فهرست فیلسوفان مسلمان

فهرست فیلسوفان مسلمان: شامل فیلسوفان طبیعی، مشاء، اشراق، حکمت متعالیه و متاخرین آن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:48  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

بسمه تعالي

(ایده آلیسم – رئاليسم – پراگماتیسم )

تعریف ایده آلیسم :
ایده آلیسم مأخوذ از کلمه ایده (idea) می باشد. 
ایده در اصل کلمه ای یونانی است به معنی مجرد، ذهنی، تصورری و پنداری می باشد. 
ایده آلیسم ذهن و عقل را مقدم بر ماده و پدیده های طبیعی می داند و آنچه اصالت دارد ایده و پندارهاست و چیزهای طبیعی و مادی واقعی و اصیل نیستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:45  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

  مدیریت اسلامی

استاد مضمون : دکتر عبادی

درس اول

« مدیریت اسلامی»

مدیریت چیست؟

دانش مدیریت: علم است. آیا علم دینی یا غیر دینی دارد؟

توضیع و توجیه این ترکیب:

در اصطلاح رایج امروز قلمرو مدیریت، در سازمان است.

تاسیس سازمانها توسط انسان است که بر حسب نیازهای اجتماعی آنان صورت پذیرفته .

تعریف سازمان: سازمان ساختار آگاهانه و رسمی از نقش ها و پست ها است.

مدیریت آموزشی Educational administration:

شاخه ای از دانش مدیریت است که حوزه تحقیق و کاربرد آن در سازمانهای آموزشی است.

همانطور که سایر شاخه های مدیریت بر استفاده بهینه از منابع سازمانی برای تحقق کارآمد و موثر اهداف تعیین شده در یک محیط کاری خاص متمرکز می شوند، مدیریت آموزشی، هدفش یادگیری دانش آموزان است و هر چه بهتر و کم هزینه تر انجام شود مقبول تر است. منتهی چون سازمانهای آموزشی با اهداف فرهنگی و ایدئولوژیک هماهند به سختی می توان اهداف آنها را اندازه گیری کمی کرد.

   تاریخچه و قدمت مدیریت

در ابتدا، توانایی های فزیکی اساس توزیع قدرت، وضع قوانین و برتری موقعیت بود،اما به تدریج هوش، زیرکی، ابتکار و دور اندیشی جایگاه ویژه ای در زندگی اجتماعی به دست آوردند. ( تام و جری)

نظرات نوین متفکرین ، تکنولوژی، ابزار جدید تولید، تولید انبوه، گسترش ارتباطات در قرن 18 و 19 آثار زیادی در سبک زندگی و روابط اقتصادی و اجتماعی گذاشت. و به تدریج دانشمندان و صاحبان سرمایه را برآن داشت که وضعیت جدید را به طور اصولی و علمی و در جهت بقا و رشد و پیشرفت سازمانها و افراد جامعه بررسی و مطالعه کنند.

رابطه انسان شناسی با دانش علوم انسانی

انسان و ابعاد وجودی او، مشترک بین تمامی علوم انسانی و ستون فقرات آنهاست. لذا در علوم انسانی بخشی به عنوان انسان شناسی لازم است.

اگر علم = science ( تجربی و غیر تجربی ) باشد.                  علوم انسانی 3 علوم خواهد بود.

اما اگر علم= دانشی که شیوه تحقیق آن تجربی است                 علوم انسانی knowledge ( معارف )

دانش روانشناسی یا جامعه شناسی بطور مستقیم بعدی از انسان را مورد مطالعه قرار می دهد. اما مدیریت به طور مستقیم از انسان بحث نمی کند، بلکه به طور ثانویه و از دستآوردهای سایر علوم در مورد انسان استفاده می کند.

البته انسان شناسی بحث از مباحث زیستی او نیست، بلکه شناخت خاصیت، هدف از آفرینش او، رشد کمال او، اراده و اختیار او، نیت ها و انگیزه های او....

ارتباط انسان شناسی با مدیریت

نیاز مباحث مختلف مدیریت به مبحث « ارزش های انسانی» یعنی پایبند کردن کارکنان به یک سری اصول اخلاقی ارزشمند موید خود کنترلی و احساس شخصیت و ارزش و دوری از احساس حقارت و در صورت اعتماد، نیروهای فعال و مولد افزایش می یابد.

راه ترویج ارزشهای اخلاقی چیست؟ چگونه افراد متعهد تربیت کنیم؟

2 مقدمه:

  1. بررسی ملاک اعتبار ارزشها
  2. روش ترویج و رسوخ دادن آنها

مقدمه1) فکری و نظری است. یعنی چی بسا خوبی و درستی امری را تصدیق می کند.

مقدمه 2 ) افراد را عامل بار آوریم که مطابق آن رفتار نماید. یعنی سیستم خود کنترلی درونی. بخشی از این کار به روانشناسی ارتباط دارد، یعنی آگاهی از غرایز، کنش ها و میل های درونی افراد و چگونگی تقویت آنها و چگونگی شکل گیری اراده اختیاری او.

علاوه بر روان شناسی، برای موفقیت در درونی کردن ارزشها، پرداختن به مباحث فلسفه اخلاق در واقع بین مسائل کاربردی تربیت و روان شناسی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. پس ایجاد انگیزه به شناختن حالات روحی انسان و شناخت اینکه چگونه می شود انگیزه کار را در فرد ایجاد کرد بستگی دارد. امروزه به این رسیده اند که ریشه انگیزه ها صرفاً در منافع مادی نیست بلکه انگیزه های روانی به مراتب از انگیزه های مادی قوی ترند. تاکید بر ابعادی روانی

انسان شناسی و فلسفه اخلاق

در فلسفه اخلاق، مکاتب مختلفی وجود دارد، برخی از فلاسفه، اخلاق را یک سلسله اعتبارات قراردادی تلقی می کنند یعنی هیچ پایه عقلائی و واقعی برای آن قائل نیستند. طبق این نظر، ارزش اخلاقی تابع قراردادهای اجتماعی است.

در جامعه ای ممکن است، عملی ارزش و همان عمل در جامعه دیگر، ضد ارزش محسوب شود. بستگی به نوع قرار داد اجتماعی دارد. بعضی از مکاتب دیگر قائلند: ارزشهای اخلاقی مبانی واقعی و تکوینی دارند و ریشه آنها در فطرت آدمی نهفته است. بنا بر این باید روح انسان را بشناسیم. از این جهت که ارزشها ابزاری هستند که انسان را در جهت رسیدن به کمال نهایی کمک می کنند، لذا ارزشها ثبات دارند و تابع شرایط و تغییر جوامع نیستند،

بنا بر این در فلسفه اخلاق برای شناخت ارزشها باید انسان را از آن جهت که حرکتی تکاملی و هدفی نهایی دارد بشناسیم و رعایت ارزشهای اخلاق نیز در واقع، پیمودن راههایی است که انسان را به کمال مقصود می رساند. باید دانست انسان کیست؟ کمالش چیشت؟ تا فهمید راه رسیدن به کمال کدام است؟ و وجود فلسفه اخلاق صحیح برای رسیدن به کمال ضرورت دارد.

انسان شناسی پیش نیازی ویژه برای مدیریت

چه بسا هدف خاص یک سازمان تولیدی، بایدهای حاکم بر رفتار کارکنان را تعیین می کند.

تبیین ضرورت مباحث انسان شناسی در مدیریت

  1. مباحثی در مورد ایجاد انگیزه کار یا پذیرش مسئولیت در این خصوص لازم است شناسایی ابعاد وجودی انسان، کیفیت انگیزش و ارزشهای حاکم بر او و برای رسیدن به هدف، انگیزه های فطری و روحی انسان را مورد استفاده قرار داد.
  2. چگونگی کنترل نیروی کار ( خود کنترلی )

لزوم طرح مباحث انسان شناسی در مدیریت

از این جهت است که در مدیریت ارزشهای انسانی مطرح می شود و این ارزشها نیز باید پایه های منطقی و فلسفی داشته باشند. و اینجاست که مباحث مربوط به فلسفه اخلاق مطرح می شوند.

از آنجا که نظر اسلام در فلسفه اخلاق، مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و رابطه آن با رفتار های اوست، باید انسان و ماهیت او را بشناسیم تا کیفیت پیدایش ارزشها از مایه های فطری و واقعی او را درک کنیم.

اختلاف در شناخت ماهیت انسان و انسانیت به همان روح است و بدن ابزاری برای تکامل روح، ارزش گلدان به آن گل است.

ماهیت انسان            مادی

                             الهی: (1) انسان علاوه بر بعد جسمی، دارای روح نیز هست و در مجموع هستی با ماده مساوی نیست. ( 2 ) راه شناخت منحصر به حس نیست بلکه عقل، معرفت حضوری و مشهود باطل نیز به عنوان ابزار های شناخت محسوب می شوند.

  نظام ارزشی اسلام

مقصود، مجموعه ای هماهنگ و مرتبط از باید ها و نباید هاست که تمامی آنها هدف واحدی را تعقیب می کنند. کاربرد ارزش در مسایل اقتصادی: ارزش در واقع یک کیفیت است و حاکی از رغبت درونی و مطلوبیت شی در نزد فرد است. در نتیجه ملاک ارزشی، مطلوبیت است، گو اینکه مطلوبیت، حالتی روانی است و  ذاتاً قابل اندازه گیری نیست، اما آثار و لوازم مطلوبیت را می توان اندازه گیری کرد.

                        ذاتی

ارزش                 غیری

مقصود از ارزش در بحث حاضر ارزش اخلاقی است یعنی مقصود ارزشهای عملی یا رفتاری است که با اختیار از انسان صادر می شود. و موضوع آن نیز رفتار اختیاری انسان است. بنا بر این معنای نظام ارزشی اسلامی اینست که از نظر اسلام ارزشهای خاصی معتبر است که محور این ارزشها افعال اختیاری انسان است و این ارزشها از درون با یکدیگر چنان ارتباطی دارند که مجموعه ای هماهنگ با یک نظام را تشکیل می دهند.

ویژگیهای نظام ارزشی در اسلام:

  1. فراگیری و شمول
  2. برخورداری از ارتباط و انسجام کافی
  3. قابلیت تببین اخلاقی
  4. تبیین لذت و سود نا محدود
  5. حسن فعلی و فاعلی
  6. مراتب داشتن ارزشها

شمول نظام ارزشی اسلام: یعنی هیچ مساله ای از مسائل زندگی انسان نیست که تحت پوشش ارزشهای اخلاقی اسلام قرار نگیرد. یعنی تمامی ارتباطات مناسب و مفید مورد نظر قرار گرفته اند. ارتباط انسان با خدا -  با خلق -  با خود -  با خانواده – جامعه -  روابط بین الملل -  یعنی جامعیت دارد.

انسجام درونی: در نظام های متفاوت، متغیرهایی از قبیل پول داشتن، علم داشتن، قهرمان بودن، ... به عنوان ارزش تلقی می کنند در حالیکه بین آنها ارتباط و انسجامی نیست و تنها یک مجموعه ساختگی است. قابلیت تبیین عقلانی : برخی از مکاتب وادی ارزشها را عواطف و احساسات انسان می دانند که مقوله ای جدای از استدلال و تعقل است.

ارزشها در برابر واقعیت ها قرار دارند و بین ارزش و واقعیت پیوندی نیست. در فلسفه اخلاق این موضوع است که آیا ارزشها با واقعیات ارتباطی دارد یا نه؟

تبیین عقلانی ارزشها، فقط زمانی ممکن است که بتوان رابطه بین ارزشها و واقعیتها را کشف کرد، زیرا عقل فقط واقعیتها را درک می کند. اگر ارزشها صرفاً تابع قرار داد باشند هیچ رابطه منطقی با هم ندارند و هیچ دلیل عقلی هم نمی تواند آنها را ثابت کند.

تنها زمانی می توان بر موضوعی استدلال عقلی آورد که آن موضوع بر یک سلسله روابط علی و معلولی مبتنی باشد.

در نظام ارزشی اسلام، محور ارزشها افعال اختیاری انسان است.

رفتار آدمی واسطه بین نیازها و اهداف اوست و بین این دو ( رفتار و اهداف ) رابطه ای منطقی وجود دارد. هر رفتاری موجبات رسیدن به هر هدفی را فراهم نمی کند. بلکه باید بین این دو منطقاً ارتباط باشد.

 نیاز               رفتار           هدف

باید دید برای رسیدن به هدف، چه رفتار خاصی مورد نیاز است. بنا بر این رابطه بین رفتار و اهداف انسان بر اساس قانون علیت قابل تبیین است.

+ هر یک از مکاتب متفاوت فلسفه اخلاق، ملاک هایی را برای تشخیص ارزشها تعیین کرده اند. یکی از قدیمی ترین ملاک ها « لذت انگاری و خوش گرایی» است که دو صورت دارد:

  1. لذت انگاری روانشناختی؛ مردم در زندگی خود واقعاً دنبال لذتند
  2. لذت انگاری اخلاقی؛ مردم نه تنها در جستجوی لذتند، بلکه باید چنین کنند.

مکتب نفع گرایی هر چیز که دارای سود و منفعت باشد ارزشمند است. اما اختلاف در اینست که آیا ملاک ارزشی، منفعت فردی است یا اجتماعی.

ملاک دیگر: معیار ارزشی، پذیرش وجدانی عمل است. یعنی تمام مردم آن کار را ستایش کنند.

تبیین لذت و سود نا محدود.

از نظر اسلام بعضی از لذتهای بی دوام، گذرا و ناپایدار و سطحی دنیوی با لذات نامتناهی و همیشگی آخرت تضاد دارند.

بنا بر این بر فرض اینکه ملاک اصلی ارزش را« لذت» بدانیم، باید بین لذتها تفاوت و تفکیک قائل شویم. و این گونه نیست که اصل لذت به عنوان یک معیار از نظام ارزشی اسلامی حذف شده باشد« فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین» زخرف/ آیه 71.

اما سود نا محدود: بعضی از مکاتب اخلاقی، معیار ارزشی را منفعت و سود عملی می دانند و در مقابل، عملی که هیچ سودی برای دنیای مادی و رفاه زندگی نداشته باشد از نظر آنها بی ارزش است. اسلامی نیز اصل منفعت را می پذیرد، اما سود را اعم از مادی و معنوی می داند.

حسن فعلی و حسن فاعلی در قرآن دارد ( امنوا ) حسن فاعلی و عملوا الصالحات ( حسن فعلی ) را در کنار هم ذکر می کند. حسن فعلی بدون حسن فاعلی مثل عبارت به قصد ریا. مراتب داشتن ارزشها، یعنی درجه بندی در ارزشها بعضی از مکاتب، ارزش را دارای یک مرحله می دانند. اگر انجام کاری فقط برای اطاعت از حکم عقل و ندای وجدان باشد، ارزشمند است اما اگر همراه با ارتقای عواطف باشد. دیگر ارزشی ندارد. در حالیکه در اسلام هر یک از این رفتار ها مرحله ای از ارزش را داراست.

  1. 1.  آیا از نظر اسلام ارزشهای اخلاقی نسبی اند یا مطلق؟

از نظر مکاتب مختلف فلسفه اخلاق این بحث مهمی است که آیا اخلاق نسبی است یا مطلق؟ یعنی آیا ارزشهای اخلاقی به تناسب افراد، زمان و مکان و سایر شرایط تغییر می کنند یا پیوسته ثابتند؟

1)    معتقدند که ارزشهای اخلاقی مطلقند ( کانت)

2)    معتقدند که ارزشهای اخلاقی کاملا نسبی است

  1.  مثلا راست گفتن مطلقاً یک ارزش است ولو موجب قتل هزاران انسان شود. این عمل ارزشمند است و نتایج و تبعات آن، موجب بی ارزشی عمل نمی شود.
  2. ارزشهای اخلاقی نسبی، بدون ملاک ثابت و تابع شرایط زمان و مکان و سلیقه ها و قراردادهاست.

اما از نظر اسلام: در اسلام یک سلسله اصول کلی، ثابت و مطلق اخلاقی وجود دارد که تحت هیچ شرایطی تغییر نمی کند، اما مصداق آنها تغییر پذیر است . مثلا راست گفتن تا آنجا که به صلاح فرد و جامعه است، با ارزش است. ملاک کلی ارزش اخلاقی مصلحت عمومی فرد و جامعه و مصلحت واقعی انسانیت است.

اصول مدیریت اسلامی                                    مقدمه دوم

مدیریت از دیدگاه قرآن

مصلحان جامعه: صنفان اذا صلحا... العلما و الامراء

این در صنف نقش اول در تغییر و تحولات اجتماعی را عهده دارند. پس گلوگاه ها، مراکز فرهنگی، تربیتی، آموزشی و دانشگاهی است.

اولین مرکز تربیتی خانواده است

رشته هایی در مورد خانواده باید تعیین و آموزش داده شوند.

این می تواند پایه و اساسی برای اصلاح نظام فرهنگی- سیاسی و اجتماعی باشد.

در بحث خانواده، مهمترین بحث اشتغال بانوان است.

بانوان سه شغل دارند:

  1. همسرداری
  2. مادری
  3. مشاغل اجتماعی

ساعات کار بانوان و حوزه های خاص شغل اجتماعی زنان

عدم تعریف حقوق همسری و مادری به نحو صحیح از حیث فقهی و منزلت اجتماعی باعث تراکم مشاغل اجتماعی زنان شده و مصیبت به بار می آورد که انهدام خانواده نتیجه آن خواهد بود.

در مورد شغل همسرداری و فرزند داری می توان آن را از مصادیق« و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوهآ ان الله کان علی کل شیء حسیبًا. نساء/ آیه86.

نظام آموزشی براساس مراحل رشد پسر و دختر از نطفه تا بلوغ قوی ترین نیروهای تربیتی و افراد صلاحیت باید عهده دار این دوران باشند.

اینها احتیاج به مراقبت های شکل گیری شخصیت از نظر سلامت جسمی و روانی دارد و پیش نیاز آن کفویت پدر و مادر است و لذا باید آموزش، مشاوره و مورد یابی خوب مدیریت شود.

رابرت مرداک یهودی: اگر مادر خانواده که همه چیز را مدیریت می کند به لجن بکشیم تمام جامعه به لجن کشیده خواهد شد.

حال که اصلاح جامعه باید از مدیریت شروع شود. برای اصلاح مدیریت از چه ابزاری باید استفاده کرد؟ قرآن توضیح می دهد: « والذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلوه انا لا نضیع اجر المصلحین» اعراف/ 170

پس شرط اساسی اصلاح مصلحان :

  1. مسلح به فرهنگ قرآنی
  2. مصمم به پیاده کردن این فرهنگ در جامعه.

در تمسک، مبالغه هم نهفته. تفسیر « یمسکون بالکتاب» فقرۀ آیۀ شریفه. « نذوا ما آتیناهم بقوه و اذکروا ما فیه» است.

اخذ قرآن با قوه معنی مطابقی تمسک به قرآن است. قرآن را به دست گرفتن یعنی از مرحله فهم گذشتن و به مرحله عمل رسیدن.

قرآن و مدیریت

یکی از فلسفه های نزولی و تدریجی آیات به این معنا بر می گردد که مدیریت و رهبری الهی در جامعه بشری، نیازمند تربیت و هدایت فکری و قلبی است.

این نکته در قرآن چنین مطرح شده است: « و قال الذین کفروا لولا نزل علیه القرآن جمله وحده کذلک لنثبت به فوادک و رتلنه ترتیلا» فرقان/ آیه 32.

یعنی، نقش و هدف اول این نزول تدریجی، تربیت و تهذیب مدیریت اسلامی است.

این معنا در همه آیات می تواند مطرح باشد، پس قرآن کریم، منبع عام مدیریت اسلامی است. در عین حال، حوزه خاصی از مباحث قرآن که به طور ویژه روی مدیریت اسلامی عنایت دارد، قصص قرآن است.

احساس امنیت حتی در شرایط عتدم اعتماد. بالا بردن این احساس با ورزشها یا روش. لذا ضرورت برنامه های عملی خود سازی تا اعتقاد و باورهای مدیر، محکمتر شود.

و کلا نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فوادک... هود / 120

این یک ضرورت است در آموزشهای مدیریتی به ویژه برای پستهای حساس و کلیدی.

به عنوان اصل شاخص و فراگیر،

اصل اول

اصل عدم تقدم بر خدا و رسول است:

یا ایها الذین امنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله و اتقوا الله ان الله سمیع علیم. حجرات/ 1.

اصل دوم

اصل آخرت گرایی

آخرت گرایی نفی دنیا نیست؛ بلکه امکانات دنیوی را در راستای اهداف اخروی قرار دادن است.« و ابتغ فیمآ ءاتئک الله الدار الاخره و لا تنس نصیبک من الدنیا.... قصص/ 77.

الگوها: برخورد خداوند، با قارون و ثروتش

کشی که در مسیر احسان و انفاق و به کارگیری امکانات و ثروتش، در جهت آخرت نباشد، در مسیر فسادات و موجب اختلال نظام معیشتی مردم می شود. بلکه فرد و جامعه را به هلاکت می کشاند.

« و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» بقره/ 195.

علت عذاب قارون چیست؟ با اینکه او ثروتش را از راه نامشروع به دست نیاورده .

« قال انما اوتیته علی علم عندی» اینها را براساس صلاحیت و قابلیت شخصی خودم به دست آوردم.

برای روشن شدن مطلب، باید انعکاس رفتار قارون در جامعه را ببینیم که هوش و حواس مردم را به خود جلب کرده و ترویج دنیا طلبی می کند.

« فخرج علی قومه فی زینته قال الذین یریدون الحیوه الدنیا یلیت لنا مثل ما او تی قرون انه لذو حظ عظیم» قصص/ 79.

زندگی دنیایی و امور معیشتی و مادی اصل شده بود.« مصرف قارونی». فرهنگ دنیا طلبی که چیره شد دیگر مردم از لحاظ روحی، روانی، فکری، آمادگی قبول ریاضت های اقتصادی و ... را نخواهند داشت. شیوه و نحوه برخورد خداوند با قارون و ثروتش در سیاستگذاریها مهم است، چون خداوند به زمین دستور می دهد که ثروت قارون را نیز ببلعد.

بالاخره در جمع بین آخرت و دنیا معیار چیست؟ معیار در این موارد « اصل زهر» است.

لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتئکم. حدید/23.

نوع توجه به دنیا مهم است، زاهد کسی است که فقدان یا به دست آوردن دنیا تلاطم در وجودش ایجاد نمی کند.

در سیاست گذاریها ملاحظه می کنیم که )

اصل، معنویت و آخرت گرایی است و نمی شود به واسطه نفع اقتصادی، ارزشهای متعالی را نادیده بگیریم.

نمونه ها:

  1. منع حضور کفار از حرم الهی. « یا ایها الذین امنوا انما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عیلۀ فسوف یغنیکم الله من فضیله ان شاء ان الله علیم حکیم. توبه /28
  2. برخورد حضرت امام با سلمان رشدی

حکمی که حضرت امام خمینی در مورد سلمان رشدی دادند، محدودیت اقتصادی برای کشور پدید آورد و دشمنان محاصره اقتصادی را علیه نظام، تدارک دیدند، ولی امام با نگاه آخرت گرایی و تکیه بر خداوند، دست از حکم الهی نکشید.

