|
تعریف مواد مخدر موادمخدر به آن مواد غیرقانونی اطلاق میگردد که بشکل طبعی و یا مصنوعی ترکیب شده که بالای مغز و روان انسان تاثیر منفی نموده و باعث تغییر در سلوک گردد. استفاده مکرر مواد نشه آور که باعث اعتیاد شده و تاثیر مستقیم بالای سیستم اعصاب نماید مانند: چرس ، الکل ، تریاک ، هروئین ، کریستال ، کراک } تاریخچه موادمخدر براساس اسناد تاریخی، سابقه آشنائی بشر با موادمخدر به 4000 سال قبل از میلاد میرسد اولین اثار گیاهی خشخاش به صورت فسیل در داخل غاری کف دریاچه ای کشور سویس که مربوط به انسانهای نئاندرتال می باشد یافت شده است .این مسله نشان می دهد که انسانهای اولیه با تریاک بخوبی آشنائی داشته اند و شرایط آب وهوای قاره اروپا طوری بوده است که این گیاه به صورت خود رو در آنجا رشد می کرده است. با بررسی آثارمکتوب و لوحه های گلی که از سومریان و اشوریان باقی مانده است چنین استنباط میشود که سومریان و اشوریان 3400 سال قبل از میلاد بخوبی با گیاه تریاک اشنا بوده وبه عنوان یک داروی مسکن و مکیف یا مخدر نیز مورد استفاده قرارمیگرفت و نام انرا گیاه (هایجل) یاشادی بخش نام نهادند. } ( پلین)دانشمند رومی، اولین شخصی بود که شیره غلیظ خشخاش را به نام (تریاک) یا اپیوم جهت استفاده علمی در داروهای مسکن عرضه کرد. } (ترونریک) شخص شیمی دان آلمانی دراوایل قرن نوزدهم توانست مروفین را از ماده ی تریاک جدا سازد واین اسم را به نسبت “ مورفیوس ” یعنی معبود احلام و افسانه یونان قدیم بر آن گذاشت. } در سال 1889 میلادی یک دانشمند انگلیسی توانست مرکب “ دای استیسل مروفین “ را شناسایی کند وآن را ازمروفین استخراج کرد که بعدآ برای معالجه معتادین مرفین به کارگرفته شد ودربازار به اسم “هروین ” فروخته شد. } حشیش 2700 سال قبل از میلاد نزد هندیان و چینیان شناخته شد که از آن زمان توسط طبیبان با ترکیت مواد های دیگر جهت تداوی امراض مختلف مورد استفاده قرار می گرفت } کوکایین 500 سال قبل از میلاد در آمریکای جنوبی شناخته شد که در آنجا برگهای بوته کوکا را می جویدند. و همچنان برگ کوکایین به عنوان ماده موثر درسالهای۶۰- ۱۸۵۹ شناسایی گردید } کراک را نیز از کوکایین تهیه و در اواخر تابستان و اوایل سال ۱۹۸۵ م. به بازار شهر نیویورک عرضه کردند. کراک خطرناکترین ماده اعتیاد آوری است که تا کنون به بازار آمده و به حدی وابستگی آور است که یک بار مصرف آن، فرد را معتاد می کند. از نظر طبقه بندی فارماکولوژی، محرک سیستم اعصاب مرکزی است. } آنچه مسلم است در قرون قبل از میلاد، کشت و استفاده از بوته های موادمخدر، صرفاً جنبه داروئی داشته است، اما پس از سازمان یافتن استعمار از کشورهای انگلیس، فرانسه و پرتقال در قرن 16 - 17 و بخصوص 18 میلادی، استعمار از این مواد افیونی برای سلطه بر ملت های ضعیف استفاده نمود. اضرار مواد مخدر ضررهای اجتماعی ضررهای فردی } مصرف مخدرات عقل را ذائل ساخته وباعث خطرات زیاد ازجمله سکته های قلبی ومغزی درانسان و سبب صدها مفاسد اخلاقی دراجتماع مانند قتل، زنا ، ترور، دزدی ، قمار و غیره عمل اصلی استفاده مواد مخدر می باشد. } قرآن عظیم الشان دراین مورد میفرماید.ترجمه : ای محمد (ص)درمورد شراب و قمار از تو میپرسند برای شان بگو،(این کارگناه بزرگ است اگرچه درآن مردم منافع دارند ) (مانند تجارت خرید وفروش ). } اشخاص که به مواد مخدر وابسته گردیده اند برای بدست آوردن آن از هیچ نوع عمل زشت دریغ نمی ورزند. } معتاد به موادمخدراشخاص منزوی ، مایوس ودچار مشکلات ذهنی و روحی میباشند که بعضاً سبب حادثات از قبیل خود کشی ,حادثه ترافیکی، افتادن از بام ها و غیره میشوند. } چون اشخاص معتاد همیشه در تلاش بدست آوردن مواد مخدر بوده فامیل و اولاد شان را فراموش نموده وسبب طلاق وانحراف فرزندان شان میشود.
علل اساسی معتاد شدن! سوال اینجا است که در اجتماع امروزی ما استفاده از مواد مخدرکه به علل های مختلف؛ که همه باعث از بین رفتن یک انسان ،یک جامعه ویک نسل است چرا مورد استفاده قرار گرفته واینکه چرا در افغانستان این پدید شوم قد علم کرده وجوانان ما چرا به دنبال این پدیده که باعث اختلالت عقل،مغز، خطرات سکته قلبی اختلالت دماغی،دزدی،ترور،قمار،قتل وزنا میگردد روان اند؟ جواب این سوال ها در چند بخش است ذیل می باشد. } فشار کار بی نهایت که بالای کارگران افغان در کشور های همسایه ما است. } بیکاری در داخل کشور. } تشویق جوانان برای استفاده از مواد مخدر توسط معتادین سابقه دار. } عدم کنترول از توزیع مواد مخدر در شهر کابل به خصوص در پل سوخته. } توهین وتحقیر کسانیکه قبلاً معتاد بودند ولی بعداً که ترک نموده مورد تحقیر ونام گذاری های مختلف (پودری ،تریاکی ،هروینی...) قرار گرفته که باعث عقده شدید شده ودوباره هم خودش رجوع نموده وهم دیگران را نیز تشویق به استفاده میکند.
} موادمخدر از دید گاه قرآن کریم: } دین مقدس اسلام از آنجا یی که به حفظ سلامتی وجود وعقل توجه خاص نموده است استفاده از موادمخدر را حرام قرارداده . خداوند درسوره بقره آیه(219) می فرمائید . ترجمه : ای پیامبرصلی الله علیه وسلم درموردشراب وقمارازتومیپرسند برای شان بگو،این کارگناه بزرگ است اگرچه درآن مردم منافع دارند (مانند تجارت خریدوفروش ). پس خداوند (ج) برای این ما را از استفاده شراب ومواد مخدر نهی کرد که ما هر گز به زیان نباشیم ولی ما انسان ها هر گز به فکر زیان ونفع خویش نمی باشیم . خداوند متعال باز هم در سوره مایده آیه 90میفرمائید : ترجمه:( جز این نیست که میخواهد شیطان که بیندازد در میان شما دشمنی وناخوشی بسبب خمر(شراب) وقمار وباز دارد شما را از یاد خدا واز نماز) باز هم خداوند(ج) از مکر شیطان که همین شراب وقمار است ما را هشدار میدهد ولی باز هم ما غافل هستیم . در سوره النسا آیه 43 میفرمائید: ترجمه (اى كسانى كه ايمان آوردهايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد) درسوره الاعراف آیه 157 میفرمائید" ترجمه: (چیزهای پاکیزه را برآنها حلال می کند وچیزهای ناپاک را حرام ) انواع مواد مخدر حشیش (CANNABIS) بهصورت تکههای جامد، از رزین گیاه شاهدانه میباشد، قهوهای و یا مشکی است. خطرات کوتاه مدت: احساس سردرگمی، اضطراب، هراس، بدگمانی، توانایی یادگیری کاهش مییابد، هماهنگی حرکات مختل میشود. خطرات دراز مدت: پارانوئید، اسکیزوفرنی، جنون، روانپریشی، افسردگی و اضطراب، استعمال آن همراه با سیگار سبب آسیب جدی به ریهها میگردد. ماریجوانا (MARIJUANA) از گل گیاه شاهدانه (ماده) بدست میآید. خطرات: پارانوئید، سرگیجه، خشکی محتلمه چشم، افزایش فشار خون. هروئین (HEROIN) از خشخاش بدست میآید، شکل تغییر یافته مورفین است. خطرات: بسیار اعتیاد آور است، هپاتیت، استعمال بیش از حد تنفس را متوقف کرده و سبب مرگ میشود. چون با موادی همچون گچ، آرد، تالک و غیره ترکیب میگردد استعمال تزریقی آن سبب ایجاد حساسیت در بدن و خارش شدید میشود. صدمه به قلب و عروق خونی، عفونت، هموروئید و سوء تغذیه، آسیب به کبد و کلیه. مرفین (MORPHINE) که از تریاک گرفته میشود و بدو صورت مایع و پودر مصرف میگردد، مصرف این مواد در بین جوانان زیاد است و مادهای خواب آور و اثرات تریاک را دارد. کوکائین (COCAIN) گرد سفید رنگی که از برگهای خشک شده گیاه کوکا بهدست میآید. خطرات: استنشاق آن از راه بینی سبب آسیب به پره میانی بینی شده و در آن ایجاد حفره میکند. آنقدر خطرناک است که با اولین مصرف میتواند سبب سکته قلبی شود. مشکلات تنفسی، آسیب به ریه، تشنج و مرگ ناگهانی. در دراز مدت نیز سبب پارانوئید، توهم، خشونت و کاهش وزن میگردد. به مغز و قلب نیز آسیب جدی میرساند. ال اس دی (LSD) مخفف LYSERGIC-ACID-DIETHYLAMIDE است. خطرات: افسردگی، روانپریشی، جنون، تشنج، مرگ، خودکشی از عواقب مصرف آن بشمار میرود. اکستازی (ECSTASY) خطرات: گرمازدگی، افزایش شدید گرمای بدن که بسیار خطرناک است، فرد برای رفع تشنگی ممکن است آب فراوان بنوشد که این خود سبب رقیق شدن