گیرنده است و باید متناسب با پیام انتخاب شود۰
گیرنده پیام
کسی است که با حواس خود پیام را دریافت و درک می کند ۰ گیرنده ممکن است یک فرد یا افرادی بی شماری باشند۰ وقتی که مدیری بخشنامه صادر می کند همه افراد سازمان گیرنده پیام محسوب می شوند یا وقتی که مدیر به معاون خود یادداشت می دهد فرد معاون گیرنده پیام است۰
کد برداری(decoding)
فراگرد تفسیر پیام و برگردان ان به صورت اطلاعی که برای گیرنده معنادار شود کد برداری نامیده می شود ۰ کد برداری تحت تاثیر انتظارات و تجربه گیرنده و تفسیر شخصی او از علایم و حرکات و میزان آشنای او با کد گذاری فرستنده قرار می گیرد ۰ مثلا گیرنده پیامی را که به یک زبان بیگانه نوشته شده است را نمیتواند کد برداری کند۰
عوامل مزاحم
هر عاملی که در جریان ارتباط مداخله کرده ان را مبهم و غیر قابل درک سازد مزاحم تلقی می شود ۰ این عوامل ممکن است در هر مرحله از ارتباط دخالت کنند :بی دقتی در کد گذاری و کد برداری / نا مفهوم صحبت کردن / خیلی آهسته صحبت کردن / سر و صداهای مزاحم ضمن انتقال پیام (مثل پارازیت رادیویی) که حواس شنونده را پرت می کنند و ۰۰۰ ۰
بازخورد (feed back )
اطلاع از تاثیری که پیام در نزد گیرنده داشته باز خورد نامیده می شود
باز خورد عکس جریان ارتباط اصلی که طی ان واکنش یا پیام گیرنده و کد گذاری و از طریق همان رسانه به فرستنده اصلی ارسال می شود که او به نوبه خود ان را کد برداری و درک می کند۰
ارتباط در سازمانها
موارد زیر موضوعهای مناسب ارتباط سازمانی محسوب می شود:
۱_اطلاعات کلی درباره سازمان (اهداف/خط مشی ها /خدمات یا فعالیتهای اساسی سازمان)
۲_اطلاعات راجع به امور و مشاغل کارکنان از قبیل : مرخصی ها / ترفیع و نظام دستمزد و ۰۰۰
۳_اطلاعات راجع به تغییرات سازمانی نظیر تغییر مدیریت / خط مشی ها /روشها / رویه ها و۰۰۰
۴_اطلاعات راجع به تغییرات در زمینه های سیاستهای اقتصادی جامعه و تغییرات سیاسی و ۰۰۰
 برقراری ارتباط موثر در مدیریت مستلزم رعایت نکات زیر است:v
۱_هر مدیری در وهله اول باید اگاه باشد که به چه منظوری می خواهد ارتباط برقرار کند۰
۲_آنگاه پیام خود را بدون هیچ گونه ابهامی در قالب زبان یا علایم قابل تشخیص و درک بیان نماید۰
۳_قبل از برقراری ارتباط اطلاعات لازم و کافی درباره مخاطبان و زمینه و شرایط کار آنان به دست آورد تا بتواند قابلیت پذیرش پیام خود پیش بینی کند زیرا هر گونه عدم آمادگی از سوی مخاطبان احتمال برقراری ارتباط موثر را به طور قابل ملاحظه ای کاهش خواهد داد۰
۴_پس از ان رسانه و طریقه مناسب برای انتقال پیام را انتخاب کند۰
۵_سرانجام پس از برقراری ارتباط به تاثیر دریافت و درک پیام در نزد مخاطبان توجه نماید۰
رهبری
هدف از رهبری در مدیریت راهنمایی زیر دستان در جهت بهتر فهمیدن هدفهای سازمان و بر انگیختن آنها به کار و فعالیت موثر است۰
تعریف رهبری
رهبری فراگرد اثر گذاری و نفوذ در رفتار زیر دستان برای هدایت آنها در ایفای وظایف سازمانی است۰ مدیر برای ایفای وظیفه رهبری با زیر دستان خود رابطه برقرار کند به سرپرستی آنها می پردازد انگیزه کار و فعالیت در آنها به وجود می آورد به حل اختلافات آنها می پردازد و به اقتضا تغییراتی در شرایط کار آنان پدید می آورد۰
 رهبری در سازمانها از سه ویژگی برخودار است (استونر ۱۹۸۲)v
۱_رهبری مستلزم وجود پیروانی یا زیر دستانی است که دستورات شخص رهبر را با میل و اراده بپذیرند ۰ در اثر این پذیرش امر رهبری امکان پذیر می شود۰
مدیر بدون پذیرش زیر دستان فاقد خصوصیات رهبری است۰
۲_در جریان رهبری قدرت رهبر و زیر دستان نا برابر است ۰ رهبر اختیار دارد که فعالیتهای زیر دستان را هدایت کند ولی آنها نمی توانند فعالیتهای رهبر را هدایت کنند۰
۳_رهبر سازمانی علاوه بر اینکه به طور قانونی رفتار زیر دستان را هدایت می کند همچنین می تواند اعمال نفوذ کند و بر رفتار آنها اثر بگذارد ۰به عبارت دیگر مدیری که از جانب زیر دستان به عنوان رهبر پذیرفته شده نه فقط می تواند به آنها بگوید چه بکنند بلکه همچنین می تواند آنان را از لحاظ نحوه اجرای دستور تحت تاثیر قرار دهند۰
شایستگیهای رهبری
برای رهبری اثر بخش بر رفتار زیر دستان صاحبنظران رفتار سازمانی به شایستگیهای سه گانه زیر تاکید کرده اند (هرسی و بلانچارد۱۹۸۸)
۱_تشخیص : توانا بودن مدیر به فهم موقعیتی که می کوشد تحت تاثیر قرار دهد۰ تشخیص یک توانایی شناختی که مبنای آن فهم موقعیت فعلی و پیش بینی موقعیت آینده میسر می شود۰
۲_سازگاری:توانا بودن مدیر به انطباق رفتار خود که و منابعی که در اختیار دارد با شرایط و عوامل موجود در موقعیت است به طوری که موجب تغییر موقعیت موجود شده و تحقق وضع مطلوب را تسهیل نماید۰سازگاری و انطباق یک توانایی رفتاری است۰
۳_ارتباط :توانا بودن مدیر به برقراری با دیگران به طوری که آنها بتوانند به آسانی منظور او را بفهمد و بپذیرد۰
نظریه های رهبری
مطالعات سابقه طولانی دارد ۰در این بحث چون مفهوم رهبری به طور کلی مورد بحث نیست از این رو فقط به سه شیوه مهم مطالعه و توضیح رهبری در مدیریت به اجمال اشاره می کنیم۰
۱_شیوه اول بر ان است که رهبری از مجموعه از خصوصیت های شخصی نظیر هوش/ جاذبه / قاطعیت / جدیت / شجاعت / صداقت / اعتماد به نفس و غیره ناشی می شود۰ولی سالها مطالعه و تحقیق نشان داده که افرادی از لحاظ رهبری شهرت پیدا می کنند خصوصیت های کاملا متفاوتی دارند
۲_شیوه دوم در صدد تشخیص رفتارهای مرتبط با رهبری است۰
وقتی معلوم شد رهبران اثر بخش ظاهرا خصوصیت یا ویژگی برجسته مشترکی ندارند توجه به رفتارهای ویژه آنان معطوف می شود ۰به عبارت دیگر طرفداران این شیوه کوشیدند با مشاهده رفتار و اعمال رهبران موفق مشخص کنند که آنها که آنها با زیر دستان خود در زمینه تقویض مسئولیت برقراری ارتباط ایجاد انگیزه اعمال نظارت و غیره چگونه رفتار می کنند ۰
۳_ شیوه سوم در مطالعات رهبری در صدد تشخیص عواملی است که در موقعیتهای رهبری موجبات اثر بخشی رفتار رهبران را فراهم می سازد ۰
مثلا یک گروه از عواملی که در موقعیتهای رهبری موثر شناخته شده اند عبارت اند از: ۱) سبک و انتظارات رهبر ۲) انتظارات و رفتار فرا دستان ۳)سبک انتظارت و رفتار زیر دستان ۴)شرایط لازم برای انجام وظایف ۵) ارزشها و انتظارات سازمان ۶)انتظارت و رفتار همترازان (هرسی و بلانچارد ترجمه دکتر علی علاقه بند ۱۳۶۵)