شاخص های نظام اسلامی در مسیر آخرت گرایی

  1. ساده زیستی و زهد مدیریت

الف) همسران پیامبر و زینت دنیا

ب ) کارگزاران در حکومت اسلامی

  1. جاری بودن فرهنگ انفاق در جامعه: تا روحیه آخرت گرایی در مردم تقویت نشود و مردم از وابستگی به دنیا جدا نشوند، نمی شود فرهنگ ربا را از بین برد و فرهنگ انفاق را جاری کرد و تا این فرهنگ جاری نشود، بخش زیادی از مشکلات اقتصادی جامعه حل نمی شود. در نتیجه ضعف روحیه آخرت گرایی و فشار اقتصادی، فرهنگ انفاق جلوه ای نخواهد داشت، بلکه فرد وظیفه خویش می داند که برای تامین زندگی، شرعاً رشوه بگیرد و یا رشوه دهد! و در این بستر با موعظه چه کاری می توان از پیش برد؟
  2. حل مشکل ازدواج، فرهنگ سازی آن، تخصیص بودجه، طراحی نهادی برای اصلاح امر ازدواج
  3. سلامت و طهارت بانوان در جامعه

از نظر قرآن سلامت اخلاقی هر جامعه ای در درجه اول در گرو وضعیت زنان آن جامعه است. مراجعه کنیم به قرآن وقتی مریم نذر می کند، فرزند در شکم خود را مواضع و مبلغ دین خدا قرار دهد و بعد از زایمان می بیند فرزند، دختر است: « قالت رب انی وضعتها انثی و الله اعلم بما وضعت و لیس الذکر کالانثی. آل عمران/36.

به زبان عرفی ما« کجا پسر مثل دختر می شود؟! در چه چیز؟ مورد آیه مگر مبلغ دین و اخلاق نبود؟ پس در این حوزه ما در موثرتر از پدر است.

اصل سوم: وحدت و هماهنگی

مساله وحدت در نظام اجتماعی، مساله اساسی است که از حیث نظری بر دین اسلام استوار است و از حیث عملی هم باید مدیریت واحدی در راس نظم و مجموعه ها باشد تا یک امر و یک فرمان بر سیستم و مجموعه ها جاری بشود.

« و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا » این اصل در نظام تکوین نیز هست. در سوره حجرات که تنظیم روابط اجتماعی و سازمانی را تذکر می دهد. این اصل مهم مطرح است.

  1. وظیفه اصلاح برای حفظ وحدت و هماهنگی « و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما...» حجرات/9.

« انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم» حجرات/ 10.

اصل چهارم: اعمال مدیریت بر اساس اختیار نیرو ها

در نظام خلقت، مدیریت الهی بر شوق و رغبت پدیده ها استوار است. به عنوان تمثیل یا یک جریان تکوینی خداوند به آسمان و زمین چنین فرمود: ائتیا طوعا او کرها. فصلت/11.

خطاب به تمام هستی است که با میل و رغبت یا کراهت، تحت فرمان الهی درآیید. « قالتا اتینا طائعین» فصلت/ 11.

همه مخلوقات اعلام کردند با میل و رغبت تحت اطاعت شمائیم.

این اطاعت عاشقانه و از روی اختیار در عالم انسانی نیز هست.

« انا هدینه السبیل اما شاکرا و اما کفورا » انسان/3.

این سنت الهی است که انسان بر اساس اختیار، اعمال رای و اعمال اراده کند.

شاخص این مطلب در بیانات قرآنی« لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الفی» است. کسی را نمی توان به زور وادار به پذیرش معنایی کرد. اساسا امور قلبی الزام بردار و قهرپذیر نیست، بلکه هر معنایی را می بایست با میل و رغبت به کسی قبولاند. پیامبر نیز به عنوان مبلغ و مجری احکام الهی، با توجه به میل و رغبت انسانها، دین را به آنان عرضه می کند. و بحث اجبار و تحمیل بر مردم نیست.

« الله حفیظ علیم و ما انت علیمهم بوکیل» این خواست که مراقبت و مسلط بر خلایف است و شما وکالت بر جان مردم نداری.

« فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر» غاشیه/ 21-22.

پس تذکر بده که تو صرفاً تذکر دهنده ای و بر مردم سیطره نداری.

خلاصه با توجه به آیات فراوانی که در این زمینه وجود دارد معلوم می شود که انسان نسبت به اعمالی که از او صادر می شود مسوولیت دارد و این مسوولیت اقتضا دارد که انسان در عملکردش، آزادی عمل داشته باشد. لذا امیر مومنان علی علیه السلام در برابر نیرو های تحت فرمانش می گوید: انی لعالم بما یصلحکم و بما یقیم او دکم و لکنی لا اری اصلاحکم با فساد نفسی. خطبه 69

« من به خوبی می دانم که چگونه کجروی شما را اصلاح کنم و لکن من اصلاح شما را به قیمت فاسد شدن خود نمی خواهم. نمی خواهم از سلامت اعمال مدیریت خارج شوم.

اصل پنجم:

اصل اعمال مدیریت بر اساس بصیرت نیرو ها

مدیریت الهی نه می تواند اجبار کند و نه می تواند براساس جهل و تقلید و تحریک، مردم را به اطاعت بکشاند، بلکه نیروهایش با آگاهی و اختیار باید عمل کنند. چرا که عمل بر اساس جو سازی و تبلیغ نوعی تعمیل است.

مستندات اصل بصیرت

بصیرت در نظام آفرینش                  در طبیعت      کل قد علم صلوته و تسبیحه. نور/ 41.

                                      در انسان                  انا خلقنا الانسان.... فجعلناه سمیعاً بصیرا. انسان/2

بصیرت کتب آسمانی           قد جائکم بصائد  . انعام/ 104.

اساس دین، مبتنی بر تفکر است: « قل انما اعظکم بواحدۀ ان تقوموا لله مثنی و فرا دی ثم تتفکروا.... سبا/46.

دعوت انبیاء براساس بصیرت :

« قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیرۀ انا و من اتبعنی.... یوسف/108.

تبیین حقایق، قبل از هلاکت اقوام

« و ما کان الله لیضل قوماً بعد اذ هدئهم حتی یبین لهم ما یتقون.... توبه / 115.

« و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا. اسراء/15.

لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینۀ.... انفال/42.

 بحث مستقل

اگر دانش ها به وسیله خود بشر تولید می شوند و معیار اثبات حقانیت و صحت شان هم درونی است. یعنی یا به ضرورت منطقی بر می گردد یا به ضرورت تجربی و به بیرون از خودش بر نمی گردد، دیگر جایی برای حکومت دینی باقی نمی ماند.

  • جامعه بر اساس نیازمندیهای بشر شکل گرفته و دانش اداره جامعه، تولید شده و این نیازمندیها در فرایند تجربی، آرام آرام خود را نشان داده و همین ها باید مبنای مناسبات اجتماعی قرار گیرد. در اینجا باید بپردازیم که آیا دین مکمل است یا نقش سرپرستی دارد؟ آیا واقعاً چیزی به نام علم اسلامی داریم یا نه؟

دامنه علوم اسلامی کجاست؟ آیا محدود به فلسفه، کلام، فقه، حدیث و تاریخ اسلام است یا عریض تر و گسترده تر است؟

یک وقت بحث از لحاظ معرفت شناسی دنبال می شود: علم دینی آیا ثبوتاً قابل پذیرش هست یانه؟ عده ای قائلند علم دینی نداریم و علم ذاتاً سکولار است.

علم، ذاتاً اکتشاف از واقع است و ابزار آن منفصل از دین است و ربطی به دین ندارد، منطق آن عقلانیت است و معیار صحت او هم  ربطی به استناد به دین ندارد و ابزارش عقل بشری و تجربی است. پس در این حوزه باید دید. چه نسبتی بین دین و توانایی های ما در حوزه معرفت وجود دارد؟

آیا دین مکمل آنهاست را دین نقش سرپرستی دارد؟

نتیجۀ حاصل در این حوزه معرفت شناسی، خودش را در کارکردهای اجتماعی و الگوهای پیشرفت نشان می دهد. اگر ما به دنبال طراحی یک تمدن و نظام نوین در دنیای مدرن هستین حتی بدون دانش نمی شود. مدیریت کرد. بنا بر این علم دینی بنیان پیشرفت اسلامی است.

  • یک نظر اینست که علم اکتشاف از واقع دارد لیکن آن واقعیت، صنع الهی است یعنی کشف از صنع الهی می کنیم. لذا علم می شود ذاتاً دینی. اینجا حداکثر نیاز به ادبیات انضمامی و اخلاق انضمامی دارد که جهان را صنع الهی و خود را فقیر بدانیم و لاشه شناسی نکنیم بلکه قبل و بعدش یعنی مبدا و معادش را در نظر بگیریم.

بان این نظر، همه علوم دینی هستند و این خودش به یک معنا، انکار علم دینی می شود. اگر خوبی و حقانیت را نسبی کردید، این انکار حقانیت است، هم موسی حق است و هم فرعون. چون که بی رنگی اسیر رنگ شد.

دسته اول که قائلند علم ذاتاً سکولار است یعنی می گویند علم، خصلت ایدئولوژیک ندارد و آنها که طرفدار علم دین هستند طرفدار حکومتهای ایدئولوژیکند.

باید گفت: علم مدرن  مبتنی بر ایدئولوژی مردن است، اینکه علم ذاتاً غیر ایدئولوژیک است، خود این نظریه معرفت شناسی است که تحت تاثر یک ایدئولوژی است.

  • o خوب کسانی که معتقدند علم دینی و اسلامی و غیر اسلامی داریم؛ اولاً در دامنه علم دینی و غیر دینی متفاوت هستند، عده ای معتقدند فقط در حوزه علوم انسانی که موضوعش مستقیماً در ارتباط با کنش انسانی است ، دانش اسلامی و غیر اسلامی دارد. چون مبتنی بر مفروضات پیشین در زمینه انسان شناسی و جامعه شناسی است و اسلام در این رابطه نظریه خاص دارد. متافزیک دینی در حوزه انسان و علوم انسانی نقش ایفا می کند. پس علم دینی در این حوزه داریم.

چگونه می شود این علم دینی را تولید کرد؟ عده ای گفته اند:

1)    دانش مدرن را تهذیب کنیم ، گزاره های ناسازگار را کنار گذاشته و اصلاح کنیم.

2)  عده ای معتقدند با تهذیب گزاره ها صرفاً، نمی شود علم اسلامی تولید کرد، بلکه با تغییر مبانی و مفروضات اساسی علم را تغییر و دانش مبتنی بر مبانی و مفروضات اسلامی را تولید کنیم. یعنی قائلند دانش ها مبتنی بر مفروضات متافزیک هستند که از آنها گاهی تعبیر به فلسفه های مضاف به علم می شود. مثل، فلسفه جامعه شناسی، فلسفه روان شناسی که بحث از متافیزیک آن علم می کنند.

3)  اگر علم مبتنی بر متافیزیک است، اگر بخواهید آن متافیزیک را جاری در علم کنیم و دانش مبتنی بر آن علم باشد و گزاره ها آهنگ آن متافیزیک را داشته باشد، ناچار باید در مقول روش وارد شوید. چون اگر روش مبتنی بر متافزیک مادی باشد به شما اجازه الهیات مربوط به آن علم را در حوزه دانش نمی دهد.

  تبدیل گزاره های دینی به ادبیات برنامه ای

مقدمه: دین حداقلی، خصلت فردی دارد. در این صورت دیگر دین حقوق ورود ندارد. در نقطۀ مقابل اما دین حداکثری، قدرت نفوذ به لایه های زندگی را دارد، اما نکته مهم و قابل توجه اینست که: دین حداکثری به این معنا نیست که شما کوچکترین مساله در زندگی را مستقیماً در آیات و روایات بیابید؛ از آن طرف دین مدعی است که من پاسخگوی تمام نیازها هستم، حلقه منفصل بین اینها اینست« خصلت استراتژیک بودن گزاره های دینی» یکی از گزاره های استراتژیک که ساختار دانش ما را شکل می دهد. این فرمایش رسول الله (ص ): انما العلم ثلاثه: آیه محکمه، فریضه عادله، سنت قائمه

آیه محکمه= عقاید= نظام معرفتی                احکام توصیفی

فریضه عادله= احکام= نظام قانونی                احکام تطبیقی/ واجب یا حرام- از الزامات حقوقی

سنته قائمه= اخلاق= نظام فرهنگی                احکام ارزشی

این کلید واژه های آیه، فریضه و سنت در ادبیات دینی در چه شبکه ای به کار می رود؟ بحث عقاید در فضای خود و خودی را می بریم به مقیاس کلان عقاید تبدیل می شود به کل نظام معرفتی          احکام توصیفی

فریضه عادله، احکام تبدیل می شود به نظام قانونی

دستگاه قانونگذاری در فضای جرم و مجازات، قوانین کیفری، حقوقی و مدنی که همان احکام تکلیفی باشند. و فضای اخلاقی تبدیل می شود به سیستم فرهنگی که همان احکام ارزشی باشد. کلان دانش در این سه حوزه طبقه بندی می شود.

توجه دیگری برای اینکه ببینیم ترکیب روایات چگونه انجام می شود.

امام صادق علیه سلام میفرماید: اصول المعاملات علی اربع،« معامله الله» ارتباط با خدا « معامله النفس»ارتباط با خود « معامله الفرد»ارتباط با همنوع و « معامله الدنیا» ارتباط با محیط و فضای زندگی.

معامله به معنای عرفی، به معنای مبادله و داد و ستد است. در حالی که معامله در ادبیات دینی یعنی تعامل و ارتباطات. این ارتباطات می خواهد در فضای اقتصادی یا حقوقی یا اخلاقی شکل بگیرد.

ترجمه: این روایت به زبان تخصصی: هفته یکبار ناخن گرفتن از برص یا پیسی جلوگیری می کند.

تبدیل                 « بین کنترل هفتگی رشد ناخن با فعال ماندن رنگدانه های پوست رابطه معنادار وجود دارد.»

با این مثال ها می خواهیم بگوییم. تا به حال از دین، یک حس فردی به ما منتقل نشده، الزامات قانونی به عنوان تکلیف و کلفت مستحبات را هم که می گوئیم مستحب است.

در حالیکه مستحبات و مکروهات ما فرهنگ سازند. و حتی می گوئیم مستحب است دیگر از حیطۀ بررسی کنار گذاشته می شود.

در بحث ابواب فقهی که 52 باب است. اول کتاب الطهار، این به زبان سیستم بهداشت و سلامت اجتماعی ترجمه شود بعد این در نقشه موضوعی قرآن، نهج البلاغه و ادعیه پی گیری شود و در همین ادعیه مدل نیازها را به دست آورد. اقنع تعز= مصرف را بهینه کن در محیط رقابت بر تر می شوی.

کتاب الصوۀ= سیستم عبادی= سیستم عبادی بودائی، مسیحیت، یهودیت، هندوها، اینها را تطبیقی کنار هم مقایسه و بعد بگوئیم سیستم عبادی و بسته معنوی ما اینست.

تعریف مدیریت اسلامی:

هنر و علم به کارگیری درست افراد و امکانات در جهت وصول به اهداف سازمانی است، به گونه ای که با موازین شرع مغایرت نداشته باشد.

مدیریت اسلامی: عبارت است از علم و هنر فرایند استفاده کار آمد و اثر بخشی از منابع انسانی و مادی، از طریق برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت و کنترل در یک محیط پویا در جهت تحقق اهداف سازمانی یا جامعه در چارچوب احکام اسلام و تقرب الی الله.

  شبهات حکومت دینی در پنج مجموعه مطرح می شوند.

برخی از این شبهات به مدیریت اسلامی نیز راه پیدا می کند، چون حکومت دینی، نگاه کلان به مدیریت اسلامی است.

اول- حکومت دینی انسانی نیست.

  1. شما مطرح می کنید هرجا که خدا و پیامبر حکمی داده باشند، چه در حوزه عمل و چه در حوزه نظر، باید تبعیت شود. یعنی در همه حوزه های فعالیت انسانی، اصل « عدم تقدم به خدا و رسول» حاکم است، بخصوص در حوزه های مدیریت که موضوع بحث ما است. در این آیه آمده:« یا ایهاالذین امنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله.... حجرات/1.

وقتی به تحلیل و تبیین آن می نشینیم با وجوب این تقدم دیگر جایی برای رای و نظر شخصی نیست. پس برای انسان و شخصیت آدمی چه باقی می ماند؟

  1. در این آیه آمده: « ما کان لمومن و لا مومنه اذا قضی الله و رسوله ان یکون لهم الخیره.... احزاب/36.

آیا بدون اختیار و بدون حق رای، نشانی از کرامت انسانی باقی می ماند؟

  1. در آیات قرآنی، آدمی از سوال و پرسش نهی شده که .

لا تسئلوا عن اشیاء ان تبد لکم تسئوکم. مائده/101.

خوب اگر سوال را از انسان دریغ کنیم چگونه به تفکر و معرفت او اجازه می دهیم؟

با این حال چگونه می توان از اومانیسم و کرامت انسانی دم زد؟

پس آیا مناسب تر نیست برای حفظ و پاک نگاه داشتن دین، حکومت را و مدیریت را از آن برکنار بدانیم؟ و میان دین و سیاست و مدیریت خط فاصل بگذاریم؟

پاسخ به این شبهات به دو گونه مقدور است:

  1. به صورت نقضی و بیان موارد مشابه در آن سوی دنیا که خود را مهد آزادی و حقوق بشر می دانند.

با این حال تعمل جریان های مخالف حتی در پوشش و لباس را ندارند....

  1. اما جواب حلی و اقناعی:

الف) اگر آدمی، اجتماع را انتخاب کرد و یا شخص و یا گروهی را پذیرفت، هرچند که در جمع از جهات گوناگون محدود می شود و با عشق و گرایش به شخصی، از خواسته های گسترده خود جدا می گردد. ولی این محدودیت و تعلق و تبعیت و تسلیم و ولایت پذیری، فرمانبری، با شخصیت آدمی و هویت انسانی منافات ندارد که برخاسته از انتخاب و اختیار اوست و این حق انسان است که انتخاب کند و آزاد باشد. حتی اگر با آزادی به تسلیم و تبعیت روی بیاورد. همین طور که امروز شهروند مدنی مدرن و آزاد می تواند با همین آزادی به تمامی قوانین تسلیم شود و تبعیت کند و این را منع شخصیت و نفی هویت خود نشناسد، به خصوص آنجا که این انتخاب از فهم ومعرفت و از عشق و احساس او مایه بگیرد.

ب) چگونه است که شهروند مدنی در برابر قانون و دادگاه های حاکم، اختیار و آزادی ندارد، آن را محکوم نمی کنیم و نفی و منع آدمی نمی دانیم. خوب همانطور هم زن و مرد مومن در برابر حکم و داوری خدا، حق اعتراضی ومخالفت ندارد.

ج) اگر برای کسی که راه درازی در پیش دارد و امکان محدودی برداشته، تو از محدودیت و امکانات و وسعت راه بگویی، آیا او را تحقیر کرده ای؟

و علم و فهم او را نادیده گرفته ای. حالا خداوند به انسان امکانی داده و نعمت را امانتی سپرده و انسان مسوول است در برابر آنها معلوم است سئوال از مسائلی که مسئوولیت آدمی و بار او را سنگین تر می کند لزومی ندارد. لذا می فرماید: « لا تسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسئوکم...»

تحقیر آن جایی است که تو راه را ببندی و آدمی را مجبور به بازگشت به غریزه و انحطاط و به طبیعت بدانی، نه آن جا که با محدودیت علم و عقل و عرفان و غریزه، او را به وحی پیوند می زنی و از احاطه خداوند و آگاهی الهی بهره مند می سازی.

دوم: حکومت دینی، دنیایی نیست

شما می گوئید حکومت دینی و مدیریت اسلامی آخرت گراست. پس به کار دنیای آدمی نمی آید. چون زهدگراست. دنیا تحول های مستمر دارد و دین ثابت و جامد است، پس هماهنگ نیستند.

الف- دین آمده تا رغبت و انگیزه های طبیعی و عادی را در آدمی محدود سازد و این شکستن رغبت در دنیا و کوچ دادن از دنیا به آخرت، با توجه به دنیا و برنامه ریزی برای آن و سیاست و اقتصاد... نمی خواند.

رشد صنعت و تجارت با تحول از گرایش های زاهدانه و مسیحی و اسلامی به دنیا طلبی و افزون طلبی و استثمار و استعمار تحقق یافت.

همین زهد است که پای توسعه را شکسته و امکان رشد فلسفه و علم و هنر و صنعت و تجارت را گفته است واین زهد، هدیه بینش دینی ما است که ناچار نمی گذارد حکومت دینی و مدیریت اسلامی به دنیا بپردازد.

چون دو جریان در مسئله زهد شکل می گیرد: یکی محدود کردن و نابود کردن رغبت و دیگری دل به آخرت بستن و از دنیا پیش از رفتن، جدا شدن و قبل از مرگ، مردن که: « موتوا قبل ان تموتوا » دنیا و آخرت دو طرف نقیض و دو هوو هستند.

ب- دین و شرایع دین و حلال و حرام محمد ثابت است و دگرگونی ندارد. و از طرف دیگر دنیا و جامعه و کشور و سازمان و روابط بین آنها متحول و در جریان است و گرفتار دگرگونی و تغییر است. پس دین در حوزه مردم داری و کشورداری، کارگشایی ندارد.

ج- دین با دو نوع آدم کار دارد: ( عابد و زاهد ) و ( مبارزه و مجاهد )

عبادت و جهاد هر دو جریانی غیر عادی و غیر طبیعی هستند با نیاز های طبیعی آدمی مانند زمان، عیش و نوش، لذت، بی خیالی... آدمی سازگار نیست. حتی بالاتر توجه به این نیازهای عادی ومبتذل از نگاه دینی ننگ و عیب است. در حالی که دنیا را همین آدمهای طبیعی و عادی می چرخانند. پس حکومت دینی و مدیریت اسلامی کسانی را می خواهد که دنیا را نمی چرخانند و کسانی که دنیا را می چرخانند با مدیریت اسلامی وحکومت دینی سازگاری ندارند.

و اما پاسخ:

1-   زهد برابر آن مفهومی که در آیده آمده است.

لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتیکم. یعنی به تمامی دستاوردها خوشحال مباش و بدون همه اینها رنجی مبر. یعنی در قید مباش و آزاد باش.

این تعریف زهد است. زهد به معنی ترک نیست که « زهد دینی»، « زهد اخذ است». « خذوا من ممرکم لمقرکم» برداشتن و آوردن است، نه رها کردن و رفتن. زهد با نداشتن برابر نیست، چه بسا فقیری که زاهد نیست و ثروتمند و بی نیازی که راغب و مایل نیست.

علی علیه السلام می گوید: دنیا مثل خورشید است، کسی که به آن نگاه می کند کورش می کند و کسی که با آن نگاه می کند بینایش می سازد.

زهد اینست که به اندازه توانت بکوشی و به اندازه نیازت برداری.

زهد کم کار کردن نیست، کم برداشتن است. و همین است که توسعه می آورد و رشد صنعت و رشد عدالت را همسازی می نماید.

مادام که تو در حصار خودت باشی، زیاد به دست می آوری، ولی جمع می کنی و در کنار تو جمعی پریشان می مانند. اما اگر از این حصار آزاد شوی وبه زهد رسیدی، آنوقت همه در سفرۀ نعمت، قدرت، ثروت، اعتبار و عزت تو، سهم خواهند یافت. و این انگیزه وسیع و گسترده به توسعه صنعت و ثروت نزدیکتر است.