بیش از حد خون و از میان رفتن تعادل سدیم خون شده و سبب تورم اعضاء بدن همچون مغز و در نهایت مرگ فرد میشود، پس از یکی دو روز بعد فرد احساس افسردگی و خستگی میکند، سبب آسیب به کبد، کلیه و مغز میشود، توهم گویی، استفراغ، تشنج. کتامین (KETAMIN) خطرات: در کوتاه مدت سبب مشکلات بینایی، عدم تعادل و هماهنگی، توهمات وحشتناک و در دراز مدت سبب احساس گم گشتگی و جدایی از واقعیت میگردد. متادون (METHADONE) خطرات: سبب کما و مرگ میگردد. آمفتامین (AMPHETAMINES) خطرات: درکوتاه مدت سبب احساس اضطراب، افسردگی و خستگی میشود، افزایش ضربان قلب و تنفس، اختلال در دید، خشکی دهان، سرگیجه و خشونت، مرگ ناگهانی و سکته قلبی شده و در دراز مدت سبب توهم، وحشتزدگی، کاهش وزن، آسیب به مغز و حافظه، تشنج و مرگ میشود. قارچ (MAGIC MUSHROOMS) خطرات: درد شکم، اسهال، تهوع و مرگ در پی مصرف قارچهای سمی. جی اچ بی (GHB) مخفف GAMMA HYDROXYBUTYRATE است. خطرات: تهوع، خواب آلودگی، احساس گم گشتگی، تشنج و مشکلات تنفسی. حلالها (INHALANTS) خطرات: کوتاه مدت سبب تهوع، سرفه شدید، لکه اطراف دهان، خفگی و در دراز مدت سبب سر درد، خونریزی بینی، کاهش حس بویایی، کاهش اکسیژن به مغز و آسیب به مغز، آسیب به کلیهها، کبد و سیستم عصبی و ششها میشود. استروئیدها (STEROIDS) خطرات: افزایش فشار خون، کلسترول بالا، بیماری کلیه و کبد، صدمه به قلب، دیابت، یرقان، افسردگی، رفتارهای خشونتآمیز. در مردان: رشد سینه، تحلیل بیضه، کاهش اسپرم، ناباروری، آکنه، سکته. سرکوبگرها و مسکنها (TRANQUILIZERS= DEPRRESSANT) خطرات: اعتیاد آور، کاهش انرژی، کاهش حافظه، افسردگی، بی خوابی و حملات هراسی. پی سی پی (PCP) اثرات: عدم تمرکز، اضطراب، افسردگی. اکسی کنتین (OXYCONTIN) خطرات: مانند مسکنها. تریاک (OPIUM) خصوصیاتی شبیه هروئین دارد. تریاک از گیاهی به نام کوکنار یا خشخاش گرفته میشود. با مصرف تریاک ابتدا نوعی خوشحالی زودگذر به شخص دست میدهد. پس از آن مرحله منفی آغاز میشود که فرد را به مصرف مجدد تریاک وا میدارد. حرکات ارادی معتاد پس از مرحله اول کند میشود و شخص نسبت به امور بیتفاوت میشود. مصرف تریاک میتواند باعث مسمومیت حاد و مزمن شود. پس اگر چنین باشد چرا خود،خانواده ،جامعه وکشور خویش را از این پدیده شوم نجات ندهیم وهم با هم یک صد بگویم : (ما کشوری عاری از کشت،تولید واستفاده مواد مخدر می خواهیم )
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ساعت 9:22  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
محمد بن یعقوب کلینی محمد بن یعقوب کلینی معروف به ثقةالاسلام کلینی (درگذشت ۳۲۹ق)، از محدثان بزرگ شیعه و مؤلف کتاب کافی از معتبرترین مجموعه روایی شیعه و از کتب اربعه به حساب میآید. او در زمان غیبت صغرای امام مهدی(ع) به دنیا آمده و با برخی از محدثان که بدون واسطه از امام عسکری(ع) یا امام هادی(ع) حدیثشنیده بودند ملاقات کرده است. گفتهاند کلینی در نقل حدیث دقت بسیاری داشته است. ابن قولویه، محمد بن علی ماجیلویه قمی، احمد بن محمد زراری از جمله شاگردان اویند. زندگینامه محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی در حدود سال ۲۵۵ق در روستای كُلَین از توابع ری متولد شد.[نیازمند منبع][یادداشت ۱] پدرش یعقوب بن اسحاق، از علمای عصر خویش بوده و در دوره غیبت صغری میزیسته است.[۱] ابوالحسن علی بن محمد معروف به «علان رازی» دایی کلینی است و محمد بن عقیل کلینی، احمد بن محمد و محمد بن احمد همگی از خاندان کلینی و از علما و بزرگان شیعه به شمار میروند.[۲] کلینی در ری که مرکز برخورد آرا و اندیشههای فرق اسماعیلی، حنفیه، شافعی و امامیه بود،[نیازمند منبع] در کنار تحصیل علم و آشنایی با اندیشههای دیگر مذاهب، تصمیم گرفت که به نوشتن احادیث بپردازد.[نیازمند منبع] او در محضر ابوالحسن محمد بن اسدی کوفی حدیث آموخت.[۳] وی سپس برای تکمیل علم حدیث راهی قم شد و با محدثانی که از امام عسکری(ع) یا امام هادی(ع) بدون واسطه حدیث شنیده بودند ملاقات کرد[نیازمند منبع] و از محضر استادان بزرگی بهره برد.[نیازمند منبع] کلینی در سال ۳۲۷ق (دو سال پیش از وفاتش) عازم بغداد شد. بغداد در آن زمان یکی از مراکز بزرگ علمی بود.[۴] کلینی در شعبان سال ۳۲۹ق (سال تَناثُر نجوم) مصادف با شروع غیبت کبری امام زمان (عج) در بغداد از دنیا رفت.[۵] محمد بن جعفر حسنی معروف به ابو قیراط بر جنازه کلینی نماز خواند و بدن او در باب کوفه بغداد به خاک سپرده شد.[۶] [۷] مرقد کلینی در محوطه مسجد آصفیه، در ساحل شرقی رود دجله (در مرکز بغداد) جنب مدرسه نظامیه (مستنصریه قدیم) قرار دارد. نام اصلی این مسجد، جامع الصفوی یا مسجد صفوی بوده است که عثمانیان آن را به آصفیه تغییر دادند. بازسازی مرقد کلینی در سالهای اخیر بازسازی شده است. در محرم سال ۱۴۳۶ق مراسم پایان بازسازی قبر شیخ کلینی برگزار شد. در این مراسم از ضریح نقرهای آن که توسط هنرمندان اصفهانی ساخته شده بود، رونمایی گردید.[۸] اساتید کلینی مشایخ و اساتید کلینی را تا ۵۰ تن ذکر کردهاند[نیازمند منبع] که علاوه بر مقام تحدیث، نقش استادی و تعلیم و تربیت وی را نیز بر عهده داشتهاند.[نیازمند منبع] گفته شده بیشترین تأثیر را علی بن ابراهیم قمی صاحب تفسیر قمی بر وی داشته است[نیازمند منبع] که نام وی در بیش از ۷۰۶۸ سند حدیث کافی آمده است.[۹] دیگر اساتید مشهور وی عبارتند از:
10. صفار قمی صاحب کتاب «بصائر الدرجات» 12. قاسم بن علا 13. احمد بن محمد بن سعید همدانی معروف به ابن عقده.[۱۰] مقام شخصیتی و علمی کتب رجالی و شرح حالنویسانی که به زندگانی کلینی پرداختهاند از وی با عناوین ابوجعفر، محمد بن یعقوب، ابن اسحاق، ثقة الاسلام، رازی، بغدادی، سِلسِلی[یادداشت ۲] نام بردهاند.[۱۱] آن چه در بیان جایگاه شخصیتی و علمی کلینی در کتب تراجم و تاریخ آمده است همگان از موافق و مخالف، از فضل و عظمت منزلت وی یاد کردهاند.[۱۲] با توجه به شهرت و آوازه کلینی، شیعه و سنی در فتاوا به او روی آوردند و وی را به «ثقه الاسلام» ملقب ساختند.[۱۳] به سبب تقوا، علم و فضیلت او، مردم در رفع مشکلات دینی و گرفتن فتوا به وی مراجعه میکردند.[۱۴] شیخ طوسی با تعبیرِ دانشمندی جلیل القدر، عالم به روایت[۱۵]، ثقه و عالم به اخبار از کلینی یاد میکند.[۱۶] نجاشی دانشمند رجالی شیعه او را شیخ و پیشوای شیعه در «ری» در زمان خویش و موثقترین آنها در حدیث و ضبط آن معرفی میکند.[۱۷] عالمان شیعی دیگر نظیر ابن شهرآشوب[۱۸]، علامه حلی[۱۹]، ابن داوود حلی[۲۰]، تفرشی[۲۱]، اردبیلی[۲۲] و سید ابوالقاسم خویی[۲۳] نیز تعابیر و عبارات شیخ طوسی و نجاشی را تأیید کردهاند. سید بن طاووس، وثاقت و امانت او را در نقل حدیث مورد اتفاق همگان میداند.[۲۴] ابن اثیر از مورّخان اهل سنت، کلینی را در زمره بزرگان و علمای امامیه میشمارد.[۲۵] ذهبی، کلینی را شیخ شیعه، عالم امامیه و صاحب تألیفات معرفی میکند.[۲۶] ابن حجر عسقلانی و ابن ماکولا کلینی را از فقها و نویسندگان مذهب شیعه معرفی کردهاند.[۲۷] ابن عساکر هم در کتاب خویش از وی با بزرگی یاد میکند.[۲۸] آثار و تألیفات
محمد بن یعقوب کلینی افزون بر «کافی» دارای آثار دیگری نیز بوده که جایگاه علمی او را در غیر از علم حدیث آشکار میسازد. برخی از این کتب عبارتند از:
شاگردان و راویان در میان شاگردان و کسانی که از کلینی نقل روایت کردهاند نیز شماری از بزرگان شیعه قرار دارند:
پانویس
