مقدمه

   امروزه مهمترین عامل رقابت کشورهای جهان تولید علم ودانایی است موثرترین سازمانی که پایه و شالوده و زمینه رشد و شکوفایی قابلیت ها وتوانائی هایی افراد جامعه در سنین کودکی فراهم می سازد سازمان اموزش و پرورش است که برای تحقق این امر نیاز به مدیران خوش فکر و خلاق و کارآمد در این نظام اموزش می باشد که خوشبختانه مقدمات مدیریت اموزشی برای رشته های علوم تربیتی می تواند دانش و اگاهی مدیران را بالا برده و دیدگاه آنان  را به رفتار کار ساز و اثر بخش تبدیل نماید.

فصلیکم :مقدمه

دلايل پيدايش سازمان و اهميت آن

امروزه، انواع خدمات و توليدات مورد نياز جامعه را سازمانهاي گوناگون فراهم مي‌كنند. هر سازماني با انجام دادن وظايف چندگانه يا تخصصي، هدفهاي عام يا خاصي را براي جامعه و مردم آن متحقق مي‌سازد. اين هدفها و وظايف بسيار دشوارتر و پيچيده‌تر از آنند كه به‌وسيلة يك فرد يا يك گروه كوچك تحقق‌پذير و انجام يافتني باشند. از اين‌رو، گردش امور زندگي وابسته به سازمانها و پيشرفت و بقاي جامعه تابع كار و عملكرد مؤثر آنهاست.

 

تعريف سازمان اجتماعي

به‌طور كلي، هرگاه كه افراد انسان باهم زندگي مي‌كنند يا هنگامي كه تعدادي از افراد به اقتضاي زندگي اجتماعي به همكاري مي‌پردازند، الگوي روابط اجتماعي، باورها و جهت‌گيريهاي مشترك به‌وجود مي‌آورند كه اصطلاحاً سازمان اجتماعي ناميده مي‌شود.

فصلدوم: سازمانمدیریت

عناصر و ويژگيهاي مشترك سازمانها به شرح زير است:

1-    سازمانها هدف دارند؛

2-    سازمانها از تركيب اجتماعي افرادي كه به‌طور گروهي كار مي‌كنند، تشكيل مي‌شوند.

3-    فعاليت سازمانها استمرار زماني دارد.

4-     سازمانها، فعاليت خود را از طريق تفكيك وظايف، از روي برنامه، و با استفاده از دانش و فن و ابزار انجام مي‌دهند.

5-     سازمانها، واحدهاي يكپارچه و يگانه‌اي از فعاليتهاي منظم و ساختمند هستند.

6-     

تعريف سازمان

 سازمان عبارت است از هماهنگي معقول تعدادي از افراد كه براي تحقق هدف يا منظور مشتركي، از طريق تقسيم وظايف و برقراري روابط منظم و منطقي به‌طور مستمر فعاليت مي‌كنند.

انواع سازمانها

1-     سازمانهاي مشترك‌المنافع كه در اصل به عموم اعضاي خود نفع مي‌رسانند. (مثلاً، اتحاديه‌ها، باشگاه‌ها، احزاب سياسي، انجمن‌هاي حرفه‌اي، تعاونيها).

2-     سازمانهاي تجاري كه در اصل به مالكان ـ مديران خود، بهره مي‌رسانند (نظير كارخانه‌هاي صنعتي، فروشگاه‌ها، بانكها، هتل‌ها).

3-     سازمانهاي خدماتي كه در درجه نخست به مراجعان خود نفع مي‌رسانند (مثلاً بيمارستانهاي خصوصي، مدارس خصوصي، بنگاه‌هاي مددكاري اجتماعي)

4-     سازمانهاي رفاه عمومي كه عموم مردم را بهره‌مند مي‌سازند (سازمان دولتي نظير وزارت دفاع، مدارس دولتي، سازمان پليس، سازمان آتش‌نشاني، سازمانهاي تحقيقاتي).

تعريف مديريت

هنر انجام دادن كار به‌وسيله ديگران هماهنگ‌سازي منابع انساني و مادي در جهت تحقق هدفها

فراگردمدیریت

نخستین بار سقراط از مدیریت به عنوان فراگرد اجتماعی یاد کرد فراگردی که متضمن یک سلسله وظایف و فعالیت و روابط متقابل است و مناسبات و روابط متقابل افراد در آن نقش اساسی دارد.

سؤالاتي كه ماهيت مديريت را آشكار مي‌سازد؟

1- چه بايد كرد؟

2- كار چگونه انجام داده خواهد شد؟

3- كار چگونه تقسيم خواهد شد؟

4- چه كساني كار را انجام خواهند داد؟

5- كار با چه وسايلي انجام داده خواهد شد؟

6- كار چه وقت و در چه مدتي انجام داده خواهد شد؟

7- كار با چه كيفيتي انجام داده شود؟

8- كار با چه كيفيتي عملاً انجام داده مي‌شود؟

فراگرد مديريت از ديدگاه‌ هانري فايول:

1-   برنامه‌ريزي يعني پيش‌نگري و تدارك وسايل براي عمليات آينده.

2-   سازماندهي يعني تركيب و تخصيص افراد و منابع ديگر براي انجام دادن كار.

3-   فرماندهي يعني هدايت و جهت‌دهي افراد در انجام دادن كار.

4-    هماهنگي يعني بهم پيوستن و وحدت بخشيدن همه كوششها و فعاليتها.

5-    كنترل يعني رسيدگي به اينكه آيا كليه امور طبق مقررات و دستورات صورت مي‌گيرند يا نه.

ضرورتآموزشمدیریت

1 .احتمال زیادی وجود دارد که هر کس در مسیر زندگی شغلی خود در مقام مدیر قرار گیرد.

2. پیشه مدیریت بالقوه جذاب منزلت افرین و تلاش بر انگیز است .

3. جامعه با کمبود شدید مدیر و استعدادهای مدیریت روبرو است .

شيوه‌هاي مطالعه مديريت

1- شيوه سنتي

2- شيوه بررسي مورد

3- شيوه رفتاري

4- ديدگاه تصميم‌گيري

5- شيوه مقداري يا كمي

6- شيوه سيستمها

فصلسوم:تصمیمگیری

تعريف تصميمگيري

شيوه عمل خاصي براي حل مسئله یا مشکل ویژه.