2- دنیا و آخرت در بینش دینی با بینش عرفی فرق دارد. در بینش دینی نیت و جهت، دنیا و آخرت را مشخص می سازد، یک عملی که می پنداریم آخرتی باشد مانند نماز، درس توحید، عمل جهاد می تواند به خاطر هوس و جلوه کاملاً دنیایی باشد و از آن طرف، عملی مانند کسب و کار، حتی پاک کردن بینی کودک یتیمی به خاطر دستور خدا و ادای وظیفه باشد و کاملاً آخرتی باشد.

پس می شود دل هایی که از دنیا بزرگ ترند، تمامی کارهای عادی آنها خریدار دارد و دل هایی که از دنیا دنیا کوچکتر و تنگ ترند. کار های حتی عبادی آنها از محدوده دنیا بیرون نمی رود که « ویل للمصلین» پس این شبهه، یک مغالطه است که اگر دنیا به معنای نعمت و ثروت و قدرت و آخرت به معنای عبادت و نماز و روزه معنا شود، این شبهه شکل می گیرد. اما اگر آب و نان بتواند آخرت باشد و نماز و روزه بتواند دنیا باشد، این اشکال بی اساس خواهد بود.

در کلام علی ع می بینیم که می گوید: دنیای شما در نگاه من از آب بینی بز، از کفش پاره و از استخوان در دست جذامی بی مقدارتر است « الا ان اقیم حقاً او ادفع باطلا» مگر اینکه حقی را بر پا دارم و باطل را دور سازم، این نگاه به دنیا، با کوشش بی امان علی در نخلستانهای مدینه و در میدان های جنگ معنا می دهد که دل های بزرگ تر از دنیا هر کارشان خریدار دارد که: « قلوبهم فی الجنان و اجسادهم فی العمل».

  1. اما بحث از ثابت ها و  متغیر ها کردید، می دانید که در کنار پدیده های متغیر، روابط ثابتی وجود دارد که عبارت است از قانون، نظام و سنت ها. و برای جوابگویی به ریز مسایل، باز نظام جوابگو و توجه به مبانی و مقاصد و شرایط وجود دارد که این هر سه به شکل و روش و دستور عملی در صورت های متفاوت می انجامد و نظام سازی خواهد داشت و با این نظام سازی، نظام جوابگو و کارگشایی خواهد داشت.

اگر در مباحث مدیریتی، مسائل دینی زیادی به حساب می آید از همین نکته برخاسته که مدیریت کارگاه و کارخانه با مدیریت اجتماعی و مهندسی اجتماعی و نگاه تربیتی و تعلیمی هماهنگ نیست، مدیریت کارگاهی در نهایت برنامه ریزی 70 ساله انسان را به عهده دارد و لازم نمی داند که تمامی نیروها و موتورهای او را روشن کند. این چنین آدم محدودی نیاز کارگاه و کارخانه است. اما دین می خواهد آدمی تمامی موتورهایش روشن شود و با حس، وهم و خیال، فکر و عقل و احساس و عواطف حرکت کند. یعنی می خواهد آدمی بسنجد و میزان داشته باشد و با بینات و میزان انتخاب کند، این نقش اوست و با این نقش می تواند هر شغلی داشته باشد و هر کار را به عهده بگیرد.

4. اما این نکته درست است که اکثریت آدم ها و جامعه را مردم عادی تشکیل می دهند ولی این درست نیست که همین ها دنیا را می چرخانند که چرخۀ دنیا در دست دو اقلیت « صالح و مصلح» و یا « فاسد و مفسد» است. چون هر جامعه از دو اقلیت و یک اکثریت تشکیل می شود، آنها که به آن دو اقلیت روی می آورند موفق هستند و با اینها اکثریت معنا می گیرند و در طرح، موثر و مفید می شوند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:11  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

روش تحقیق

 

استاد محمدسالم حسنی

روش تحقیق

•چیستی تحقیق
•تعریف تحقیق
•انواع تحقیق
•ویژگی های تحقیق
 

انواع تحقیق براساس هدف تحقیق

 

تحقيقات کاربردي:

تحقيقاتي هستند که با استفاده از زمينه و بسترشناختي و معلوماتي که توسط تحقيقات بنيادي فراهم شده براي رفع نيازمندي‌هاي بشر مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

مشخصات تحقيقات کاربردي:

1)از نظر زماني زودتر از تحقيقات بنيادي انجام مي‌گيرند.

2)درآمدزا هستند و به همين دليل طرفداران بيشتري دارند

3)عمدتا توسط سازمانهاي دولتي وخصوصي و کارخانه‌ها انجام مي‌پذيرند.

مثال:

استفاده از قوانین زیست شناسی برای نامین سلامت انسان ها

ساختن داروها برای درمان بیماری ها

تحقيقات بنيادي:

اين نوع تحقيقات در جستجوي کشف حقايق و واقعيت‌ها و شناخت پديده‌ها و اشيا بوده،که مرزهاي دانش بشري را توسعه مي‌دهند و قوانين علمي را کشف مي‌کنند. نتایج این گونه تحقیقات به تولید گزاره های کلی نظری مانند قوانین علمی، نظریه ها، حقایق و مدلهای نظری منجر می شود.

مشخصات تحقيقات پايه‌اي:

1)وقت گير بوده و براي کشف مجهول نياز به زمان طولاني دارد.

2)هزينه‌بر است و احتياج به منابع مالي زياد دارد.

3)معمولا به وسيله مراکز علمي و دانشگاهي انجام مي‌شود.

انواع تحقیقات بنیادی بر اساس روش تحلیل

1)تحقيقات بنيادي تجربي:

داده‌ها و اطلاعات اوليه با استفاده از روشهاي آزمايش، مشاهده، مصاحبه و غيره گردآوري شده و با استفاده از روشهاي آماري و معيارهاي پذيرفته شده مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد.

2)تحقيقات بنيادي نظري:

اطلاعات و مواد اوليه تحليل به روش کتابخانه‌اي گردآوري مي‌شود و سپس به روش‌هاي مختلف استدلال مورد تجزيه و تحليل عقلاني قرار گرفته نتيجه‌گيري مي‌شود.

تحقيقات عملي:

اين تحقيقات را بايد تحقيقات حل مساله يا حل مشکل ناميد، زيرا نتايج آن مستقيما براي حل مساله به کار گرفته مي‌شود.

مثالهايي از تحقيق عملي

1)تحقيق براي رفع خاموشي برق

2)تحقيق براي رفع خرابي Air Conditioner

3)بررسي براي تشخيص بيماري و درمان آن

4)پيدا کردن روشهاي مقابله با سيل

5)يافتن علت افزايش بيکاري و راههاي کاهش آن

6)کشف علل افزايش ترک خدمت اردوی ملی

 

انواع تحقیق براساس ماهیت و روش

1)تحقيقات تاريخي:

تحقیقاتی اند که به واکاوی رخدادهای گذشته پرداخته و حوادث را در بستر زمان مورد تحلیل، توصیف قرار داده و یا گزارش می کنند.

نقاط ضعف تحقيقات تاريخي:

1)محقق در صحنه حضور ندارد و نمي‌تواند متغيرها را شناسايي و کنترل نمايد.

2)امکان تهيه مدارک کافي برايش وجود ندارد.

3)بعضي از منابع کسب اطلاع مانند نقل قولهاي سينه به سينه نمي‌تواند از سنديت و اعتبار برخوردار باشد.

منابع تحقيق تاريخي

منابع دست اول:   منابعي هستند که مستقيما در ارتباط با حادثه يا پديده قرارمي‌گيرند وممکن است به شکل کتبي، شفاهي، تصويري و مانند آن مشاهده شود.

منابع دست دوم:  منابعي هستند که به طور غير مستقيم در ارتباط با حادثه قرار دارند و به اتکاي منابع دست اول تهيه مي‌شوند مانند نقل قولهاي مستقيم يا غير مستقيم.

 

2)تحقيقات توصيفي:

در اين نوع ازتحقيقات محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و مي‌خواهد بداند پديده،متغير يا مطلب چگونه است.

مثال تحقیقات توصیفی

1)وضعيت کارکنان يک اداره

2)بررسي وضعيت دانش آموزان يک شهر

3)

 

انواع تحقیق توصیفی

1)   تحقيق توصيفي زمينه‌ياب پهنانگر:

 

به مطالعه ويژگي‌ها و صفات افراد جامعه مي‌پردازد و وضعيت فعلي جامعه را در قالب چند صفت يا متغير مانند سن، جنس، وزن و غيره مورد بررسي قرار مي‌دهد.

 

2)   تحقيق توصيفي موردي يا ژرفا نگر:

عبارت است از مطالعه يک مورد يا يا يک واحد و کاوش عميق در مورد آن. براي مثال تحقيق در ويژگي‌ها و رفتار يک دانش آموز ناسازگار يا تيزهوش.

3)   تحقيق توصيفي تحليل محتوا:

به منظور توصيف عيني و کيفي محتواي مفاهيم به صورت نظام‌دار انجام مي‌شود. در واقع قلمرو اين تحقيق را متنهاي مکتوب، شفاهي و تصويري درباره موضوعي خاص تشکيل مي‌دهد.

4)   تحقيقات قوم نگاری:

این تحقیق به توصیف نحوه زندگی یک قوم یا یک گروه انسانی خاص می پردازد که پس از شاید سالها زندگی در میان آنها به دست می آید.

3)تحقيقات همبستگي يا همخواني:

اين تحقيقات براي کسب اطلاع از وجود رابطه بين متغيرها انجام مي‌پذيرد ولي الزاما کشف رابطه علت و معلولي مورد نظر نيست.

 

4)تحقيقات علي(پس رويدادي):

اينگونه تحقيقات کشف علت‌ها يا عوامل بروز يک رويداد يا حادثه يا پديده مورد نظر است.

متغيرها در يک تحقيق علي مطلوب

1)متغيرهاي اصلي که نقش موثر و مثبتي در بروز پديده داشته‌اند.

2)متغيرهايي که نقش بازدارنده و منفي در رابطه با بروز پديده داشته‌اند.

3)متغيرهاي زمينه ساز که هموارکننده راه براي اثرگذاري متغيرهاي اصلي بوده‌اند.

5)تحقيقات تجربي:

بر شناخت رابطه علت و معلولي بين متغيرها تاکيد دارند و سخن از مطالعه رابطه يک سويه و تاثير متغير مستقل(علت) برمتغير تابع(معلول)است.

 

1)کنترل

2)انتخاب تصادفي

3)تکرار آزمايش

4)قابليت تعميم

 

 

تجربی :  در این نوع پژوهش، پژوهشگر در صدد شناخت تأثیر متغیرهای علی و درک روابط علی معلولی میان آنهاست که دستیابی به مفاهیم و گزاره های کلی را تسهیل می کند. پژوهش های تجربی عمدتاً بر شناخت رابطه علی و معلولی بین متغیرها تأکید دارد و سخن از تأثیر یکسویه و تأثیر متغیر مستقل (علت) بر متغیر وابسته (معلول) است، و در پایان پژوهشگر درباره این رابطه به طور قاطع نظر می دهد. مثال، تأثیر نوع خاصی روش تدریس بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، تأثیر تشویق بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان.

ویژگی اصلی تحقیق تجربی:

کنترل متغیرها، مشاهده پدیده، سنجش رابطه علت و معلولی بین متغیرها و حضور فعال محقق در صحنه آزمایش است.

تفاوت پژوهش در علوم طبیعی و علوم انسانی تجربی این است که در اوَلی کنترل محقق در علوم طبیعی بر محیط آزمایشگاه و انتخاب متغیر و کنترل آنها بیشتر و موثرتر است.

شرايط ضروري يک تحقيق تجربي:

1-   کنترل:

جلوگیری کردن از حضور متغیرهای مزاحم و اخلالگر. برای جلوگیری از دخالت متغیرهای مزاحم، از جفت های برابر (2 گروه دارای اوصاف یکسان) استفاده می شود. از این دو گروه، یکی آزمایشی است که متغیر یا عامل مورد مطالعه روی آن اثر می گذارد و دیگری گروه شاهد یا کنترل است که در معرض متغیر مزبور قرار نمی گیرد.

 

شرایط لازم پژوهش تجربی

 

5- اعتبار

کنترل برخی متغیرها در علوم انسانی به دلیل کیفی بودن و غیرقابل اندازه گیری و یکسان سازی، کار پرزحمتی است. مانند انگیزه ها، باورها، عادات، شرایط زندگی خانوادگی، عقاید و باورها، احساسات، خصوصیات اخلاقی و..

محقق نمی تواند بیش از حد شدت کنترل را افزایش دهد زیرا باعث می شود محیط آزمایش و تجربه غیرواقعی گردد، بویژه اگر مورد آزمایش انسان باشد.

2-   انتخاب تصادفی:

چون موضوع آزمایش انسان است، پژوهشگر قادر به (الف) انتخاب جفت های یکسان نیست (ب) اعمل کنترل شدید بر متغیرها و محیط آزمایش ممکن نیست. برای چاره جویی این مشکل، محققان انتخاب تصادفی افراد نمونه را برگزیده اند.

3-   تکرار آزمایش:

 برای جلوگیری از کاهش خطا یا نارسایی از نتایج آزمایش، به یک جفت آزمایش تکیه نمی شود و آزمایش تکرار می شود. به منظور کاهش خطاهای ناشی از نابرابری صفات آزمودنی ها و جفت ها، محقق باید آزمایش را تکرار کند. مثلاً، انجام آزمایش در 10 جفت جداگانه یا همزمان.

4-   تعمیم پذیری:

نتایج پژوهش قابل تسری و تعمیم به دیگر مصادیق باشد و از آن بتوان گزاره کلی ساخت.

5-   اعتبار:

بررسی اعتبار در دو زمینه درونی و بیرون انجام می شود.

1- اعتبار درونی: مراد از اعتبار درونی این است که آیا متغیر مستقل در متغیر وابسته اثر می گذارد؟ آیا تغییری که در متغیر وابسته به وجود آمده، منحصراً بر اثر متغیر یا متغیرهای مستقل بوده یا متغیرهای مزاحم و کنترل نشده در آن دخالت داشته اند؟ پاسخ به این پرسشها را موضوع ارزیابی اعتبار درونی آزمایش تشکیل می دهد. متغیرهای مزاحم: (1) رخدادهای همزمان با انجام دادن پژوهش، (2) اجرای پیش آزمون، (3) تغییر در روشها و وسایل اندازه گیری، (4) تغییرات روانی، (5) افت آزمودنی ها

 

1- اعتبار برونی: مراد از اعتبار برونی آن است که یافته های تحقیق قابل اطمینان بوده، امکان تعمیم آن در موقعیت های مشابه وجود داشته باشد. نمی توان مطمئن بود که نتایج یک تحقیق تجربی که مکان و زمان خاصی و با در نظر گرفتن شرایط خاص انجام شده، به تمامی موقعیتها قابل تعمیم باشد.

برای حل مشکل روایی و اعتبار برونی چنین پژوهش هایی دو کار باید انجام شود: (1)-پژوهشگر باید شرایط و خصوصیات محیط آزمایش و آزمودنی ها را تعریف نماید و بگوید که نتیجه قابل تعمیم است یا نه. (2)- برای اطمینان از میزان کارایی و اعتبار یک نظریه و نتیجه پژوهش، باید آن را در مکان ها و زمان های مختلف دیگر ارزیابی کند.

 

تعريف متغير:

متغير به ويژگي يا صفت يا عاملي اطلاق مي‌شود که بين افراد جامعه مشترک بوده، مي‌تواند مقادير کمي و ارزشهاي متفاوتي داشته باشد.

هر شیء دارای ویژگی هایی از نظر وزن، حجم، طول، عرض، ارتفاع، رنگ، مقاومت، زیبایی و مانند است و هر موجود زنده ای نیز از ویژگی های مزبور و سایر ویژگی های زیستی و عقلانی برخوردار است.

متغيرها بر اساس نقش

 

متغيرها براساس رابطه

 

متغيرهاي دو يا چند ارزشي

 

متغيرها براساس ارزش

ویژگی ها در علوم انسانی و اجتماعی: خصوصیات بدنی، استعداد تحصیلی، هوش، یادگیری، درآمد، تحصیلات، طبقه اجتماعی، تحرک شغلی، سطح آرزوها، اضطراب، گرایش مذهبی، گرایش سیاسی، گرایش شغلی، اخلاق  و مانند آن.

 

متغيرهاي جانبي

 


ویژگی های تحقیق علمی

1) تحقیق  علمی مسئله محوراست

موضوع محور:

تتبع موضوع محور، فعالیتی است که با موضوع آغاز می شود و آنگاه هر بحثی که پیرامون موضوع، غالبا بدون ترتیب منطقی به میان می آید. مانند: مقدمات دور و نزدیک، مبادی تصوری و تصدیقی، بحث از ابعاد و اضلاع مختلف موضوع، تقسیم بندی ها و حواشی گواناگون.

مسئله محور:

تتبع مسئله محور، فرایندی است که از مواجهه محقق با مشکل علمی یا نظری آغاز می شود. محقق در گام بعدی مشکل را به مسئله تبدیل می نموده پس از تشخیص دقیق مسئله و صورت بندی منطقی آن، فرضیه خود را حدس می زند. و..

 

2) توسعه‌اي بودن

تحقیق علمی باید باید بر مسایلی تاکید کند که هنوز در قلمرو معرفتی بشر قرار نگرفته یا ابهامهایی در باره آن وجود دارد. طبعا اگر تحقیقی به این جنبه توجه نکند کار جدیدی انجام نگرفته و در توسعه علوم سهمی نداشته است.

3) قابليت بررسي داشتن

تحقیق علمی باید قابلیت شناخت داشته داشته باشد؛ یعنی باید بتوان ماهیت آن را مورد شناسایی قرار داد. در تحقیقات تجربی باید قابلیت آزمایش و مشاهده را داشته باشند و در مسایلی که از سنخ معقولات هستند باید امکان استفاده از روش های قیاسی را و تمثیلی را داشته باشند.

4) نظم داشتن

اکثر ما، مطالعاتی زیادی داشته ایم؛ اما به آنها نمی توانیم پگوهش علمی اطلاق نماییم. چرا؟

تحقیق علمی شامل فرایند منظمی است که بدون رعایت آنها امکان به دست آوردن ننایج مطلوب وجود ندارد. گردآوری، تجزیه و تحلیل معلومات در صورتی میسر و نتیجه بخش است که در یک روند منظم انجام بگیرند.

5) تخصص طلبي

انجام دادن پژوهش علمی مستلزم برخورداری پژوهشگر از تخصص و تبحر است. در تحقیق علمی از آنجا ناظر به یک بخش خاصی از یک دانش و توسعه آن است نیازمند تسلط کافی در مسایل و زوایای آن دانش است. فقط و فقط داشتن اطلاعات وسیع در یک دانش است که ما در را درانتخاب روش تحقیق و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها یاری می رساند.

6) قابليت تعميم

تحقیقات علمی معمولا در قلمروهای محدود انجام می شود تا امکان کنترل، مشاهده و مطالعه وجود داشته باشد. با این حال، باید قلمرو تحقیق به گونه ای انتخاب شود نتایج به دست آمده قابل تعمیم باشد. در علوم اجتماعی محقق ناچار است با رعایت ضوابط خاصی به مطالعه بخشی از جامعه که اصطلاحا " جامعه نمونه" یاد می شود، بپردازد. نمونه با روشهای آماری انتخاب می شود، به نحوی که معرف کل جامعه مورد مطالعه باشد.

7) دقت طلبی

محقق باید در کار تحقیق دقیق باشد و در هر مرحله کار انجام شده را به دقت مورد کنترول و باز بینی قرار دهد تا از صحت اطمینان حاصل نماید. دقت در: طراحی اولیه تحقیق، تعریف مسئله، سوابق و پیشینه، گرد آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری.

8) واقعي بودن

از آنجا که در هر تحقیق برای کشف واقعیت و حقیقت پدیده ها تلاش می شود، محقق باید سعی نماید اطلاعاتی را جمع آوری نماید که واقعیت داشته باشد و از امور ذهنی و تخیلی پرهیز نماید. در صورت عدم رعایت این ویژگی محقق نخواهد توانست به کشف واقعیت که هدف تحقیق است نایل آید.

9) قاعده تجاهل

محقق باید هنگام شروع و اجرای تحقیق، ذهنش را از مسئله مورد نظر خالی نموده و از هر گونه پیش داوری و قضاوت عجولانه و دخالت دادن تصورات و اطلاعات ناقص خود اجتناب نماید. رعایت این مسئله باعث می شود تا محقق جریان تحقیق را به صورت طبیعی و نرمال پی گیری نموده و در چهارچوب فریاند تحقیق علمی اطلاعات مورد نیاز را تجزیه و تحلیل نماید.

10) صبر طلبي

تحقیق علمی مستلزم صرف زمان متناسب است. انجام دادن هر یک از مراحل تحقیق به طور طبیعی نیازمند زمان است و نمی توان در آن عجله کرد. گاهی در کار تحقیقاتی موانع و مشکلاتی پیش می آید و اوضاع بر وفق مراد محقق پیش نمی رود.  سختی مطالب، پراکندگی منابع تحقیق، نیافتن راهنمایی های وافی و نبود برخی امکانات مالی و تخنیکی فشار زیادی را ممکن است بر محقق تحمیل نماید. بنا براین محققی که دست به چنین تحقیقی می زند باید بسیار صبور و مقاوم باشد.

11) جرات طلبي

کار تحقیقی نیاز جرئت در چند ناحیه است:

  • برخورد با نظریات و مسایلی که شروع تحقیق در مورد آنها در بادی نظر دشوار می نماید.
  • شروع در مورد برخی عقاید و باورهای مورد قبول جامعه.
  • نقد نظریاتی که توسط دانشمندانی که سالها یا قرن ها مرجعیت علمی ودینی مردم را داشته است.
  • تهیه و گزارش نتیجه ای که ممکن است برخلاف باورهای رایج و مشهور باشد.

 

12) نياز به مديريت واحد

گاهی وقت ها و در شرایط فعلی غالبا اتفاق میافتد که نیاز به انجام تحقیقات گروهی احساس می کنیم. سرعت، دقت، وسعت، چند جهت بودن مسئله تحقیق و محدودیت های انسانی ما مسایلی هساند که ما را به انجام تحقیقات گروهی و تالیفات جمعی وادار می سازند. در این صورت مدیریت واحد مهم ترین وسیله ای است که می تواند کشتی تحقیقی ما را به ساحل هدف راهنمایی نماید.

13) اصل بی طرفی

محقق انسان است و ایدآلها، آرزوها و و باورها و عقاید خاص خود را دارد و به ارزشهای خاصی نیز علاقه مند است. به همین جهت جداشدن و استقلال از چنین علقه های بسیار مشکل خواهد بود؛ اما سلامت و صحت تحقیق در گروه این رهایی است.

محققی که می خواهد نتیجه واقعی زحمت اش را به دست بیاورد باید با رعایت اصل بی طرفی از تحمیل عقاید و باورهای خویش بر روند تحقیق دوری نماید. تحقیق را آزادانه به پیش برد تا واقعیت ها آنگونه که هستند بروی آشکار شوند نه آنگونه که وی می خواهد.

اجازه دهیم تحقیقات ما در باور های ما تغییر ایجاد نماید؛ وگرنه کاری بی اثر نموده و یا اصلا کاری نکرده ایم.

 باورهایی که در نتیجه پژوهش خویش به دست می آوریم به مراتب ارزشمند تر از تکرار یافته های دیگران یا تسلیم به آنها است.