10. پرش به بالا↑ غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۱۶۶ به بعد. 11. پرش به بالا↑ غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۴ و ۱۲۵ 12. پرش به بالا↑ بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۳۲۵ 13. پرش به بالا↑ غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۲۶۴ - ۲۶۷ 14. پرش به بالا↑ مدرس، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۷۹ 15. پرش به بالا↑ طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۹ 16. پرش به بالا↑ طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۰ 17. پرش به بالا↑ نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۷ 18. پرش به بالا↑ ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص۱۳۴ 19. پرش به بالا↑ حلی، خلاصه الاقوال، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۵ 20. پرش به بالا↑ ابن داوود، رجال ابن داوود، ۱۳۹۲ق، ص۱۸۷ 21. پرش به بالا↑ تفرشی، نقد الرجال، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۳۵۲ 22. پرش به بالا↑ اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۲۱۸ 23. پرش به بالا↑ خویی، معجم الرجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۱۹، ص۵۴ 24. پرش به بالا↑ ابن طاووس، کشف المحجه، ۱۳۷۰ق، ص۱۵۹ 25. پرش به بالا↑ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۸، ص۳۶۴ 26. پرش به بالا↑ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۳ق، ج۱۵، ص۲۸۰ 27. پرش به بالا↑ عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۴۳۳؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۸۶. 28. پرش به بالا↑ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۶، ص۲۹۷ 29. پرش به بالا↑ نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۷. 30. پرش به بالا↑ طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۹. 31. پرش به بالا↑ ابن شهراشوب، معالم العلماء، ص۱۳۴. 32. پرش به بالا↑ غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۱۸۲ به بعد یادداشتها
منابع
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:24  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
زندگی نامه شیخ مفید (علیه رحمه) محمد بن محمد بن نُعمان مشهور به شیخ مُفید (۳۳۶ یا ۳۳۸- ۴۱۳ق) متکلم، فقیه و تاریخنگار امامیه در قرن ۴ و ۵ قمری. او را از احیاکنندگان فرهنگ شیعی و فقه امامیه دانستهاند. مفید با تدوین اصول فقه، روش جدیدی در علم فقه پایهگذاری کرد. این شیوه اجتهاد، راه میانهای بود بین روش حدیثی شیخ صدوق و شیوه قیاسی ابن جنید. شیخ با بهرهگیری از روش ابن ابی عقیل عمانی، کتاب التذکرة بأصول الفقه را نوشت و اصولی را برای استنباط احکام تدوین کرد. شاگردانش سید مرتضی و شیخ طوسی روش او را پی گرفتند. شیخ مفید را به خاطر کتاب الاعلام فیما اتفقت الامامیة علیه من الاحکام، بنیانگذار فقه مقارن دانستهاند. زندگینامه، نسب، لقب، ولادت محمد بن محمد بن نعمان بن عبدالسلام بن جابر بن نعمان. در ۱۱ ذیالقعده سال ۳۳۶ق یا ۳۳۸ق به دنیا آمد. تولد او در عکبری -نزدیکی بغداد- در مکانی معروف به «بازارچه ابن بَصرِی» بود. پدرش شغل معلمی داشت و بدین جهت شیخ مفید به «ابن المعلم» مشهور بوده است. عکبری و بغدادی نیز دو لقب دیگر او هستند. مفید در مناظرهای با علی بن عیسی رمانی دانشمند متعزلی شرکت کرد و در آن استدلالات طرف مقابل را باطل کرد. پس از آن رمانی او را به نام «مفید» ملقب کرد. در منابع تاریخی دو فرزند برای مفید ذکر شده است؛ یکی ابوالقاسم علی، و دیگری دختری که اسمش در منابع نیامده است. وی با ابویعلی جعفری ازدواج کرده است. تحصیلات مفید در کودکی به همراه پدر به بغداد آمد و فراگیری علم را نزد دانشمندان بزرگ کلام مانند حسین بن علی بصری معروف به جُعَل -از شیوخ بزرگ معتزله در عصر خویش و سرآمد در فقه و کلام- و ابویاسر شاگرد متکلم نامی ابوالجیش مظفر بن محمد خراسانی بلخی که ظاهراً طاهر نام داشته است آغاز کرد. مفید به پیشنهاد ابو یاسر در مجلس درس علی بن عیسی رمانی -دانشمند معروف معتزلی مذهب- شرکت کرد. و چنانکه از روایات وی برمیآید از پنج سالگی به طریق اجازه، نقل روایت کرده است. وی در حدود ۴۰ سالگی ریاست شیعیان را در فقه، کلام و حدیث بر عهده داشت و در دفاع از عقاید شیعه، با علمای دیگر مذاهب مناظره میکرد. دوره حیات مفید، دورهای پر آشوب بود تا آنجا که وی سه بار در سالهای ۳۹۲ یا ۳۹۳، ۳۹۸ و ۴۰۹ از بغداد تبعید شد. با این حال وی نزد خلفا از منزلتی والا برخوردار بود و از دشنامهایی که ترجمهنگاران سنی بخصوص خطیب بغدادی به وی میدهد میزان تأثیرگذاری وی در جامعه زمان خودش به دست میآید. از عبارت وی برمیآید که مردمان بسیاری به دست مفید، شیعه شدهاند و این امر خشم متعصبان را برانگیخته بود. سلوک شخصی گفتهاند مفید شخصی لاغر اندام، میان قامت و گندمگون بود صدقات وی بسیار بوده، خشوع و فروتنی نیکویی داشت، بسیار نماز میخواند و روزه میگرفت و لباس خشن در برمیکرد، تا بدانجا که وی را با لقب «شیخ مشایخ الصوفیه» خواندهاند. ابویعلی جعفری -داماد مفید- گزارش کرده است که او شبها کم میخوابید و بیشتر وقتش صرف مطالعه و نماز و تلاوت قرآن و یا تدریس میشد. درگذشت و تشییع شیخ مفید در جمعه ۲ یا ۳ رمضان سال ۴۱۳ق درگذشت. گفته شده که ۸۰،۰۰۰ تشییعکننده در میدان اُشنان بر جنازه وی به امامت سید مرتضی نماز گزاردند. شیخ طوسی، ازدحام مردم از همه مذاهب برای نماز گزاردن و گریستن در مرگ او را بیسابقه توصیف کرده است. او چند سالی در خانهاش مدفون بود و سپس به سوی مقابر قریش، نزدیک قبر امام جواد(ع) برده شد. اوضاع بغداد در زمان مفید در تنازعات مذهبی روزگار شیخ مفید، مناطق شیعهنشین بغداد، چون کرخ و باب الطاق بارها دچار آتش سوزیهای هولناکی شد. در سال ۳۶۱ (یا ۳۶۲) در دوران حکومت عزالدوله در اثر تعصب سبکتکین حاجب، فتنه و آشوب در بغداد بالا گرفت و هر روز فزونتر از پیش گشت. در این هنگام وزیر عزالدوله، ابوالفضل شیرازی، دستور داد که در کرخ آتش افکنند. کرخ بخش مهم بغداد، ناحیه شیعهنشین این شهر و بزرگترین مرکز تجارتی پایتخت عباسی بود. در این حادثه مردان و زنان بسیاری سوختند. در سال ۳۶۳بار دیگر در پی نزاعهای مذهبی کرخ به آتش کشیده شد. در سالهای آخر عمر شیخ مفید -سال ۴۰۸- قادر خلیفه عباسی به پشتگرمی محمود غزنوی به قتل و تبعید و حبس گروههای بسیاری از فرقههای مذهبی مخالف خود از جمله -به تعبیر مورخین سنی-رافضیان پرداختند. شیخ مفید در این دوران پرآشوب ریاست طایفه امامیه را بر عهده داشت. جایگاه علمی بنابر نقل تاریخنگاران وی تمامی کتابهای مخالفان را از حفظ نمود تا بتواند شبهههای آنان را پاسخ گوید. شیخ طوسی در کتاب الفهرست مفید را خوش ذهن، تیز فهم و حاضر جواب، پیشتاز در علم کلام و فقیهی پیشرو معرفی میکند. ابن ندیم در نیز در ذیل عنوان «ابن المعلم» مفید را با تعبیر رئیس متکلمان شیعه که در صناعت کلام بر دیگران مقدم است توصیف کرده و میگوید که او را بیهمتا یافته است. شیخ مفید از احیاکنندگان بزرگ علوم اسلامی و از مروجان فرهنگ شیعی و از نشردهندگان فقه امامیه است. تاسیس مشرب فقهی جدید به گفته سبحانی و گرجی قبل از شیخ مفید، دو روش فقهی رایج بوده است. روش نخست آن بود که علمای شیعه احادیث فقهی منقول از معصومان(ع) را با سلسله سند و گاه بدون سلسله سند عیناً و بدون هیچ تصرفی در متن حدیث به عنوان فتوای فقهی خود نقل میکردند. بعدها این شیوه، اندکی تکامل یافت و فقها، به خود اجازه میدادند که در همان محدوده احادیث تا حدّی اجتهاد کنند و طبق مدلول و مضمون احادیث فتوی دهند. کتاب الشرائع ابن بابویه قمی و المقنع و الهدایة شیخ صدوق بر همین شیوه تألیف یافته است. روش دیگر فقهی در این دوران تکیه بر قیاس بود. که در این روش گاه فقهیان پای را از نصوص دینی فراتر میگذاشتند. مهمترین شخصیت این روش فقهی ابن جنید اسکافی از اساتید شیخ مفید است. ابن ابی عقیل عمانی نیز به این شیوه اجتهادی عمل میکرده است. شیخ مفید با الهام از روش فقهی استادش ابن ابی عقیل عمانی مشرب فقهی جدیدی را بر اساس قواعد و اصول منظم پایهگذاری کرد. این شیوه اجتهاد، راه میانهای بود بین روش حدیثی شیخ صدوق و شیوه قیاسی ابن جنید. او در آغاز برای استنباط احکام، اصولی را در کتاب التذکرة بأصول الفقه تدوین