مراحل تصميم‌گيري

  1.   تعريف و تشخيص مشكل
  2.   دستيابي به راه‌حل‌ها يا شيوه‌هاي عمل
  3.   ارزشيابي و گزينش (اتخاذ تصميم)
  4.   اجراي تصميم

ارزشيابي و گزينش راه‌حل

1. هريك از راه‌حل‌ها، باتوجه به اهداف و منابع سازمان، تا چه اندازه واقع‌بينانه است؟

2. هريك از راه‌حل‌ها تا چه اندازه به حل مشكل كمك مي‌كند؟

3. اجراي هريك از راه‌حل‌ها، احتمالاً چه عواقب و نتايجي به بار مي‌آورد؟

4. ضمن اجراي راه‌حل‌ها، چه مشكلاتي ممكن است پيش آيد؟

انواع تصميمات

1- تصميمات معمول، مطابق با عادات، قواعد يا رويه‌هاي معيني اتخاذ مي‌شوند.

2- تصميمات غيرمعمول، برعكس. تصميماتي است كه با مشكلات و مسائل غيرعادي و جديد سروكار دارد.

رهنمودهایمهمدراتخاذتصمیماتمعمولسازمانیعبارتنداز :

  1. هدف ها :هدف ها نتایج مطلوبی است که فعالیت سازمان در جهت آنها هدایت می شود .
  2. استانداردها :معیار یا ملاکی که بتوان چیزی را با آن مقایسه کرد استاندارد نامیده می شود.
  3. رویه ها:رویه عبارت است از تعیین مراحل یا گام های متوالی پیوسته برای انجام یک وظیفه .
  4. روش ها :روش عبارت است از تعیین چگونگی انجام هر یک از مراحل رویه .
  5. مقررات:احکام صریحی که بیان می کنند شخص چه باید بکند یا نباید بکند مقررات نامیده می شود.
  6. خط مشی ها:رهنمود های کلی مهمی هستند برای تصمیمات و اقدامات سازمانی که در چهار چوب خاص ان ها مدیران می توانند هنگام تصمیم گیری از داوری و قضاوت شخصی خود نیز استفاده کنند .

شرايط تصميم‌گيري، باتوجه به قابليت پيش‌بيني نتايج، داراي سه حالت است:

1- اطمينان قطعي،

2- ريسك،

3- عدم اطمينان

  1. در شرايط اطمينان قطعي، تصميم‌گيرنده از آنچه در آينده پيش خواهد آمد مطلع است.

 2. در شرايط ريسك، قابليت پيش‌بيني كمتر است. اطلاعات كاملي در دست نيست.

 3. در شرايط عدم اطمينان، تقريباً اطلاعاتي درباره آنچه پيش خواهد آمد، در دست نيست.

فصلچهارم:تعیناهدافو برنامهریزی

تعريف برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي عبارت است از فراگرد تعيين و تعريف اهداف سازمان و تدارك دقيق و پيشاپيش اقدامات و وسايلي كه تحقق اهداف را ميسر مي‌سازند

فراگرد برنامه‌ريزي

   تعيين اهداف و اولويت‌ آنها (هدف‌گذاري).

   بررسي و پيش‌بيني منابع و امكاناتي كه به تحقق هدفها كمك مي‌كنند (پيش‌نگري).

   تشخيص فعاليتها و اقداماتي كه براي تحقق هدفها ضرورت دارند (تبديل امكانات به اقدامات عملي دقيق يا بودجه‌بندي).

   تعيين خط‌مشي‌ها و روش‌ها و ملاكهاي عمليات.

هدفها سه نقش مهم برعهده دارند:

  هدفها معرف سازمان بوده موجوديت آن را در جامعه توجيه مي‌كنند،

  هدفها زمينه هماهنگي فعاليتهاي سازمان را فراهم كرده وظايف گوناگون را بهم مرتبط مي‌سازند،

  هدفها به تهيه و تدارك ملاكهاي ارزيابي عملكرد فردي و سازماني كمك مي‌كنند.

هدفهايلفظيوواقعي

عبارات و اظهاراتي كه چيستي هدفها را بيان مي‌كنند، هدفهاي لفظي ناميده مي‌شوند. نتايجي كه رفتار، عملاً در جهت آنها هدايت مي‌شود، هدفهاي واقعي را تشكيل مي‌دهند.

تغییرهدفها:

   تغییر هدف ها در نتیجه کار و تجربه با هدف ها و تحت تا ثیر عوامل و نیروهای داخلی و خارجی سازمان صورت می گیرد.

   تغییر هدف تحت تاثیر نیروهای داخلی سازمان و در نتیجه تجربه با هدف های جاری سازمان است.

اهمیتهدفها

   هدف ها نه فقط جهت و غایت رفتار را معیین می کنند و بلکه در صورت جذاب بودن انگیزه های تحقق خود را نیز در افراد به وجود می اورند بعلاوه ان ها به عنوان ملاک های ارزش یابی عملکرد افراد و ضابطه های کلی سنجش اثربخشی مدیریت  مورد استفاده قرار می گیرند .

ملاك‌هاي تعيين هدف

1- هدفها بايد سنجش‌پذير باشند.

2- هدفها بايد تحقق‌پذير باشند.

3- هدفها بايد پذيرفتني باشند.

4- هدفها بايد همخواني و توافق داشته باشند.

تعريف پيش‌نگري

   پيش‌نگري عبارت است از فراگرد استفاده از اطلاعات گذشته و حال براي تخمين شرايط و رويدادهاي آينده.

پيش‌نگري دو مسئله مهم را براي برنامه‌ ريز حل مي‌كند :

1- پيش‌بيني و تعيين فعاليتها و اقدمات مورد نظر براي تحقق اهداف

2- پيش‌بيني و تعيين منابع و امكانات قابل حصول براي اجراي برنامه

فراگرد پيش‌نگري مي‌كوشد پاسخگوي مسائل زير باشد:

1- شرايط و عواملي كه بر تحقق موفقيت‌آميز هدفها مؤثرند، كدامند؟

2- چه اطلاعاتي راجع به شرايط و عوامل مذكور در دست است؟

3- روش مناسب براي پيش‌بيني وضعيت هريك از عوامل مهم در آينده كدام است؟

بودجهبندی

   مرحله سوم در برنامه ریزی و بودجه بندی فعالیت ها و عملیات سازمانی است .

  روشهای مختلف برای بودجه بندی وجود دارد

 بودجه به زبان ساده سندی است که مشخص می کند که چه مفدار از کل منابع سازمان به اهداف خاصی اختصاص خواهد یافت .