14) اجتهادی بودن تحقیق

کار تحقیق باید به نتیجه بدیع و تازه منتهی شودکه مبین ماهیت پدیده یا تشخیص رابطه بین پدیده ها، اشیاء و مفاهیم باشد. محقق باید در انتهای کار خود براساس نتایج حاصل شده توانایی ارائه نظریه ای را که چگونگی واقعیت و حقیقت را توضیح دهد، داشته باشد.

15) راهنما بودن تحقیق

تحقیق به پرورندان قوانین کلی ، اصول ، یا نظریه هایی تأکید می کند که برای پیش بینی رویدادهای آینده مفیدند. تحقیق اگر متقن و همراه با شواهد و دلایل کافی باشد باید بتواند نظریه ای را که از دل فرضیه ها بیرون کشیده است به عنوان بنیاد و و اساس تحقیقات بعدی معرفی نماید.

مراحل پژوهش

 مروری برتعریف تحقیق

اهمیت فرایندی بودن پژوهش

در لغت: کشف حقیقت یا مطلق جستجو و در اصطلاح علمی(جستجوی روشمند): پژوهش، پردازش روشمند اطلاعات، برخوردار از انتظام متعلق به گستره خاصی از علوم و دارای هویت جمعی است که به نوآوری و پیشرفت دانش می انجامد.

 

پژوهش علمی یک فرایند(Process ) است که شامل مجموعه ای از مراحل و اقداماتی است که از پیوستگی و ارتباط سیستماتیک برخوردار است؛ یعنی روابط طولی و عرضی آن تنظیم شده است و دارای یک نقطه آغاز و یک نقطه پایان است.

به عبارتی هر مرحله ای و اقدامی جایگاه خود را دارد و پیش نیاز ها و پس نیازها و کارها در آن مشخص است و نمی توان آنها را جا به جا کرد.  

 مراحل پژوهش (اجمالی)

 توضیح درباره فرایند پژوهش

1- اطلاعات: اطلاعات و پردازش آن دو بال ترقی دانش اند.

کانت: اطلاعات بدون پردازش کور و عقیم است و پردازش بدون اطلاعات تهی.

2- پردازش اطلاعات: فرایند عام تفکر، پردازش اطلاعات برای حل مسأله و دستیابی به مطلوب است.

هدف در تفکر دستیابی به یافته جدید است. اطلاعات در یک تحلیل روشمند و پردازش نظام وار به تولید دانش می انجامد.

3- انتظام: پردازش اطلاعات در چارچوب نظری معین و ضابطه و قواعد مشخص است. مهمترین ویژگی نظام در تحقیق، جهان شمولی بودن و همگانی بودن آن است.

4- تعلق به گستره خاصی از علوم: اصطلاح تحقیق به صورت مضاف به کار می رود نه مطلق: تحقیقات فلسفی، مطالعات دینی، پژوهش های تربیتی و ... در همه موارد، متعلق تحقیق گستره معینی از علوم است.

آثار تعلق به گستره :

  1. باعث نظام مندی تحقیق می شود و از ناکامی در اخذ روش تحقیق جلوگیری می کند.
  2. باعث التفات محقق به هویت جمعی پژوهش می گردد.
  3. باعث نوآوری در تحقیق می شود که از آثار توجه به تاریخ علم است .
  4. روشنگر این نکته است که محقق باید در آن علم آموزش کافی دیده باشد.

5- هویت جمعی و تاریخی تحقیق؛ پژوهش به دلیل تعلق به گستره خاصی از علوم، هویت جمعی و تاریخی پیدا می کند. زیرا تعلق به یک علم به معنای تعلق به تاریخ همان علم است. لازمه تعلق به تاریخ علم، تأثر از سلف و تأثیر در خلف است. پژوهشگر باید از پیشینه تحقیق آگاه باشد و مواضع رخنه و قوت را در پژوهش های پیش از خود بشناسد تا بتواند تحقیق را گامی به جلو برد.

نیوتن: «اگر من توانسته ام بیش از دیگر دانشمندان ببینم بدین علت است که بر دوش غول ها ایستاده ام».

6- نوآوری: مهم ترین رکن پژوهش نوآوری است و این مشخصه، ممیز اصلی پژوهش از برنامه های آموزشی، اطلاع رسانی و فرایند عام تفکر است. هرچند در تفکر به طور کلی نوآوری وجود دارد، اما این نوآوری به شخص وابسته است و شخص به مطلب نوینی که نمی داند دست می یابد.

نوآوری در: 1. تفکر فردی 2. تفکر جمعی

 مراحل پژوهش (تفصیلی)

 

مرحله اول: انتخاب، تحليل و تبيين مساله تحقيق

تحقیق چگونه و از کجا آغاز می شود؟

بارها تاکید نمودیم که:

تحقیق علمی،‌فرایندی است که از مواجهه فعال محقق با مشکل علمی یا نظری آغاز می شود. محقق در گام بعدی مشکل را به مسئله تبدیل می نموده پس از تشخیص دقیق مسئله و صورت بندی منطقی آن، فرضیه خود را حدس می زند. و...

ذهن ما چگونه با مشکلات یا مسایل مواجه می شود؟

شما تا بحال تحقیق خود جوش انجام داده اید؟

موضوع یا مسئله آن را چگونه به ذهن تنان خلق شده است؟

پرسشی در ذهن پژوهشگر شکل می گیرد، او را به انجام تحقیق وا می دارد. این پرسش می تواند ناشی از:

  • کنجکاوی محقق ،
  • نیازهای فردی و اجتماعی،
  • مواجه شدن با بعضی از موانع و تجربیات فردی،
  • منابع شفاهي ( مواجه شدن با برخی سوالات در هنگام گفتگو، رادیو، تلویزیون)
  • مطالعه کتاب و مجله و ...

آیا هر پرسشی  می تواند یک مسئله باشد؟

تمایز پرسش و مساله:

پرسش لزوما مسبوق به مطالعه نظام مند نیست بلکه مواجهه دانش آموز یا دانشجو با امر مبهمی است که قبلا جواب یافته است و ابهام صرفا به مقام یادگیری متعلق است اما مسئله در گام نخست معضله ای است مسبوق به مطالعه نظام مند که پاسخ آن نه به آموزش که به پژوهش محتاج است .مسئله بر خلاف پرسش ، منوط به دو گونه مطالعه نظام مند پیشین و پسین است.

تمایز مشکل و مسئله:

مسئله در هر دو قسم نظری و عملی از مشکل متمایز است . آنچه دانشمندان ابتدا با آن مواجه می شوند ، غالبا مشکل است و آن امری است سطحی، کلی، ذهنی، مرکب و لذا مبهم . وقتی مشکل به مسئله تبدیل گردد امری است ژرف، متمایز، عینی، روشن و دارای روش بررسی و لذا قابل حل.

مشکل همان مسئله است به صورت مبهم و نامشخص و مسئله همان مشکل است به صورت واضح و متمایز.

مسئله

مشکل

بسيط

مرکب

غير کلی

کلی و فراگير

روشن

مبهم

عينی

ذهنی

ژرف

سطحی

قابل حل

غير قابل حل

 

- مشکل :

در اداره فساد اداری وجود دارد بنابراین با صدور بخشنامه آن را حل می‌کنيم.

- مسئله :

فساد در استخدام– در قسمت تعیین معاش– هنگام مصاحبه علمی مهارتی

 هر کدام راه‌حل خاصی را می‌طلبد.

فرایند تبدیل مشکل به مسئله

تحلیل مشکل:

این کار به تجزیه کردن مشکل به مسائل محتمل و با گرایش حداکثری صورت می گیرد. یعنی باید تمام مسائل احتمالی را که در این معضل می توانند در میان باشند به دقت استقصا کرد. آزمون « من در اینجا با چه مسائل محتملی می توان رو به رو باشم؟» در تجریه مشکل به مسائل کارایی دارد.

فنون تجزیه مشکل: 

1.  تجزیه به علل محتمل:

گاهی مشکل را می توان از طریق رصد کردن عوامل محتمل آن به مسائل ، تجزیه کرد. این فن در تحلیل مسائل علمی کاربرد بیشتری دارد. مثلا معضله ارتشا را در اخلاق حرفه ای می توان به مسائلی چون امنیت معیشتی و رشوه، حرص ورزی و ارتشا ، تضاد طبقاتی و ارتشا  و ... تحلیل کرد.

 2.  تجزیه به ابعاد و اضلاع:

 مثلا معضل نظری کثرت گرایی را می توان به ابعاد مختلفی چون کثرت گرایی روش شناختی ، معرفتی ، دینی، اخلاقی و ... تحلیل کرد . یکی از مواضع مرکب بودن سوال ، خلط مقام تعریف و مقام تحقق است که در اصل شانزدهم به آن می پردازیم .

 3.  تجزیه به مصادیق:

مثلا در باب سرقت با مصادیق مختلف سرقت علمی ، کالا ، اطلاعات ، حق معنوی ، پول و ... رو به رو می شویم.

4.  تجزیه به آثار:

هنگام مطالعه در مورد اعتیاد علاوه بر آنکه به تعداد علل محتمل  و ابعاد گوناگون آن مسئله داریم به تعداد آثار اعتیا د نیز می توان مسئله داشت ؛ مانند اعتیاد و آثار روانی آن و اعتیاد و آثار اجتماعی آن .

 

فرایند تبدیل موضوع به مسئله

1. تجزیه آن با استفاده از مدل خورشیدی

2. تجزیه آن با استفاده از مدل درختی

3. اندیشه در میان شاخه ها و یافتن رابطه ای بتواند به ایجاد یک یا یک چند مسئله معنا دار و قابل تحقیق مساعدت نماید.

بيان مسئله

توضيحي است مختصر و مفيد در مورد مناسبت مسئله با استفاده از بيان وضعيت محيط، ويژگيهاي آن مسئله، گستردگي آن در جامعه، علل احتمالي وقوع مسئله از طريق پژوهش.

هدف از طرح بيان مسئله

1- توجيه خود

2- توجيه ديگران

3- جلب نظر شوراي پژوهشي براي اخذ بودجه

4- توجيه همكاران طرح

دلايل اهميت بيان مسئله:

1- پايه اصلي براي تنظيم طرح تحقيقاتي است. 

 2- ارائه طرح را به مسئولين امر آسان مي كند.

 3- عنوان انتخاب شده را روشن و مشخص مي كند.

 4- مسئله تحقيق  بطور منظم توضيح داده مي شود.

 5- وضعيت موجود تحقيقات انجام شده را مشخص مي كند.

 6- دستيابي به ساير مطالعات در همان زمينه را آسان مي كند.

 7- دلايل انجام تحقيق توضيح داده مي شود.

 8- اهميت و اولويت موضوع تحقيق را بيان مي كند.

بیان مسأله دربرگیرنده موارد ذیل است:

  • تعریف مشکل
  • نمایاندن اهمیت مشکل (وسعت، شدت، افراد در معرض خطر و ...)
  • اعلام نحوه مواجهه فعلی با مشکل
  • اعلام عوارض و عواقبی که در صورت پایدار ماندن مشکل رخ دهد.
  • اعلام عواملی که می تواند بر روی بیماری و عوارض آن و یا بر روی مواجهه فعلی تأثیر گذار بوده و یا با آنها مرتبط باشد.
  • اعلام نقطه تاریک و یا وجود تناقضات یا اختلاف نظرهای موجود درباره موضوع
  • اعلام تصویری روشن و نسبتاً کامل از طرح
  • اعلام فواید متصور از نتایج احتمالی تحقیق
  • Ø     

انتخاب و تحدید مسأله پژوهشی

تعريف عملي واژه ها يا مفاهيم اصلي و علائم اختصاري

 تعیین حدود مسأله پژوهش

پس از انتخاب مسأله پژوهش باید مرزها، حدود، و قلمرو

آن روشن گردد تا بتوان از آن تعریف جامع  و

مانع ارایه کرد( شمول همه افراد و طرد غیرافراد خود)

  نکات مهم در تعيين حدود مساله تحقيق:

1)وضعيت عمومي و سپس وضعيت خاص مسئله مشخص شود.

2)زمينه‌اي که مسئله در آن قرار دارد معرفي شود.

3)حدود زماني و مکاني و تشکيلاتي آن مشخص شود.

4)مسائل جانبي و احتمالي که ممکن است موجب تداخل شوند، شناسايي و مرز آنها با مساله تحقيق تعيين شود.

دلايل مطالعه ادبيات و سوابق تحقيق:

1)فرد نسبت به موضوع اشراف زيادتري پيدا مي‌کند.

2)بر اساس آگاهي از معلومات حاصله اقدام به دوباره کاري و تکرار نخواهد کرد.

3)از روش کار ديگران آگاهي خواهد يافت.

4)به محقق کمک مي‌کند تا متغيرهاي مورد نظر در مطالعه را بهتر شناسايي و روابط علت و معلولي آنها را تبيين نمايد.

5)به محقق کمک مي‌نمايد تا با استفاده از آنها و تصوراتي که از واقعيت در ذهن او شکل مي گيرد، ساده‌تر بتواند فرضيه‌هاي تحقيق خود را تدوين کند.

 روش دستيابي به منابع و فهرستبرداري از آنها

1)استفاده از کتابشناسيها

2)استفاده از فهرست مقالات

3)استفاده از نمايه ها

4)استفاده از کتابخانه

5)استفاده از فهرست تحقيقات

6)استفاده از چکيده ها

7)استفاده از مجموعه مقالات

8)استفاده از روش مصاحبه

9)استفاده از آرشيوها

  10)استفاده از سيستم اطلاع‌رساني کامپيوتري


استفاده از سيستمهاي اطلاع رساني کامپيوتري به سه طريق صورت ميگيرد:

                                    1)استفاده از سيستم CD-ROM

                                    2)استفاده از سيستم On-line

                                    3)استفاده از سيستم شبکه (internet)

محقق براي ثبت و ضبط مطالب از روشهاي زير استفاده مي‌کند:

1)علامتگذاري روي متن و حاشيه اوراق کتاب

2)خلاصه‌برداري از متن و نگارش آن

3)استفاده از ماشينهاي حافظه‌دار الکترونيکي نظير کامپيوترها

عواملي که بايد از حيث ارزش کار و عملي بودن محقق بايد مورد ارزيابي قرار دهد:

1)محقق بايد بررسي کند که آيا تحقيق ارزش انجام دادن دارد يا خير.

2)محقق بايد بررسي کند که آيا تحقيق از تازگي برخوردار است.

3)متغيرهاي مسئله کدامند.

4)آيا تحقيق ارتباط بين متغيرها را مورد سنجش قرار مي دهد.

5)آيا تحقيق انجام شدني است.

6)آيا محقق توانايي انجام آن را دارند.

7)آيا امکانات لازم را براي انجام تحقيق را در اختيار دارد.

8)آيا علاقه و شوق انجام تحقيق را دارد.

در بيان مساله و تعريف آن محقق بايد به نکات زير توجه کند:

            1)صورت مساله را به شکل سوالي بنويسد.

            2)مساله بايد به طور واضح تعريف شده باشد.

            3)از کاربرد اصطلاحات و واژگان ارزشي خودداري شود.

            4)اصطلاحات و مفاهيم تعريف شود.

            5)سوالات ويژه تحقيق نوشته شود.

روش نگارش و ارزيابي مساله تحقيق:

1)صورت مسئله را به شکل سوالي بنويسد.

2)مقدمه‌اي کلي درباره اينگونه مسايل و ضرورت انجام تحقيق مورد نظرخود بنويسد.

3)ابعاد، ويژگيها و صفات و حدود مساله مورد مطالعه را شرح دهد.

4)ادبيات و سوابق مسئله تحقيق را بيان کند.

5)فهرست متغيرها و معرفهاي مورد مطالعه را به شرحي که گفته شد ذکر کند.

6)سوالات ويژه تحقيق را فهرست کند.

7)نتايج و دستاوردهاي پيش بيني شده تحقيق را اظهار کند.

تعريف فرضيه:

عبارتست از حدس يا گمان انديشمندانه درباره ماهيت، چگونگي و روابط بين پديده ها، اشياء ومتغيرها، که محقق را در تشخيص نزديکترين و محتمل‌ترين راه براي کشف مجهول کمک مي‌نمايد.

نقش فرضيه در انجام تحقيق:

1)مطالعه منابع و ادبيات مربوط به موضوع جهت‌دار شود.

2)پژوهشگر را نسبت به جنبه‌هاي موقعيتي و معني‌دار مساله پژوهش حساس‌تر مي‌نمايد.

3)فرضيه باعث مي‌شود تا محقق مساله پژوهش را بهتر درک کرده و روشهاي جمع‌آوري اطلاعات را بهتر تعيين نمايد.

4)فرضيه چارچوبي را براي تفسير اطلاعات جمع‌آوري شده و نتيجه‌گيري از آن ارائه مي‌دهد.

مطالعه چگونگي روابط بين متغيرها در يکي از سه حالت زير انجام ميپذيرد:

1)محقق به دنبال بررسي و مقايسه تفاوت تاثير دو يا چند متغير بر يک يا چند متغير است.

2)محقق در پي مطالعه ميزان همبستگي بين دو يا چند متغير است.

3)محقق به دنبال کشف و تعيين رابطه علت و معلولي بين دو يا چند متغير است.

ويژگيهاي يک فرضيه خوب:

1)فرضيه بايد قدرت تبيين حقايق را داشته باشد.

2)فرصيه بايد بتواند پاسخ مساله تحقيق را بدهد.

3)فرضيه بايد قابليت حذف حقايق نامرتبط با مساله تحقيق را داشته باشد.

4)فرضيه بايد ساده و قابل فهم باشد.

5)فرضيه بايد قابليت آزمون داشته باشد.

6)فرضيه نبايد با اصول علمي تاييد شده مغايرت داشته باشد.

7)فرضيه نبايد از واژه‌ها و مفاهيم ارزشي استفاده کند.

8)فرضيه بايد به مطالعه و پژوهش جهت بدهد.

9)فرضيه بايد به صورت جمله خبري باشد.

 10)در يک فرضيه خوب اصطلاحات و واژه‌هاي اختصاصي تعريف مي‌شوند.

مرحله دوم

گزينش، طراحي و تشريح روشهاي کار

 چند نكته درباره كتابخانهها

1)آشنايي با نظامها و سيستمهاي طبقه‫بندي كتابخانه‫ها.

2)آشنايي با شيوه جستجو يا منبع مورد نياز در كتابخانه.

3)آشنايي با آيين‫نامه‫ها و مقررات خاص كتابخانه.

4)عضو شدن در كتابخانه جهت ارائه خدمات به محقق.

5)كتابخانه علاوه بر تامين كتاب، سرويس و خدمات جانبي را نيز ارائه مي‏دهد.

6)كتابداران ماموريت راهنمايي متقاضيان را دارند.

7)محقق ملزم به رعايت آداب و ضوابط حاكم بر كتابخانه است.

انواع كتابخانه از نظر دسترسي محقق به منابع:

                                      1)كتابخانه‫هاي باز

                                      2)كتابخانه‫هاي بسته

                                      3)كتابخانه‫هاي نيمه باز

 

انواع اسناد در مطالعات كتابخانه‫اي:

1)كتاب

2)مقاله‫ها و مجلات

3)ميكرو فيلم و ميكرو فيش

4)ديسكها و ديسكتهاي كامپيوتري

5)اسناد اصل

6)اسناد دولتي

7)نشريه‫هاي رسمي دولتي

 8)اسناد شخصي و خصوصي

 9)مطبوعات

 10)آمارنامه‫ها

 11)اسناد صوتي و تصويری

 

ابزارگردآوري اطلاعات در روش كتابخانهاي:                     

                                      1)فيش

                                      2)جدول و فرم

                                      3)پرسشنامه استخراج اطلاعات

                                      4)نقشه و كروكي

بخشهاي هر فيش:

1)بخش اطلاعات مربوط به منبع يا اثري كه اطلاعات از آن گرفته مي‌شود.

2)بخش اطلاعات درباره موضوع مورد مطالعه و متن ثبت شده در فيش.

3)بخش اطلاعات در مورد فيش.

4)بخش ثبت يا الصاق متن.

 

نمونه فیش تحقیقاتی

جدول و فرم: این ابزارها براي استخراج داده‫هاي آماري و اطلاعات كمي و غيركمي از آمارنامه‫ها، كتابها، بايگاني‫ها و ساير منابع، مورد استفاده قرار مي‫گيرد.

پرسشنامه استخراج اطلاعات:

نوعي خاصي از ابزارهاست كه حاوي تعداد سوال در مورد يك مساله يا موضوع است كه پاسخ سوالات از طريق سوابق و پرونده‫ها و منابع مربوط به مساله يا موضوع تحقيق بدست مي‫آيد.

ثبت و ضبط مطالب

به چند جهت نباید به حافظه اعتماد نموده و حتما باید مطالب تحقیق را ثبت و ضبط نماییم:

  • برحافظه اعتمادی نیست و امکان فراموشی مطالب وجود دارد
  • معمولا حافظه کلیات را به خاطر می سپارد و بسیاری از جزئیات از میان می روند
  • ارزش یابی مطالب زهنی بسیار سخت تر از مطالبی است که به صورت یا داشت در اختیاز محقق است.

استفاده از برگه یاد داشت(فیش)؛ بهترین شویه ثبت مطالب

ویژگی های قسمت فوقانی فیش:

  • •         مشخص بودن عنوان مطلب ثبت شده
  • •         مشخص بوده نوع مطلب ثبت شده
  • •         مشخص بودن منبع مطلب ثبت شده

ویژگی های متن فیش

  • •         دارای زمینه سفید و خط کشی شده باشد
  • •         فاصله خط ها نباید خیلی کم باشد.
  • •         در قسمت پایین فیش محقق باید بخشی را برای اظهار نظر مشخص نماید

روش های  تهیه فیش

 

فیش نویسی

که مطلب مورد نظر را به صورت کامل یا به نوع برداشت روی آن یاد داشت نماییم.َ

 

فیش سازی

محقق با تصویر برداری از متن توسط کاپی یا بریدن آن قسمت و درج مشخصات منبع در گوشه متن فیش سازی می نماید

 

فیش های آدرسی یا سندی

در مواردی که اصل منبع نزد محقق موجود است، ضرورتی ندارد با نوشت روی برگه یاد داشت دوباره کاری نماید.

محقق فقط آدرس مطالب مورد نظر را به طور دقیق روی برگه می نویسد تا در صورت لزوم به آنها مراجعه و استفاده نماید.

 

مرحله سوم

گردآوري اطلاعات و دادهها

تمایز اطلاعات و داده ها

یکی از موانع موفقیت محقق و عامل کاهش کارآیی و اثربخشی تحقیق، ناکامی محقق در گزینش مواد اولیه است . محقق نباید مواد خام را به همان صورتی که می یابد ، فیش برداری و در فرایند تحقیق وارد کند؛ بلکه باید آنها را با ملاک های معینی ، سنجش ، پالایش و سپس گزینش کند . حاصل سنجش و گزینش که در واقع مواد شایسته اند ، اطلاعات نامیده می شود. بنابراین اطلاعات همان داده های شایسته و داده ها همان صورت خام اطلاعاتند .

فرایند تحقیق در واقع دو مرحله عمده دارد : 1- سنجش و گزینش مواد اولیه یا مرحله تبدیل داده ها به اطلاعات  2- پردازش و تحلیل اطلاعات برای رسیدن به نتایج تحقیق .

داده ها – سنجش و گزینش - اطلاعا ت – پردازش – نوآوری

 

عدم اطلاعات، اطلاعات است  

یکی از عوامل ناکامی محقق در برگرفتن مواد شایسته، بسنده کردن وی به گفته ها و نوشته هایی است که در منابع تحقیق می یابد .