کرد. شاگردان مفید، سید مرتضی در کتاب الذریعه و شیخ طوسی در کتاب عدة الاصول، این راه را ادامه دادند. ویژگیهای روش فقهی شیخ مفید مفید در شیوه اجتهادی خود برای عقل جایگاه بلندی قائل بود و یکی از راههای رسیدن به شناخت مفاهیم کتاب و سنّت را عقل میدانست و حتّی بر این اعتقاد بود که اگر حدیثی مخالف احکام عقل باشد مردود است. شیخ مفید با همان صلابت و قدرتی که در برابر اندیشه حدیثگرایی ایستاد با کسانی هم که قیاس را ملاک استنباط احکام قرار میدادند نیز به مقابله پرداخت و از استاد خود، ابن جنید، به دلیل تبعیت از این شیوه با شدّت توأم با احترام انتقاد کرده و با برهان قوی آن را رد میکرد و کتابهایی در ردّ تألیفات ابن جنید نگاشت؛ مانند نقض رسالة الجنیدی إلی اهل مصر و النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرأی. او خود در این باره مینویسد: «اما کتابهای ابوعلی بن جنید، او آنها را به احکامی آمیخته و در آنها به ظن عمل کرده و روش ناپسند مخالفین ما، قیاس را به کار بسته است و از این طریق مسائل منقول از امامان علیهم السّلام و دیدگاههای شخصی خود را درهم آمیخته و این دو را از همدیگر جدا نساخته است، هر چند که اگر آنها را از یکدیگر جدا هم میساخت، باز در آثار او حجتی نمیبود، زیرا او در نقل روایات تنها به متواترها اعتماد نکرده بلکه اخبار آحاد را هم تکیهگاه خود قرار داده است.» بنابراین شیخ مفید با طرد فقه مبتنی بر حدیثگرایی و کنار گذاشتن روش فقهی مبتنی بر رأی شخصی و قیاس، راه سومی را در فقه هموار نمود. در این شیوه اجتهاد، شیخ بین اخبار متعارض جمع کرده و از بهکارگیری اخبار آحاد عاری از قرائن صحت خودداری و با تدوین اصول فقه عملا فقه جدیدی را پایه گذاری نموده است. حضور در مناظرات علمی مفید در عصری میزیست که علمای بزرگی از مذاهب مختلف اسلامی در مرکز حکومت اسلامی، بغداد، زندگی میکردند و مجالس بحث و گفتگوی علمی بین آنان متداول بود. بیشتر اوقات این مناظرات پیش خلفای عباسی برگزار میشد. مفید نیز برای دفاع از مبانی اعتقادی شیعه در این جلسات حاضر میشد و به پرسشها و نقدها نسبت به مکتب شیعه پاسخ میداد. در خانه شیخ مفید نیز مجلس بحثی برپا میشد که جمله علما از مذاهب گوناگون در آن شرکت میجستند، مفید با تمامی آنان به بحث میپرداخت. حاضرجوابی، تیزهوشی، سرعت انتقال، زیرکی و علم سرشار و زبان نیکوی وی و صبر و شکیباییش در مقابل دشمن به او امکان میداد که با دانشمندان گوناگون از فرقههای مختلف از معتزله و مجبره و زیدیه و اسماعیلیه و دیگران به مناظره بنشیند. در این زمینه شیخ مفید کتاب ارزشمندی به نام الاعلام بما اتفقت علیه الامامیة من الاحکام تألیف کرد و در واقع نخستین بنای فقه مقارن به دست این عالم توانا تأسیس شد و با الانتصار سید مرتضی و الخلاف شیخ طوسی و تذکرة الفقهای علامه این بنا تکمیل گردید و گسترش یافت. شیخ مفید در مقدمه الاعلام چنین مینویسد: «اکنون من احکام فقهی مورد اتفاق امامیه و مسائل فقهی اتفاقی اهل سنّت و یا برخی از فرقههای آنان را که با نظر امامیه اختلاف دارند، در اینجا گرد آوردهام تا به اول کتاب اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات افزوده شود و کسی در این کار بر من سبقت ندارد.». اساتید عصر شیخ مفید عصر شکوفایی علم بود و از این رو شیخ توانست از محضر اعاظم محدثین، متکلمین و فقهای فریقین استفاده کند. مؤلف کتاب اعیان الشیعة پنجاه و شش تن از این بزرگان را به عنوان اساتید شیخ مفید معرفی میکند. مشهورترین آنان عبارتند از:
شاگردان شیخ مفید یکی از دانشمندان بزرگ شیعه است که در پای درس این شخصیت برجسته شاگردان مبرّز بسیاری حضور مییافتند که در اینجا به نام برخی از آنان اشاره میشود.
آثار کتاب ارشاد شیخ مفید مجموعه مکتوبات شیخ مفید بر اساس فهرست نجاشی ۱۷۵ کتاب و رساله است. آثار او در چندین رشته علمی قابل دستهبندی است. معروفترین اثر او در علم فقه المقنعة، در کلام اوائل المقالات و در شرح حالنگاری امامان الارشاد است. مجموعه آثار مکتوب شیخ مفید در مجموعهای ۱۴ جلدی با عنوان مصنفات شیخ مفید منتشر شده است. این مجموعه در سال ۱۳۷۱ش و برای برگزاری کنگره جهانی شیخ مفید منتشر شد.
کنگره جهانی هزاره شیخ مفید کنگره جهانی هزاره شیخ مفید در تاریخ ۲۸ - ۳۰ فروردین ۱۳۷۲ش (۲۴ - ۲۶شوال ۱۴۱۳ق) در مدرسه عالی تربیتی و قضایی در شهر قم برگزار شد. بزرگان و اندیشمندانی از کشورهای اسلامی و غیر اسلامی در این کنگره حضور یافتند و به ارائه مقالات خود درباره شخصیت علمی و دینی شیخ مفید پرداختند. بخشی از آثار شیخ مفید از سوی کنگره هزاره شیخ مفید به چاپ رسید فیلم سینمایی شیخ مفید فیلم ۹۰ دقیقهای شیخ مفید در سال ۱۳۷۴ش با نویسندگی محمود حسنی و کارگردانی سیروس مقدم و فریبرز صالح ساخته شد. در سال ۱۳۸۱ش این فیلم در قالب سریال و با نام خورشید شب از شبکه دو تلویزیون ایران پخش شد.
منابع
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:23  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
فهرست فیلسوفان مسلمان فهرست فیلسوفان مسلمان: شامل فیلسوفان طبیعی، مشاء، اشراق، حکمت متعالیه و متاخرین آن. ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:48  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
بسمه تعالي (ایده آلیسم – رئاليسم – پراگماتیسم ) تعریف ایده آلیسم : ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:45  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
مدیریت اسلامی استاد مضمون : دکتر عبادی درس اول « مدیریت اسلامی» مدیریت چیست؟ دانش مدیریت: علم است. آیا علم دینی یا غیر دینی دارد؟ توضیع و توجیه این ترکیب: در اصطلاح رایج امروز قلمرو مدیریت، در سازمان است. تاسیس سازمانها توسط انسان است که بر حسب نیازهای اجتماعی آنان صورت پذیرفته . تعریف سازمان: سازمان ساختار آگاهانه و رسمی از نقش ها و پست ها است. مدیریت آموزشی Educational administration: شاخه ای از دانش مدیریت است که حوزه تحقیق و کاربرد آن در سازمانهای آموزشی است. همانطور که سایر شاخه های مدیریت بر استفاده بهینه از منابع سازمانی برای تحقق کارآمد و موثر اهداف تعیین شده در یک محیط کاری خاص متمرکز می شوند، مدیریت آموزشی، هدفش یادگیری دانش آموزان است و هر چه بهتر و کم هزینه تر انجام شود مقبول تر است. منتهی چون سازمانهای آموزشی با اهداف فرهنگی و ایدئولوژیک هماهند به سختی می توان اهداف آنها را اندازه گیری کمی کرد. تاریخچه و قدمت مدیریت در ابتدا، توانایی های فزیکی اساس توزیع قدرت، وضع قوانین و برتری موقعیت بود،اما به تدریج هوش، زیرکی، ابتکار و دور اندیشی جایگاه ویژه ای در زندگی اجتماعی به دست آوردند. ( تام و جری) نظرات نوین متفکرین ، تکنولوژی، ابزار جدید تولید، تولید انبوه، گسترش ارتباطات در قرن 18 و 19 آثار زیادی در سبک زندگی و روابط اقتصادی و اجتماعی گذاشت. و به تدریج دانشمندان و صاحبان سرمایه را برآن داشت که وضعیت جدید را به طور اصولی و علمی و در جهت بقا و رشد و پیشرفت سازمانها و افراد جامعه بررسی و مطالعه کنند. رابطه انسان شناسی با دانش علوم انسانی انسان و ابعاد وجودی او، مشترک بین تمامی علوم انسانی و ستون فقرات آنهاست. لذا در علوم انسانی بخشی به عنوان انسان شناسی لازم است. اگر علم = science ( تجربی و غیر تجربی ) باشد. علوم انسانی 3 علوم خواهد بود. اما اگر علم= دانشی که شیوه تحقیق آن تجربی است علوم انسانی knowledge ( معارف ) دانش روانشناسی یا جامعه شناسی بطور مستقیم بعدی از انسان را مورد مطالعه قرار می دهد. اما مدیریت به طور مستقیم از انسان بحث نمی کند، بلکه به طور ثانویه و از دستآوردهای سایر علوم در مورد انسان استفاده می کند. البته انسان شناسی بحث از مباحث زیستی او نیست، بلکه شناخت خاصیت، هدف از آفرینش او، رشد کمال او، اراده و اختیار او، نیت ها و انگیزه های او.... ارتباط انسان شناسی با مدیریت نیاز مباحث مختلف مدیریت به مبحث « ارزش های انسانی» یعنی پایبند کردن کارکنان به یک سری اصول اخلاقی ارزشمند موید خود کنترلی و احساس شخصیت و ارزش و دوری از احساس حقارت و در صورت اعتماد، نیروهای فعال و مولد افزایش می یابد. راه ترویج ارزشهای اخلاقی چیست؟ چگونه افراد متعهد تربیت کنیم؟ 2 مقدمه:
مقدمه1) فکری و نظری است. یعنی چی بسا خوبی و درستی امری را تصدیق می کند. مقدمه 2 ) افراد را عامل بار آوریم که مطابق آن رفتار نماید. یعنی سیستم خود کنترلی درونی. بخشی از این کار به روانشناسی ارتباط دارد، یعنی آگاهی از غرایز، کنش ها و میل های درونی افراد و چگونگی تقویت آنها و چگونگی شکل گیری اراده اختیاری او. علاوه بر روان شناسی، برای موفقیت در درونی کردن ارزشها، پرداختن به مباحث فلسفه اخلاق در واقع بین مسائل کاربردی تربیت و روان شناسی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. پس ایجاد انگیزه به شناختن حالات روحی انسان و شناخت اینکه چگونه می شود انگیزه کار را در فرد ایجاد کرد بستگی دارد. امروزه به این رسیده اند که ریشه انگیزه ها صرفاً در منافع مادی نیست بلکه انگیزه های روانی به مراتب از انگیزه های مادی قوی ترند. تاکید بر ابعادی روانی انسان شناسی و فلسفه اخلاق در فلسفه اخلاق، مکاتب مختلفی وجود دارد، برخی از فلاسفه، اخلاق را یک سلسله اعتبارات قراردادی تلقی می کنند یعنی هیچ پایه عقلائی و واقعی برای آن قائل نیستند. طبق این نظر، ارزش اخلاقی تابع قراردادهای اجتماعی است. در جامعه ای ممکن است، عملی ارزش و همان عمل در جامعه دیگر، ضد ارزش محسوب شود. بستگی به نوع قرار داد اجتماعی دارد. بعضی از مکاتب دیگر قائلند: ارزشهای اخلاقی مبانی واقعی و تکوینی دارند و ریشه آنها در فطرت آدمی نهفته است. بنا بر این باید روح انسان را بشناسیم. از این جهت که ارزشها ابزاری هستند که انسان را در جهت رسیدن به کمال نهایی کمک می کنند، لذا ارزشها ثبات دارند و تابع شرایط و تغییر جوامع نیستند، بنا بر این در فلسفه اخلاق برای شناخت ارزشها باید انسان را از آن جهت که حرکتی تکاملی و هدفی نهایی دارد بشناسیم و رعایت ارزشهای اخلاق نیز در واقع، پیمودن راههایی است که انسان را به کمال مقصود می رساند. باید دانست انسان کیست؟ کمالش چیشت؟ تا فهمید راه رسیدن به کمال کدام است؟ و وجود فلسفه اخلاق صحیح برای رسیدن به کمال ضرورت دارد. انسان شناسی پیش نیازی ویژه برای مدیریت چه بسا هدف خاص یک سازمان تولیدی، بایدهای حاکم بر رفتار کارکنان را تعیین می کند. تبیین ضرورت مباحث انسان شناسی در مدیریت
لزوم طرح مباحث انسان شناسی در مدیریت از این جهت است که در مدیریت ارزشهای انسانی مطرح می شود و این ارزشها نیز باید پایه های منطقی و فلسفی داشته باشند. و اینجاست که مباحث مربوط به فلسفه اخلاق مطرح می شوند. از آنجا که نظر اسلام در فلسفه اخلاق، مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و رابطه آن با رفتار های اوست، باید انسان و ماهیت او را بشناسیم تا کیفیت پیدایش ارزشها از مایه های فطری و واقعی او را درک کنیم. اختلاف در شناخت ماهیت انسان و انسانیت به همان روح است و بدن ابزاری برای تکامل روح، ارزش گلدان به آن گل است. ماهیت انسان مادی الهی: (1) انسان علاوه بر بعد جسمی، دارای روح نیز هست و در مجموع هستی با ماده مساوی نیست. ( 2 ) راه شناخت منحصر به حس نیست بلکه عقل، معرفت حضوری و مشهود باطل نیز به عنوان ابزار های شناخت محسوب می شوند. نظام ارزشی اسلام مقصود، مجموعه ای هماهنگ و مرتبط از باید ها و نباید هاست که تمامی آنها هدف واحدی را تعقیب می کنند. کاربرد ارزش در مسایل اقتصادی: ارزش در واقع یک کیفیت است و حاکی از رغبت درونی و مطلوبیت شی در نزد فرد است. در نتیجه ملاک ارزشی، مطلوبیت است، گو اینکه مطلوبیت، حالتی روانی است و ذاتاً قابل اندازه گیری نیست، اما آثار و لوازم مطلوبیت را می توان اندازه گیری کرد. ذاتی ارزش غیری مقصود از ارزش در بحث حاضر ارزش اخلاقی است یعنی مقصود ارزشهای عملی یا رفتاری است که با اختیار از انسان صادر می شود. و موضوع آن نیز رفتار اختیاری انسان است. بنا بر این معنای نظام ارزشی اسلامی اینست که از نظر اسلام ارزشهای خاصی معتبر است که محور این ارزشها افعال اختیاری انسان است و این ارزشها از درون با یکدیگر چنان ارتباطی دارند که مجموعه ای هماهنگ با یک نظام را تشکیل می دهند. ویژگیهای نظام ارزشی در اسلام:
شمول نظام ارزشی اسلام: یعنی هیچ مساله ای از مسائل زندگی انسان نیست که تحت پوشش ارزشهای اخلاقی اسلام قرار نگیرد. یعنی تمامی ارتباطات مناسب و مفید مورد نظر قرار گرفته اند. ارتباط انسان با خدا - با خلق - با خود - با خانواده – جامعه - روابط بین الملل - یعنی جامعیت دارد. انسجام درونی: در نظام های متفاوت، متغیرهایی از قبیل پول داشتن، علم داشتن، قهرمان بودن، ... به عنوان ارزش تلقی می کنند در حالیکه بین آنها ارتباط و انسجامی نیست و تنها یک مجموعه ساختگی است. قابلیت تبیین عقلانی : برخی از مکاتب وادی ارزشها را عواطف و احساسات انسان می دانند که مقوله ای جدای از استدلال و تعقل است. ارزشها در برابر واقعیت ها قرار دارند و بین ارزش و واقعیت پیوندی نیست. در فلسفه اخلاق این موضوع است که آیا ارزشها با واقعیات ارتباطی دارد یا نه؟ تبیین عقلانی ارزشها، فقط زمانی ممکن است که بتوان رابطه بین ارزشها و واقعیتها را کشف کرد، زیرا عقل فقط واقعیتها را درک می کند. اگر ارزشها صرفاً تابع قرار داد باشند هیچ رابطه منطقی با هم ندارند و هیچ دلیل عقلی هم نمی تواند آنها را ثابت کند. تنها زمانی می توان بر موضوعی استدلال عقلی آورد که آن موضوع بر یک سلسله روابط علی و معلولی مبتنی باشد. در نظام ارزشی اسلام، محور ارزشها افعال اختیاری انسان است. رفتار آدمی واسطه بین نیازها و اهداف اوست و بین این دو ( رفتار و اهداف ) رابطه ای منطقی وجود دارد. هر رفتاری موجبات رسیدن به هر هدفی را فراهم نمی کند. بلکه باید بین این دو منطقاً ارتباط باشد. نیاز رفتار هدف باید دید برای رسیدن به هدف، چه رفتار خاصی مورد نیاز است. بنا بر این رابطه بین رفتار و اهداف انسان بر اساس قانون علیت قابل تبیین است. + هر یک از مکاتب متفاوت فلسفه اخلاق، ملاک هایی را برای تشخیص ارزشها تعیین کرده اند. یکی از قدیمی ترین ملاک ها « لذت انگاری و خوش گرایی» است که دو صورت دارد:
مکتب نفع گرایی هر چیز که دارای سود و منفعت باشد ارزشمند است. اما اختلاف در اینست که آیا ملاک ارزشی، منفعت فردی است یا اجتماعی. ملاک دیگر: معیار ارزشی، پذیرش وجدانی عمل است. یعنی تمام مردم آن کار را ستایش کنند. تبیین لذت و سود نا محدود. از نظر اسلام بعضی از لذتهای بی دوام، گذرا و ناپایدار و سطحی دنیوی با لذات نامتناهی و همیشگی آخرت تضاد دارند. بنا بر این بر فرض اینکه ملاک اصلی ارزش را« لذت» بدانیم، باید بین لذتها تفاوت و تفکیک قائل شویم. و این گونه نیست که اصل لذت به عنوان یک معیار از نظام ارزشی اسلامی حذف شده باشد« فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین» زخرف/ آیه 71. اما سود نا محدود: بعضی از مکاتب اخلاقی، معیار ارزشی را منفعت و سود عملی می دانند و در مقابل، عملی که هیچ سودی برای دنیای مادی و رفاه زندگی نداشته باشد از نظر آنها بی ارزش است. اسلامی نیز اصل منفعت را می پذیرد، اما سود را اعم از مادی و معنوی می داند. حسن فعلی و حسن فاعلی در قرآن دارد ( امنوا ) حسن فاعلی و عملوا الصالحات ( حسن فعلی ) را در کنار هم ذکر می کند. حسن فعلی بدون حسن فاعلی مثل عبارت به قصد ریا. مراتب داشتن ارزشها، یعنی درجه بندی در ارزشها بعضی از مکاتب، ارزش را دارای یک مرحله می دانند. اگر انجام کاری فقط برای اطاعت از حکم عقل و ندای وجدان باشد، ارزشمند است اما اگر همراه با ارتقای عواطف باشد. دیگر ارزشی ندارد. در حالیکه در اسلام هر یک از این رفتار ها مرحله ای از ارزش را داراست.