 تعیینخطمشی

   وسیله اصلی اجرای برنامه خط مشی است .خط مشی بازتاب اهداف سازمان و رهنمود اجرای عملیات است که چهار چوبی کلی برای تصمیم گیریهای عملیاتی فراهم می سازد.

     انواع برنامه‌ها

برنامه‌هاي ثابت و موقت

  طبقه بندی یک گروه از برنامه ها به فراوانی کاربرد و استفاده انها بستگی دارد. برنامه های ثابت یاپایدار به دفعات راهنمای عمل مدیران قرار می  گیرند

     برنامه‌هاي كوتاه، ميان و درازمدت

     برنامه ها را بر مبنای دامنه زمانی انها نیز متوان طبقه  بندی کرد از این لحاظ سه نوع برنامه قابل تشخیص است:

  1. کوتاه مدت
  2. میان مدت
  3. دراز مدت

برنامه‌هاي راهبردي و عملياتي:

   برنامه‌هايي كه در بالاترين سطح سازمان تهيه مي‌شوند برنامه‌هاي راهبردي عنوان مي‌گيرند و آنهايي كه در سطوح پايين تهيه مي‌شوند به برنامه‌هاي عملياتي معروفند.

فصل پنجم سازماندهی وساهتار آن

تعريف سازماندهي

جريان نظم و ترتيب دادن به كار و فعاليت و تقسيم و تكليف آن به افراد به منظور انجام دادن كار و تحقق هدفهاي معين.

فراگرد سازماندهي

1- تشخيص فعاليتهاي لازم براي رسيدن به اهداف و اجراي خط‌ مشي و برنامه‌ها.

2- گروه‌بندي فعاليتها باتوجه به منابع انساني و مادي موجود و تشخيص بهترين طريقه استفاده كردن آنها.

3- دادن اختيار عمل و حق دستوردهي و تصميم‌گيري براي انجام دادن كار به مسئول هر گروه.

4- ارتباط دادن واحدهاي گروه‌بندي شده به يكديگر به‌صورت عمودي و افقي از طريق روابط اختيار، شبكه ارتباطي و نظام اطلاعاتي.

مبانيتقسيمكاربرايتشكيلواحدهايسازمانيعبارتنداز:

1- تعداد افراد

2- كاركردها

3- زمان

4- توليدات يا خدمات

5- ارباب رجوع

6- موقعيت مكاني يا جغرافيايي

7- فراگرد كار (مراحل عمليات)

تعريف هماهنگي

   هماهنگي عبارت است از فراگرد ايجاد وحدت و يگانگي ميان اهداف و فعاليتهاي واحدهاي مختلف سازمان به نحوي كه هدفهاي سازمان به‌طور مؤثر تحقق يابند.

 

 

حیطهنظارت

   حیطه نظارت اندازه و وسعت واحد کار را مشخص میکند طبق اصول کلاسیک مدیریت و حیطه نظارت مدیر و از لحاظ وسعت و اندازه  حتی امکان باید کم وسعت و کوچک باشد.

عوامل تعيينكنندة حيطة نظارت:

1- مدت زماني كه صرف كار نظارت و سرپرستي مي‌شود.

2- قابليت ذهني و سازگاري مدير.

3- پيچيدگي موقعيت يا كار.

4- ساير وظايف مدير.پپ

5- ثبات عمليات.

6- شايستگي زيردستان.

     وحدتفرمان

   وحدت فرمان یکی از اصول سنتی مدیریت است که به موجب ان هر زیر دست اجرای وظایف خود باید فقط از یک سرپرست ما فوق دستور بگیرد و مستقیما پاسخگوی او باشد. وحدت فرمان با اصل دیگر مدیریت یعنی زنجیر فرمان یا سلسله مراتب بستگی دارد.

     سلسلهمراتب

   مجرای رسمی سازمانی برای تعیین اختیار و مسئولیت و ارتباطات است .

اختيار

به عقيدة سايمون (1975)، «اختيار يعني قدرت تصميم‌گيري براي هدايت فعاليتها و اعمال ديگران».

تحليل كلاسيك اختيار به‌وسيلة ماكس‌وبر (1947)، جامعه‌شناس آلماني، صورت گرفته است. از نظر او، اختيار عبارت است از اطاعت بلاشرط و ارادي افراد از مافوق براساس اين  باور كه مافوق حق دارد اراده خود را بر آنان اعمال كند.

اختيار

  فايول، اختيار با به‌عنوان «حق صدور دستور و طلب اطلاعت از آن» تعبير كرده است.

   بارنارد (1936)، با ارائه نگرش تازه‌اي، اختيار را ناشي از پذيرش زيردستان مي‌داند.

چهار شرط پذيرش زيردستان از دستوراتي كه مشروطيت دارد:

1- دستور قابل فهم باشد و زيردستان بتوانند آن را درك كنند.

2- در تصميم‌گيري براي اجراي دستور، زيردستان بايد اعتقاد پيدا كنند كه دستور مغاير با هدفهاي سازمان نيست.

3- زيردستان بايد معتقد شوند كه دستور با منافع شخصي آنها به‌طور كلي همخواني و توافق دارد.

5-    زيردستان بايد از لحاظ فكري و جسمي قادر باشند دستور را اجرا كنند.

 

تفويض اختيار

   تفويض اختيار عبارت است از انتقال اختيار و مسئوليت رسمي از مافوق به زيردست براي انجام دادن وظايف خاص.

تمركز و عدمتمركز

سازماني كه در آن اغلب اختيارات تصميم‌گيري در دست مديران بالاترين سطح سازماني است، سازمان «متمركز» ناميده مي‌شود و سازماني كه در آن اختيارات تصميم‌گيري در سطوح مختلف پراكنده است، سازمان «غيرمتمركز».

   ميزان عدم‌تمركز در سازمان هنگامي بيشتر است كه شرايط زير موجود باشند:

1)     تعداد تصميم‌گيريها در سطوح پايين‌تر سلسله ‌مراتب بيشتر باشد.

2)     تصميم‌گيريها در سطوح پايين سلسله ‌مراتب، اهميت بيشتري داشته باشند.

3)     تصميمات سطوح پايين‌تر بر فعاليتها و وظايف بيشتري مؤثر واقع شوند.

4)     تصميم‌گيريها، تحت كنترل و بازرسي كمتري قرار گيرند و براي هر تصميم، مقامات بالاتر مورد مشورت قرار نگيرند.