آیا در فرایند پژوهش، ناگفته ها و نانوشته ها نیز ارزش گزارش و پردازش دارند؟

یکی از وجوه تمایز داده ها و اطلاعات این است که داده ، همیشه امر ثبوتی است ولی اطلاعات همیشه و لزوما چنین نیست . گاهی ناگفته ها و نانوشته ها نیز که "فقدان داده " نام دارند ، ارزش اطلاعات در دارند .

مثلا هنگامی که در مسئله ای تحقیق می کنیم می بینیم چند نفر از بزرگان آن علم در خصوص آن مسئله صحبت کرده اند ولی یک یا چند نفر دیگر از بزرگان اصلا به آن مسئله نپرداخته اند . ما باید در فرایند تحقیق علت نپرداختن آنها را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم و به راحتی از کنار آن نگذریم .

     نحوه تبدیل داده به اطلاعات:

1-   آزمون های وضوح و تمایز:

- آیا واژه های به کار رفته در این داده معنای دقیقی دارند؟

      - آیا من از مفاهیم به کار رفته دراین داده ،تصور واضح و روشنی دارم ؟

      - آیا داده ها از جهت مصداق تمایز دارند؟

      - در صورت گزاره بودن داده، آیا مضمون گزاره کاملا معلوم است؟

 2- آزمون های ارتباط:

آن گاه که از وضوح و تمایز داده مطمئن شدیم از ارتباط آن می پرسیم .

داده های شایسته ، ارتباط وثیقی با تحقیق دارند؟ ملاک ارتباط در اینجا نقش و تأثیر اطلاعات در فرآیند تحقیق است .

مرتبط بودن اطلاعات را با آزمون های زیرمی توان مورد بررسی قرار داد:

1-   آیا این یافته می تواند در تشخیص مسئله ( تبدیل مشکل به مسئله مشخص و متمایز ) یاری رساند؟

2-   آیا این داده در حل مسئله تحقیق رهگشا است؟

3-    آیا این یافته در فهم و نقد فرضیه های رقیب نقش دارد؟

4-   آیا این داده در تحلیل نقد اثبات و ابطال فرضیه تحقیق موثر است؟

 3- آزمون های صدق:

پس از اطمینان از وضوح و مرتبط بودن داده ها اینک باید از صدق آن پرسید.

 1-  آزمون مستقیم صدق : از اسناد یا ادله داده جستجو می کنیم . داده یا مستند است یا مستدل و الا سخنی بیهوده است که قابل ورود به فرایند تحقیق نیست. مستدل بودن نیز دو قسم است : موجه به خود یا بدیهی و مستدل به گزاره های دیگر یا نظری.

 2-   آزمون غیر مستقیم صدق یا طریق خلف: در اینجا از کذب داده سوال می کنیم که به دو صورت است:

1-   جست و جو از ناسازگاری درونی یا تناقض.

2-    جست و جو از لوازم تناقض آمیز گزاره یعنی صدق آن مستلزم قبول محال یا تناقض است .

 4- آزمون کفایت :

یعنی اطلاعات کافی و کامل باشند که هرچند این مسئله بدیهی به نظر می رسد ولی اکثرا از آن غفلت می شود .

عوامل عدم پایبندی به کفایت اطلاعات عبارتند از: 

   الف- ابهام در مفهوم کفایت که برخاسته از نسبی بودن آن است . اطلاعات در نسبت با چه امری باید کافی و کامل باشند ؟

جواب: باید  در نسبت با ادعاهایی که در تحقیق مطرح می شود کافی باشند ؛ زیرا اثبات هر ادعایی محتاج ادله شواهد و قراین و اطلاعات کافی است. بنابراین تصور ناقص از کفایت اطلاعات سبب بی مبالاتی در گرداوری اطلاعات کافی است.

  ب- مثلث زیانبار شتاب زدگی ، سهل انگاری و عافیت طلبی .

  ج- جزم گرایی محقق در کافی بودن اطلاعات .

   د- فقدان تصور کامل و دقیق محقق از مسئله که خود ناشی از فقدان دانش لازم است . 

تدوین پایان نامه

اجزاء پایان نامه

1) جلد  پایان نامه

الف). نکات شکلی و ساختاری جلد:

n     نسبتاً ضخيم و به رنگ‌هاي مختلف

n     چاپ مطالب روي جلد با حروف زركوب يا ساده

n     طرح نوشتن روي جلد تقريباً شبيه صفحه عنوان

ب). نکات محتوایی جلد

n     آرم مؤسسه آموزشي يا دانشگاه

n     مقطع تحصیلی

n     عنوان پایان نامه

n     نام استاد راهنما

n     نام استاد مشاور ( اگر داشته باشد)

n     نام پژوهشگر

n     تاريخ دفاع

 

2) بسم الله

بنا به فرموده نبی مکرم اسلام(ص): کل امر ذی بال لم یبدا ببسمله فهو ابتر

بسم الله باید با فونت و اندازه مناسب به صورت زیبا در این صفحه آورده می شود

3) صفحه عنوان

صفحه عنوان تکرار همان صفحه جلد است که بدون اندک ترین تغییر بعد از بسم الله درصفحه جداگانه آورده می شود

4) اهداء

در اكثر موارد، محقق يا محققان حاصل كار خود را به اشخاص (مانند پیشوایان دین، شهداء، پدر، مادر، همسر، استاد و ...) و يا مكاني مانند دانشگاه تقديم مي‌كنند.

 مطالب اين صفحه عموماً با عنوان «تقديم به ...» شروع مي‌شود.

5) تقدیر و تشکر

مقتضای ادب انسانی این است که آدمی از تمامی کسانی در برنامه پژوهشی و تدوین رساله به نحوی به او کمک کرده اند تقدیر و تشکر نماید.

من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

نکات مهم در مورد تقدیر و تشکر

1)  در تقدیر و تشکر باید از استاد راهنما، استاد مشاور، مسئولین موسسه نام برده شود.

2)   در تقدیر و تشکر از تملق و چاپلوسی پرهیز گردد.

3)  این صفحه استاندارد خاصی ندارد و به سلیقه محقق بستگی دارد.

6) صفحه تاییدیه

در برخی مراکز اکادمیک مرسوم است که تصویر صورت جلسه دفاعیه را تحت عنوان صفحه تاییدیه می آورند

 

7) چکیده

ü    مختصر

ü    بيان جامع و كامل محتواي كل تحقيق

ü    حاوي اطلاعات مختصر و مفيدي از هدف ، دامنه و وسعت

ü    چكيده بايد حداكثر در دو صفحه تايپ شود.

نکات مهم در مورد چکیده

ü    چکیده هرچند در ابتدای تحقیق می آید؛ ولی از لحاظ زمان نگارش بعد از ختم تحقیق تهیه می شود.

ü    ابتدا باید از هر فصل تحقیق چکیده تهیه شود و در نهایت از همه آنها چکیده واحد تهیه شود.

ü    حجم و طول چکیده باید متناسب با با حجم متن اصلی گزارش تحقیق باشد. ( استاندارد خاصی وجود ندارد)

ü    چکیده باید آیینه تمام نمای تحقیق باشد.

ü    در چکیده باید از ذکر اموری که در اصل تحقیق نیامده خود داری شود.

ü    متن چکیده نیاز به ارجاعات و مستند سازی ندارد.

ü    در متن چکیده باید از ذکر مثال و استفاده از کلمات مترادف و ارزشی خود داری شود.

ü    در چکیده باید از جملات کوتاه، ساده و روان استفاده شود.

8) فهرست مطالب

ü    فهرست مطالب که ممکن است چند صفحه را در برگیردضمن نشان دادن عناوین پژوهش، منطق ترتیب و چینش آنها را ننمایان می سازد.

ü    اهمیت دیگر فهرست مطالب این است که می تواند وسیله خوبی دسترسی به قسمت های مختلف یک پژوهش باشد.

ü    برخی نویسندگان و محقان دو فهرست جداگانه اجمالی و تفصیلی تهیه می نمایند که وجود این دو فهرست در رساله ضرورتی ندارد.

9) فصل مقدمات و کلیات

فصل کلیات یا مقدمه اولین قسمت متن اصلی گزارش تحقیق است. در تحقیقات غیر تجربی این فصل به طور کلی همه ابعاد اصلی روند تحقیق را در بر می گیرد.

مواردی که در فصل کلیات تحقیق باید ذکر شود:

الف. تعریف مسئله

ب. اهمیت و ضرورت تحقیق

ج. پیشینه تحقیق

د. قلمرو و دامنه پژوهش

ه. روش پژوهش

و. تعریف مفاهیم و اصلاطلاحات کلیدی

10) فصل های دیگر

ü    این قسمت در تحقیقات غیر تجربی مهم ترین بخش تحقیق است که ممکن است دارای فصول متعدد باشد.

ü    در تحقیقات تطبیقی، مطالب ممکن است به سه فصل جداگانه تنظیم شوند.

ü    در تحقیقات غیر تطبیقی هم سه یا دو فصل دیگر رایج و معمول است. اضافه برآن از حد رساله خارج می شود.

 

 

 

11) نتایج و پیشنهادها

ü    در رساله های غیر تجربی، به صورت طبیعی در فصول مختلف و در زمینه های گوناگون نتیجه گیری می شود؛ اما در پایان باید به صورت صریح تمام نتیجه گیری های اصلی بیان شود.

ü    نکته مهم این است که در نتیجه گیری نباید مطالبی ذکر شود که در اصل رساله بدانها پرداخته نشده است.

ü    مسئله مهم دیگری که باید در این قسمت مورد تاکید و قرار گیرد ذکر توصیه ها و پیشنهاد هایی است که از دل تحقیق به دست آمده اند.

ü    این پیشنهادها می توانند علمی یا عملی باشند.

12) ضمیمه ها

13) کتابنامه

شيوه هاي پانويسي وكتاب شناسي

 

به طور كلي منابع تحقيق به دو دسته زير تقسيم مي شوند:

منابع دست اول:

عبارتند از اصل اثر، نوشته، سند، رخداد يا فيلمي كه محقق آنرا به طور مستقيم مطالعه و به عنوان شاهد عيني ملاحظه مي نمايد و يا آزمايش و تجربه اي است كه شخص پژوهشگر آنرا انجام داده باشد.

(منابع يا رساله اي كه شرح اين آزمايش يا تجربه را ارائه كند نيز جزء منابع دست اول است).

منابع دست دوم:

عبارتند از نوشته ها، نقدها، تفسيرها، گزارشات و بحثهايي كه منتقدان، تفسيرگران، محققان و ديگر اهل فن دربارة منابع دست اول نوشته باشند.

پژوهشگران بايد كوشش كنند حتي المقدور منابع دست اول را در متن خود قرار دهند و هميشه منابع دست دوم را به عنوان شاهد مدعاي خود (براي نفي يا اثبات مدعا) در نوشته ها بياورند .

مستند سازي تحقيق

ارزش يك متن تحقيقي، به عوامل متعددي وابسته است. در ميان اين عوامل، مستندسازي، تعدد منابع، جديد بودن، ارتباط با موضوع و اعتبار مطالب برگرفته شده از منابع، از اهميت زيادي برخوردار است.

مستندسازي تحقيق با دو روش عمده و مكمل هم، صورت مي پذيرد:

الف پانويسي در پايين صفحه و يا آدرس دهي در متن ..........

ب ـ تهيه كتابنامهدر پايان هر فصل (بخش) و يا انتهاي گزارش (كتاب/پايان نامه)

 پيداست اين دو با هم رابطه مستقيمي دارند و هر چه در نگارش آنها دقت بيشتري  اعمال شود، بيانگر امانت داري پژوهشگر و حفظ روح تحقيق بوده و دست يابي به مطالعه براي مطالعه كنندگان پايان نامه آسان تر خواهد بود.

موارد دیگر کار برد پانویسی

پانويسي غير از ذكر منبع، موارد كاربرد ديگري نيز دارد از جمله:

1 ـ توضيح واژه ها و اصطلاحات دشوار

 2 ـ ضبط اسمهاي خاص يا اصطلاحات علمي به زبان اصلي،  

3 ـ آوردن مطالب و توضيحاتي كه براي برخي از خوانندگان لازم و مفيد است، ولي آوردن آن در متن موجب تضيع وقت خوانندگان و آشفتگي و گسيختن متن مي شود .

انواع پانويسي و آدرس دهي در متن به فارسی

محقق در اين حالت شماره اي در كنار قسمت نقل (استفاده) شده ،خواننده را براي آشنايي با منبع اصلي به پاورقي همان صفحه ارجاع مي دهد و در پايين صفحه براساس فرمولهاي كلي كه در  پي مي آيد عمل مي كنند.

1 ـ كتاب با يك نويسنده

نام كوچك، نام خانوادگي نويسنده «عنوان كتاب» نام مترجم، ناشر، محل نشر، تاريخ انتشار، نوبت چاپ، نوبت چاپ، شماره جلد، شماره صفحه (صفحات)

مثال:

تامس. س، كوهن «ساختار انقلابي علمي» احمد آرام، سروش، تهران، 1369، چ اول، ص 45 (يا ص 49ـ45)

2 ـ كتاب با بيش از سه نويسنده:

در اين حالت نام يكي از نويسندگان ذكر شده سپس نوشته مي شود: و ديگران و در دنباله براساس فرمول بالا عمل مي شود.

3 ـ مقاله از روزنامه يا مجله تخصصي

نام كوچك، نام خانوادگي نويسنده «نام مقاله» نام مجله، ناشر، سال مجموعه انتشار، شماره مسلسل (تك شماره)، تاريخ انتشار، صفحه (صفحات)

 

شيوه هاي پانويسي جديد و معمول (در زبان فارسي و خارجي):

در چند سال اخير روش آسانتري براي ارائه مآخذ در داخل متن (نه در پايين صفحه) متداول است. اين روش از تكرار و اتلاف وقت كه در پانويسي و عيناً با اندكي تفاوت در كتابنامه جلوگيري

مي كند. اين روش بصورت كلي زير است:

«...............................................................................................»

«...............................................................................................»

«...............................................................................................»

«.......نام خانوادگي نويسنده، سال چاپ، شماره صفحه»

مثال:

«علم هنجاري، به معني پژوهشي  است كه به صورتي مستحكم بر

 شا لوده اي از يك يا چند دستاورد علمي بنا شده است و جامعه

علمي خاص در مدتي از زمان به آن  دستاوردها معتقد است و

آنها را اساس عمل آينده خود قرار مي دهد » (كوهن،25،1369)

كتابشناسي (كتابنامه) به زبان فارسي :

معمولاً در انتهاي هر فصل (بخش) يا پايان كتاب يا رساله تحصيلي، نام و مشخصات كامل منابع مورد استفاده (بدون ذكر شماره صفحه) در صفحاتي

 با حاشيه كوچكتر آورده مي شود و جاي نام كوچك و نام خانوادگي با فرمول پيشنهادي براي پانويسي بر عكس خواهد بود:

...      براي نشان دادن حذف قسمتي از يك نقل قول (استناد)،                          عنوان و غيره استفاده مي شود. 

 ‍‍‍‍‍ [   ]  اطلاعاتي كه در قلابها آمده و توسط نويسنده يا واريانسها

         تهيه شده اند.

         مثلاً ص [12]  نشان مي دهد، شماره صفحه در صفحه اي

         كه بدان استناد شده، قيد نشده است. قلابهاممكن است كه

         براي تصحيحات ويراستار و يا درج مطلبي در سندآوري

         بطورمستقيم مورد استفاده قرار گيرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:29  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

فقه تربیتی      

حضرت حجت الاسلام استاد دکتر ذبیح الله افشاگر             

  1. فقه تربیتی
  2. امتحانی
  3. وقف
  4. خانواده
  5. وصف و ....

فقه در لغت:

به معنای مطلق فهم و ادراک؛ مطلق علم و آگاهی؛ فهم همراه با دقت و تامل؛ تیز چنگی در دریافت معانی اصلی و دقیق؛ شناخت عمیق دین و احکام دین.

فقه در اصطلاح:

((الْفِقْهُ هُوَ الْعِلْمُ بِالْاحْکامِ الشَّرعِیَّةِ الفَرْعِیَّةِ عَنْ ادِلَّتِهَا التَّفْصِیلِیَّةِ))

فقه، عبارت از علم به احکام فرعی شریعت از روی (منابع و) دلایل تفصیلی آن است

موضوع علم فقه:

عبارت از رفتار و عمل آدمی که اختیاری باشد و فاعل آن، شرایط تکلیف را داشته باشد.

شرایط تکلیف:

  1. شرایط عامه: عقل، بلوغ، قدرت
  2. شرایط خاصه: استطاعت

شرایط عامه:

الف) عقل   ب) بلوغ

  • سن 15 سال تمام باشد و برای دختران 9 سال
  • رویدن مو: روی آلت تناسلی
  • خروج منی: بلوغ زودرس ( مثلا در سن 13 سالگی )

ج: قدرت:   اجبار: کسی او را مجبور به خوردن کند. مثل روزه

اسلام:

اسلام شرط عامه است؛ بلکه شرط قبولی و صحت است نه عامه

رفتار و اختیار در فقه :

رفتار و اختیار انسان شامل امور صلبی میشود و هم ایجابی، پس در نتیجه هر دو را شامل میشود.

رفتارچیست؟

هر کنش و واکنش چه از انسان وچه از حیوان در مقابل محرک های خارجی و داخلی را رفتار گویند.

محمول فقه:

محمول گزارهای فقهی احکام شرعی است، و احکام شرعی اعتبارات و مجعولات است که شارع برای مکلفان در نظر گرفته است.

مجعول: مجعول از جعل گرفته شده و فعل اعتباری میباشد. مثلا: خوردن واجب است

 موضوع فقه  محمول

محمول علم فقه : عبارت از اعتبارات، مجعولات و احکام میباشد.

احکام:

احکام تکلیفی: احکامی را گویند که مستقیم به فعل مکلف تعلق میگیرد.

اقسام احکام تکلیفی

اقسام احکام تکلیفی پنج نوع میباشد:

  1. واجب: فعل واجب انجام ان لازم است، ترک آن عقاب است.
  2. حرام: ترک آن لازم است، انجام آن عقاب است.
  3. مستحب: انجام آن ثواب دارد، ترک آن عقاب ندارد.
  4. مکروه: ترک آن بهتر است، انجام ان عقاب ندارد.
  5. مباح: مباح فعل اختیاریست

نوت: سنت در اهل سنت معادل مستحب در فقه جعفری است.

امام باقر(ع) میفرماید: کمال انسان در عمل آنست که سه ویژگی را داشته باشد:

  1. تفوق در دین داشته باشد ( فهم عمیق نسبت به دین )
  2. انسان در مقابل مشکلات صبر داشته باشد
  3. انسان در امر معیشت خویش مدیریت داشته باشد.

دین اسلام سه موضوع را در بر میگیرد:

  1. عقاید ( ریشه ) یا باورها
  2. احکام ( بدنه درخت ) باید ها
  3. اخلاق ( میوه )

بعضی ها فقه را چنین تقسیم بندی میکنند، که تمام دین را فرا میگیرد و تمام افعال جوامع انسانی را شامل میشود.

افعال جوانحی

  1. فقه العمل ( فقه اصغر ) احکام که مربوط به رفتار ظاهری ماست
  2.  فقه الاخلاق ( فقه اوسط ) احکام که مربوط ارزش ها و گرایش هاست
  3. فقه العقیده ( فقه اکبر ) به احکام، باورها و معرفت ها مربوط میشود.

روش شناسی فقه

مراحل بدست آوردن احکام شرعی:

  1. طرح پرسش: مثلا حکم القاح مصنوعی چیست؟ حکم رحم اجاره ی چیست؟
  2. تعین و تعریف موضوع:
  3. مطالعه پیشینه موضوع و بررسی دیدگاها
  4. جستجو از ادله قرآنی، روایی، عقلی و نیز به اساس بعضی مذاهب قیاس و استحضان

ادله به دو نوع است

الف) ادله عمومی: مثلاً پذیرفته شدن بیع در قرآن. ولی چگونگی آن واضع نیست

ب ) ادله خاص: بدست آوردن دلالت های ادله خاص در موضوع با توجه به قواعد ادبی، اصولی، قرایین تاریخی، و .... مثلا وفای به عهد

  1. استنباط فقهی برای موضوع
  2. تعین تکلیف برای مکلف

اگر فقیهی فتوا درست داد، دو ثواب کسب میکند

اگر فقیهی فتوا نادرست داد، یک ثواب کسب میکند

مثلا: احکام رضاع: به نظر بعضی ها شرط سن لازم نیست، که خود اشتباه میباشد

پیشینه تحول فقه ( چه مراحلی را پشت سر گذاشته است )

به سه قسمت تقسیم شده است:

  1. فقه فردی: دایره اش زندگی فردی بود
  2. فقه اجتماعی: مثل فقه تربیتی؛ فقه قضایی؛ فقه سیاسی و ....
  3. فقه حکومتی: مثل روابط بین الملل؛ حاکم و زیردست ها و یا اینکه در راس یک کشور اسلامی چه کسی باشد؟

نوت: فقه با گسترش نیاز های بشری و جامعه گسترش پیدا کرد.

ممکن ما روزی فقه تمدن اسلامی بین المللی داشته باشیم، در صورتیکه 1. تغیر( انقلاب ) 2. مهندسی جامعه اسلامی باشد . در چنین شرایط است که جامعه اسلامی مطلوب و در نهایت تمدن اسلامی بین المللی بوجود میآید.

تعلیم و تربیت

در لغت به معنای پروردن؛ آموختن آداب و اخلاق و غیره.

در عربی از ماده ربب به معنای حفظ ، مراعات و سرپرستی یا ایجاد چیزی به تدریج؛ تکامل بخشیدن تدریجی را گویند. ودر عربی از کلمه ربو  به معنای رشد، نمو و بلوغ و... گرفته شده.

در اصطلاح: فرایند یاری رساندن به متربی برای ایجاد تغیر تدریجی در گستره زمان در یکی از ساحت های روحی، روانی و رفتاری که به واسطه عامل انسانی دیگر، به منظور دستیاری وی به کمال انسان و شگوفا کردن استعداد های او یا بازدارندگی و اصلاح صفات رفتارهایش صورت میگیرد.

گرایش های علوم تربیتی

 

علوم تربیتی

 

برنامه ریزی آموزشی

 

مدیریت آموزشی

 

تعلیم و تربیت اسلامی

 

تکنالوژی اموزشی

 

آموزش و پرورش تطبیقی

 

مشاره و راهنمایی

 

روانشناسی تربیتی

 

فلسفه تعلیم و تربیت

 

تاریخ آموزش پرورش

 

 دسته بندی  گرایش های علوم تربیتی از نظر گاستون میالاره

وی کتاب به نام ( برنامه معنا و حدود علوم تربیتی ) نوشته است .