کنترل و نظارت
برنامه ریزی سازمانی هر اندازه که با دقت و ملاحظه کاری صورت گیرد تضمینی وجود ندارد که آن گونه که باید و شاید اجرا شود۰ از این رو لازم است که مدیریت سازمان از راه پیگیری امور و مشاهده عملیات سازمانی از اجرای برنامه ها اطمینان حاصل نماید۰ این پیگیری اصطلاحا کنترل یا نظارت نامیده می شود
تعریف کنترل
کنترل عبارت است از تشخیص این که اقدامات و فعالیتهای سازمان تا چه اندازه در جهت هدفها و مطابق با موازین پیش بینی شده است۰
فراگرد کنترل
فراگرد کنترل یا نظارت شامل چهار مرحله است:
۱)تعیین ملاکها و روشهای سنجش و اندازه گیری فعالیتها۰(هدفها و ملاکها۰)
۲)نظارت عملکردها و فعالیتها و سنجش و اندازه گیری آنها۰(سنجش عملکرد)
۳)مقایسه نتایج حاصله از سنجش عملکردها با ملاکها و هدفهای تعیین شده۰
(مقایسه عملکردها با ملاکها۰)
۴)اقدام برای تصحیح عملکردها۰ (اصلاح یا تغییر)
انواع کنترل
فراگردهای کنترل در سازمان را می توان تحت سه عنوان طبقه بندی کرد:
۱) کنترل مقدماتی(یا پیشگیر)
چنان که از نام ان پیداست می کوشد که از بروز انحرافات در گردش کار سازمان جلوگیری کند
۲)کنترل همگام عملیات
برای اطمینان از اینکه هدفها پیگیری و برنامه طبق موازین پیش بینی شده اجرا می شود ناظر به عملیات جاری سازمان است۰
۳)کنترل نهایی
بر اطلاعات حاصله از نتایج نهایی کار و فعالیت سازمانی مبتنی و به این منظور صورت می گیرد که انحرافات احتمالی را پس از وقوع تشخیص داده اصلاح کند۰
فصل پنجم مکتب ها و نظریه های مدیریت

مدیریت عملی
فردریک تیلور (۱۹۱۵_۱۸۵۶) بنیانگذار این نهضت مدیریت را به عنوان یک علم تعریف و با تاکید بر مدیریت در سطح وظایف عملیاتی اصول زیر را مطرح کرد:
الف_گسترش علم آگاهی از کار۰
ب_انتخاب کارکنان بر مبنای علمی و افزایش مداوم مهارت انها۰
ج_همانگ کردن علم کار با کارکنان که مبنای علمی انتخاب شده و آموزش دیده اند
د_تقسیم منطقی کار و مسئولیت آن میان کارکنان و مدیران که در ان مسئولیت برنامه ریزی و سازمان دهی بر عهده مدیران است۰
مدیریت اداری (administrative management)
هانری فایول (۱۹۲۵_۱۸۴۱) فرانسوی بنیانگذار این مکتب کارکردهای مدیریت را به صورت برنامه ریزی سازماندهی فرماندهی هماهنگی و کنترل تعیین اصول چهارده گانه ای برای مدیریت سازمانها پیشنهاد کرد۰
فایول معتقد بود که کاربرد این اصول به تجربه و مهارت مدیران و شرایط و موقعیت کار آنان بستگی دارد۰اصول مدیریت فایول به شرح زیر است:
۱)تقسیم کار
تخصصی شدن کار وسیله طبیعی تحول و پیشرفت سازمانها و جامعه های بشری است

۲)اختیار و مسئولیت
اختیار و مسئولیت باید معادل باشند۰ کسی که مسئولیت انجام دادن وظیفه ای را بر عهده می گیرد باید برای انجام دادن ان مناسب با مسئولیت اختیار (اقتدار) داشته باشد۰ فایول اختیار را به عنوان حق دستور دهی برای انجام کار تعریف کرد ۰
۳)انضباط
اعضای سازمان باید به مقررات و قوانین سازمان احترام بگذارند و از ما فوق اطاعت کنند۰
۴)وحدت دستور
هر کارمندی باید فقط از یک ما فوق دستور بگیرد و بس۰فایول معتقد بود که وجود فرماندهی دو گانه موجب تضاد و کشمکش و تزلزل در اعمال و ضعف انضباط می شود
۵)وحدت هدایت
هر گروه از فعالیتهای سازمانی که هدفی واحدی دارند باید فقط تحت یک برنامه و به وسیله یک مدیر هدایت شود۰
۶تقدم منافع عمومی بر منافع خصوصی
در هر سازمانی کل مهمتر از اجزای ان است یعنی هدفهای سازمانی بر هدفهای فردی و خصوصی ارجعیت دارند از این رو اولویت همیشه با مقاصد و منافع سازمانی است۰
۷)حق الزحمه کارکنان
پرداخت حق الزحمه کارکنان و مدیران در قبال خدماتی که انجام می دهند باید عادلانه باشد و موجبات رضایت آنان را فراهم سازد
۸)تمرکز
کاهش نقش زیر دستان در امر تصمیم گیری را تمرکز و افزایش نقش آنان در تصمیم گیری را عدم تمرکز می نامند
۹سلسله مراتب
جریان اقتدار و اختیار در امر یا زنجیر فرمان در هر سازمانی به ترتیب رتبه و مقام از بالاترین سطح مدیریت به پایین ترین سطح عملیاتی ادامه می یابد
۱۰)نظم
طبق این اصل استفاده از منابع مادی و انسانی سازمان باید تابع نظم و ترتیب دقیق و منطقی باشد
۱۱)انصاف
رفتار مدیران با زیر دستان باید مبتنی بر مقررات سازمان توام با عدالت و انصاف و دوستانه باشد.
۱۲)ثبات شغلی و استخدامی
فایول مشاهده کرده بود سازمانهای موفق معمولا از وجود گروه ثابتی از مدیران و کارکنان برخودارند۰
۱۳)ابتکار
به زیر دستان باید فرصت داده شود که در انجام وظایف خود تفکر و نو آوری و ابتکار عمل به خرج دهند۰
۱۴)روحیه گروهی
ایجاد روحیه گروهی موجب وحدت و هماهنگی سازمان می شود۰ به نظر فایول از عوامل مختلفی می توان برای ایجاد و تقویت روحیه استفاده کرد ولی مهمترین آنها وحدت فرمان و ارتباط شفاهی است
بوروکراسی
بوروکراسی یا دیوان سالاری با سازمان بزرگ و گسترده است که با عده کثیری ارباب رجوع سر و کار دارد ۰ ماکس وبر (۱۹۲۰_۱۸۶۴) جامعه شناس آلمانی ضمن مطالعه سازمانهای عصر خود مدل بوروکراسی نوع آرمانی را ارایه کرده است

بوروکراسی مدل نظری سازمانی است که دارای ویژگی های به شرح زیر است
۱)بوروکراسی نظام اداری عقلانی و منطقی است که در ان اقتدار از طریق نظام قوانین و مقررات به وسیله مقام یا منصبی که فردی ان را برعهده می گیرد اعمال می شود۰
۲)مقامهای اداری به صورت سلسله مراتبی معین می شود و هر مقام بر تمام مقامهای زیر دست ریاست می کند۰
۳)کلیه شرایط و روابط احتمالی کار به وسیله مجموعه ای از قوانین و رویه ها پیش بینی می شود۰
۴)اسناد مدارک و پرونده های تمام امور و فعالیتها بایگانی و نگهداری می شود
۵)کلیه اطلاعات به صورت کتبی نوشته و نگهداری می شود۰
۶)انتصاب کارکنان بر مبنای شایستگیهای فنی و تخصصی صورت می گیرد۰
۷)امور روابط اداری از روابط شخصی کاملا تفکیک و برای نیل به هدفهای سازمانی تقسیم کار دقیق و روشهای کار آمد پیش بینی می شود۰
۸)برای ایجاد انگیزه در کارکنان موازین دقیق حقوق ارتقای شغلی و استخدام دایم در نظر گرفته می شود۰

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 9:53  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

قدمات مدیریت آموزشی

رشته : علوم تربیتی

مولف : دکتر علاقه بند

مقدمه

   امروزه مهمترین عامل رقابت کشورهای جهان تولید علم ودانایی است موثرترین سازمانی که پایه و شالوده و زمینه رشد و شکوفایی قابلیت ها وتوانائی هایی افراد جامعه در سنین کودکی فراهم می سازد سازمان اموزش و پرورش است که برای تحقق این امر نیاز به مدیران خوش فکر و خلاق و کارآمد در این نظام اموزش می باشد که خوشبختانه مقدمات مدیریت اموزشی برای رشته های علوم تربیتی می تواند دانش و اگاهی مدیران را بالا برده و دیدگاه آنان  را به رفتار کار ساز و اثر بخش تبدیل نماید.