    صف وستاد

  1. صف اشاره مي‌كند به وظايفي كه مستقيماً به تحقق هدفهاي خاص سازمان كمك مي‌كنند.
  2. در مقابل، ستاد اشاره مي‌كند به فعاليتهايي كه به اجراي مؤثر وظايف صف مدد مي‌رسانند.

واحد های ستادی سازمان به دو دسته کلی تقسیم می شود :

ستاد شخصی: شامل مشاوران و معاونین است که خدمات انان مورد استفاده شخص مدیر سازمان قرار می گیرد.

ستاد تخصصی: در سطوح مختلف سازمان ستاد های مختلفی در زمینه های فنی و تخصصی و خدماتی معینی به واحد های اجرایی یاری میرساند.

سازمان ماتريس

در ساختار ماتريس، كاركنان متخصص به اجراي برنامه ويژه‌اي منصوب مي‌شوند و تحت نظر و سرپرستي مدير برنامه كار مي‌كنند. علاوه بر آن، وظايف عادي و منظم خود در واحدهاي تخصصي را نيز تحت نظر مديران واحدها انجام مي‌دهند. به عبارت ديگر، آنها تحت سرپرستي دوگانه انجام وظيفه مي‌كنند.

نمودارسازمان

در ترسيم نمودارها معمولاً جوانب زير مورد توجه قرار مي‌گيرند:

  1. تقسيم كار
  2. رؤسا و مرئوسان
  3. نوع كار و وظايف
  4. گروه‌بندي كار (واحدها)
  5. سطوح يا رده‌هاي مديريت

فصلششم:هدایتو رهبری

رهبري در مديريت

منظور از رهبري در مديريت، فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان براي ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني است

رهبري در مديريت سه ويژگي دارد (استونر، 1982):

اولاً، رهبري مستلزم وجود افرادي است كه به‌عنوان زيردستان يا پيروان، دستورات رهبر را با ميل و اراده بپذيرند.

ثانياً، در جريان رهبري، توزيع قدرت ميان رهبر و زيردستان نابرابر است.

ثالثاً، رهبر علاوه بر اينكه به‌طور مشروع (قانوني) قادر به هدايت زيردستان است.

فرنچ و ريون (1959) قدرت رهبري مديران را ناشي از منابع پنج‌گانه زير مي‌دانند:

  1. قدرت ناشي از پاداش
  2. قدرت ناشي از اجبار
  3. قدرت ناشي از قانون (مقام)
  4. قدرت ناشي از تخصص
  5. قدرت ناشي از شخصيت

عوامل مهمي كه در موقعيتهاي رهبري مؤثر شناخته شدهاند، عبارتند از:

  1. شخصيت و انتظارات رهبر،
  2. انتظارات و رفتار فرادستان،
  3. شخصيت، انتظارات و رفتار زيردستان،
  4. شرايط لازم براي انجام وظايف،
  5. ارزشها و انتظارات سازمان، و
  6. انتظارات و رفتار همكاران.

سرپرستی

ضمن بحث از هدایت و رهبری اشاره کردیم که یکی از وظایف مدیران سرپرستی زیر دستان است .

انگیزش

انگیزه حالت یا وضعی روانی است که رفتار را در جهت هدف یا هدف هایی نیرو می دهد و فعال می سازد و هدایت می کند .بنابر این انگیزه مستقیما قابل مشاهده نیست .

فصلهفتم: نظارتوکنترل

تعريف كنترل

به عبارت ديگر، كنترل، فراگرد ارزشيابي عملكرد فردي و سازماني است.

فراگرد كنترل

مرحله اول، تعيين ملاكها و روشهاي سنجش عملكردهاست.

مرحلة دوم، مستلزم نظارت عملكردها و سنجش و اندازه‌گيري آنهاست.

مرحلة سوم، بازنگري يا مقايسه نتايج حاصله از سنجش عملكردها با ملاكها و هدفهاي تعيين شده است.

مرحلة چهارم، اقداماتي براي تصحيح عملكردها صورت مي‌گيرد.

انواعكنترل

  1. كنترل پيشگير يا مقدماتي
  2. كنترل همگام
  3. كنترل بازخورد

فصلهشتم :ارتباط

سهعنصرمهمدرجريانارتباطقابلتشخيصاست:

  1. فرستنده پيام (آغازگر ارتباط)
  2. پيام (موضوع ارتباط)
  3. گيرنده پيام

نمادهاي ارتباط

نمادهاي ارتباطي غالباً عبارتند از:

  1.  كلمات
  2.  حركات رفتاري
  3.  تصاوير
  4.  اعداد.

موضوعات مناسب ارتباط سازماني است:

  1اطلاعات كلي درباره سازمان (هدفها، خط‌مشي‌ها، و خدمات يا فعاليتهاي اساسي آن).

   2اطلاعات مربوط به امور و مشاغل كاركنان از قبيل مرخصي‌ها، ترفيعات، جدول حقوق و غيره.

   3اطلاعات راجع به وضعيت‌هاي ويژه‌اي كه در سازمان پيش‌ مي‌آيد، نظير تغييرات مديريت، خطي‌مشي‌ها، رويه‌ها و روشها.

    4اطلاعات درباره نظام اقتصادي و سياسي جامعه كه فعاليتها و خدمات سازمان بدان وابسته است

فصلنهم :پیشینهتفکردربارهمدیریت

  • سابقه تاريخي مديريت
  • عمل مديريت به قدمت تاريخ بشري است. اداره و هماهنگ‌سازي منابع انساني و مادي تقريباً از ابتداي تاريخ مورد توجه انسان بوده است.
  • مديريت به‌عنوان رشته علمي، تاريخ نسبتاً كوتاهي دارد. تقريباً از اوايل قرن بيستم، به‌تدريج، مديريت به‌عنوان يك رشته دانشگاهي درآمده است. بسياري از مفاهيمي كه امروزه در مديريت رايج است حاصل كوششهاي اخير است.

مكتب‌ها و نظريه‌هاي مديريت

مديريت علمي

نهضتي كه در تاريخ تحول انديشه‌هاي مديريت به «مديريت علمي» معروف است در اوايل قرن بيستم پديد آمد.

مهمترين مسئله مورد توجه آنان در مديريت، كارآيي بود.

بنيان‌گذار اين نهضت، فردريك تيلور.