  علوم تربیتی به سه نوع است:

علوم که شرایط عمومی و محلی را مطالعه میکند

علوم که اوضاع تربیتی را آنگونه که رخ میدهد مطالعه میکند

علوم که در باره رابطه به تربیت و آینده آن به تفکر می پردازد:

  1. 1.     علوم که شرایط عمومی و محلی را مطالعه میکند:
  • تاریخ آموزش پرورش
  • جامعه شناسی آموزش پرورش
  • قوم شناسی تربیتی
  • جمعیت شناسی آموزشگاهی
  • اقتصاد آموزش و پرورش
  • مدیریت آموزشی
  • آموزش و پرورش تطبیقی
  1. 2.     علوم که اوضاع تربیتی را آنگونه که رخ میدهد مطالعه میکند:
  • فزیولوژی پرورشی
  • روانشناسی پرورشی
  • روانشناسی اجتماعی( گروه های کوچک )
  • علم مرابطه ( ارتباطات )
  1. 3.     علوم که در باره رابطه به تربیت و آینده آن به تفکر می پردازد:
  • فلسفه آموزش و پرورش
  • علوم مربوط به روش تدریس ( میتود های تدریس )
  • علوم مربوط به روش ها و فنون آموزش و پرورش ( تکنالوژی آموزشی )
  • علوم مربوط به ارزشیابی
  • علوم که رو بسوی آینده دارد ( برنامه ریزی آموزشی )

رابطه علم فقه و علوم تربیتی:

  1. در موضوع
  2. در محمول
  3. در هدف
  4. در روش و منبع

نسبت سنجی دو دانش

{دانش فقه} رفتار های اختیاری       رفتارهای               {دانش تربیت}

رفتار غیر اختیاری                        اختیاری                  رفتار های غیر اختیاری تربیتی

                                              تربیتی

  1. 1.     در موضوع

موضوع علم فقه:رفتار اختیاریست- رفتار غیر تربیتی را هم شامل میشود. به علاوه تربیتی

موضوع علم تربیتی: اختیاری و غیر اختیاریست تنها رفتار تربیتی را شامل میشود

  1. 2.     در محمول

محمول علم فقه: گزاره های تجویزی است

محمول علم تربیت: گزاره های تجویزی و توصیفی است

هدف هر دو دانش  هدفی معرفتی است.

البته اهداف غایی دو دانش فقه وتربیت بر اساس مبانی ومبادی گوناگون خواهد بود.

هدف فقه رساندن مکلفان به سعادت ابدی

هدف تربیت شگوفایی استعداد های متربی

اخبار ، خبر دادن یا توصیف – قابل صدق است یا کذب است

انشاء ، ایجاد کردن ، تجویز . صدق و کذب وجود ندارد چون چیزی وجود ندارد.

مثلا در :

عقد نکاح

عقدخطبه دارد : که میگوید النکاح ...  اخبار است که پیامبر گفت

صیغه دارد: عقد هم گویند، ایجاب و قبول هم گویند ( این انشاء است)

فقه در صیغه است که انشاء است

نوت: اگر ایجاب و قبول نیت اخبار باشد، باطل است. زیرا در آن انشاء شرط است . بنا به فقه جعفری

  1. 3.     در هدف

هدف هر دو اصلاح رفتار است یا تنظیم رفتار و همچنان ایجاد

در هدف غایی

در علم فقه : بلند بردن سطح آگاهیست؛ سعادت انسان است

در علم تربیتی: بستگی به مبنای تربیتی مکاتب دارد

مکاتب به دو نوع اند

  1. مکاتب الهی که هدفش قرب الی الله است
  2. مکاتب غیرالهی

انسان محوری

لذت جویی بیشتر

هدف مشترک در مکاتب الهی و غیر الهی هردو شگوفایی انسان ها است.

  1. 3.     در منبع

در علم فقه منبع :

  1. عقلی
  2. نقلی  است

در علم تربیتی منبع:

  1. عقلی
  2. نقلی
  3. تجربی
  4. شهود

آثار علم

  1. 1.   تاثیر فقه بر دانش تربیت
  • برموضوع علم تربیت
  • بر محمول
  • بر مسایل
  • بر روش تحقیق
  1. 2.     تاثیر دانش تربیت بر فقه

مثلا: موضوع علم صرف؛ کلمه است

      موضوع علم نحو؛ کلمه و کلام است

مساله هر علم : عبارت از قضیه ایست که رابطه موضوع آن علم را با یکی از عوارض و احکام وحی بیان میکند.

تاثیر علم فقه بر مسایل دانش تربیت

به دو بخش است:

  1. 1.     گزاره های توصیفی

الف) توصیف واقعیت ها، وضعیت های مرتبط با تربیت( مبانی تربیت )          

  • ·        گزاره های جهان شناسانه
  • گزاره های انسان شناسانه
  • گزاره های معرفت شناسانه
  • گزاره های ارزش شناسانه

ب) توصیف و ترسیم وضعیت های مطلوب تربیت

( اهداف تربیت)

  • توصیف آینده نزدیک ( اهداف قریب)
  • توصیف آینده میانه ( اهداف واسط )
  • توصیف آینده دور ( اهداف غایی)
  • توصیف قطعات زمانی تربیت ( مراحل تربیت)

ج) توصیف عرصه و ابعاد متربی که پرورش میابد

  • ابعاد یا ساحت های تربیتی

2.  گزاره های تجویزی

الف) تجویز عمومی ( اصولتربیتی)

ب) تجویز ناظر برعملیات تربیت( روش های تربیت )

تاثیر گذاری فقه بر مبانی تربیت

فقه گزاره های تجویزی است. و باید ها و نباید ها را بیان میکند.

تربیت بر گزاره های توصیفی تاثیر میگذارد؟ بلی تاثیر دارد.

پاسخ در قالب چند مقدمه:

  1. میان هست ها و نیست ها و باید ها و نباید ها ارتباط است(مثلا: خداوند چرا فرمودن که مرد چهار زن گرفته میتواند و زن نمیتواند چهار شهر بگیرد)
  2. احکام فقهی تابع مصالح و مفاسد واقعی است. ( احکام فقهی= شرعی ؛ مصالح و مفاصد=

الف) روزه گرفتن؛ مصلحت است

 و یا: ربا گرفتن؛ مفاسد است

ب) خداوند احکام را به :

 1. مصلحت                                                      2. مفسده

الف) کم     ب) زیاد                                     الف) کم   ب) زیاد

مستحب است          وجوب یا فرض                         مکروه    حرام

  1. حرکت استنتاجی در فلسفه تعلیم و تربیه ( از حکم شرعی به مبنا میرویم)

مثلا: حکم شرعی                     مبنا یا فلسفه تعلیم و تربیت

  1. حرکت معکوس استنتاجی ( از مبنا به حکم شرعی میرویم )

مثلا: مبنا                         حکم شرعی

از مجموع این مقدمات نتیجه میگیریم که حکم فقهی بر مبنای تربیتی تاثیر گذار است.

مثلا: اشتباه قرائت کردن نماز، نماز را باطل میکند. زیرا حکم شرعی آنست که اذکارنماز صحیح خوانده شود.

تحقیقات نشان میدهد که میان اذکار صحیح و روح انسان ارتباط وجود دارد.

نکته مهم: تاثیر گذاری فقه بر دانش تربیت به چند صورت است:

  1. کشف و پیشنهاد مبانی جدید. مثلا تاثیر ظاهر بر باطن
  2. اطلاح و تهذیب مبانی موجود
  3. تایید یا رد مبانی موجود

تاثیر فقه بر مراحل تربیت

تاثیر فقه بر مراحل تربیت را میتوان به در مرحله بیان کرد:

الف) کشف و پیشنهاد مرحله نوین ( مرحله قبل از تولد )

ب) اصلاح و تاکید ویژه به مراحل شناخته شده

ج) تایید مراحل شناخته شده پیشین در دانش تربیت.

مثلا: در مرحله قبل از تولد:

  • انتخاب همسر
  • آماده گی عروسی
  • مال حلال
  • بسم الله گفتن
  • شیر دادن با وضو
  • آذان و اقامه در گوش طفل و موارد دیگر..

مراحل تربیت از نگاه فقه

  1. مرحله تمهید ( پیش از تولد )
  2. مرحله تولد تا سن تمیز ( 13 الی 14 سال)
  3. مرحله تمیز
  4. مرحله رشد و بلوغ
  5. مرحله پس از رشد

تاثیر فقه در ساحات ( ابعاد ) تربیت

  1. ابعاد تربیت بدنی ( تاکید بر اسپ سواری، نیز زنی و .....)
  2. ابعاد عقلانی
  3. ابعاد معنوی ( تذکیه نفس )
  4. ابعاد اجتماعی ( اگر کسی ندای کمک خواست و کسی او را کمک نکرد مسلمان نیست )
  5. ابعاد اقتصادی ( خوردن ربا حرام است )

تاثر گذاری فقه بر اهداف تربیتی( هم در مباحث کلان و هم خورد )

هدف نهایی فقه: قرب الی الله است

هدف میانی فقه: مانند: حج و نماز خودسازی و به تقوا رسیدن است. وانجام فرایض و ترک محرمات است.

هدف کوتاه مدت فقه: علم آموزی؛ آگاهی از مباحث دینی

تاثیر فقه بر اصول تربیت

فقه در سه سطح بر تربیت تاثیرگذار میباشد:

  1. 1.      کشف و پیشنهاد اصول تربیتی جدید و نوین
  2. 2.     اصلاح، تکمیل و تهذیب اصول موجود
  3. 3.     تایید یا رد اصول

قواعد فقیه: قواعد اند که در مسایل مختلف تطبیق میشود.

قاعده لاضرر: مثلا اگر روزه به شخصی ضرر داشته باشد، نباید روزه بگیرد.

قواعد فقیه ارتباط نزدیک با اصول تربیتی دارد:

  1. قاعده نظرداشت توانایی و قدرت مکلف ( مثلا: عدم توانایی پرداخت نفقه، بعضا برداشته میشود)
  2. اصل تخفیف و مسامحه ( مدارا )
  3. اصل طراحی جایگزین : مثل تیمم به جای وضو؛ کفاره روزه بجای روزه گرفتن؛ سرگرمی مثبت بجای سرگرمی منفی در اطفال.
  4. اصل فریضه سازی: الزام کردن یک کار بخاطر انجام آن کار، مثل روزه گرفتن...
  5. اصل مثبت نگری: زود قضاوت نشود، دید مثبت نسبت به اطراف داشته باشیم. و هر مساله تا اثبات نشده باشد نباید حکم صادر کرد. یعنی اثبات برصحت باشد.
  6. اصل عدم ضرر و ضرار: مثلا، کسیکه توانائی روزه گرفتن ندارد، نباید روزه بگیرد.
  7. اصل اشتراط احتمال تاثیر: مثلا در مساله « امر به معروف و نهی از منکر» اگر بدانیم که امر و نهی سودی ندارد بهتر است انجام ندهیم.

تاثیر فقه بر روشهای تربیت

فقه بر روشهای تربیت در سه سطح تاثیر گذار میباشد:

  1. کشف و پیشنهاد روش تربیتی جدید
  2. اصلاح، تکمیل و تهذیب اصول جدید
  3. تایید یا رد روش

بر علاوه سه سطح فوق در سطوح زیر نیز تاثیر گذار میباشد:

  1. روش تمرین و عادت: مثلا ؛ روزه گرفتن را به بچه ها تمرین بدهید
  2. روش صیانت یا مراقبه: جلوگیری از هم پاشیدن فامیل؛ جلوگیری از مسایل جنسی قبل از وقت.

تاثیر دانش فقه بر دانش تربیت ( در قسمت تحقیق )

  1. سوژه پردازی و مساله سازی ( برای تربیت مسایل جدیدی را از فقه اخذ میکنیم.

الف ) طرح موضوعات کلان و افق های تازه: ( مثل مرحله قبل از تولد طفل که سوژه های جدید است)

باید تحقیق شود که آیا این مرحله در قسمت تربیت تاثیر دارد یا نه. و یا آذان گفتن در گوش طفل که یک سوژه است.

ب ) الهام بخش پرسش ها و مسایل جدید قابل تامل: مثلا؛ بچه وقتی به سن هفت سالگی رسید، به او گفته شود که هفت بار بگوید: لا اله الا الله. باید تحقیق شود که آیا این مساله روی تربیت بچه تاثیر دارد یا نه

  1. رعایت ضوابط فقهی در پژوهش: مثلا؛ رعایت حریم خصوصی افراد که در پژوهش بکار رفته اند.
  2. افزودن منبع دین و فقه بر روایات و آیات

 

تاثیر بر فواید دانش تربیت:

الف ) اطمینان بخش شدن دانش تربیت، به واسطه بهره گیری از وحی

ب ) اضافه شدن نگاه ثواب و عقاب در دانش تربیت

هدف: هدف باید نیت و قصد قربت باشد. که در فقه ضروری بوده و در تربیت هم آن را تطبیق نماییم.

تاثیر دانش فقه بر دانش تربیت

در تمام تقسیم بندیها سه تاثیر یا کاربرد کلی داشته است.

  1. تایید یا رد
  2. اصلاح و تکمیل
  3. کشف و پیشنهاد مطلب جدید

تاثیر تربیت بر فقه

تربیت در سه محور بر فقه تاثیر گذار میباشد:

  1. در موضوع شناسی: موضوعات جدید را تولید میکند. مثلا؛ آموختن علم لازم است، پس کی باید آنرا انجام دهد؟
  2. در حکم شناسی
  3. در اجرای حکم

تحلیل داوری واعتبار بخشی:

توصیف از کارکرد های وتوصیف از احکام فقه می باشد.

قلمرو اصول تربیتی هم به احکام تربیتی وهم به غیر تربیتی وابسته است.

نظام سازی تربیتی :

کسیکه به دانش فقه اگاه است میتواند یک مجموعه از گزاره های کلی فقهی را بدست گرفته ودر ساحت جدید به کار ببرد.

از مباحث تاثیر علم فقه وتربیت وبرعکس ان علم فقه تربیتی به وجود می آید .

همچنان قابل ذکر است که در علم دو چیز مهم است اول تاریخ ان علم ودوم فلسفه آن .

احکام به سه قسم است ؟

1-    عقل گرا

2-    عقل گریز

3-    عقل ستیز

روش فقه تربیتی :

احکام اولیه بعداً به احکام ثانوی ودر خاتمه بیان احکام بدست می آید.

ضرورت فقه تربیتی چه است؟

فقه تربیتی متولد علمی فقه وتربیت است .

تاثیر علم فقه به تربیت واثر علم تربیت به فقه ورسیدن به سعادت صرف تعلیم وتربیه است.

همچنان دگرگونی های مثبت هم به تعلیم وتربیه وابسته است.

رسالت فقه بیان احکام الهی است وتمام زندگی انسان را در بر می گیرد واز این جهت نتیجه چنین است.

رسالت فقه برای تامین سعادت ورشد بالندگی وتغیرات مطلوب وعمل به اوامر الهی نیازمند به فقه تربیتی می باشد.

برای شکل گیری یک نظام کارآمد ضرورت به فقه تربیتی است.

وظایف اشکار فقه تربیتی ؟

1-    گرد آوری وتنظیم گزاره های تربیتی موجود در فقه رایج.

2-    طرح موضوعات جدید تربیتی وتلاش برای استنباد حکم اولی آنها.

ازدواج دختر جوان با مرد پیر برای مجبوریت است

3-    بررسی واعمال فواعد عمومی وبیان احکام ثانوی

4-    بررسی واختیارهای حکومت در عرصه تعلیم وتربیت .تعلیمن وتربیت از وطایف حکومت بوده ومکلف به مهیا سازی فضای مناسب برای تعلیم وتربیه است.

 

مدل های تقسیمات فقه

الف : فقه    1- عبادات -  نماز

              2-عقود—عقد

              3-ایفاعات— راه مک طرفه

              4-احکام – قصاص و...به معنی خاص (فقه تربیتی )

ب: فقه    1-عبادات –خمس وذکات

            2-بخش اموال

            3-بخش سلوک ورفتار شخصی ( فقه تربیتی)

   4-آداب عمومی

ج: فقه     1-عبادات

            2-عقود

           3-ایقاعات

           4-احکام خاص( فقه ساسی، فقه قضایی، فقه اقتصادی، فقه تربیتی، فقه تبلیغاتی، فقه اجتماعی، فقه روشی ،فقه آموزشی و...

 احکام فقهی

الف : ارتباط با خدا – فقه عبادی

ب : ارتباط به خود – فقه الاخلاق

ج : ارتباط با دیگران

1-    از جهت سیاسی :

  • ارتباط با حکومت
  • ارتباط با کشورها
  • ارتباط با مجرمین ( فقه قضایی ) (فقه جزای )

2-    از جهت فرهنگی

  • فقه تربیتی

3-    از جهت اقتصادی

  • فقه اقتصادی

4-    از جهت اجتماعی

  • با خانواده –فقه خانواده
  • ارتباط با دیگران ---فقه مدیریتی
  • ارتباط عام اجتماعی --- فقه روابط میان فردی

د: ارتباط محیط زیست

1-    ارتباط با حیوانات

2-    تغذیه                   } فقه محیط زیست

3-    ارتباط به زمین

تربیت خود ودیگران چه حکم دارد ؟ فرض  ویا واجب

ترجمه آیه (۶)سوره تحریم: اى كسانى كه كافر شده‌ايد، امروز عذر نياوريد، در واقع به آنچه مى‌كرديد كيفر مى‌يابيد

مراحل تربیت به اطفال :

1-    هفت مرتبه برای بچه سه ساله بگو لاالاالله

2-    از زمان سه ساله وهفت ماه و20 روز هفت مرتبه بگو محمد رسول الله

3-    در 5 سالگی طرف راست وچپ را نشان داده وسجده را یاد بگیرد.

4-    در شش سالگی نماز در هفت سالگی وضو و در نه سالگی نماز بخواند واگر نخواند ویا ترک کرد تنبه گردد.

 فرایند تربیت

1-  تربیت اعتقادی 

رفتار                             انگیزه بخش                               اعطای بینش

%10                                %30                                     %60

نظام اعتقادی بر تربیت اعتقادی

1-    مبنا توفیق دینداری بر تربیت

2-    هدف ---ایجاد باور

3-    اصول ---دستور عمل های کلی

  • اصل تدریج
  • توجه به توان واستعداد
  • اثر بخشی

روش ها :- تلقین –تعلیم –تالیف وتمرین

2-  تربیت عبادی

عبارت است از انجام واجبات وترک حرام

نماز← واجب / حکم آن آیه  132 سوره طه  و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش ما از تو جوياى روزى نيستيم ما به تو روزى مى‏ دهيم و فرجام [نيك] براى پرهيزگارى است.

روایاتی که در باره نماز خواند فرزندان امر شد است .

وظایف مقدماتی

وظیفه تعلیم نماز از هفت سالگی

وظیفه امر نماز ز هشت سالگی

وظیفه ماخذه بر نماز اط ده سالگی

وظیفه تنبه برای نماز قبل از بلوغ

وظیفه یاد دادن نماز بر فرزندان واجب است .

ضرورت نیاز بی بدیل به نماز در دینداری ( عادت دادن است)

ه دف: عادت داده به نماز

رفتار                             انگیزه بخش                               اعطای بینش

%60                                %30                                     %10

3-  تربیت عاطفی   

هدف : خوب تربیت کردن جهت رسیدن به محبت الهی

منبع : خمسه عشره در مفاتح الجنان

آیا خانواده به نسبت فرزندان به تربیت عاطفی مکلف اند ؟ جواب بلی

حکم : حکم آن مستحب است/ وبحث اخلاقی است / اما در حکم ثانوی واجب است

پسران ودختران ← کشش نسبت به جنس مخالف دارند

تربیت عاطفی ← احکام امضای وتایپی _هر دو

اعتدال در محبت واحب است یا مستحب ؟ مستحب است

وحکم وعدالت واجب است

جهت دادن به تربیت عاطفی

انعام داده به اطفال

مهرورزی  مستحب است وگاهی هم واجب می گردد.

رفتار                             انگیزه بخش                               اعطای بینش

%60                                %30                                     %10

 4-  تربیت جنسی

تربیت جنسی مطابق احکام واحب است

رویکرد های جنسی ←تفریط غریزه –ارضاء غریزه

1-    اعتدال غریزه

2-    پرورش غریزه

3-    جهت دهی غریزه

اطلاعات غریزه وانتقال آن

1-    تربیت والدین

2-    پنهان سازی روابط جنسی

3-    آموزش  .... فرزندان

4-    جدا سازی بستر خواب

5-    ازدواج وارضاء غریزه

تفکیک جنسیت در محیط کار

توانمندی در خود کنترولی

آموزش های تربیتی

رعایت حریم محرمیت

هویت بخشی جنسی

شرایط حمل و ولادت

آداب روابط زناشوی

تربیت جنسی حفظ طوفان غریزه را دارد واز خیلی آسیب ها در امان است.

هدف : کنترول وجهت دهی در غریزه جنسی

اصول :سالم سازی محیط

روش ها :

1-     مخفی سازی زوابط والدین

2-    جدا سازی بستر

3-    ازدواج

مراحل :

مراحل کودکی تا پس از ازدواج

 

  

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 7:54  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  | 

مقدمه

   امروزه مهمترین عامل رقابت کشورهای جهان تولید علم ودانایی است موثرترین سازمانی که پایه و شالوده و زمینه رشد و شکوفایی قابلیت ها وتوانائی هایی افراد جامعه در سنین کودکی فراهم می سازد سازمان اموزش و پرورش است که برای تحقق این امر نیاز به مدیران خوش فکر و خلاق و کارآمد در این نظام اموزش می باشد که خوشبختانه مقدمات مدیریت اموزشی برای رشته های علوم تربیتی می تواند دانش و اگاهی مدیران را بالا برده و دیدگاه آنان  را به رفتار کار ساز و اثر بخش تبدیل نماید.

فصلیکم :مقدمه

دلايل پيدايش سازمان و اهميت آن

امروزه، انواع خدمات و توليدات مورد نياز جامعه را سازمانهاي گوناگون فراهم مي‌كنند. هر سازماني با انجام دادن وظايف چندگانه يا تخصصي، هدفهاي عام يا خاصي را براي جامعه و مردم آن متحقق مي‌سازد. اين هدفها و وظايف بسيار دشوارتر و پيچيده‌تر از آنند كه به‌وسيلة يك فرد يا يك گروه كوچك تحقق‌پذير و انجام يافتني باشند. از اين‌رو، گردش امور زندگي وابسته به سازمانها و پيشرفت و بقاي جامعه تابع كار و عملكرد مؤثر آنهاست.

 

تعريف سازمان اجتماعي

به‌طور كلي، هرگاه كه افراد انسان باهم زندگي مي‌كنند يا هنگامي كه تعدادي از افراد به اقتضاي زندگي اجتماعي به همكاري مي‌پردازند، الگوي روابط اجتماعي، باورها و جهت‌گيريهاي مشترك به‌وجود مي‌آورند كه اصطلاحاً سازمان اجتماعي ناميده مي‌شود.

فصلدوم: سازمانمدیریت

عناصر و ويژگيهاي مشترك سازمانها به شرح زير است:

1-    سازمانها هدف دارند؛

2-    سازمانها از تركيب اجتماعي افرادي كه به‌طور گروهي كار مي‌كنند، تشكيل مي‌شوند.

3-    فعاليت سازمانها استمرار زماني دارد.

4-     سازمانها، فعاليت خود را از طريق تفكيك وظايف، از روي برنامه، و با استفاده از دانش و فن و ابزار انجام مي‌دهند.

5-     سازمانها، واحدهاي يكپارچه و يگانه‌اي از فعاليتهاي منظم و ساختمند هستند.

6-     

تعريف سازمان

 سازمان عبارت است از هماهنگي معقول تعدادي از افراد كه براي تحقق هدف يا منظور مشتركي، از طريق تقسيم وظايف و برقراري روابط منظم و منطقي به‌طور مستمر فعاليت مي‌كنند.

انواع سازمانها

1-     سازمانهاي مشترك‌المنافع كه در اصل به عموم اعضاي خود نفع مي‌رسانند. (مثلاً، اتحاديه‌ها، باشگاه‌ها، احزاب سياسي، انجمن‌هاي حرفه‌اي، تعاونيها).