از نظر مکاتب مختلف فلسفه اخلاق این بحث مهمی است که آیا اخلاق نسبی است یا مطلق؟ یعنی آیا ارزشهای اخلاقی به تناسب افراد، زمان و مکان و سایر شرایط تغییر می کنند یا پیوسته ثابتند؟ 1) معتقدند که ارزشهای اخلاقی مطلقند ( کانت) 2) معتقدند که ارزشهای اخلاقی کاملا نسبی است
اما از نظر اسلام: در اسلام یک سلسله اصول کلی، ثابت و مطلق اخلاقی وجود دارد که تحت هیچ شرایطی تغییر نمی کند، اما مصداق آنها تغییر پذیر است . مثلا راست گفتن تا آنجا که به صلاح فرد و جامعه است، با ارزش است. ملاک کلی ارزش اخلاقی مصلحت عمومی فرد و جامعه و مصلحت واقعی انسانیت است. اصول مدیریت اسلامی مقدمه دوم مدیریت از دیدگاه قرآن مصلحان جامعه: صنفان اذا صلحا... العلما و الامراء این در صنف نقش اول در تغییر و تحولات اجتماعی را عهده دارند. پس گلوگاه ها، مراکز فرهنگی، تربیتی، آموزشی و دانشگاهی است. اولین مرکز تربیتی خانواده است رشته هایی در مورد خانواده باید تعیین و آموزش داده شوند. این می تواند پایه و اساسی برای اصلاح نظام فرهنگی- سیاسی و اجتماعی باشد. در بحث خانواده، مهمترین بحث اشتغال بانوان است. بانوان سه شغل دارند:
ساعات کار بانوان و حوزه های خاص شغل اجتماعی زنان عدم تعریف حقوق همسری و مادری به نحو صحیح از حیث فقهی و منزلت اجتماعی باعث تراکم مشاغل اجتماعی زنان شده و مصیبت به بار می آورد که انهدام خانواده نتیجه آن خواهد بود. در مورد شغل همسرداری و فرزند داری می توان آن را از مصادیق« و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوهآ ان الله کان علی کل شیء حسیبًا. نساء/ آیه86. نظام آموزشی براساس مراحل رشد پسر و دختر از نطفه تا بلوغ قوی ترین نیروهای تربیتی و افراد صلاحیت باید عهده دار این دوران باشند. اینها احتیاج به مراقبت های شکل گیری شخصیت از نظر سلامت جسمی و روانی دارد و پیش نیاز آن کفویت پدر و مادر است و لذا باید آموزش، مشاوره و مورد یابی خوب مدیریت شود. رابرت مرداک یهودی: اگر مادر خانواده که همه چیز را مدیریت می کند به لجن بکشیم تمام جامعه به لجن کشیده خواهد شد. حال که اصلاح جامعه باید از مدیریت شروع شود. برای اصلاح مدیریت از چه ابزاری باید استفاده کرد؟ قرآن توضیح می دهد: « والذین یمسکون بالکتاب و اقاموا الصلوه انا لا نضیع اجر المصلحین» اعراف/ 170 پس شرط اساسی اصلاح مصلحان :
در تمسک، مبالغه هم نهفته. تفسیر « یمسکون بالکتاب» فقرۀ آیۀ شریفه. « نذوا ما آتیناهم بقوه و اذکروا ما فیه» است. اخذ قرآن با قوه معنی مطابقی تمسک به قرآن است. قرآن را به دست گرفتن یعنی از مرحله فهم گذشتن و به مرحله عمل رسیدن. قرآن و مدیریت یکی از فلسفه های نزولی و تدریجی آیات به این معنا بر می گردد که مدیریت و رهبری الهی در جامعه بشری، نیازمند تربیت و هدایت فکری و قلبی است. این نکته در قرآن چنین مطرح شده است: « و قال الذین کفروا لولا نزل علیه القرآن جمله وحده کذلک لنثبت به فوادک و رتلنه ترتیلا» فرقان/ آیه 32. یعنی، نقش و هدف اول این نزول تدریجی، تربیت و تهذیب مدیریت اسلامی است. این معنا در همه آیات می تواند مطرح باشد، پس قرآن کریم، منبع عام مدیریت اسلامی است. در عین حال، حوزه خاصی از مباحث قرآن که به طور ویژه روی مدیریت اسلامی عنایت دارد، قصص قرآن است. احساس امنیت حتی در شرایط عتدم اعتماد. بالا بردن این احساس با ورزشها یا روش. لذا ضرورت برنامه های عملی خود سازی تا اعتقاد و باورهای مدیر، محکمتر شود. و کلا نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فوادک... هود / 120 این یک ضرورت است در آموزشهای مدیریتی به ویژه برای پستهای حساس و کلیدی. به عنوان اصل شاخص و فراگیر، اصل اول اصل عدم تقدم بر خدا و رسول است: یا ایها الذین امنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله و اتقوا الله ان الله سمیع علیم. حجرات/ 1. اصل دوم اصل آخرت گرایی آخرت گرایی نفی دنیا نیست؛ بلکه امکانات دنیوی را در راستای اهداف اخروی قرار دادن است.« و ابتغ فیمآ ءاتئک الله الدار الاخره و لا تنس نصیبک من الدنیا.... قصص/ 77. الگوها: برخورد خداوند، با قارون و ثروتش کشی که در مسیر احسان و انفاق و به کارگیری امکانات و ثروتش، در جهت آخرت نباشد، در مسیر فسادات و موجب اختلال نظام معیشتی مردم می شود. بلکه فرد و جامعه را به هلاکت می کشاند. « و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه» بقره/ 195. علت عذاب قارون چیست؟ با اینکه او ثروتش را از راه نامشروع به دست نیاورده . « قال انما اوتیته علی علم عندی» اینها را براساس صلاحیت و قابلیت شخصی خودم به دست آوردم. برای روشن شدن مطلب، باید انعکاس رفتار قارون در جامعه را ببینیم که هوش و حواس مردم را به خود جلب کرده و ترویج دنیا طلبی می کند. « فخرج علی قومه فی زینته قال الذین یریدون الحیوه الدنیا یلیت لنا مثل ما او تی قرون انه لذو حظ عظیم» قصص/ 79. زندگی دنیایی و امور معیشتی و مادی اصل شده بود.« مصرف قارونی». فرهنگ دنیا طلبی که چیره شد دیگر مردم از لحاظ روحی، روانی، فکری، آمادگی قبول ریاضت های اقتصادی و ... را نخواهند داشت. شیوه و نحوه برخورد خداوند با قارون و ثروتش در سیاستگذاریها مهم است، چون خداوند به زمین دستور می دهد که ثروت قارون را نیز ببلعد. بالاخره در جمع بین آخرت و دنیا معیار چیست؟ معیار در این موارد « اصل زهر» است. لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتئکم. حدید/23. نوع توجه به دنیا مهم است، زاهد کسی است که فقدان یا به دست آوردن دنیا تلاطم در وجودش ایجاد نمی کند. در سیاست گذاریها ملاحظه می کنیم که ) اصل، معنویت و آخرت گرایی است و نمی شود به واسطه نفع اقتصادی، ارزشهای متعالی را نادیده بگیریم. نمونه ها:
حکمی که حضرت امام خمینی در مورد سلمان رشدی دادند، محدودیت اقتصادی برای کشور پدید آورد و دشمنان محاصره اقتصادی را علیه نظام، تدارک دیدند، ولی امام با نگاه آخرت گرایی و تکیه بر خداوند، دست از حکم الهی نکشید. شاخص های نظام اسلامی در مسیر آخرت گرایی
الف) همسران پیامبر و زینت دنیا ب ) کارگزاران در حکومت اسلامی
از نظر قرآن سلامت اخلاقی هر جامعه ای در درجه اول در گرو وضعیت زنان آن جامعه است. مراجعه کنیم به قرآن وقتی مریم نذر می کند، فرزند در شکم خود را مواضع و مبلغ دین خدا قرار دهد و بعد از زایمان می بیند فرزند، دختر است: « قالت رب انی وضعتها انثی و الله اعلم بما وضعت و لیس الذکر کالانثی. آل عمران/36. به زبان عرفی ما« کجا پسر مثل دختر می شود؟! در چه چیز؟ مورد آیه مگر مبلغ دین و اخلاق نبود؟ پس در این حوزه ما در موثرتر از پدر است. اصل سوم: وحدت و هماهنگی مساله وحدت در نظام اجتماعی، مساله اساسی است که از حیث نظری بر دین اسلام استوار است و از حیث عملی هم باید مدیریت واحدی در راس نظم و مجموعه ها باشد تا یک امر و یک فرمان بر سیستم و مجموعه ها جاری بشود. « و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا » این اصل در نظام تکوین نیز هست. در سوره حجرات که تنظیم روابط اجتماعی و سازمانی را تذکر می دهد. این اصل مهم مطرح است.