اصولي كه تيلور براي حل مشكل مديريت پيشنهاد كرد:

  1. گسترش علم آگاهي از كار.
  2. انتخاب كاركنان بر مبناي علمي و افزايش مداوم مهارت آنها.
  3. هماهنگ كردن علم كار با كاركناني كه بر مبناي علمي انتخاب شده و آموزش ديده‌اند.
  4. تقسيم منطقي كار و مسئوليت آن ميان كاركنان و مديران كه در آن مسئوليت برنامه‌ريزي و سازماندهي كار برعهده مديران است.

مديريت اداري (نظريه كلاسيك سازمان)

سرشناس‌ترين اين افراد كه غالباً او را بنيانگذار مديريت جديد مي‌دانند، هانري فايول فرانسوي است.

فعاليتهاي مديريت از لحاظ فايول عبارتند از: كاركردهاي برنامه‌ريزي، سازماندهي، فرماندهي، هماهنگي، و كنترل.

اصول 14گانه فايول به شرح زير است:

1-  تقسيم كار:

تخصصي‌شدن كار وسيله طبيعي تحول و پيشرفت مؤسسات و جوامع است.

2-  اختيار و مسئوليت:

اختيار و مسئوليت بايد معادل باشند. كسي كه مسئوليت انجام دادن وظيفه‌اي را برعهده مي‌گيرد بايد براي انجام دادن آن، متناسب با مسئوليت، اختيار (اقتدار) داشته باشد.

3-  انضباط:

 اعضاي سازمان بايد به مقررات و قوانين سازمان احترام بگذارند و از مافوق اطاعت كنند.

4-  وحدت دستور (فرماندهي):

هر كارمندي بايد فقط از يك مافوق دستور بگيرد.

5-  وحدت هدايت:

 هر گروه از فعاليتهاي سازماني كه هدف واحدي دارند بايد فقط تحت يك برنامه و به‌وسيلة يك مدير هدايت شود.

6-  تقدم منافع عمومي بر منافع خصوصي:

در هر سازمان، كل مهمتر از اجزاي آن است، يعني هدفهاي سازماني بر هدفهاي فردي و خصوصي ارجحيت دارند.

7-  حقالزحمه كاركنان:

 پرداخت حق‌الزحمه كاركنان و مديران در قبال خدماتي كه انجام مي‌دهند بايد عادلانه باشد.

در هر سازمان، كل مهمتر از اجزاي آن است، يعني هدفهاي سازماني بر هدفهاي فردي و خصوصي ارجحيت دارند.

8-  تمركز:

كاهش نقش زيردستان در امر تصميم‌گيري را تمركز، و افزايش نقش آنان در تصميم‌گيري را عدم‌تمركز مي‌نامند.

9-  سلسلهمراتب:

 جريان اقتدار و اختيار، يا زنجير فرمان در هر سازمان، به ترتيب رتبه و مقام، از بالاترين سطح مديريت به پايين‌ترين سطح عملياتي ادامه مي‌يابد.

10-            نظم:

هر چيز و هركس بايد در جا و موقع مناسب خود قرار گيرد.

11-            انصاف:

رفتار مديران با زيردستان بايد مبتني بر مقررات سازمان، توأم با عدالت و انصاف و دوستانه باشد.

12-            بات شغلي و استخدامي:   

فايول مشاهده كرده بود كه سازمانهاي موفق، معمولاً از وجود گروه ثابتي از مديران و كاركنان برخوردارند.

13-            ابتكار:

 به زيردستان بايد فرصت داده شود كه در انجام وظايف خود تفكر و نوآوري كنند و ابتكار عمل به خرج دهند.

14-            روحيه گروهي:

 ايجاد روحيه گروهي موجب وحدت و هماهنگي سازمان مي‌شود.

بوروكراسي

در تحليل وبر، اقتدار به سه طريق صورت مشروع يا قانوني پيدا مي‌كند:

  1. اقتدار فرمند يا شخصيتي،
  2. اقتدار سنتي،
  3. اقتدار عقلايي ـ قانوني.

نهضت روابط انساني

التون مايو اين رفتار را با مفروضات زير بيان داشت:

  1. افراد انسان اساساً به‌وسيلة نيازهاي اجتماعي برانگيخته مي‌شوند.
  2. افراد انسان از فشارهاي اجتماعي گروه همكاران خود، بيشتر از تشويق و كنترل مديريت سازمان متأثر مي‌شوند.
  3. افراد انسان به همان اندازه‌اي كه مديريت سازمان به ارضاي نيازهاي اجتماعي آنان مي‌پردازد نسبت به آن پاسخگو و متعهدند

نگرش رفتاري

  1. فکر بنیادی مکتب رفتاری ان است که چون مدیر باید کار را به وسیله افراد دیگرانجام دهد لذا مدیریت درواقع کاربرد علم رفتار است ومدیریت باید بداند که چگونه افراد رابه کار برانگیزد.

مكتب علم مديريت

هدف اصلي مكتب علم مديريت، كاربرد روش علمي براي حل مسائل فني مديريت در سطح وسيع است.

نگرش سيستمي

در دو سه دهه اخیر نگرش سیستمی درقلمرومدیریت جای ویژه ای پیداکرده است.

نگرش سيستمي، سازمان را به‌صورت يك كل و يك سيستم مي‌نگرد.برای درک وشناخت این کل شناخت اجزاء وعناصر تشکیل دهنده ان ضروری است.

نگرش سيستمي براي درك و فهم مديريت سازمان سؤالاتي نظير موارد زير مطرح مي سازد:

  1. اهدافي كه سيستم در صدد تحقق آنهاست چيست؟
  2. اجزاي مهم سيستم كدامند؟
  3. ماهيت روابط و وابستگي‌هاي متقابل اجزاء چيست؟
  4. فراگردهاي اصلي پيونددهنده اجزاء به يكديگر و ايجادكننده سازگاري و يگانگي ميان آنها،

 كدامند؟

مديريت: هنر يا علم؟

میتوان نتیجه گرفت که مدیریت فن وهنری است که از طریق درک وفهم قابل پیشرفت است .عمل مدیریت بایدبادانش علمی وتوانای هنری ومهارت فنی واخلاق اجتماعی توام باشد . نادیده گرفتن هر یک از این عناصر در عمل مشکلاتی ببار می اورد.