•فهرست
بخش یکم: مفاهیم و اصول سازمان مدیریت
•فصل یکم :مقدمه
•فصل دوم: سازمان مدیریت
•فصل سوم: تصمیم گیری
•فصل چهارم : تعیین اهداف وبرنامه ریزی
•فصل پنجم :سازمان وساختار سازمان
•فصل ششم: هدایت ورهبری
•فصل هفتم: نظارت وکنترل
•فصل هشتم :ارتباط
•فصل نهم :پیشینه تفکر در باره مدیریت
•فهرست
بخش دوم: مدیریت و رهبری اموزشی
•فصل دهم: مدیریت اموزش و پرورش
•فص یازدهم :هدفهای اموزش و پرورش
•فصل دوازدهم :سازمان و مدیریت نظام اموزشی
•فصل سیزدهم: ویزگیهای مدیریت اموزشی
•فصل چهاردهم: وظایف مدیران اموزشی
•فصل پانزدهم  : رهبری اموزشی
•فهرست
بخش سوم: سازمان و مدیریت اموزش و پرورش درایران
•فصل شانزدهم :نظام اموزش و پرورش درایران
•فصل هفدهم :مبانی قانونی و اهداف و سازمان و مدیریت اموزش و پرورش از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی
•فصل هجدهم :اهداف و سازمان و مدیریت اموزش و پرورش در نظام جمهوری اسلامی
•بخش یکم :مفاهیم واصول سازمان مدیریت
•فصل یکم :مقدمه

بخش یکم :مفاهیم واصول سازمان مدیریت
•فصل دوم: سازمان مدیریت

4- سازمانها، فعاليت خود را از طريق تفكيك وظايف، از روي برنامه، و با استفاده از دانش و فن و ابزار انجام مي‌دهند.

5- سازمانها، واحدهاي يكپارچه و يگانه‌اي از فعاليتهاي منظم و ساختمند هستند.

3- سازمانهاي خدماتي كه در درجه نخست به مراجعان خود نفع مي‌رسانند (مثلاً بيمارستانهاي خصوصي، مدارس خصوصي، بنگاه‌هاي مددكاري اجتماعي)

4- سازمانهاي رفاه عمومي كه عموم مردم را بهره‌مند مي‌سازند (سازمان دولتي نظير وزارت دفاع، مدارس دولتي، سازمان پليس، سازمان آتش‌نشاني، سازمانهاي تحقيقاتي).

 فراگرد مدیریت

     نخستین بار سقراط از مدیریت به عنوان فراگرد اجتماعی یاد کرد فراگردی که متضمن یک سلسله وظایف و فعالیت و روابط متقابل است و مناسبات و روابط متقابل افراد در آن نقش اساسی دارد.

سؤالاتي كه ماهيت مديريت را آشكار مي‌سازد؟

 1- چه بايد كرد؟

2- كار چگونه انجام داده خواهد شد؟

3- كار چگونه تقسيم خواهد شد؟

4- چه كساني كار را انجام خواهند داد؟

5- كار با چه وسايلي انجام داده خواهد شد؟

6- كار چه وقت و در چه مدتي انجام داده خواهد شد؟

7- كار با چه كيفيتي انجام داده شود؟

8- كار با چه كيفيتي عملاً انجام داده مي‌شود؟

4. هماهنگي يعني بهم پيوستن و وحدت بخشيدن همه كوششها و فعاليتها.

5. كنترل يعني رسيدگي به اينكه آيا كليه امور طبق مقررات و دستورات صورت مي‌گيرند يا نه.

ضرورت آموزش مدیریت

 1 .احتمال زیادی وجود دارد که هر کس در مسیر زندگی شغلی خود در مقام مدیر قرار گیرد.

2. پیشه مدیریت بالقوه جذاب منزلت افرین و تلاش بر انگیز است .

3. جامعه با کمبود شدید مدیر و استعدادهای مدیریت روبرو است .

شيوه‌هاي مطالعه مديريت

1- شيوه سنتي

2- شيوه بررسي مورد

3- شيوه رفتاري

4- ديدگاه تصميم‌گيري

5- شيوه مقداري يا كمي

6- شيوه سيستمها

•بخش یکم: مفاهیم و اصول سازمان و مدیریت
•فصل سوم: تصمیم گیری
مراحل تصميم‌گيري

 .1  تعريف و تشخيص مشكل

.2  دستيابي به راه‌حل‌ها يا شيوه‌هاي عمل
.3  ارزشيابي و گزينش (اتخاذ تصميم)
.4  اجراي تصميم
•ارزشيابي و گزينش راه‌ حل

1. هريك از راه‌حل‌ها، باتوجه به اهداف و منابع سازمان، تا چه اندازه واقع‌بينانه است؟

2. هريك از راه‌حل‌ها تا چه اندازه به حل مشكل كمك مي‌كند؟

3. اجراي هريك از راه‌حل‌ها، احتمالاً چه عواقب و نتايجي به بار مي‌آورد؟

4. ضمن اجراي راه‌حل‌ها، چه مشكلاتي ممكن است پيش آيد؟

رهنمود های مهم در اتخاذ تصمیمات معمول سازمانی عبارتند از :

1. هدف ها :هدف ها نتایج مطلوبی است که فعالیت سازمان در جهت آنها هدایت می شود .

2. استانداردها :معیار یا ملاکی که بتوان چیزی را با آن مقایسه کرد استاندارد نامیده می شود.

3. رویه ها:رویه عبارت است از تعیین مراحل یا گام های متوالی پیوسته برای انجام یک

وظیفه .

4. روش ها :روش عبارت است از تعیین چگونگی انجام هر یک از مراحل رویه .

5. مقررات:احکام صریحی که بیان می کنند شخص چه باید بکند یا نباید بکند مقررات نامیده می شود.

6. خط مشی ها:رهنمود های کلی مهمی هستند برای تصمیمات و اقدامات سازمانی که در چهار چوب خاص ان ها مدیران می توانند هنگام تصمیم گیری از داوری و قضاوت شخصی خود نیز استفاده کنند .

شرايط تصميم‌گيري، باتوجه به قابليت پيش‌بيني نتايج، داراي سه حالت است:

 1- اطمينان قطعي،

2- ريسك،

3- عدم اطمينان

  1. در شرايط اطمينان قطعي، تصميم‌گيرنده از آنچه در آينده پيش خواهد آمد مطلع است.

 2. در شرايط ريسك، قابليت پيش‌بيني كمتر است. اطلاعات كاملي در دست نيست.

 3. در شرايط عدم اطمينان، تقريباً اطلاعاتي درباره آنچه پيش خواهد آمد، در دست نيست.

 

بخش یکم: مفاهیم و اصول سازمان و مدیریت
•فصل چهارم: تعین اهداف و برنامه ریزی
فراگرد برنامه‌ريزي

   تعيين اهداف و اولويت‌ آنها (هدف‌گذاري).

   بررسي و پيش‌بيني منابع و امكاناتي كه به تحقق هدفها كمك مي‌كنند (پيش‌نگري).

   تشخيص فعاليتها و اقداماتي كه براي تحقق هدفها ضرورت دارند (تبديل امكانات به اقدامات عملي دقيق يا بودجه‌بندي).

   تعيين خط‌مشي‌ها و روش‌ها و ملاكهاي عمليات.