2-     سازمانهاي تجاري كه در اصل به مالكان ـ مديران خود، بهره مي‌رسانند (نظير كارخانه‌هاي صنعتي، فروشگاه‌ها، بانكها، هتل‌ها).

3-     سازمانهاي خدماتي كه در درجه نخست به مراجعان خود نفع مي‌رسانند (مثلاً بيمارستانهاي خصوصي، مدارس خصوصي، بنگاه‌هاي مددكاري اجتماعي)

4-     سازمانهاي رفاه عمومي كه عموم مردم را بهره‌مند مي‌سازند (سازمان دولتي نظير وزارت دفاع، مدارس دولتي، سازمان پليس، سازمان آتش‌نشاني، سازمانهاي تحقيقاتي).

تعريف مديريت

هنر انجام دادن كار به‌وسيله ديگران هماهنگ‌سازي منابع انساني و مادي در جهت تحقق هدفها

فراگردمدیریت

نخستین بار سقراط از مدیریت به عنوان فراگرد اجتماعی یاد کرد فراگردی که متضمن یک سلسله وظایف و فعالیت و روابط متقابل است و مناسبات و روابط متقابل افراد در آن نقش اساسی دارد.

سؤالاتي كه ماهيت مديريت را آشكار مي‌سازد؟

1- چه بايد كرد؟

2- كار چگونه انجام داده خواهد شد؟

3- كار چگونه تقسيم خواهد شد؟

4- چه كساني كار را انجام خواهند داد؟

5- كار با چه وسايلي انجام داده خواهد شد؟

6- كار چه وقت و در چه مدتي انجام داده خواهد شد؟

7- كار با چه كيفيتي انجام داده شود؟

8- كار با چه كيفيتي عملاً انجام داده مي‌شود؟

فراگرد مديريت از ديدگاه‌ هانري فايول:

1-   برنامه‌ريزي يعني پيش‌نگري و تدارك وسايل براي عمليات آينده.

2-   سازماندهي يعني تركيب و تخصيص افراد و منابع ديگر براي انجام دادن كار.

3-   فرماندهي يعني هدايت و جهت‌دهي افراد در انجام دادن كار.

4-    هماهنگي يعني بهم پيوستن و وحدت بخشيدن همه كوششها و فعاليتها.

5-    كنترل يعني رسيدگي به اينكه آيا كليه امور طبق مقررات و دستورات صورت مي‌گيرند يا نه.

ضرورتآموزشمدیریت

1 .احتمال زیادی وجود دارد که هر کس در مسیر زندگی شغلی خود در مقام مدیر قرار گیرد.

2. پیشه مدیریت بالقوه جذاب منزلت افرین و تلاش بر انگیز است .

3. جامعه با کمبود شدید مدیر و استعدادهای مدیریت روبرو است .

شيوه‌هاي مطالعه مديريت

1- شيوه سنتي

2- شيوه بررسي مورد

3- شيوه رفتاري

4- ديدگاه تصميم‌گيري

5- شيوه مقداري يا كمي

6- شيوه سيستمها

فصلسوم:تصمیمگیری

تعريف تصميمگيري

شيوه عمل خاصي براي حل مسئله یا مشکل ویژه.

مراحل تصميم‌گيري

  1.   تعريف و تشخيص مشكل
  2.   دستيابي به راه‌حل‌ها يا شيوه‌هاي عمل
  3.   ارزشيابي و گزينش (اتخاذ تصميم)
  4.   اجراي تصميم

ارزشيابي و گزينش راه‌حل

1. هريك از راه‌حل‌ها، باتوجه به اهداف و منابع سازمان، تا چه اندازه واقع‌بينانه است؟

2. هريك از راه‌حل‌ها تا چه اندازه به حل مشكل كمك مي‌كند؟

3. اجراي هريك از راه‌حل‌ها، احتمالاً چه عواقب و نتايجي به بار مي‌آورد؟

4. ضمن اجراي راه‌حل‌ها، چه مشكلاتي ممكن است پيش آيد؟

انواع تصميمات

1- تصميمات معمول، مطابق با عادات، قواعد يا رويه‌هاي معيني اتخاذ مي‌شوند.

2- تصميمات غيرمعمول، برعكس. تصميماتي است كه با مشكلات و مسائل غيرعادي و جديد سروكار دارد.

رهنمودهایمهمدراتخاذتصمیماتمعمولسازمانیعبارتنداز :

  1. هدف ها :هدف ها نتایج مطلوبی است که فعالیت سازمان در جهت آنها هدایت می شود .
  2. استانداردها :معیار یا ملاکی که بتوان چیزی را با آن مقایسه کرد استاندارد نامیده می شود.
  3. رویه ها:رویه عبارت است از تعیین مراحل یا گام های متوالی پیوسته برای انجام یک وظیفه .
  4. روش ها :روش عبارت است از تعیین چگونگی انجام هر یک از مراحل رویه .
  5. مقررات:احکام صریحی که بیان می کنند شخص چه باید بکند یا نباید بکند مقررات نامیده می شود.
  6. خط مشی ها:رهنمود های کلی مهمی هستند برای تصمیمات و اقدامات سازمانی که در چهار چوب خاص ان ها مدیران می توانند هنگام تصمیم گیری از داوری و قضاوت شخصی خود نیز استفاده کنند .

شرايط تصميم‌گيري، باتوجه به قابليت پيش‌بيني نتايج، داراي سه حالت است:

1- اطمينان قطعي،

2- ريسك،

3- عدم اطمينان

  1. در شرايط اطمينان قطعي، تصميم‌گيرنده از آنچه در آينده پيش خواهد آمد مطلع است.

 2. در شرايط ريسك، قابليت پيش‌بيني كمتر است. اطلاعات كاملي در دست نيست.

 3. در شرايط عدم اطمينان، تقريباً اطلاعاتي درباره آنچه پيش خواهد آمد، در دست نيست.

فصلچهارم:تعیناهدافو برنامهریزی

تعريف برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي عبارت است از فراگرد تعيين و تعريف اهداف سازمان و تدارك دقيق و پيشاپيش اقدامات و وسايلي كه تحقق اهداف را ميسر مي‌سازند

فراگرد برنامه‌ريزي

   تعيين اهداف و اولويت‌ آنها (هدف‌گذاري).

   بررسي و پيش‌بيني منابع و امكاناتي كه به تحقق هدفها كمك مي‌كنند (پيش‌نگري).

   تشخيص فعاليتها و اقداماتي كه براي تحقق هدفها ضرورت دارند (تبديل امكانات به اقدامات عملي دقيق يا بودجه‌بندي).

   تعيين خط‌مشي‌ها و روش‌ها و ملاكهاي عمليات.

هدفها سه نقش مهم برعهده دارند:

  هدفها معرف سازمان بوده موجوديت آن را در جامعه توجيه مي‌كنند،

  هدفها زمينه هماهنگي فعاليتهاي سازمان را فراهم كرده وظايف گوناگون را بهم مرتبط مي‌سازند،

  هدفها به تهيه و تدارك ملاكهاي ارزيابي عملكرد فردي و سازماني كمك مي‌كنند.

هدفهايلفظيوواقعي

عبارات و اظهاراتي كه چيستي هدفها را بيان مي‌كنند، هدفهاي لفظي ناميده مي‌شوند. نتايجي كه رفتار، عملاً در جهت آنها هدايت مي‌شود، هدفهاي واقعي را تشكيل مي‌دهند.

تغییرهدفها:

   تغییر هدف ها در نتیجه کار و تجربه با هدف ها و تحت تا ثیر عوامل و نیروهای داخلی و خارجی سازمان صورت می گیرد.

   تغییر هدف تحت تاثیر نیروهای داخلی سازمان و در نتیجه تجربه با هدف های جاری سازمان است.

اهمیتهدفها

   هدف ها نه فقط جهت و غایت رفتار را معیین می کنند و بلکه در صورت جذاب بودن انگیزه های تحقق خود را نیز در افراد به وجود می اورند بعلاوه ان ها به عنوان ملاک های ارزش یابی عملکرد افراد و ضابطه های کلی سنجش اثربخشی مدیریت  مورد استفاده قرار می گیرند .

ملاك‌هاي تعيين هدف

1- هدفها بايد سنجش‌پذير باشند.

2- هدفها بايد تحقق‌پذير باشند.

3- هدفها بايد پذيرفتني باشند.

4- هدفها بايد همخواني و توافق داشته باشند.

تعريف پيش‌نگري

   پيش‌نگري عبارت است از فراگرد استفاده از اطلاعات گذشته و حال براي تخمين شرايط و رويدادهاي آينده.

پيش‌نگري دو مسئله مهم را براي برنامه‌ ريز حل مي‌كند :

1- پيش‌بيني و تعيين فعاليتها و اقدمات مورد نظر براي تحقق اهداف

2- پيش‌بيني و تعيين منابع و امكانات قابل حصول براي اجراي برنامه

فراگرد پيش‌نگري مي‌كوشد پاسخگوي مسائل زير باشد:

1- شرايط و عواملي كه بر تحقق موفقيت‌آميز هدفها مؤثرند، كدامند؟

2- چه اطلاعاتي راجع به شرايط و عوامل مذكور در دست است؟

3- روش مناسب براي پيش‌بيني وضعيت هريك از عوامل مهم در آينده كدام است؟

بودجهبندی

   مرحله سوم در برنامه ریزی و بودجه بندی فعالیت ها و عملیات سازمانی است .

  روشهای مختلف برای بودجه بندی وجود دارد

 بودجه به زبان ساده سندی است که مشخص می کند که چه مفدار از کل منابع سازمان به اهداف خاصی اختصاص خواهد یافت .

 تعیینخطمشی

   وسیله اصلی اجرای برنامه خط مشی است .خط مشی بازتاب اهداف سازمان و رهنمود اجرای عملیات است که چهار چوبی کلی برای تصمیم گیریهای عملیاتی فراهم می سازد.

     انواع برنامه‌ها

برنامه‌هاي ثابت و موقت

  طبقه بندی یک گروه از برنامه ها به فراوانی کاربرد و استفاده انها بستگی دارد. برنامه های ثابت یاپایدار به دفعات راهنمای عمل مدیران قرار می  گیرند

     برنامه‌هاي كوتاه، ميان و درازمدت

     برنامه ها را بر مبنای دامنه زمانی انها نیز متوان طبقه  بندی کرد از این لحاظ سه نوع برنامه قابل تشخیص است:

  1. کوتاه مدت
  2. میان مدت
  3. دراز مدت

برنامه‌هاي راهبردي و عملياتي:

   برنامه‌هايي كه در بالاترين سطح سازمان تهيه مي‌شوند برنامه‌هاي راهبردي عنوان مي‌گيرند و آنهايي كه در سطوح پايين تهيه مي‌شوند به برنامه‌هاي عملياتي معروفند.

فصل پنجم سازماندهی وساهتار آن

تعريف سازماندهي

جريان نظم و ترتيب دادن به كار و فعاليت و تقسيم و تكليف آن به افراد به منظور انجام دادن كار و تحقق هدفهاي معين.

فراگرد سازماندهي

1- تشخيص فعاليتهاي لازم براي رسيدن به اهداف و اجراي خط‌ مشي و برنامه‌ها.

2- گروه‌بندي فعاليتها باتوجه به منابع انساني و مادي موجود و تشخيص بهترين طريقه استفاده كردن آنها.

3- دادن اختيار عمل و حق دستوردهي و تصميم‌گيري براي انجام دادن كار به مسئول هر گروه.

4- ارتباط دادن واحدهاي گروه‌بندي شده به يكديگر به‌صورت عمودي و افقي از طريق روابط اختيار، شبكه ارتباطي و نظام اطلاعاتي.

مبانيتقسيمكاربرايتشكيلواحدهايسازمانيعبارتنداز:

1- تعداد افراد

2- كاركردها

3- زمان

4- توليدات يا خدمات

5- ارباب رجوع

6- موقعيت مكاني يا جغرافيايي

7- فراگرد كار (مراحل عمليات)

تعريف هماهنگي

   هماهنگي عبارت است از فراگرد ايجاد وحدت و يگانگي ميان اهداف و فعاليتهاي واحدهاي مختلف سازمان به نحوي كه هدفهاي سازمان به‌طور مؤثر تحقق يابند.

 

 

حیطهنظارت

   حیطه نظارت اندازه و وسعت واحد کار را مشخص میکند طبق اصول کلاسیک مدیریت و حیطه نظارت مدیر و از لحاظ وسعت و اندازه  حتی امکان باید کم وسعت و کوچک باشد.

عوامل تعيينكنندة حيطة نظارت:

1- مدت زماني كه صرف كار نظارت و سرپرستي مي‌شود.

2- قابليت ذهني و سازگاري مدير.

3- پيچيدگي موقعيت يا كار.

4- ساير وظايف مدير.پپ

5- ثبات عمليات.

6- شايستگي زيردستان.

     وحدتفرمان

   وحدت فرمان یکی از اصول سنتی مدیریت است که به موجب ان هر زیر دست اجرای وظایف خود باید فقط از یک سرپرست ما فوق دستور بگیرد و مستقیما پاسخگوی او باشد. وحدت فرمان با اصل دیگر مدیریت یعنی زنجیر فرمان یا سلسله مراتب بستگی دارد.

     سلسلهمراتب

   مجرای رسمی سازمانی برای تعیین اختیار و مسئولیت و ارتباطات است .

اختيار

به عقيدة سايمون (1975)، «اختيار يعني قدرت تصميم‌گيري براي هدايت فعاليتها و اعمال ديگران».

تحليل كلاسيك اختيار به‌وسيلة ماكس‌وبر (1947)، جامعه‌شناس آلماني، صورت گرفته است. از نظر او، اختيار عبارت است از اطاعت بلاشرط و ارادي افراد از مافوق براساس اين  باور كه مافوق حق دارد اراده خود را بر آنان اعمال كند.

اختيار

  فايول، اختيار با به‌عنوان «حق صدور دستور و طلب اطلاعت از آن» تعبير كرده است.

   بارنارد (1936)، با ارائه نگرش تازه‌اي، اختيار را ناشي از پذيرش زيردستان مي‌داند.

چهار شرط پذيرش زيردستان از دستوراتي كه مشروطيت دارد:

1- دستور قابل فهم باشد و زيردستان بتوانند آن را درك كنند.

2- در تصميم‌گيري براي اجراي دستور، زيردستان بايد اعتقاد پيدا كنند كه دستور مغاير با هدفهاي سازمان نيست.

3- زيردستان بايد معتقد شوند كه دستور با منافع شخصي آنها به‌طور كلي همخواني و توافق دارد.

5-    زيردستان بايد از لحاظ فكري و جسمي قادر باشند دستور را اجرا كنند.

 

تفويض اختيار

   تفويض اختيار عبارت است از انتقال اختيار و مسئوليت رسمي از مافوق به زيردست براي انجام دادن وظايف خاص.

تمركز و عدمتمركز

سازماني كه در آن اغلب اختيارات تصميم‌گيري در دست مديران بالاترين سطح سازماني است، سازمان «متمركز» ناميده مي‌شود و سازماني كه در آن اختيارات تصميم‌گيري در سطوح مختلف پراكنده است، سازمان «غيرمتمركز».

   ميزان عدم‌تمركز در سازمان هنگامي بيشتر است كه شرايط زير موجود باشند:

1)     تعداد تصميم‌گيريها در سطوح پايين‌تر سلسله ‌مراتب بيشتر باشد.

2)     تصميم‌گيريها در سطوح پايين سلسله ‌مراتب، اهميت بيشتري داشته باشند.

3)     تصميمات سطوح پايين‌تر بر فعاليتها و وظايف بيشتري مؤثر واقع شوند.

4)     تصميم‌گيريها، تحت كنترل و بازرسي كمتري قرار گيرند و براي هر تصميم، مقامات بالاتر مورد مشورت قرار نگيرند.

    صف وستاد

  1. صف اشاره مي‌كند به وظايفي كه مستقيماً به تحقق هدفهاي خاص سازمان كمك مي‌كنند.
  2. در مقابل، ستاد اشاره مي‌كند به فعاليتهايي كه به اجراي مؤثر وظايف صف مدد مي‌رسانند.

واحد های ستادی سازمان به دو دسته کلی تقسیم می شود :

ستاد شخصی: شامل مشاوران و معاونین است که خدمات انان مورد استفاده شخص مدیر سازمان قرار می گیرد.

ستاد تخصصی: در سطوح مختلف سازمان ستاد های مختلفی در زمینه های فنی و تخصصی و خدماتی معینی به واحد های اجرایی یاری میرساند.

سازمان ماتريس

در ساختار ماتريس، كاركنان متخصص به اجراي برنامه ويژه‌اي منصوب مي‌شوند و تحت نظر و سرپرستي مدير برنامه كار مي‌كنند. علاوه بر آن، وظايف عادي و منظم خود در واحدهاي تخصصي را نيز تحت نظر مديران واحدها انجام مي‌دهند. به عبارت ديگر، آنها تحت سرپرستي دوگانه انجام وظيفه مي‌كنند.

نمودارسازمان

در ترسيم نمودارها معمولاً جوانب زير مورد توجه قرار مي‌گيرند:

  1. تقسيم كار
  2. رؤسا و مرئوسان
  3. نوع كار و وظايف
  4. گروه‌بندي كار (واحدها)
  5. سطوح يا رده‌هاي مديريت

فصلششم:هدایتو رهبری

رهبري در مديريت

منظور از رهبري در مديريت، فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان براي ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني است

رهبري در مديريت سه ويژگي دارد (استونر، 1982):

اولاً، رهبري مستلزم وجود افرادي است كه به‌عنوان زيردستان يا پيروان، دستورات رهبر را با ميل و اراده بپذيرند.

ثانياً، در جريان رهبري، توزيع قدرت ميان رهبر و زيردستان نابرابر است.

ثالثاً، رهبر علاوه بر اينكه به‌طور مشروع (قانوني) قادر به هدايت زيردستان است.

فرنچ و ريون (1959) قدرت رهبري مديران را ناشي از منابع پنج‌گانه زير مي‌دانند:

  1. قدرت ناشي از پاداش
  2. قدرت ناشي از اجبار
  3. قدرت ناشي از قانون (مقام)
  4. قدرت ناشي از تخصص
  5. قدرت ناشي از شخصيت

عوامل مهمي كه در موقعيتهاي رهبري مؤثر شناخته شدهاند، عبارتند از:

  1. شخصيت و انتظارات رهبر،
  2. انتظارات و رفتار فرادستان،
  3. شخصيت، انتظارات و رفتار زيردستان،
  4. شرايط لازم براي انجام وظايف،
  5. ارزشها و انتظارات سازمان، و
  6. انتظارات و رفتار همكاران.

سرپرستی

ضمن بحث از هدایت و رهبری اشاره کردیم که یکی از وظایف مدیران سرپرستی زیر دستان است .

انگیزش

انگیزه حالت یا وضعی روانی است که رفتار را در جهت هدف یا هدف هایی نیرو می دهد و فعال می سازد و هدایت می کند .بنابر این انگیزه مستقیما قابل مشاهده نیست .

فصلهفتم: نظارتوکنترل

تعريف كنترل

به عبارت ديگر، كنترل، فراگرد ارزشيابي عملكرد فردي و سازماني است.

فراگرد كنترل

مرحله اول، تعيين ملاكها و روشهاي سنجش عملكردهاست.

مرحلة دوم، مستلزم نظارت عملكردها و سنجش و اندازه‌گيري آنهاست.

مرحلة سوم، بازنگري يا مقايسه نتايج حاصله از سنجش عملكردها با ملاكها و هدفهاي تعيين شده است.

مرحلة چهارم، اقداماتي براي تصحيح عملكردها صورت مي‌گيرد.

انواعكنترل

  1. كنترل پيشگير يا مقدماتي
  2. كنترل همگام
  3. كنترل بازخورد

فصلهشتم :ارتباط

سهعنصرمهمدرجريانارتباطقابلتشخيصاست:

  1. فرستنده پيام (آغازگر ارتباط)
  2. پيام (موضوع ارتباط)
  3. گيرنده پيام

نمادهاي ارتباط

نمادهاي ارتباطي غالباً عبارتند از:

  1.  كلمات
  2.  حركات رفتاري
  3.  تصاوير
  4.  اعداد.

موضوعات مناسب ارتباط سازماني است:

  1اطلاعات كلي درباره سازمان (هدفها، خط‌مشي‌ها، و خدمات يا فعاليتهاي اساسي آن).

   2اطلاعات مربوط به امور و مشاغل كاركنان از قبيل مرخصي‌ها، ترفيعات، جدول حقوق و غيره.

   3اطلاعات راجع به وضعيت‌هاي ويژه‌اي كه در سازمان پيش‌ مي‌آيد، نظير تغييرات مديريت، خطي‌مشي‌ها، رويه‌ها و روشها.

    4اطلاعات درباره نظام اقتصادي و سياسي جامعه كه فعاليتها و خدمات سازمان بدان وابسته است

فصلنهم :پیشینهتفکردربارهمدیریت

  • سابقه تاريخي مديريت
  • عمل مديريت به قدمت تاريخ بشري است. اداره و هماهنگ‌سازي منابع انساني و مادي تقريباً از ابتداي تاريخ مورد توجه انسان بوده است.
  • مديريت به‌عنوان رشته علمي، تاريخ نسبتاً كوتاهي دارد. تقريباً از اوايل قرن بيستم، به‌تدريج، مديريت به‌عنوان يك رشته دانشگاهي درآمده است. بسياري از مفاهيمي كه امروزه در مديريت رايج است حاصل كوششهاي اخير است.

مكتب‌ها و نظريه‌هاي مديريت

مديريت علمي

نهضتي كه در تاريخ تحول انديشه‌هاي مديريت به «مديريت علمي» معروف است در اوايل قرن بيستم پديد آمد.

مهمترين مسئله مورد توجه آنان در مديريت، كارآيي بود.

بنيان‌گذار اين نهضت، فردريك تيلور.

اصولي كه تيلور براي حل مشكل مديريت پيشنهاد كرد:

  1. گسترش علم آگاهي از كار.
  2. انتخاب كاركنان بر مبناي علمي و افزايش مداوم مهارت آنها.
  3. هماهنگ كردن علم كار با كاركناني كه بر مبناي علمي انتخاب شده و آموزش ديده‌اند.
  4. تقسيم منطقي كار و مسئوليت آن ميان كاركنان و مديران كه در آن مسئوليت برنامه‌ريزي و سازماندهي كار برعهده مديران است.

مديريت اداري (نظريه كلاسيك سازمان)

سرشناس‌ترين اين افراد كه غالباً او را بنيانگذار مديريت جديد مي‌دانند، هانري فايول فرانسوي است.

فعاليتهاي مديريت از لحاظ فايول عبارتند از: كاركردهاي برنامه‌ريزي، سازماندهي، فرماندهي، هماهنگي، و كنترل.

اصول 14گانه فايول به شرح زير است:

1-  تقسيم كار:

تخصصي‌شدن كار وسيله طبيعي تحول و پيشرفت مؤسسات و جوامع است.

2-  اختيار و مسئوليت:

اختيار و مسئوليت بايد معادل باشند. كسي كه مسئوليت انجام دادن وظيفه‌اي را برعهده مي‌گيرد بايد براي انجام دادن آن، متناسب با مسئوليت، اختيار (اقتدار) داشته باشد.

3-  انضباط:

 اعضاي سازمان بايد به مقررات و قوانين سازمان احترام بگذارند و از مافوق اطاعت كنند.