« انما المومنون اخوه فاصلحوا بین اخویکم» حجرات/ 10. اصل چهارم: اعمال مدیریت بر اساس اختیار نیرو ها در نظام خلقت، مدیریت الهی بر شوق و رغبت پدیده ها استوار است. به عنوان تمثیل یا یک جریان تکوینی خداوند به آسمان و زمین چنین فرمود: ائتیا طوعا او کرها. فصلت/11. خطاب به تمام هستی است که با میل و رغبت یا کراهت، تحت فرمان الهی درآیید. « قالتا اتینا طائعین» فصلت/ 11. همه مخلوقات اعلام کردند با میل و رغبت تحت اطاعت شمائیم. این اطاعت عاشقانه و از روی اختیار در عالم انسانی نیز هست. « انا هدینه السبیل اما شاکرا و اما کفورا » انسان/3. این سنت الهی است که انسان بر اساس اختیار، اعمال رای و اعمال اراده کند. شاخص این مطلب در بیانات قرآنی« لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الفی» است. کسی را نمی توان به زور وادار به پذیرش معنایی کرد. اساسا امور قلبی الزام بردار و قهرپذیر نیست، بلکه هر معنایی را می بایست با میل و رغبت به کسی قبولاند. پیامبر نیز به عنوان مبلغ و مجری احکام الهی، با توجه به میل و رغبت انسانها، دین را به آنان عرضه می کند. و بحث اجبار و تحمیل بر مردم نیست. « الله حفیظ علیم و ما انت علیمهم بوکیل» این خواست که مراقبت و مسلط بر خلایف است و شما وکالت بر جان مردم نداری. « فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر» غاشیه/ 21-22. پس تذکر بده که تو صرفاً تذکر دهنده ای و بر مردم سیطره نداری. خلاصه با توجه به آیات فراوانی که در این زمینه وجود دارد معلوم می شود که انسان نسبت به اعمالی که از او صادر می شود مسوولیت دارد و این مسوولیت اقتضا دارد که انسان در عملکردش، آزادی عمل داشته باشد. لذا امیر مومنان علی علیه السلام در برابر نیرو های تحت فرمانش می گوید: انی لعالم بما یصلحکم و بما یقیم او دکم و لکنی لا اری اصلاحکم با فساد نفسی. خطبه 69 « من به خوبی می دانم که چگونه کجروی شما را اصلاح کنم و لکن من اصلاح شما را به قیمت فاسد شدن خود نمی خواهم. نمی خواهم از سلامت اعمال مدیریت خارج شوم. اصل پنجم: اصل اعمال مدیریت بر اساس بصیرت نیرو ها مدیریت الهی نه می تواند اجبار کند و نه می تواند براساس جهل و تقلید و تحریک، مردم را به اطاعت بکشاند، بلکه نیروهایش با آگاهی و اختیار باید عمل کنند. چرا که عمل بر اساس جو سازی و تبلیغ نوعی تعمیل است. مستندات اصل بصیرت بصیرت در نظام آفرینش در طبیعت کل قد علم صلوته و تسبیحه. نور/ 41. در انسان انا خلقنا الانسان.... فجعلناه سمیعاً بصیرا. انسان/2 بصیرت کتب آسمانی قد جائکم بصائد . انعام/ 104. اساس دین، مبتنی بر تفکر است: « قل انما اعظکم بواحدۀ ان تقوموا لله مثنی و فرا دی ثم تتفکروا.... سبا/46. دعوت انبیاء براساس بصیرت : « قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیرۀ انا و من اتبعنی.... یوسف/108. تبیین حقایق، قبل از هلاکت اقوام « و ما کان الله لیضل قوماً بعد اذ هدئهم حتی یبین لهم ما یتقون.... توبه / 115. « و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا. اسراء/15. لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینۀ.... انفال/42. بحث مستقل اگر دانش ها به وسیله خود بشر تولید می شوند و معیار اثبات حقانیت و صحت شان هم درونی است. یعنی یا به ضرورت منطقی بر می گردد یا به ضرورت تجربی و به بیرون از خودش بر نمی گردد، دیگر جایی برای حکومت دینی باقی نمی ماند.
دامنه علوم اسلامی کجاست؟ آیا محدود به فلسفه، کلام، فقه، حدیث و تاریخ اسلام است یا عریض تر و گسترده تر است؟ یک وقت بحث از لحاظ معرفت شناسی دنبال می شود: علم دینی آیا ثبوتاً قابل پذیرش هست یانه؟ عده ای قائلند علم دینی نداریم و علم ذاتاً سکولار است. علم، ذاتاً اکتشاف از واقع است و ابزار آن منفصل از دین است و ربطی به دین ندارد، منطق آن عقلانیت است و معیار صحت او هم ربطی به استناد به دین ندارد و ابزارش عقل بشری و تجربی است. پس در این حوزه باید دید. چه نسبتی بین دین و توانایی های ما در حوزه معرفت وجود دارد؟ آیا دین مکمل آنهاست را دین نقش سرپرستی دارد؟ نتیجۀ حاصل در این حوزه معرفت شناسی، خودش را در کارکردهای اجتماعی و الگوهای پیشرفت نشان می دهد. اگر ما به دنبال طراحی یک تمدن و نظام نوین در دنیای مدرن هستین حتی بدون دانش نمی شود. مدیریت کرد. بنا بر این علم دینی بنیان پیشرفت اسلامی است.
بان این نظر، همه علوم دینی هستند و این خودش به یک معنا، انکار علم دینی می شود. اگر خوبی و حقانیت را نسبی کردید، این انکار حقانیت است، هم موسی حق است و هم فرعون. چون که بی رنگی اسیر رنگ شد. دسته اول که قائلند علم ذاتاً سکولار است یعنی می گویند علم، خصلت ایدئولوژیک ندارد و آنها که طرفدار علم دین هستند طرفدار حکومتهای ایدئولوژیکند. باید گفت: علم مدرن مبتنی بر ایدئولوژی مردن است، اینکه علم ذاتاً غیر ایدئولوژیک است، خود این نظریه معرفت شناسی است که تحت تاثر یک ایدئولوژی است.
چگونه می شود این علم دینی را تولید کرد؟ عده ای گفته اند: 1) دانش مدرن را تهذیب کنیم ، گزاره های ناسازگار را کنار گذاشته و اصلاح کنیم. 2) عده ای معتقدند با تهذیب گزاره ها صرفاً، نمی شود علم اسلامی تولید کرد، بلکه با تغییر مبانی و مفروضات اساسی علم را تغییر و دانش مبتنی بر مبانی و مفروضات اسلامی را تولید کنیم. یعنی قائلند دانش ها مبتنی بر مفروضات متافزیک هستند که از آنها گاهی تعبیر به فلسفه های مضاف به علم می شود. مثل، فلسفه جامعه شناسی، فلسفه روان شناسی که بحث از متافیزیک آن علم می کنند. 3) اگر علم مبتنی بر متافیزیک است، اگر بخواهید آن متافیزیک را جاری در علم کنیم و دانش مبتنی بر آن علم باشد و گزاره ها آهنگ آن متافیزیک را داشته باشد، ناچار باید در مقول روش وارد شوید. چون اگر روش مبتنی بر متافزیک مادی باشد به شما اجازه الهیات مربوط به آن علم را در حوزه دانش نمی دهد. تبدیل گزاره های دینی به ادبیات برنامه ای مقدمه: دین حداقلی، خصلت فردی دارد. در این صورت دیگر دین حقوق ورود ندارد. در نقطۀ مقابل اما دین حداکثری، قدرت نفوذ به لایه های زندگی را دارد، اما نکته مهم و قابل توجه اینست که: دین حداکثری به این معنا نیست که شما کوچکترین مساله در زندگی را مستقیماً در آیات و روایات بیابید؛ از آن طرف دین مدعی است که من پاسخگوی تمام نیازها هستم، حلقه منفصل بین اینها اینست« خصلت استراتژیک بودن گزاره های دینی» یکی از گزاره های استراتژیک که ساختار دانش ما را شکل می دهد. این فرمایش رسول الله (ص ): انما العلم ثلاثه: آیه محکمه، فریضه عادله، سنت قائمه آیه محکمه= عقاید= نظام معرفتی احکام توصیفی فریضه عادله= احکام= نظام قانونی احکام تطبیقی/ واجب یا حرام- از الزامات حقوقی سنته قائمه= اخلاق= نظام فرهنگی احکام ارزشی این کلید واژه های آیه، فریضه و سنت در ادبیات دینی در چه شبکه ای به کار می رود؟ بحث عقاید در فضای خود و خودی را می بریم به مقیاس کلان عقاید تبدیل می شود به کل نظام معرفتی احکام توصیفی فریضه عادله، احکام تبدیل می شود به نظام قانونی دستگاه قانونگذاری در فضای جرم و مجازات، قوانین کیفری، حقوقی و مدنی که همان احکام تکلیفی باشند. و فضای اخلاقی تبدیل می شود به سیستم فرهنگی که همان احکام ارزشی باشد. کلان دانش در این سه حوزه طبقه بندی می شود. توجه دیگری برای اینکه ببینیم ترکیب روایات چگونه انجام می شود. امام صادق علیه سلام میفرماید: اصول المعاملات علی اربع،« معامله الله» ارتباط با خدا « معامله النفس»ارتباط با خود « معامله الفرد»ارتباط با همنوع و « معامله الدنیا» ارتباط با محیط و فضای زندگی. معامله به معنای عرفی، به معنای مبادله و داد و ستد است. در حالی که معامله در ادبیات دینی یعنی تعامل و ارتباطات. این ارتباطات می خواهد در فضای اقتصادی یا حقوقی یا اخلاقی شکل بگیرد. ترجمه: این روایت به زبان تخصصی: هفته یکبار ناخن گرفتن از برص یا پیسی جلوگیری می کند. تبدیل « بین کنترل هفتگی رشد ناخن با فعال ماندن رنگدانه های پوست رابطه معنادار وجود دارد.» با این مثال ها می خواهیم بگوییم. تا به حال از دین، یک حس فردی به ما منتقل نشده، الزامات قانونی به عنوان تکلیف و کلفت مستحبات را هم که می گوئیم مستحب است. در حالیکه مستحبات و مکروهات ما فرهنگ سازند. و حتی می گوئیم مستحب است دیگر از حیطۀ بررسی کنار گذاشته می شود. در بحث ابواب فقهی که 52 باب است. اول کتاب الطهار، این به زبان سیستم بهداشت و سلامت اجتماعی ترجمه شود بعد این در نقشه موضوعی قرآن، نهج البلاغه و ادعیه پی گیری شود و در همین ادعیه مدل نیازها را به دست آورد. اقنع تعز= مصرف را بهینه کن در محیط رقابت بر تر می شوی. کتاب الصوۀ= سیستم عبادی= سیستم عبادی بودائی، مسیحیت، یهودیت، هندوها، اینها را تطبیقی کنار هم مقایسه و بعد بگوئیم سیستم عبادی و بسته معنوی ما اینست. تعریف مدیریت اسلامی: هنر و علم به کارگیری درست افراد و امکانات در جهت وصول به اهداف سازمانی است، به گونه ای که با موازین شرع مغایرت نداشته باشد. مدیریت اسلامی: عبارت است از علم و هنر فرایند استفاده کار آمد و اثر بخشی از منابع انسانی و مادی، از طریق برنامه ریزی، سازماندهی و هدایت و کنترل در یک محیط پویا در جهت تحقق اهداف سازمانی یا جامعه در چارچوب احکام اسلام و تقرب الی الله. شبهات حکومت دینی در پنج مجموعه مطرح می شوند. برخی از این شبهات به مدیریت اسلامی نیز راه پیدا می کند، چون حکومت دینی، نگاه کلان به مدیریت اسلامی است. اول- حکومت دینی انسانی نیست.