هدفها سه نقش مهم برعهده دارند:

  هدفها معرف سازمان بوده موجوديت آن را در جامعه توجيه مي‌كنند،

  هدفها زمينه هماهنگي فعاليتهاي سازمان را فراهم كرده وظايف گوناگون را بهم مرتبط مي‌سازند،

  هدفها به تهيه و تدارك ملاكهاي ارزيابي عملكرد فردي و سازماني كمك مي‌كنند.

تغییر هدف ها:

   تغییر هدف ها در نتیجه کار و تجربه با هدف ها و تحت تا ثیر عوامل و نیروهای داخلی و خارجی سازمان صورت می گیرد.

   تغییر هدف تحت تاثیر نیروهای داخلی سازمان و در نتیجه تجربه با هدف های جاری سازمان است.

اهمیت هدفها

   هدف ها نه فقط جهت و غایت رفتار را معیین می کنند و بلکه در صورت جذاب بودن انگیزه های تحقق خود را نیز در افراد به وجود می اورند بعلاوه ان ها به عنوان ملاک های ارزش یابی عملکرد افراد و ضابطه های کلی سنجش اثربخشی مدیریت  مورد استفاده قرار می گیرند .

ملاك‌هاي تعيين هدف

1- هدفها بايد سنجش‌پذير باشند.

2- هدفها بايد تحقق‌پذير باشند.

3- هدفها بايد پذيرفتني باشند.

4- هدفها بايد همخواني و توافق داشته باشند.

•تعريف پيش‌نگري

   پيش‌نگري عبارت است از فراگرد استفاده از اطلاعات گذشته و حال براي تخمين شرايط و رويدادهاي آينده.

فراگرد پيش‌نگري مي‌كوشد پاسخگوي مسائل زير باشد:

1- شرايط و عواملي كه بر تحقق موفقيت‌آميز هدفها مؤثرند، كدامند؟

2- چه اطلاعاتي راجع به شرايط و عوامل مذكور در دست است؟

3- روش مناسب براي پيش‌بيني وضعيت هريك از عوامل مهم در آينده كدام است؟

بودجه بندی

   مرحله سوم در برنامه ریزی و بودجه بندی فعالیت ها و عملیات سازمانی است .

  روشهای مختلف برای بودجه بندی وجود دارد

 بودجه به زبان ساده سندی است که مشخص می کند که چه مفدار از کل منابع سازمان به اهداف خاصی اختصاص خواهد یافت .

تعیین خط مشی

   وسیله اصلی اجرای برنامه خط مشی است .خط مشی بازتاب اهداف سازمان و رهنمود اجرای عملیات است که چهار چوبی کلی برای تصمیم گیریهای عملیاتی فراهم می سازد.

     انواع برنامه‌ها

برنامه‌هاي ثابت و موقت

  طبقه بندی یک گروه از برنامه ها به فراوانی کاربرد و استفاده انها بستگی دارد. برنامه های ثابت یاپایدار به دفعات راهنمای عمل مدیران قرار می  گیرند

     برنامه‌هاي كوتاه، ميان و درازمدت

     برنامه ها را بر مبنای دامنه زمانی انها نیز متوان طبقه  بندی کرد از این لحاظ سه نوع برنامه قابل تشخیص است:

.1کوتاه مدت
.2میان مدت
.3دراز مدت

برنامه‌هاي راهبردي و عملياتي:

   برنامه‌هايي كه در بالاترين سطح سازمان تهيه مي‌شوند برنامه‌هاي راهبردي عنوان مي‌گيرند و آنهايي كه در سطوح پايين تهيه مي‌شوند به برنامه‌هاي عملياتي معروفند.

•بخش یکم :مفاهیم واصول سازمان مدیریت
•فصل سوم: تصمیم گیری
فراگرد سازماندهي

 1- تشخيص فعاليتهاي لازم براي رسيدن به اهداف و اجراي خط‌ مشي و برنامه‌ها.

2- گروه‌بندي فعاليتها باتوجه به منابع انساني و مادي موجود و تشخيص بهترين طريقه استفاده كردن آنها.

3- دادن اختيار عمل و حق دستوردهي و تصميم‌گيري براي انجام دادن كار به مسئول هر گروه.

4- ارتباط دادن واحدهاي گروه‌بندي شده به يكديگر به‌صورت عمودي و افقي از طريق روابط اختيار، شبكه ارتباطي و نظام اطلاعاتي.

تعريف هماهنگي

   هماهنگي عبارت است از فراگرد ايجاد وحدت و يگانگي ميان اهداف و فعاليتهاي واحدهاي مختلف سازمان به نحوي كه هدفهاي سازمان به‌طور مؤثر تحقق يابند.

حیطه نظارت

   حیطه نظارت اندازه و وسعت واحد کار را مشخص میکند طبق اصول کلاسیک مدیریت و حیطه نظارت مدیر و از لحاظ وسعت و اندازه  حتی امکان باید کم وسعت و کوچک باشد.

     وحدت فرمان

   وحدت فرمان یکی از اصول سنتی مدیریت است که به موجب ان هر زیر دست اجرای وظایف خود باید فقط از یک سرپرست ما فوق دستور بگیرد و مستقیما پاسخگوی او باشد. وحدت فرمان با اصل دیگر مدیریت یعنی زنجیر فرمان یا سلسله مراتب بستگی دارد.

     سلسله مراتب

   مجرای رسمی سازمانی برای تعیین اختیار و مسئولیت و ارتباطات است .

اختيار

  فايول، اختيار با به‌عنوان «حق صدور دستور و طلب اطلاعت از آن» تعبير كرده است.

   بارنارد (1936)، با ارائه نگرش تازه‌اي، اختيار را ناشي از پذيرش زيردستان مي‌داند.

تفويض اختيار

   تفويض اختيار عبارت است از انتقال اختيار و مسئوليت رسمي از مافوق به زيردست براي انجام دادن وظايف خاص.

   ميزان عدم‌تمركز در سازمان هنگامي بيشتر است كه شرايط زير موجود باشند:

 .1تعداد تصميم‌گيريها در سطوح پايين‌تر سلسله ‌مراتب بيشتر باشد.

.2تصميم‌گيريها در سطوح پايين سلسله ‌مراتب، اهميت بيشتري داشته باشند.
3. تصميمات سطوح پايين‌تر بر فعاليتها و وظايف بيشتري مؤثر واقع شوند.

4.تصميم‌گيريها، تحت كنترل و بازرسي كمتري قرار گيرند و براي هر تصميم، مقامات بالاتر مورد مشورت قرار نگيرند.

واحد های ستادی سازمان به دو دسته کلی تقسیم می شود :

ستاد شخصی: شامل مشاوران و معاونین است که خدمات انان مورد استفاده شخص مدیر سازمان قرار می گیرد.

ستاد تخصصی: در سطوح مختلف سازمان ستاد های مختلفی در زمینه های فنی و تخصصی و خدماتی معینی به واحد های اجرایی یاری میرساند.

سازمان ماتريس

در ساختار ماتريس، كاركنان متخصص به اجراي برنامه ويژه‌اي منصوب مي‌شوند و تحت نظر و سرپرستي مدير برنامه كار مي‌كنند. علاوه بر آن، وظايف عادي و منظم خود در واحدهاي تخصصي را نيز تحت نظر مديران واحدها انجام مي‌دهند. به عبارت ديگر، آنها تحت سرپرستي دوگانه انجام وظيفه مي‌كنند.

 
بخش یکم: مفاهیم و اصول سازمان و مدیریت
•فصل ششم: هدایت و رهبری
رهبري در مديريت

منظور از رهبري در مديريت، فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان براي ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني است

فرنچ و ريون (1959) قدرت رهبري مديران را ناشي از منابع پنج‌گانه زير مي‌دانند:
.1قدرت ناشي از پاداش
.2قدرت ناشي از اجبار
.3قدرت ناشي از قانون (مقام)
.4قدرت ناشي از تخصص
.5قدرت ناشي از شخصيت
سر پرستی

ضمن بحث از هدایت و رهبری اشاره کردیم که یکی از وظایف مدیران سرپرستی زیر دستان است .

 انگیزش

انگیزه حالت یا وضعی روانی است که رفتار را در جهت هدف یا هدف هایی نیرو می دهد و فعال می سازد و هدایت می کند .بنابر این انگیزه مستقیما قابل مشاهده نیست .