4-  وحدت دستور (فرماندهي):

هر كارمندي بايد فقط از يك مافوق دستور بگيرد.

5-  وحدت هدايت:

 هر گروه از فعاليتهاي سازماني كه هدف واحدي دارند بايد فقط تحت يك برنامه و به‌وسيلة يك مدير هدايت شود.

6-  تقدم منافع عمومي بر منافع خصوصي:

در هر سازمان، كل مهمتر از اجزاي آن است، يعني هدفهاي سازماني بر هدفهاي فردي و خصوصي ارجحيت دارند.

7-  حقالزحمه كاركنان:

 پرداخت حق‌الزحمه كاركنان و مديران در قبال خدماتي كه انجام مي‌دهند بايد عادلانه باشد.

در هر سازمان، كل مهمتر از اجزاي آن است، يعني هدفهاي سازماني بر هدفهاي فردي و خصوصي ارجحيت دارند.

8-  تمركز:

كاهش نقش زيردستان در امر تصميم‌گيري را تمركز، و افزايش نقش آنان در تصميم‌گيري را عدم‌تمركز مي‌نامند.

9-  سلسلهمراتب:

 جريان اقتدار و اختيار، يا زنجير فرمان در هر سازمان، به ترتيب رتبه و مقام، از بالاترين سطح مديريت به پايين‌ترين سطح عملياتي ادامه مي‌يابد.

10-            نظم:

هر چيز و هركس بايد در جا و موقع مناسب خود قرار گيرد.

11-            انصاف:

رفتار مديران با زيردستان بايد مبتني بر مقررات سازمان، توأم با عدالت و انصاف و دوستانه باشد.

12-            بات شغلي و استخدامي:   

فايول مشاهده كرده بود كه سازمانهاي موفق، معمولاً از وجود گروه ثابتي از مديران و كاركنان برخوردارند.

13-            ابتكار:

 به زيردستان بايد فرصت داده شود كه در انجام وظايف خود تفكر و نوآوري كنند و ابتكار عمل به خرج دهند.

14-            روحيه گروهي:

 ايجاد روحيه گروهي موجب وحدت و هماهنگي سازمان مي‌شود.

بوروكراسي

در تحليل وبر، اقتدار به سه طريق صورت مشروع يا قانوني پيدا مي‌كند:

  1. اقتدار فرمند يا شخصيتي،
  2. اقتدار سنتي،
  3. اقتدار عقلايي ـ قانوني.

نهضت روابط انساني

التون مايو اين رفتار را با مفروضات زير بيان داشت:

  1. افراد انسان اساساً به‌وسيلة نيازهاي اجتماعي برانگيخته مي‌شوند.
  2. افراد انسان از فشارهاي اجتماعي گروه همكاران خود، بيشتر از تشويق و كنترل مديريت سازمان متأثر مي‌شوند.
  3. افراد انسان به همان اندازه‌اي كه مديريت سازمان به ارضاي نيازهاي اجتماعي آنان مي‌پردازد نسبت به آن پاسخگو و متعهدند

نگرش رفتاري

  1. فکر بنیادی مکتب رفتاری ان است که چون مدیر باید کار را به وسیله افراد دیگرانجام دهد لذا مدیریت درواقع کاربرد علم رفتار است ومدیریت باید بداند که چگونه افراد رابه کار برانگیزد.

مكتب علم مديريت

هدف اصلي مكتب علم مديريت، كاربرد روش علمي براي حل مسائل فني مديريت در سطح وسيع است.

نگرش سيستمي

در دو سه دهه اخیر نگرش سیستمی درقلمرومدیریت جای ویژه ای پیداکرده است.

نگرش سيستمي، سازمان را به‌صورت يك كل و يك سيستم مي‌نگرد.برای درک وشناخت این کل شناخت اجزاء وعناصر تشکیل دهنده ان ضروری است.

نگرش سيستمي براي درك و فهم مديريت سازمان سؤالاتي نظير موارد زير مطرح مي سازد:

  1. اهدافي كه سيستم در صدد تحقق آنهاست چيست؟
  2. اجزاي مهم سيستم كدامند؟
  3. ماهيت روابط و وابستگي‌هاي متقابل اجزاء چيست؟
  4. فراگردهاي اصلي پيونددهنده اجزاء به يكديگر و ايجادكننده سازگاري و يگانگي ميان آنها،

 كدامند؟

مديريت: هنر يا علم؟

میتوان نتیجه گرفت که مدیریت فن وهنری است که از طریق درک وفهم قابل پیشرفت است .عمل مدیریت بایدبادانش علمی وتوانای هنری ومهارت فنی واخلاق اجتماعی توام باشد . نادیده گرفتن هر یک از این عناصر در عمل مشکلاتی ببار می اورد.

فصلدهم: مدیریتاموزشوپرورش

تعريف مديريت آموزشي

مديريت آموزشي، گاهي مترادف مديريت به معناي اعم تعريف مي‌شود. در اين صورت، مديريت آموزشي عبارت است از برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل كليه امور و فعاليتهاي مربوط به آموزش و پرورش.

اموزشوپرورشواهمیتان

آموزش و پرورش رسمي از دو لحاظ اهميت دارد. از يك سو، با پرورش قابليت‌ها و تواناييهاي افراد جامعه، به رشد و شكوفايي آنها كمك مي‌كند، و از سوي ديگر در خدمت اهداف گوناگون نظام اجتماعي است.

فصلیازدهم :هدفهایاموزشوپرورش

هدفهاي آموزش و پرورش

هدفهاي آموزش و پرورش سه نقش مهم در مديريت آموزشي ايفا مي‌كنند.

اولاً، به فراگرد آموزش و پرورش جهت مي‌دهند.

ثانياً، آنها انگيزه حركت و فعاليت به‌وجود مي‌آورند.

ثالثاً، آنها ملاكهاي كنترل و ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي را به‌وجود مي‌آورند.

مفروضات مربوط به هدفها

اعتقادات یا مفرو ضاتی که مبنای تعیین هدفهای آموزش وپرورش قرار می گیرند از کشوری به کشوری متفاوتند .گاهی این مفروضات وضوح وصراحت داشته وگاهی هم صریح وقابل تشخیص نبوده مشکلات ومسائلی برای نظام اموزشی به وجود می اورند.

نمونه مفروضاتي كه امروزه در تعيين هدفها و امر آموزش و پرورش مورد توجه قرار مي‌گيرند، به شرح زير است:

تا آنجا كه ممكن است هر فردي بايد فرصت يابد تا در حداكثر قابليت خود از آموزش و پرورش برخوردار شود.

هدف آموزش و پرورش بايد اين باشد كه حداكثر افراد مردم را براي كمك به توسعه و پيشرفت جامعه تربيت كند.

مدارس بايد سعي كنند كه دانش‌آموزان از دانش و معلوماتي كه كسب مي‌كنند به‌عنوان وسيله براي تشخيص، مطالعه و حل مشكلات استفاده نمايند.

هدفها

  1. رشد فردي: جسمي، شخصي عاطفي و ذوقي
  2. انضباط ذهني: روشهاي تفكر و استدلال و فنون پژوهش.
  3. انتقال ميراث فرهنگي: ارزشهاي اخلاقي و مدني.
  4. ارتقاي نيازهاي حياتي جامعه به‌منظور رفاه اجتماعي، اقتصادي و سياسي ـ قلمرو علوم و فنون
  • •         ابعاد مربوط به هدفها و وظايف آموزش و پرورش رسمي
  • الف) ابعاد ذهني
  • كسب معلومات
  • تبادل دانش
  • دانش‌آفريني
  • دانش‌دوستي
  • ب) ابعاد اجتماعي
  • 1- مناسبات فردي
  • 2- مناسبات فرد و دولت
  • 3- مناسبات فرد و ميهن
  • 4- مناسبات بين‌المللي

ج) ابعاد شخصي

1- جسمي

2- عاطفي

3- اخلاقي

4- ذوقي

د) ابعاد توليدي

1- انتخاب شغل و حرفه

2- آمادگي حرفه‌اي

3- خانه و خانواده

4- اقتصاد

فصلدوازدهم :سازمانومدیریتنظاماموزشی

  • سازمان و مديريت نظام آموزشي
  • رابطه دين با آموزشي و پرورش:
  • در كشورهايي كه اكثريت مردم و رهبران آنها به يك دين رسمي تعلق دارند، آموزش و پرورش يا به‌وسيلة مقامات ديني كنترل مي‌شود يا آنها نقش مهمي در تعيين چهارچوب برنامه‌ها و فعاليتهاي آموزشي ايفا مي‌كنند.

رابطة آموزش و پرورش با دولت:

 در اغلب كشورها، آموزش و پرورش در دست دولتهاست و از آن به‌عنوان ابزاري براي اشاعه مرام سياسي يا تبليغ مليت‌گرايي استفاده مي‌شود.

رابطة آموزش و پرورش با فرد:

رابطه آموزش و پرورش با فرد از جامعه‌اي به جامعه‌اي بسيار متفاوت است. آموزش و پرورش، به‌ويژه در سطح عالي، معمولاً در انحصار فرزندان طبقات اجتماعي مرفه و قدرتمند بود. در اين قرن، انقلابات و تحولات اجتماعي آموزش و پرورش رسمي را، كمابيش، از انحضار گروه‌ها يا طبقات اجتماعي آزاد ساخته است. در اغلب كشورها، آموزش ابتدايي و متوسطه براي همه افراد جامعه اجباري و رايگان است.

رابطه فرد و دولت:

يكي از مسائل عمده‌اي كه بايد در هر كشوري مورد توجه قرار گيرد رابطه دولت با فرد و رشد اوست. در كشورهايي كه اداره امور بر مدار خودكامگي و يكه‌تازي است در تعليم و تربيت افراد، اساساً بر مقاصد سياسي تأكيد مي‌شود و از اين‌رو، كوشش بعمل‌ مي‌آيد كه افراد جامعه چنان تربيت شوند كه در خدمت قدرت حاكمه و حفظ و تداوم آن قرار گيرند.

مفروضات مربوط به سازمان و مديريت نظام آموزشي

  1. آموزش و پرورش بايد به دقت به‌وسيلة حكومت مركزي اداره و كنترل شود.
  2. مسئوليت آموزش و پرورش كلاً يا عمدتاً بايد به مؤسسات خصوصي يا مراكز ديني واگذار شود.
  3. آموزش و پرورش ضروري است، ولي اهميت آن كمتر از اهميت اقداماتي است كه براي حفظ و تقويت قدرت طبقات حاكم يا رفاه زندگي آنان صورت مي‌گيرد.
  4. آموزش و پرورش پرخرج است، به‌دليل وجود نيازهاي ديگر، هزينه‌هاي آن بايد به دقت كنترل شود.

مفروضات مربوط به سازمان و مديريت نظام آموزشي

  1. آموزش و پرورش بايد به مردم سپرده شود و اقدامات و مسئوليتهاي آگاهانه از جانب آنان تشويق گردد.
  2. آموزش و پرورش بايد مسئوليت و وظيفه همه مردم تلقي شود.
  3. آموزش و پرورش چون از لحاظ رشد افراد جامعه اهميت زيادي دارد، لذا براي تأمين آن بايد از بيشترين افراد لايق و كاردان و منابع مالي ممكن استفاده شود.
  4. هزينه‌هاي آموزش و پرورش نوعي سرمايه‌گذاري براي آينده است و بايد در سطحي باشد كه موجب پيشرفت شود.

مفروضات نظريههاي سنتي، در كشوري، مورد قبول باشند، سازمان و مديريت نظام آموزشي احتمالاً داراي مشخصات زير خواهد بود:

1)     سازمان طوري طراحي مي‌شود كه تمام تصميمات مهم در سطوح بالا اتخاذ و براي اجرا به زيردستان ارجاع مي‌شود.

2)     آموزش و پرورش براي همگان شكل واحد و يكساني دارد.

3)     براي مشاركت و همكاري مردم در امور آموزشي.

4)     در هرگونه تغيير يا تجربه آموزشي جديدي كه مجاز باشد.

5)     مديران و معلمان در اقصي نقاط كشور بايد دستورالعمل‌ها و احكام صادره از مقامات بالا را رعايت كنند.

6)     ميزان كارآيي نظام آموزشي وابسته به كنترل و هدايت دستگاه مركزي مديريت است.

7)     مكاتبات و دستورالعمل‌هاي صادره از مديريت مركزي هميشه بدون وقفه يا تغيير به سطوح پايين مي‌رسد.

اگر مفروضات نظريههاي جديد مديريت در كشوري مورد قبول باشند سازمان و مديريت نظام آموزشي احتمالاً داراي مشخصات زير خواهد بود:

1)     عدم تمركز تا آنجا كه فوايدي دارد، توصيه مي‌شود و مسئوليتها و اقدامات محلي و مردمي تقويت مي‌گردد.

2)     اقداماتي براي انطباق برنامه‌هاي آموزشي با نيازهاي دانش‌آموزان و شرايط و امكانات نواحي مختلف بعمل مي‌آيد.

3)     به جاي اينكه بر كنترل و مقررات تأكيد شود رهبري شايسته و سازنده مورد توجه و تأكيد قرار مي‌گيرد.

4)     منظور از سرپرستي و نظارت عملكرد مديران و معلمان.

فصلسیزدهم: ویژگیهایمدیریتاموزشی

  • ويژگيهاي مديريت آموزشي
  • سطوح وظايف و مسئوليتها

در تحليل سازمانهاي رسمي، «وظايف و مسئوليت»‌هاي سازماني را به‌صورت سلسله‌مراتبي، مي‌توان به سه سطح «فني»، «اداري» و «نهادي يا اجتماعي» تفكيك كرد.

در سازمانهاي آموزشي، فراگردهاي آموزشي و تدريس، وظايف «فني» محسوب مي‌شوند. (چه افرادي، چگونه، با چه وسايلي و به‌وسيله چه كساني، در كجا و با كدام تسهيلات، تجهيزات منابع مالي، در جهت چه هدفهايي و با استفاده از چه خدماتي بايد تحت آموزش و پروش قرار گيرند.

سطح اداري، از يك سو اداره امور داخلي سازمان آموزشي را برعهده دارد و از سوي ديگر رابط سازمان و جامعه است.

همانطور كه سطح «فني» سازمان به‌وسيله سطح «اداري» كنترل و هدايت مي‌شود، به همان طريق، سطح «اداري» نيز، به نوبه خود، به‌وسيله ساختار «نهادي يا اجتماعي» يعني نهادهاي حكومت و آموزش و پرورش، كنترل و هدايت مي‌شود.

اهميت اجتماعي

اهمیت اجتماعی خدمات هر سازمان به وضوح به سطح )نهادی –اجتماعی (مربوط است.

فصلچهاردهم: وظایفمدیراناموزشی

وظايف مديران آموزشي

وظايف مديران و مؤسسات آموزشي و مدارس را مي‌توان در شش گروه طبقه‌بندي كرد:

  1. برنامه آموزشي و تدريس
  2. امور دانش‌آموزان
  3. امور كاركنان آموزشي
  4. روابط مدرسه ـ اجتماع
  5. تسهيلات و تجهيزات آموزشي
  6. امور اداري و مالي

برنامه آموزشي و تدريس

مهمترين وظيفه مديران آموزش، هدايت جريان آموزش و يادگيري، به‌ويژه، تسهيل جريان رشد و پرورش و يادگيري دانش‌آموزان را ميسر مي‌سازد، برنامه آموزشي ناميده مي‌شود.

برنامه آموزشي ميكوشد به سؤالاتي از قبيل موارد زير پاسخ گويد:

a)     چه كساني و تا چه حد آموزش داده خواهند شد؟

b)     مدارس به چه هدفهايي مي‌خواهند دست يابند؟

c)      برنامه آموزشي تهيه شده براي رسيدن به هدفها چه وسعت و ماهيتي دارد؟

d)     مؤثرترين طرق سازماندهي و اجراي برنامه‌ آموزشي كدامند؟

e)      براي يادگيري مؤثر محتوي برنامه، از چه روشها، مواد و فعاليتهايي بايد استفاده شود؟

f)       كفايت برنامه آموزشي و اثربخشي تدريس آن چگونه ارزشيابي خواهد شد؟

تغييرات چشمگيري كه در بازده كار معلمان با اقدامات مديران آموزشي ايجاد ميشود عبارتند از:

1)     هدفهاي كلي نظام آموزشي به‌صورتي معني‌دار و دقيق تعريف شوند.

2)     هدفهاي كلي به هدفهاي فرعي تقسيم شوند به‌طوري كه در سطح مدارس قابل درك باشند.

3)     مديران به كمك معلمان، هدفها را مجدداً به‌صورت هدفهاي عملي قابل اجرا در كلاس، تعريف

مايند.

4)     مديران با اقدامات مناسب و بالا بردن روحيه كاركنان، شرايطي فراهم سازند كه معلمان هدفهاي شغلي و شخصي خود را باهم پيوند دهند.

5)     هدفها برحسب اهميت و فعاليتهاي آموزشي برحسب كمكي كه به‌ تحقق هدفها مي‌كنند، ارزشيابي شوند.

فراگرد ارزشيابي شامل فعاليتهاي زير است:

  1. مشخص كردن هدفهاي ارزشيابي
  2. تعريف هدفها به‌صورت رفتاري
  3. تعيين شيوه مشاهده و سنجش رفتارها
  4. تهيه و انتخاب روشها و ابزار سنجش و اندازه‌گيري
  5. مشاهده، سنجش، و جمع‌آوري داده‌ها و اطلاعات
  6. تجزيه و تحليل اطلاعات، نتيجه‌گيري و تفسير نتايج
  7. داوري، ارزش‌گذاري و تصميم‌گيري

امور دانش‌آموزان

امور مربوط به دانش‌آموزان مكمل فعاليتهاي آموزشي است. وظايف و خدمات اداري و سرپرستي امور دانش‌آموزان عبارتند از: 1) پذيرش، ثبت‌نام، گروه‌بندي كودكان و نگهداري آمارهاي حضور و غياب، سوابق و اطلاعات شخصي و تحصيلي دانش‌آموزان، 2) شناسايي تواناييها، علايق و نيازهاي كودكان و پرورش آنها.

روابط مدرسه و اجتماع

نظام آموزشي به منظور تحقق اهداف چندبعدي جامعه برپا شده است و مدارس در خدمت نيروهاي اجتماع است. از اين‌رو، برقراري روابط مؤثر ميان مدرسه و اجتماع امري طبيعي به‌نظر مي‌رسد.

فصلپانزدهم  : رهبریآموزشی

رهبري آموزشي

رهبري را فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان به‌منظور ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني تعريف كرديم.

صلاحيتها و مهارتهاي مديران آموزشي در انجام دادن وظايف خطيرشان، رويهمرفتها از طريق ايفاي دو نقش بروز مي‌كند:

1-    نقش اداري و سرپرستي

2-    نقش رهبري.

تعريف رهبري آموزشي

بنا به تعريف كيمبل وايلز (ترجمه طوسي، 1353)، رهبري آموزشي عبارت از ياري و مدد به بهبود كار آموزشي است و هر عملي كه بتواند امر آموزش و يادگيري را يك قدم پيش‌تر ببرد رهبري آموزشي خوانده مي‌شود.

محيط آموزشي مؤثر

محيط آموزشي مؤثر و مساعد داراي ويژگيهاي زير است:

  1. هر فردي به خود و ديگران احترام مي‌گذارد.
  2. به احساسات و رفاه هر فردي توجه كافي معطوف و مبذول مي‌شود.
  3. هر عضو محيط آموزشي، به محيط و گروه خود احساس تعلق و پيوستگي مي‌نمايد.
  4. فراد به يكديگر اعتماد مي‌كنند.
  5. افراد در تصميم‌گيريهاي آموزشي مشاركت مي‌كنند.
  6. طلاعات مربوط به كار در اختيار همگان گذاشته مي‌شود.
  7. پيشنهادات و نظرات اعضاء مورد توجه قرار مي‌گيرد.

وظايف رهبر آموزشي

وظايف مديران آموزشي در نقش رهبري عبارتند از:

1)     ايجاد انگيزه در كاركنان محيط آموزشي به منظور بالا بردن اثربخشي كار و عملكرد آنها.

2)     ايجاد شرايطي كه كاركنان به قبول مسئوليت تشويق شوند.

3)     ارزشيابي واقع‌بينانه و منصفانه از كار و فعاليت كاركنان با همكاري خود آنان.

4)     برقراري ارتباطات مؤثر با والدين دانش‌آموزان و مشاركت دادن آنان در امور مدرسه.

5)     تشويق كاركنان به مطالعه و تحقيق و ارزشيابي در زمينه‌هاي آموزشي نظير اهداف، روشها، مواد و كتب درسي.

6)     استفاده از توان رهبري دانش‌آموزان در اداره امور مدرسه.

7)     ايجاد شرايطي كه به ابتكار و نوآوري ميدان دهد و كاركنان را به ابتكار عمل تشويق نمايد.

تربيت مديران و رهبران آموزشي

مهارتهاي سهگانه مديريت

مهارتهاي مورد نياز مديران را به‌صورت فني، انساني و ادراكي طبقه‌بندي كرده است.

1-  مهارت فني: يعني دانايي و توانايي در انجام دادن وظايف خاص كه لازمه آن ورزيدگي در كاربرد فنون و ابزار ويژه.

2- مهارت انساني: يعني داشتن توانايي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجام دادن كار به‌وسيله دیگران

3ـ مهارت ادراكي : يعني توانايي درك پيچيدگيهاي كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشكيل‌دهنده كار و فعاليت سازماني به‌صورت يك كل واحد (سيستم).

ابعاد برنامه تربيت مدير آموزشي

در نظام آموزشي هر جامعه‌اي، مديران و رهبران آموزشي بايد:

  1. با فرهنگ جامعه خود آشنايي كافي داشته باشند.
  2. نظام آموزش و پرورش جامعه خود را به خوبي بشناسند.
  3. از فلسفه، ارزشها، هدفها و مقاصد كلي آموزش و پرورش مطلع باشند.
  4. اصول و فنون آموزش و پرورش را به خوبي بدانند.
  5. .نسبت به كار خود نگرش علمي داشته باشند
  6. با انديشه‌ها و نظريه‌هاي مديريت و رهبري آشنا باشند.
  7. تشكيلات و اجزاء و عناصر سازمان خود را به خوبي بشناسند.
  8. به وظايف و مسئوليتهاي چندبعدي آموزشي، پرورشي، فرهنگي، اجتماعي و اداري خود واقف باشند.
  9. مشكلات و مسائل مدارس و نظام آموزشي را در ارتباط با شرايط و ويژگيهاي جامعه تجزيه

و تحليل كنند.

10. .در زمينه مديريت، به اقتضاي نقش و وظايف خود،   داراي مهارتهاي سه‌گانه فني، انساني و ادراكي باشند.

11. در زمينه علوم تربيتي و روانشناسي، دانش و معلومات   كافي داشته باشند.

12. برنامه آموزشي، روشها و وسايل اجرايي آن را به خوبي   بشناسند.

13. روابط متقابل خانواده، مدرسه و جامعه را درك كنند.

14. مسائل و مشكلات رواني و رفتاري دانش‌آموزان را در پرتو معلومات علوم رفتاري تشخيص دهند.

15. به فنون اداري و مالي و تداركاتي آموزش و پرورش آشنا باشند.

16. قوانين و مقررات نظام آموزشي را بخوبي بدانند.

17. در زمينه معلمي، آموزش و تجربه كافي داشته باشند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:56  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  |