فصلدهم: مدیریتاموزشوپرورش

تعريف مديريت آموزشي

مديريت آموزشي، گاهي مترادف مديريت به معناي اعم تعريف مي‌شود. در اين صورت، مديريت آموزشي عبارت است از برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل كليه امور و فعاليتهاي مربوط به آموزش و پرورش.

اموزشوپرورشواهمیتان

آموزش و پرورش رسمي از دو لحاظ اهميت دارد. از يك سو، با پرورش قابليت‌ها و تواناييهاي افراد جامعه، به رشد و شكوفايي آنها كمك مي‌كند، و از سوي ديگر در خدمت اهداف گوناگون نظام اجتماعي است.

فصلیازدهم :هدفهایاموزشوپرورش

هدفهاي آموزش و پرورش

هدفهاي آموزش و پرورش سه نقش مهم در مديريت آموزشي ايفا مي‌كنند.

اولاً، به فراگرد آموزش و پرورش جهت مي‌دهند.

ثانياً، آنها انگيزه حركت و فعاليت به‌وجود مي‌آورند.

ثالثاً، آنها ملاكهاي كنترل و ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي را به‌وجود مي‌آورند.

مفروضات مربوط به هدفها

اعتقادات یا مفرو ضاتی که مبنای تعیین هدفهای آموزش وپرورش قرار می گیرند از کشوری به کشوری متفاوتند .گاهی این مفروضات وضوح وصراحت داشته وگاهی هم صریح وقابل تشخیص نبوده مشکلات ومسائلی برای نظام اموزشی به وجود می اورند.

نمونه مفروضاتي كه امروزه در تعيين هدفها و امر آموزش و پرورش مورد توجه قرار مي‌گيرند، به شرح زير است:

تا آنجا كه ممكن است هر فردي بايد فرصت يابد تا در حداكثر قابليت خود از آموزش و پرورش برخوردار شود.

هدف آموزش و پرورش بايد اين باشد كه حداكثر افراد مردم را براي كمك به توسعه و پيشرفت جامعه تربيت كند.

مدارس بايد سعي كنند كه دانش‌آموزان از دانش و معلوماتي كه كسب مي‌كنند به‌عنوان وسيله براي تشخيص، مطالعه و حل مشكلات استفاده نمايند.

هدفها

  1. رشد فردي: جسمي، شخصي عاطفي و ذوقي
  2. انضباط ذهني: روشهاي تفكر و استدلال و فنون پژوهش.
  3. انتقال ميراث فرهنگي: ارزشهاي اخلاقي و مدني.
  4. ارتقاي نيازهاي حياتي جامعه به‌منظور رفاه اجتماعي، اقتصادي و سياسي ـ قلمرو علوم و فنون
  • •         ابعاد مربوط به هدفها و وظايف آموزش و پرورش رسمي
  • الف) ابعاد ذهني
  • كسب معلومات
  • تبادل دانش
  • دانش‌آفريني
  • دانش‌دوستي
  • ب) ابعاد اجتماعي
  • 1- مناسبات فردي
  • 2- مناسبات فرد و دولت
  • 3- مناسبات فرد و ميهن
  • 4- مناسبات بين‌المللي

ج) ابعاد شخصي

1- جسمي

2- عاطفي

3- اخلاقي

4- ذوقي

د) ابعاد توليدي

1- انتخاب شغل و حرفه

2- آمادگي حرفه‌اي

3- خانه و خانواده

4- اقتصاد

فصلدوازدهم :سازمانومدیریتنظاماموزشی

  • سازمان و مديريت نظام آموزشي
  • رابطه دين با آموزشي و پرورش:
  • در كشورهايي كه اكثريت مردم و رهبران آنها به يك دين رسمي تعلق دارند، آموزش و پرورش يا به‌وسيلة مقامات ديني كنترل مي‌شود يا آنها نقش مهمي در تعيين چهارچوب برنامه‌ها و فعاليتهاي آموزشي ايفا مي‌كنند.

رابطة آموزش و پرورش با دولت:

 در اغلب كشورها، آموزش و پرورش در دست دولتهاست و از آن به‌عنوان ابزاري براي اشاعه مرام سياسي يا تبليغ مليت‌گرايي استفاده مي‌شود.

رابطة آموزش و پرورش با فرد:

رابطه آموزش و پرورش با فرد از جامعه‌اي به جامعه‌اي بسيار متفاوت است. آموزش و پرورش، به‌ويژه در سطح عالي، معمولاً در انحصار فرزندان طبقات اجتماعي مرفه و قدرتمند بود. در اين قرن، انقلابات و تحولات اجتماعي آموزش و پرورش رسمي را، كمابيش، از انحضار گروه‌ها يا طبقات اجتماعي آزاد ساخته است. در اغلب كشورها، آموزش ابتدايي و متوسطه براي همه افراد جامعه اجباري و رايگان است.

رابطه فرد و دولت:

يكي از مسائل عمده‌اي كه بايد در هر كشوري مورد توجه قرار گيرد رابطه دولت با فرد و رشد اوست. در كشورهايي كه اداره امور بر مدار خودكامگي و يكه‌تازي است در تعليم و تربيت افراد، اساساً بر مقاصد سياسي تأكيد مي‌شود و از اين‌رو، كوشش بعمل‌ مي‌آيد كه افراد جامعه چنان تربيت شوند كه در خدمت قدرت حاكمه و حفظ و تداوم آن قرار گيرند.

مفروضات مربوط به سازمان و مديريت نظام آموزشي

  1. آموزش و پرورش بايد به دقت به‌وسيلة حكومت مركزي اداره و كنترل شود.
  2. مسئوليت آموزش و پرورش كلاً يا عمدتاً بايد به مؤسسات خصوصي يا مراكز ديني واگذار شود.
  3. آموزش و پرورش ضروري است، ولي اهميت آن كمتر از اهميت اقداماتي است كه براي حفظ و تقويت قدرت طبقات حاكم يا رفاه زندگي آنان صورت مي‌گيرد.
  4. آموزش و پرورش پرخرج است، به‌دليل وجود نيازهاي ديگر، هزينه‌هاي آن بايد به دقت كنترل شود.

مفروضات مربوط به سازمان و مديريت نظام آموزشي

  1. آموزش و پرورش بايد به مردم سپرده شود و اقدامات و مسئوليتهاي آگاهانه از جانب آنان تشويق گردد.
  2. آموزش و پرورش بايد مسئوليت و وظيفه همه مردم تلقي شود.
  3. آموزش و پرورش چون از لحاظ رشد افراد جامعه اهميت زيادي دارد، لذا براي تأمين آن بايد از بيشترين افراد لايق و كاردان و منابع مالي ممكن استفاده شود.
  4. هزينه‌هاي آموزش و پرورش نوعي سرمايه‌گذاري براي آينده است و بايد در سطحي باشد كه موجب پيشرفت شود.