 

بخش یکم :مفاهیم واصول سازمان مدیریت
•فصل هفتم: نظارت وکنترل
تعريف كنترل

به عبارت ديگر، كنترل، فراگرد ارزشيابي عملكرد فردي و سازماني است.

مرحلة سوم، بازنگري يا مقايسه نتايج حاصله از سنجش عملكردها با ملاكها و هدفهاي تعيين شده است.

 مرحلة چهارم، اقداماتي براي تصحيح عملكردها صورت مي‌گيرد.

انواع كنترل

 .1كنترل پيشگير يا مقدماتي

.2كنترل همگام
.3كنترل بازخورد
•بخش یکم :مفاهیم واصول سازمان مدیریت
•فصل هشتم :ارتباط
سه عنصر مهم در جريان ارتباط قابل تشخيص است:

 .1فرستنده پيام (آغازگر ارتباط)

.2پيام (موضوع ارتباط)
.3گيرنده پيام
موضوعات مناسب ارتباط سازماني است:

   1اطلاعات كلي درباره سازمان (هدفها، خط‌مشي‌ها، و خدمات يا فعاليتهاي اساسي آن).

    2اطلاعات مربوط به امور و مشاغل كاركنان از قبيل مرخصي‌ها، ترفيعات، جدول حقوق و غيره.

   3اطلاعات راجع به وضعيت‌هاي ويژه‌اي كه در سازمان پيش‌ مي‌آيد، نظير تغييرات مديريت، خطي‌مشي‌ها، رويه‌ها و روشها.

  4اطلاعات درباره نظام اقتصادي و سياسي جامعه كه فعاليتها و خدمات سازمان بدان وابسته است

•بخش یکم :مفاهیم واصول سازمان مدیریت
•فصل نهم :پیشینه تفکر در باره مدیریت
مكتب‌ها و نظريه‌هاي مديريت

مديريت علمي

نهضتي كه در تاريخ تحول انديشه‌هاي مديريت به «مديريت علمي» معروف است در اوايل قرن بيستم پديد آمد.

مهمترين مسئله مورد توجه آنان در مديريت، كارآيي بود.

بنيان‌گذار اين نهضت، فردريك تيلور.

مديريت اداري (نظريه كلاسيك سازمان)

سرشناس‌ترين اين افراد كه غالباً او را بنيانگذار مديريت جديد مي‌دانند، هانري فايول فرانسوي است.

فعاليتهاي مديريت از لحاظ فايول عبارتند از: كاركردهاي برنامه‌ريزي، سازماندهي، فرماندهي، هماهنگي، و كنترل.

  .2اختيار و مسئوليت:

اختيار و مسئوليت بايد معادل باشند. كسي كه مسئوليت انجام دادن وظيفه‌اي را برعهده مي‌گيرد بايد براي انجام دادن آن، متناسب با مسئوليت، اختيار (اقتدار) داشته باشد.

  3انضباط:

 اعضاي سازمان بايد به مقررات و قوانين سازمان احترام بگذارند و از مافوق اطاعت كنند.

   4وحدت دستور (فرماندهي):

هر كارمندي بايد فقط از يك مافوق دستور بگيرد.

  5وحدت هدايت:

  هر گروه از فعاليتهاي سازماني كه هدف واحدي دارند بايد فقط تحت يك برنامه و به‌وسيلة يك مدير هدايت شود.

  6تقدم منافع عمومي بر منافع خصوصي:

 در هر سازمان، كل مهمتر از اجزاي آن است، يعني هدفهاي سازماني بر هدفهاي فردي و خصوصي ارجحيت دارند.

  8تمركز:

 كاهش نقش زيردستان در امر تصميم‌گيري را تمركز، و افزايش نقش آنان در تصميم‌گيري را عدم‌تمركز مي‌نامند.

 9سلسله‌مراتب:

  جريان اقتدار و اختيار، يا زنجير فرمان در هر سازمان، به ترتيب رتبه و مقام، از بالاترين سطح مديريت به پايين‌ترين سطح عملياتي ادامه مي‌يابد.

 10نظم:

 هر چيز و هركس بايد در جا و موقع مناسب خود قرار گيرد.

  11انصاف:

 رفتار مديران با زيردستان بايد مبتني بر مقررات سازمان، توأم با عدالت و انصاف و دوستانه باشد.

   12بات شغلي و استخدامي:   

 فايول مشاهده كرده بود كه سازمانهاي موفق، معمولاً از وجود گروه ثابتي از مديران و كاركنان برخوردارند.

  13ابتكار:

  به زيردستان بايد فرصت داده شود كه در انجام وظايف خود تفكر و نوآوري كنند و ابتكار عمل به خرج دهند.

بوروكراسي

 در تحليل وبر، اقتدار به سه طريق صورت مشروع يا قانوني پيدا مي‌كند:

.1اقتدار فرمند يا شخصيتي،
.2اقتدار سنتي،
.3اقتدار عقلايي ـ قانوني.
•نهضت روابط انساني
التون مايو اين رفتار را با مفروضات زير بيان داشت:

 .1افراد انسان اساساً به‌وسيلة نيازهاي اجتماعي برانگيخته مي‌شوند.

.2افراد انسان از فشارهاي اجتماعي گروه همكاران خود، بيشتر از تشويق و كنترل مديريت سازمان متأثر مي‌شوند.
.3افراد انسان به همان اندازه‌اي كه مديريت سازمان به ارضاي نيازهاي اجتماعي آنان مي‌پردازد نسبت به آن پاسخگو و متعهدند
مكتب علم مديريت

 هدف اصلي مكتب علم مديريت، كاربرد روش علمي براي حل مسائل فني مديريت در سطح وسيع است.

نگرش سيستمي

 در دو سه دهه اخیر نگرش سیستمی درقلمرومدیریت جای ویژه ای پیداکرده است.

نگرش سيستمي، سازمان را به‌صورت يك كل و يك سيستم مي‌نگرد.برای درک وشناخت این کل شناخت اجزاء وعناصر تشکیل دهنده ان ضروری است.

نگرش سيستمي براي درك و فهم مديريت سازمان سؤالاتي نظير موارد زير مطرح مي سازد:

 .1اهدافي كه سيستم در صدد تحقق آنهاست چيست؟

.2اجزاي مهم سيستم كدامند؟
.3ماهيت روابط و وابستگي‌هاي متقابل اجزاء چيست؟
.4فراگردهاي اصلي پيونددهنده اجزاء به يكديگر و ايجادكننده سازگاري و يگانگي ميان آنها،

 كدامند؟

•بخش دوم :مدیریت ورهبری اموزشی

•فصل دهم: مدیریت اموزش وپرورش
تعريف مديريت آموزشي

مديريت آموزشي، گاهي مترادف مديريت به معناي اعم تعريف مي‌شود. در اين صورت، مديريت آموزشي عبارت است از برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل كليه امور و فعاليتهاي مربوط به آموزش و پرورش.

اموزش وپرورش واهمیت ان

 آموزش و پرورش رسمي از دو لحاظ اهميت دارد. از يك سو، با پرورش قابليت‌ها و تواناييهاي افراد جامعه، به رشد و شكوفايي آنها كمك مي‌كند، و از سوي ديگر در خدمت اهداف گوناگون نظام اجتماعي است.

•بخش دوم :مدیریت ورهبری اموزشی
•فصل یازدهم :هدفهای اموزش وپرورش
مفروضات مربوط به هدفها

 اعتقادات یا مفرو ضاتی که مبنای تعیین هدفهای آموزش وپرورش قرار می گیرند از کشوری به کشوری متفاوتند .گاهی این مفروضات وضوح وصراحت داشته وگاهی هم صریح وقابل تشخیص نبوده مشکلات ومسائلی برای نظام اموزشی به وجود می اورند.

نمونه مفروضاتي كه امروزه در تعيين هدفها و امر آموزش و پرورش مورد توجه قرار مي‌گيرند، به شرح زير است:

تا آنجا كه ممكن است هر فردي بايد فرصت يابد تا در حداكثر قابليت خود از آموزش و پرورش برخوردار شود.

هدف آموزش و پرورش بايد اين باشد كه حداكثر افراد مردم را براي كمك به توسعه و پيشرفت جامعه تربيت كند.

مدارس بايد سعي كنند كه دانش‌آموزان از دانش و معلوماتي كه كسب مي‌كنند به‌عنوان وسيله براي تشخيص، مطالعه و حل مشكلات استفاده نمايند.

•ابعاد مربوط به هدفها و وظايف آموزش و پرورش رسمي

•الف) ابعاد ذهني
•كسب معلومات
•تبادل دانش
•دانش‌آفريني
•دانش‌دوستي
ج) ابعاد شخصي

1- جسمي

2- عاطفي

3- اخلاقي

4- ذوقي

د) ابعاد توليدي

1- انتخاب شغل و حرفه

2- آمادگي حرفه‌اي

3- خانه و خانواده

4- اقتصاد

•بخش دوم :مدیریت ورهبری اموزشی
•فصل دوازدهم :سازمان ومدیریت نظام اموزشی
رابطة آموزش و پرورش با دولت:

 در اغلب كشورها، آموزش و پرورش در دست دولتهاست و از آن به‌عنوان ابزاري براي اشاعه مرام سياسي يا تبليغ مليت‌گرايي استفاده مي‌شود.

رابطة آموزش و پرورش با فرد:

رابطه آموزش و پرورش با فرد از جامعه‌اي به جامعه‌اي بسيار متفاوت است. آموزش و پرورش، به‌ويژه در سطح عالي، معمولاً در انحصار فرزندان طبقات اجتماعي مرفه و قدرتمند بود. در اين قرن، انقلابات و تحولات اجتماعي آموزش و پرورش رسمي را، كمابيش، از انحضار گروه‌ها يا طبقات اجتماعي آزاد ساخته است. در اغلب كشورها، آموزش ابتدايي و متوسطه براي همه افراد جامعه اجباري و

 رايگان است.

مفروضات مربوط به سازمان و مديريت نظام آموزشي
.1آموزش و پرورش بايد به دقت به‌وسيلة حكومت مركزي اداره و كنترل شود.
.2مسئوليت آموزش و پرورش كلاً يا عمدتاً بايد به مؤسسات خصوصي يا مراكز ديني واگذار شود.
.3آموزش و پرورش ضروري است، ولي اهميت آن كمتر از اهميت اقداماتي است كه براي حفظ و تقويت قدرت طبقات حاكم يا رفاه زندگي آنان صورت مي‌گيرد.
.4آموزش و پرورش پرخرج است، به‌دليل وجود

 نيازهاي ديگر، هزينه‌هاي آن بايد به دقت

 كنترل شود.

  4در هرگونه تغيير يا تجربه آموزشي جديدي كه مجاز باشد.

  5مديران و معلمان در اقصي نقاط كشور بايد دستورالعمل‌ها و احكام صادره از مقامات بالا را رعايت كنند.

  6ميزان كارآيي نظام آموزشي وابسته به كنترل و هدايت دستگاه مركزي مديريت است.

  7مكاتبات و دستورالعمل‌هاي صادره از مديريت مركزي هميشه بدون وقفه يا تغيير به سطوح پايين

 مي‌رسد.

  .2اقداماتي براي انطباق برنامه‌هاي آموزشي با نيازهاي دانش‌آموزان و شرايط و امكانات نواحي مختلف بعمل مي‌آيد.

  .3به جاي اينكه بر كنترل و مقررات تأكيد شود رهبري شايسته و سازنده مورد توجه و تأكيد قرار مي‌گيرد.

  .4منظور از سرپرستي و نظارت عملكرد مديران و معلمان.

•بخش دوم :مدیریت ورهبری اموزشی
•فصل سیزدهم: ویژگیهای مدیریت اموزشی
در سازمانهاي آموزشي، فراگردهاي آموزشي و تدريس، وظايف «فني» محسوب مي‌شوند. (چه افرادي، چگونه، با چه وسايلي و به‌وسيله چه كساني، در كجا و با كدام تسهيلات، تجهيزات منابع مالي، در جهت چه هدفهايي و با استفاده از چه خدماتي بايد تحت آموزش و پروش قرار گيرند.
سطح اداري، از يك سو اداره امور داخلي سازمان آموزشي را برعهده دارد و از سوي ديگر رابط سازمان و جامعه است.
همانطور كه سطح «فني» سازمان به‌وسيله سطح «اداري» كنترل و هدايت مي‌شود، به همان طريق، سطح «اداري» نيز، به نوبه خود، به‌وسيله ساختار «نهادي يا اجتماعي» يعني نهادهاي حكومت و آموزش و پرورش، كنترل و هدايت مي‌شود.
•بخش دوم :مدیریت ورهبری اموزشی
•فصل چهاردهم: وظایف مدیران اموزشی
وظايف مديران آموزشي

وظايف مديران و مؤسسات آموزشي و مدارس را مي‌توان در شش گروه طبقه‌بندي كرد:

.1برنامه آموزشي و تدريس
.2امور دانش‌آموزان
.3امور كاركنان آموزشي
.4روابط مدرسه ـ اجتماع
.5تسهيلات و تجهيزات آموزشي
.6امور اداري و مالي
برنامه آموزشي و تدريس

 مهمترين وظيفه مديران آموزش، هدايت جريان آموزش و يادگيري، به‌ويژه، تسهيل جريان رشد و پرورش و يادگيري دانش‌آموزان را ميسر مي‌سازد، برنامه آموزشي ناميده مي‌شود.

  .4مؤثرترين طرق سازماندهي و اجراي برنامه‌ آموزشي كدامند؟

  .5براي يادگيري مؤثر محتوي برنامه، از چه روشها، مواد و فعاليتهايي بايد استفاده شود؟

  .6كفايت برنامه آموزشي و اثربخشي تدريس آن چگونه ارزشيابي خواهد شد؟

  .4مديران با اقدامات مناسب و بالا بردن روحيه كاركنان، شرايطي فراهم سازند كه معلمان هدفهاي شغلي و شخصي خود را باهم پيوند دهند.

   .5هدفها برحسب اهميت و فعاليتهاي آموزشي برحسب كمكي كه به‌ تحقق هدفها مي‌كنند، ارزشيابي شوند.

امور دانش‌آموزان

امور مربوط به دانش‌آموزان مكمل فعاليتهاي آموزشي است. وظايف و خدمات اداري و سرپرستي امور دانش‌آموزان عبارتند از: 1) پذيرش، ثبت‌نام، گروه‌بندي كودكان و نگهداري آمارهاي حضور و غياب، سوابق و اطلاعات شخصي و تحصيلي دانش‌آموزان، 2) شناسايي تواناييها، علايق و نيازهاي كودكان و پرورش آنها.

•بخش دوم :مدیریت ورهبری اموزشی
•فصل پانزدهم  : رهبری آموزشی
رهبري آموزشي

 رهبري را فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان به‌منظور ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني تعريف كرديم.

صلاحيتها و مهارتهاي مديران آموزشي در انجام دادن وظايف خطيرشان،

رويهمرفتها از طريق ايفاي دو نقش بروز مي‌كند:

  1) نقش اداري و سرپرستي

(2نقش رهبري.

تعريف رهبري آموزشي

بنا به تعريف كيمبل وايلز (ترجمه طوسي، 1353)، رهبري آموزشي عبارت از ياري و مدد به بهبود كار آموزشي است و هر عملي كه بتواند امر آموزش و يادگيري را يك قدم پيش‌تر ببرد رهبري آموزشي خوانده مي‌شود.

.4فراد به يكديگر اعتماد مي‌كنند.

  .5افراد در تصميم‌گيريهاي آموزشي مشاركت مي‌كنند.

.6طلاعات مربوط به كار در اختيار همگان گذاشته مي‌شود.

  .7پيشنهادات و نظرات اعضاء مورد توجه قرار مي‌گيرد.

  .4برقراري ارتباطات مؤثر با والدين دانش‌آموزان و مشاركت دادن آنان در امور مدرسه.

  .5تشويق كاركنان به مطالعه و تحقيق و ارزشيابي در زمينه‌هاي آموزشي نظير اهداف، روشها، مواد و كتب درسي.

  .6استفاده از توان رهبري دانش‌آموزان در اداره امور مدرسه.