مفروضات نظريههاي سنتي، در كشوري، مورد قبول باشند، سازمان و مديريت نظام آموزشي احتمالاً داراي مشخصات زير خواهد بود:

1)     سازمان طوري طراحي مي‌شود كه تمام تصميمات مهم در سطوح بالا اتخاذ و براي اجرا به زيردستان ارجاع مي‌شود.

2)     آموزش و پرورش براي همگان شكل واحد و يكساني دارد.

3)     براي مشاركت و همكاري مردم در امور آموزشي.

4)     در هرگونه تغيير يا تجربه آموزشي جديدي كه مجاز باشد.

5)     مديران و معلمان در اقصي نقاط كشور بايد دستورالعمل‌ها و احكام صادره از مقامات بالا را رعايت كنند.

6)     ميزان كارآيي نظام آموزشي وابسته به كنترل و هدايت دستگاه مركزي مديريت است.

7)     مكاتبات و دستورالعمل‌هاي صادره از مديريت مركزي هميشه بدون وقفه يا تغيير به سطوح پايين مي‌رسد.

اگر مفروضات نظريههاي جديد مديريت در كشوري مورد قبول باشند سازمان و مديريت نظام آموزشي احتمالاً داراي مشخصات زير خواهد بود:

1)     عدم تمركز تا آنجا كه فوايدي دارد، توصيه مي‌شود و مسئوليتها و اقدامات محلي و مردمي تقويت مي‌گردد.

2)     اقداماتي براي انطباق برنامه‌هاي آموزشي با نيازهاي دانش‌آموزان و شرايط و امكانات نواحي مختلف بعمل مي‌آيد.

3)     به جاي اينكه بر كنترل و مقررات تأكيد شود رهبري شايسته و سازنده مورد توجه و تأكيد قرار مي‌گيرد.

4)     منظور از سرپرستي و نظارت عملكرد مديران و معلمان.

فصلسیزدهم: ویژگیهایمدیریتاموزشی

  • ويژگيهاي مديريت آموزشي
  • سطوح وظايف و مسئوليتها

در تحليل سازمانهاي رسمي، «وظايف و مسئوليت»‌هاي سازماني را به‌صورت سلسله‌مراتبي، مي‌توان به سه سطح «فني»، «اداري» و «نهادي يا اجتماعي» تفكيك كرد.

در سازمانهاي آموزشي، فراگردهاي آموزشي و تدريس، وظايف «فني» محسوب مي‌شوند. (چه افرادي، چگونه، با چه وسايلي و به‌وسيله چه كساني، در كجا و با كدام تسهيلات، تجهيزات منابع مالي، در جهت چه هدفهايي و با استفاده از چه خدماتي بايد تحت آموزش و پروش قرار گيرند.

سطح اداري، از يك سو اداره امور داخلي سازمان آموزشي را برعهده دارد و از سوي ديگر رابط سازمان و جامعه است.

همانطور كه سطح «فني» سازمان به‌وسيله سطح «اداري» كنترل و هدايت مي‌شود، به همان طريق، سطح «اداري» نيز، به نوبه خود، به‌وسيله ساختار «نهادي يا اجتماعي» يعني نهادهاي حكومت و آموزش و پرورش، كنترل و هدايت مي‌شود.

اهميت اجتماعي

اهمیت اجتماعی خدمات هر سازمان به وضوح به سطح )نهادی –اجتماعی (مربوط است.

فصلچهاردهم: وظایفمدیراناموزشی

وظايف مديران آموزشي

وظايف مديران و مؤسسات آموزشي و مدارس را مي‌توان در شش گروه طبقه‌بندي كرد:

  1. برنامه آموزشي و تدريس
  2. امور دانش‌آموزان
  3. امور كاركنان آموزشي
  4. روابط مدرسه ـ اجتماع
  5. تسهيلات و تجهيزات آموزشي
  6. امور اداري و مالي

برنامه آموزشي و تدريس

مهمترين وظيفه مديران آموزش، هدايت جريان آموزش و يادگيري، به‌ويژه، تسهيل جريان رشد و پرورش و يادگيري دانش‌آموزان را ميسر مي‌سازد، برنامه آموزشي ناميده مي‌شود.

برنامه آموزشي ميكوشد به سؤالاتي از قبيل موارد زير پاسخ گويد:

a)     چه كساني و تا چه حد آموزش داده خواهند شد؟

b)     مدارس به چه هدفهايي مي‌خواهند دست يابند؟

c)      برنامه آموزشي تهيه شده براي رسيدن به هدفها چه وسعت و ماهيتي دارد؟

d)     مؤثرترين طرق سازماندهي و اجراي برنامه‌ آموزشي كدامند؟

e)      براي يادگيري مؤثر محتوي برنامه، از چه روشها، مواد و فعاليتهايي بايد استفاده شود؟

f)       كفايت برنامه آموزشي و اثربخشي تدريس آن چگونه ارزشيابي خواهد شد؟

تغييرات چشمگيري كه در بازده كار معلمان با اقدامات مديران آموزشي ايجاد ميشود عبارتند از:

1)     هدفهاي كلي نظام آموزشي به‌صورتي معني‌دار و دقيق تعريف شوند.

2)     هدفهاي كلي به هدفهاي فرعي تقسيم شوند به‌طوري كه در سطح مدارس قابل درك باشند.

3)     مديران به كمك معلمان، هدفها را مجدداً به‌صورت هدفهاي عملي قابل اجرا در كلاس، تعريف

مايند.

4)     مديران با اقدامات مناسب و بالا بردن روحيه كاركنان، شرايطي فراهم سازند كه معلمان هدفهاي شغلي و شخصي خود را باهم پيوند دهند.

5)     هدفها برحسب اهميت و فعاليتهاي آموزشي برحسب كمكي كه به‌ تحقق هدفها مي‌كنند، ارزشيابي شوند.