  .7ايجاد شرايطي كه به ابتكار و نوآوري ميدان دهد و كاركنان را به ابتكار عمل تشويق نمايد.

2ـ مهارت انساني: يعني داشتن توانايي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجام دادن كار به‌وسيله دیگران

3ـ مهارت ادراكي : يعني توانايي درك پيچيدگيهاي كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشكيل‌دهنده كار و فعاليت سازماني به‌صورت يك كل واحد (سيستم).

.6با انديشه‌ها و نظريه‌هاي مديريت و رهبري آشنا باشند.

.7تشكيلات و اجزاء و عناصر سازمان خود را به خوبي بشناسند.

.8به وظايف و مسئوليتهاي چندبعدي آموزشي، پرورشي، فرهنگي، اجتماعي و اداري خود واقف باشند.

.9مشكلات و مسائل مدارس و نظام آموزشي را در ارتباط با شرايط و ويژگيهاي جامعه تجزيه

 و تحليل كنند.

 .14مسائل و مشكلات رواني و رفتاري دانش‌آموزان را در پرتو معلومات علوم رفتاري تشخيص دهند.

 .15به فنون اداري و مالي و تداركاتي آموزش و پرورش آشنا باشند.

 .16قوانين و مقررات نظام آموزشي را بخوبي بدانند.

 .17در زمينه معلمي، آموزش و تجربه كافي داشته باشند.

•بخش سوم :سازمان ومدیریت آموزش وپرورش درایران
•فصل شانزدهم :نظام آموزش وپرورش درایران
ايرانيان نيز پس از گرويدن به اسلام، مانند ساير مسلمانان، مسجد را جايگاه پرستش خدا و مركز تعليم و آموزش قرار دادند.
مكتب

هدف و برنامه آموزشي: مكتب به‌منظور آموزش ابتدايي به‌وجود آمد.

شرط ورود به مكتب

ورود به مكتب مقرر به سن و زمان معيني نبود. كودكان معمولاً در پنج شش سالگي و در هر ماه يا فصل از سال كه شرايط زندگي خانواده اقتضا مي‌كرد، وارد مكتب مي‌شدند.

معلم يا مكتب دار

معلم مكتبي معمولاً فردي سالخورده بود كه سواد چندان زيادي نداشت. تحصيلات و معلومات او غالباً در حدود مطالبي بود كه تدريس مي‌كرد. از لحاظ اخلاق و رفتار سخت‌گير بود و معمولاً تركه‌اي بدست داشت.

جايگاه مكتب

در ابتدا جاي مكتب در مساجد بود، ولي پس از پيدايي مدرسه‌ها، در جوار آنها مكاني نيز به مكتب اختصاص يافت تا براي مدارس طلبه و دانشجو تربيت كند.

مدرسه

اولين مدرسه براي تحصيلات علوم متوسطه و عالي در ايران دوران اسلامي، در اواخر قرن سوم هجري تأسيس شد و پس از آن مدارس فراواني عمدتاً در پيروي از انگيزه‌هاي علمي و ديني احداث گرديدند.

شرايط پذيرش در مدرسه

ورود به مدرسه و تحصيل در آن شرايطي داشت. باتوجه به اينكه بانيان مدارس از مذاهب شيعه و سني بودند از اين‌رو، شرط اول براي ورود، داشتن مذهب باني مدرسه و شرط بعدي، طبعاً، داشتن معلومات مقدماتي بود.

معلمان و روش آموزش

معلمان مدارس سه دسته بودند: مدرس، نايب مدرس و معيد، مدرس غالباً از ميان علماي صاحب نام معين مي‌شد و از منزلت اجتماعي ارجمندي برخوردار بود.

اداره مدرسه

مدرسه‌ها عموماً شبانه‌روزي بودند. دانشجويان واجد شرايط براي سكونت از حجره‌هاي موجود در ساختمان مدرسه استفاده مي‌كردند. تحصيل در عموم مدارس رايگان بود.

با تأسيس دارالفنون، براي نخستين بار دولت رسماً مسئوليتي در امر آموزش و پرورش برعهده گرفت و تأمين هزينه‌ها و اداره امور مدرسه‌اي را تقبل كرد.

در سال 1320 قمري تقريباً 17 مدرسه ابتدايي جديد در تهران و ساير شهرستانها وجود داشت.

در سال 1315 قمري انجمن معارف، متشكل از تعدادي از فضلا و دانشمندان به منظور تأسيس مدارس ملي تشكيل گرديد.

•بخش سوم :سازمان ومدیریت اموزش وپرورش درایران
•فصل هفدهم :مبانی قانونی واهداف وسازمان ومدیریت اموزش وپرورش ازانقلاب مشروطیت تا انقلا ب اسلامی
اصل نوزدهم: تأسيس مدارس به مخارج دولتي و ملتي و تحصيل اجباري بايد مطابق قانون وزارت علوم و معارف مقرر شود و تمام مدارس و مكاتب بايد در تحت رياست عاليه و مراقبت وزارت علوم و معارف باشند.
 
–مدارس و مكاتب به دو دسته رسمي دولتي و غيررسمي خصوصي تقسيم مي‌شوند و افتتاح مدرسه منوط به اطلاع دولت است.
–برنامه آموزشي مخصوص مكاتب و مدارس از طرف وزارت معارف معين مي‌شود.
–تحصيلات ابتدايي براي عموم اجباري است.
 
–مقاطع و دوره‌هاي تحصيلي را وزارت معارف معين كرده.
–دولت حق دارد كه مدارس را تفتيش (بازرسي) كند.
–مخارج و هزينه‌هاي مدارس دولتي در شهر و روستا به عهده دولت است.
–تنبيه بدني در مكاتب و مدارس ممنوع است.
 .4قانون شوراي عالي معارف آموزش و پرورش:

در سال 1300 شمسي، «براي توسعه دواير علوم و اشاعه معارف و فنون و رفع نقايص تحصيلات علمي و فني» قانون تأسيس شوراي عالي معارف به تصويب رسيد.

.5قانون تربیت معلم:

   مسئله تربیت معلم از بدو پایه گذاری نظام آموزشی جدید

یکی از مشکلات اموزش وپرورش بوده است .پس از تاسیس دارالمعلمین در 1297 قانون تربیت معلم درسال 1312 تصویب شد وبه موجب ان دولت مکلف به تا سیس دانشسرا های مقدماتی ودانشسراهای عالی شد .

.6قانون آموزش و پرورش عمومي (تعليمات اجباري):

 قانون تعليمات عمومي اجباري، مصوب 1322 شمسي، دولت را مكلف داشت كه طي ده سال آموزش و پرورش ابتدايي را به تدريج عمومي و اجباري سازد.

–انجام دادن وظايفي كه شوراي عالي آموزش و پرورش به موجب اختيارات قانوني خود به اين شوراها محول مي‌كند.
–اجازه استخدام معلم موقت از عوايد محلي طبق آيين‌نامه خاص.
–پيشنهاد وضع عوارض به انجمن شهر براي ساختن مدرسه و اجراي تعليمات اجباري.
هدفهاي آموزش متوسطه:

 .1هدف پرورشي: پرورش جسم و روان

.2هدف آموزشي: افزايش اطلاعات عمومي
.3هدفهاي اجتماعي، اخلاقي و ديني
.4هدف حرفه‌اي
.5هدف هنري
6- عدم تناسب ميان شماره دانش‌آموزان پسر و دختر

7- توزيع غيرعادلانه فرصتهاي آموزش و پرورش بين شهر و روستا

8- ناتواني در اجراي قانون آموزش و پرورش عمومي اجباري

9- عدم كنترل و ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي

•بخش سوم :سازمان ومدیریت اموزش وپرورش درایران
•فصل هجدهم :اهداف وسازمان ومدیریت اموزش وپرورش در نظام جمهوری اسلامی
مبانی قانونی

به موجب اصل سوم دولت موظف است  برای نیل به اهداف عالی نظام جمهوری اسلامی همه امکانات خود را برای امور زیر که مستقیم و غیر مستقیم به اموزش و پرورش ارتباط دارند به کار برد

1_ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان وتقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی .

2_با لا بردن سطح اگاهی های عمومی در همه زمینه ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر .

3_آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم اموزش عالی.