فراگرد ارزشيابي شامل فعاليتهاي زير است:

  1. مشخص كردن هدفهاي ارزشيابي
  2. تعريف هدفها به‌صورت رفتاري
  3. تعيين شيوه مشاهده و سنجش رفتارها
  4. تهيه و انتخاب روشها و ابزار سنجش و اندازه‌گيري
  5. مشاهده، سنجش، و جمع‌آوري داده‌ها و اطلاعات
  6. تجزيه و تحليل اطلاعات، نتيجه‌گيري و تفسير نتايج
  7. داوري، ارزش‌گذاري و تصميم‌گيري

امور دانش‌آموزان

امور مربوط به دانش‌آموزان مكمل فعاليتهاي آموزشي است. وظايف و خدمات اداري و سرپرستي امور دانش‌آموزان عبارتند از: 1) پذيرش، ثبت‌نام، گروه‌بندي كودكان و نگهداري آمارهاي حضور و غياب، سوابق و اطلاعات شخصي و تحصيلي دانش‌آموزان، 2) شناسايي تواناييها، علايق و نيازهاي كودكان و پرورش آنها.

روابط مدرسه و اجتماع

نظام آموزشي به منظور تحقق اهداف چندبعدي جامعه برپا شده است و مدارس در خدمت نيروهاي اجتماع است. از اين‌رو، برقراري روابط مؤثر ميان مدرسه و اجتماع امري طبيعي به‌نظر مي‌رسد.

فصلپانزدهم  : رهبریآموزشی

رهبري آموزشي

رهبري را فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان به‌منظور ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني تعريف كرديم.

صلاحيتها و مهارتهاي مديران آموزشي در انجام دادن وظايف خطيرشان، رويهمرفتها از طريق ايفاي دو نقش بروز مي‌كند:

1-    نقش اداري و سرپرستي

2-    نقش رهبري.

تعريف رهبري آموزشي

بنا به تعريف كيمبل وايلز (ترجمه طوسي، 1353)، رهبري آموزشي عبارت از ياري و مدد به بهبود كار آموزشي است و هر عملي كه بتواند امر آموزش و يادگيري را يك قدم پيش‌تر ببرد رهبري آموزشي خوانده مي‌شود.

محيط آموزشي مؤثر

محيط آموزشي مؤثر و مساعد داراي ويژگيهاي زير است:

  1. هر فردي به خود و ديگران احترام مي‌گذارد.
  2. به احساسات و رفاه هر فردي توجه كافي معطوف و مبذول مي‌شود.
  3. هر عضو محيط آموزشي، به محيط و گروه خود احساس تعلق و پيوستگي مي‌نمايد.
  4. فراد به يكديگر اعتماد مي‌كنند.
  5. افراد در تصميم‌گيريهاي آموزشي مشاركت مي‌كنند.
  6. طلاعات مربوط به كار در اختيار همگان گذاشته مي‌شود.
  7. پيشنهادات و نظرات اعضاء مورد توجه قرار مي‌گيرد.

وظايف رهبر آموزشي

وظايف مديران آموزشي در نقش رهبري عبارتند از:

1)     ايجاد انگيزه در كاركنان محيط آموزشي به منظور بالا بردن اثربخشي كار و عملكرد آنها.

2)     ايجاد شرايطي كه كاركنان به قبول مسئوليت تشويق شوند.

3)     ارزشيابي واقع‌بينانه و منصفانه از كار و فعاليت كاركنان با همكاري خود آنان.

4)     برقراري ارتباطات مؤثر با والدين دانش‌آموزان و مشاركت دادن آنان در امور مدرسه.

5)     تشويق كاركنان به مطالعه و تحقيق و ارزشيابي در زمينه‌هاي آموزشي نظير اهداف، روشها، مواد و كتب درسي.

6)     استفاده از توان رهبري دانش‌آموزان در اداره امور مدرسه.

7)     ايجاد شرايطي كه به ابتكار و نوآوري ميدان دهد و كاركنان را به ابتكار عمل تشويق نمايد.

تربيت مديران و رهبران آموزشي

مهارتهاي سهگانه مديريت

مهارتهاي مورد نياز مديران را به‌صورت فني، انساني و ادراكي طبقه‌بندي كرده است.

1-  مهارت فني: يعني دانايي و توانايي در انجام دادن وظايف خاص كه لازمه آن ورزيدگي در كاربرد فنون و ابزار ويژه.

2- مهارت انساني: يعني داشتن توانايي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجام دادن كار به‌وسيله دیگران

3ـ مهارت ادراكي : يعني توانايي درك پيچيدگيهاي كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشكيل‌دهنده كار و فعاليت سازماني به‌صورت يك كل واحد (سيستم).

ابعاد برنامه تربيت مدير آموزشي

در نظام آموزشي هر جامعه‌اي، مديران و رهبران آموزشي بايد:

  1. با فرهنگ جامعه خود آشنايي كافي داشته باشند.
  2. نظام آموزش و پرورش جامعه خود را به خوبي بشناسند.
  3. از فلسفه، ارزشها، هدفها و مقاصد كلي آموزش و پرورش مطلع باشند.
  4. اصول و فنون آموزش و پرورش را به خوبي بدانند.
  5. .نسبت به كار خود نگرش علمي داشته باشند
  6. با انديشه‌ها و نظريه‌هاي مديريت و رهبري آشنا باشند.
  7. تشكيلات و اجزاء و عناصر سازمان خود را به خوبي بشناسند.
  8. به وظايف و مسئوليتهاي چندبعدي آموزشي، پرورشي، فرهنگي، اجتماعي و اداري خود واقف باشند.
  9. مشكلات و مسائل مدارس و نظام آموزشي را در ارتباط با شرايط و ويژگيهاي جامعه تجزيه

و تحليل كنند.

10. .در زمينه مديريت، به اقتضاي نقش و وظايف خود،   داراي مهارتهاي سه‌گانه فني، انساني و ادراكي باشند.

11. در زمينه علوم تربيتي و روانشناسي، دانش و معلومات   كافي داشته باشند.

12. برنامه آموزشي، روشها و وسايل اجرايي آن را به خوبي   بشناسند.

13. روابط متقابل خانواده، مدرسه و جامعه را درك كنند.

14. مسائل و مشكلات رواني و رفتاري دانش‌آموزان را در پرتو معلومات علوم رفتاري تشخيص دهند.

15. به فنون اداري و مالي و تداركاتي آموزش و پرورش آشنا باشند.

16. قوانين و مقررات نظام آموزشي را بخوبي بدانند.

17. در زمينه معلمي، آموزش و تجربه كافي داشته باشند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:56  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی  |