4_تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه های علمی فنی فرهنگی و اسلامی از طریق تاسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان.

قانون اهداف و وظایف وزارت اموزش وپرورش

الف-اهداف

ماده1-تقویت و تحکیم مبانی اعتقادی و عنوی دانش اموزان از طریق تبیین و تعلیم اصول و معارف احکام دین مبین اسلام و مذهب حقه جعفری اثنا عشری بر اساس عقل قران وسنت معصومین (ع).

ماده2-

1-رشد  فضایل اخلاقی و تزکیه دانش اموزان بر پایه تعالیم عالیه اسلام.

2-تبیین ارزشهای اسلامی و پرورش دانش اموزان بر اساس انها.

3-تقویت و تحکیم روحیه اتکال به خداو اعتماد به نفس.

4-ایجاد روحیهتبع دینی و التزام عملی به احکام اسلامی.

5-ارتقاء بینش سیاسی بر اساس اصل ولایت فقیه و زمینه های مختلف جهت مشارکت اگاهانه در سرنوشت

 سیاسی کشور.

ب-محدوده کلی وظایف :طبق مفاد فصل دوم قانون محدوده کار اموزشی و پرورشی وزارت اموزش و پرورش به دو بخش تقسیم شده است:

1-اموزش عمومی شامل ایجاد مهارت لازم در امر خواندن و نوشتن اموزش مبانی اعتقادی اخلاقی علمی وهنری در حدی که هر فرد بطور عام به ان احتیاج دارد.

2-اموزش نیمه تخصصی کاین بخش به دو شاخه علمی و علمی-علمی(فنی و حرفه ای)تقسیم شده است.

-اموزش علمی اماده سازی فرد از طریق تقویت روحیه استدلال و تفکر و اشنا سازی با مبادی عوم و فنون برای طی مدارح عالیه

-اموزش علمی-علمی(فنی-فنی)اماده سازی فرد برای احراز شغل یا حرفه مهین ازطریق تعلیم مهارتهائی که جنبه کار بردی دارد.

ج_اصول و مبانی و خط مشی کلی:ماده چهارم قانون تزکیه را بر تعلیم شمرده با توجه خاص به تربیت اسلامی در نظام اموزشی مقرر داشته است که برای تقویت بنیه تربیتی نظام واحد امور تربیتی در سطوح معاونت وزارت تشکیل شود.
سازمان  تشکیلات وزارت اموزش و پرورش

برخ از مشخصات تشکیلات اموزش و پرورش:

1-وزیر

2-شورای عالی امزش و پرورش

3-هیئت مرکزی گزینش

4-ستاد هماهنگی امور رزمندگان و ازادگان

5-سازمانهای وابسته به وزارت

6-دبیر خانه شورای عالی

7-دفتر سیستم ها و روش ها

8-دفتر حراست

9-دفتر وزارتی

10-ادهره کل روابط عمومی

11-اداره کل امور بین المللی

12-دفتر ارزشیابی بازرسی و رسیدگی به شکایات

13-دفتر هماهنگی هیاتهای رسیدگی به تخلفات اداری

14-معاونت اموزشی

15-معاونت اموزش فنی و حرفه ای

16- معاونت پرورشی

17-معاونت حقوقی و امور مجلس و هماهنگی امور استان ها

18-معاونت اداری ومالی

19-معاون تامین و تربیت منابع انسانی

20-معاونت برنامه ریزی

21-واحدهای استانی

ساختار اموزشی

ساختار اموزشی یا مقاطع تحصیلی در محدوده کلی وظایف وزارت به شرح زیر است:

-دوره یکساله امادگی قبل از دبستان

-دوره پنجساله تعلیمات ابتدایی(دبستان)

-دوره سه ساله راهنمایی تحصیلی (مدرسه راهنمائی)

-دوره چهار ساله متوسطه (دبیرستان)

مدیریت مدارس

مدرسه سازمانی است که بر مبنای معیار های رسمی تاسیس می شود و یا نظارت ادارات اموزش و پرورش مسئولیت مصوب پرورشی و اموزشی کشور را در سطح تحصیلی معین عهده دار می گردد.

•شرایط انتصاب و وظایف مدیران

1-شرایط انتصاب:مدیران مدارس باید دارای شرایط زیر باشند :-اعتقاعد و التزام به مبانی دیانت مقدس اسلام و اصول اخلاقی و قا نون اساسی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه

-شایستگی و توانائی اداره مدرسه و داشتن سابقه تدریس

-سلامت بدنی و روانی

-نداشتن سوء پیشینه کیفری و سیاسی

متاهل بودن

حد اقل 23 سال سن

کارمند رسمی وزارت اموزش و پرورش

-لیسانس یا مدارج تحصیلی بالاتر

2-وظایف مدیر مدرسه:

الف-وظایف پرورشی اموزشی

-نظارت بر حسن اجرا و مرابقت در پیشرفت امور اموزشی پرورشی مدرسه بر مبنای بر نامه های مصوب..

-هدایت کارکنان اموزشی -پرورشی و همکاری با انان در اجرای بر نامه ها و راهنمائی انان در جهت هماهنگ ساختن فعالیت های روزانه...

-اقدام به تشکیل شوراها و گروه های پرورشی -اموزشی.

-تشکیل جلسات عمومی اولیاءدانش اموزان به منظور هماهنگی اولیاءو مربیان...

•حضور در کلاس درس معلمان و مربیان و مشاهده روش کار و تدزیس انان و مشاوره برای اصلاح و پیشبرد روشها.

-فراهم نمودن وسائل ارتقاءفکری علمی و ایمانی کلیه کارکنان..

-شرکت دادن معلمان و مربیان در باز اموزی ها و کار اموزیها

-کوشش و تلاش مستمر در جهت اعمال موازین اسلامی در مدرسه...

-شرکت فعال در دوره های کار اموزی و سمینار ها و جلسات پرورشی اموزشی...و بهره گیری از نتایج بررسیها برای بهبود امور مدرسه.

-مراقبت کامل برای بهبود رفتار و روابط دانش اموزان

 معلمان و مربیان پرورشی و سایر کارکنان مدرسه...

-کوشش در گسترش فضای مدرسه و تجهیز ان به نماز خانه - سالن سخنرانی -کتابخانه-کارگاه- ازمایشگاه و وسایل ورزشی - بهداشتی...

-همکاری و هماهنگی بامعلمان و اولیاء و مربیان دیگرنهاد ها...

-ایجاد ارتباط دائم و مفید و موثر بین مسجد محل و مدرسه

-اجرای دقیق دستور العمل ها و بخشنامه های وزارت اموزش و پرورش

ب_وظایف اداری

-ثبت نام به موقع دانش اموزان...

- پیشنهاد به موقع سازمان اموزشی-پرورشی و اداری مدرسه اموزش و پرورش محل...

تقسیم کار با توجه به شرح وظایف افراد و تنظیم برنامه کار هفتگی کلاسها و ابلاغ انها.

-ابلاغ آئین نامه ها و شرح وظایف شغلی معلمان و کارکنان...

-همکاری و اشتراک مساعی با افراد و سازمان های

 ذیصلاح محلی...

-رسیدگی به حضور و غیاب کارکنان...

-اهتمام در ارزشیابی مداوم از کارمعلمان و مربیان و سایر کارکنان و تنظیم پرورنده خدمت برای  هر یک از انان...

-تشویق افراد صالح لایق و فداکار و توبیخ و تنبیه افراد ناصالاح و خاطی...

-حضور در مدرسه حد اقل نیمساعت قبل از اغاز مدرسه...

-نظارت مستقیم و دقیق بر تنظیم و تهیه دفتر امتحانات دفتر امار لیست مشخصات دانش اموزان و...

-مرابقت در حفظ ساختمان و اموال مدرسه ...

-شرکت فعال در جلسات اداره اموزش و پرورش...

-اجرای دقیق مفاد دستور العمل ها و بخشنامه های اداری...

طرح تغییر نظام اموزشی

در طرح فوق مبانی تعلیم و تربیت اسلامی اهداف کلی تعلیم و تربیت اسلامی اصول حاکم بر نظام اموزش و پرورش و ساختار نظام اموزش و پرورش به تفصیل توصیف وتشریح شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 9:51  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  |