وقتی به تحلیل و تبیین آن می نشینیم با وجوب این تقدم دیگر جایی برای رای و نظر شخصی نیست. پس برای انسان و شخصیت آدمی چه باقی می ماند؟
آیا بدون اختیار و بدون حق رای، نشانی از کرامت انسانی باقی می ماند؟
لا تسئلوا عن اشیاء ان تبد لکم تسئوکم. مائده/101. خوب اگر سوال را از انسان دریغ کنیم چگونه به تفکر و معرفت او اجازه می دهیم؟ با این حال چگونه می توان از اومانیسم و کرامت انسانی دم زد؟ پس آیا مناسب تر نیست برای حفظ و پاک نگاه داشتن دین، حکومت را و مدیریت را از آن برکنار بدانیم؟ و میان دین و سیاست و مدیریت خط فاصل بگذاریم؟ پاسخ به این شبهات به دو گونه مقدور است:
با این حال تعمل جریان های مخالف حتی در پوشش و لباس را ندارند....
الف) اگر آدمی، اجتماع را انتخاب کرد و یا شخص و یا گروهی را پذیرفت، هرچند که در جمع از جهات گوناگون محدود می شود و با عشق و گرایش به شخصی، از خواسته های گسترده خود جدا می گردد. ولی این محدودیت و تعلق و تبعیت و تسلیم و ولایت پذیری، فرمانبری، با شخصیت آدمی و هویت انسانی منافات ندارد که برخاسته از انتخاب و اختیار اوست و این حق انسان است که انتخاب کند و آزاد باشد. حتی اگر با آزادی به تسلیم و تبعیت روی بیاورد. همین طور که امروز شهروند مدنی مدرن و آزاد می تواند با همین آزادی به تمامی قوانین تسلیم شود و تبعیت کند و این را منع شخصیت و نفی هویت خود نشناسد، به خصوص آنجا که این انتخاب از فهم ومعرفت و از عشق و احساس او مایه بگیرد. ب) چگونه است که شهروند مدنی در برابر قانون و دادگاه های حاکم، اختیار و آزادی ندارد، آن را محکوم نمی کنیم و نفی و منع آدمی نمی دانیم. خوب همانطور هم زن و مرد مومن در برابر حکم و داوری خدا، حق اعتراضی ومخالفت ندارد. ج) اگر برای کسی که راه درازی در پیش دارد و امکان محدودی برداشته، تو از محدودیت و امکانات و وسعت راه بگویی، آیا او را تحقیر کرده ای؟ و علم و فهم او را نادیده گرفته ای. حالا خداوند به انسان امکانی داده و نعمت را امانتی سپرده و انسان مسوول است در برابر آنها معلوم است سئوال از مسائلی که مسئوولیت آدمی و بار او را سنگین تر می کند لزومی ندارد. لذا می فرماید: « لا تسئلوا عن اشیاء ان تبدلکم تسئوکم...» تحقیر آن جایی است که تو راه را ببندی و آدمی را مجبور به بازگشت به غریزه و انحطاط و به طبیعت بدانی، نه آن جا که با محدودیت علم و عقل و عرفان و غریزه، او را به وحی پیوند می زنی و از احاطه خداوند و آگاهی الهی بهره مند می سازی. دوم: حکومت دینی، دنیایی نیست شما می گوئید حکومت دینی و مدیریت اسلامی آخرت گراست. پس به کار دنیای آدمی نمی آید. چون زهدگراست. دنیا تحول های مستمر دارد و دین ثابت و جامد است، پس هماهنگ نیستند. الف- دین آمده تا رغبت و انگیزه های طبیعی و عادی را در آدمی محدود سازد و این شکستن رغبت در دنیا و کوچ دادن از دنیا به آخرت، با توجه به دنیا و برنامه ریزی برای آن و سیاست و اقتصاد... نمی خواند. رشد صنعت و تجارت با تحول از گرایش های زاهدانه و مسیحی و اسلامی به دنیا طلبی و افزون طلبی و استثمار و استعمار تحقق یافت. همین زهد است که پای توسعه را شکسته و امکان رشد فلسفه و علم و هنر و صنعت و تجارت را گفته است واین زهد، هدیه بینش دینی ما است که ناچار نمی گذارد حکومت دینی و مدیریت اسلامی به دنیا بپردازد. چون دو جریان در مسئله زهد شکل می گیرد: یکی محدود کردن و نابود کردن رغبت و دیگری دل به آخرت بستن و از دنیا پیش از رفتن، جدا شدن و قبل از مرگ، مردن که: « موتوا قبل ان تموتوا » دنیا و آخرت دو طرف نقیض و دو هوو هستند. ب- دین و شرایع دین و حلال و حرام محمد ثابت است و دگرگونی ندارد. و از طرف دیگر دنیا و جامعه و کشور و سازمان و روابط بین آنها متحول و در جریان است و گرفتار دگرگونی و تغییر است. پس دین در حوزه مردم داری و کشورداری، کارگشایی ندارد. ج- دین با دو نوع آدم کار دارد: ( عابد و زاهد ) و ( مبارزه و مجاهد ) عبادت و جهاد هر دو جریانی غیر عادی و غیر طبیعی هستند با نیاز های طبیعی آدمی مانند زمان، عیش و نوش، لذت، بی خیالی... آدمی سازگار نیست. حتی بالاتر توجه به این نیازهای عادی ومبتذل از نگاه دینی ننگ و عیب است. در حالی که دنیا را همین آدمهای طبیعی و عادی می چرخانند. پس حکومت دینی و مدیریت اسلامی کسانی را می خواهد که دنیا را نمی چرخانند و کسانی که دنیا را می چرخانند با مدیریت اسلامی وحکومت دینی سازگاری ندارند. و اما پاسخ: 1- زهد برابر آن مفهومی که در آیده آمده است. لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتیکم. یعنی به تمامی دستاوردها خوشحال مباش و بدون همه اینها رنجی مبر. یعنی در قید مباش و آزاد باش. این تعریف زهد است. زهد به معنی ترک نیست که « زهد دینی»، « زهد اخذ است». « خذوا من ممرکم لمقرکم» برداشتن و آوردن است، نه رها کردن و رفتن. زهد با نداشتن برابر نیست، چه بسا فقیری که زاهد نیست و ثروتمند و بی نیازی که راغب و مایل نیست. علی علیه السلام می گوید: دنیا مثل خورشید است، کسی که به آن نگاه می کند کورش می کند و کسی که با آن نگاه می کند بینایش می سازد. زهد اینست که به اندازه توانت بکوشی و به اندازه نیازت برداری. زهد کم کار کردن نیست، کم برداشتن است. و همین است که توسعه می آورد و رشد صنعت و رشد عدالت را همسازی می نماید. مادام که تو در حصار خودت باشی، زیاد به دست می آوری، ولی جمع می کنی و در کنار تو جمعی پریشان می مانند. اما اگر از این حصار آزاد شوی وبه زهد رسیدی، آنوقت همه در سفرۀ نعمت، قدرت، ثروت، اعتبار و عزت تو، سهم خواهند یافت. و این انگیزه وسیع و گسترده به توسعه صنعت و ثروت نزدیکتر است. 2- دنیا و آخرت در بینش دینی با بینش عرفی فرق دارد. در بینش دینی نیت و جهت، دنیا و آخرت را مشخص می سازد، یک عملی که می پنداریم آخرتی باشد مانند نماز، درس توحید، عمل جهاد می تواند به خاطر هوس و جلوه کاملاً دنیایی باشد و از آن طرف، عملی مانند کسب و کار، حتی پاک کردن بینی کودک یتیمی به خاطر دستور خدا و ادای وظیفه باشد و کاملاً آخرتی باشد. پس می شود دل هایی که از دنیا بزرگ ترند، تمامی کارهای عادی آنها خریدار دارد و دل هایی که از دنیا دنیا کوچکتر و تنگ ترند. کار های حتی عبادی آنها از محدوده دنیا بیرون نمی رود که « ویل للمصلین» پس این شبهه، یک مغالطه است که اگر دنیا به معنای نعمت و ثروت و قدرت و آخرت به معنای عبادت و نماز و روزه معنا شود، این شبهه شکل می گیرد. اما اگر آب و نان بتواند آخرت باشد و نماز و روزه بتواند دنیا باشد، این اشکال بی اساس خواهد بود. در کلام علی ع می بینیم که می گوید: دنیای شما در نگاه من از آب بینی بز، از کفش پاره و از استخوان در دست جذامی بی مقدارتر است « الا ان اقیم حقاً او ادفع باطلا» مگر اینکه حقی را بر پا دارم و باطل را دور سازم، این نگاه به دنیا، با کوشش بی امان علی در نخلستانهای مدینه و در میدان های جنگ معنا می دهد که دل های بزرگ تر از دنیا هر کارشان خریدار دارد که: « قلوبهم فی الجنان و اجسادهم فی العمل».
اگر در مباحث مدیریتی، مسائل دینی زیادی به حساب می آید از همین نکته برخاسته که مدیریت کارگاه و کارخانه با مدیریت اجتماعی و مهندسی اجتماعی و نگاه تربیتی و تعلیمی هماهنگ نیست، مدیریت کارگاهی در نهایت برنامه ریزی 70 ساله انسان را به عهده دارد و لازم نمی داند که تمامی نیروها و موتورهای او را روشن کند. این چنین آدم محدودی نیاز کارگاه و کارخانه است. اما دین می خواهد آدمی تمامی موتورهایش روشن شود و با حس، وهم و خیال، فکر و عقل و احساس و عواطف حرکت کند. یعنی می خواهد آدمی بسنجد و میزان داشته باشد و با بینات و میزان انتخاب کند، این نقش اوست و با این نقش می تواند هر شغلی داشته باشد و هر کار را به عهده بگیرد. 4. اما این نکته درست است که اکثریت آدم ها و جامعه را مردم عادی تشکیل می دهند ولی این درست نیست که همین ها دنیا را می چرخانند که چرخۀ دنیا در دست دو اقلیت « صالح و مصلح» و یا « فاسد و مفسد» است. چون هر جامعه از دو اقلیت و یک اکثریت تشکیل می شود، آنها که به آن دو اقلیت روی می آورند موفق هستند و با اینها اکثریت معنا می گیرند و در طرح، موثر و مفید می شوند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:11  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
روش تحقیق •چیستی تحقیق
•تعریف تحقیق
•انواع تحقیق
•ویژگی های تحقیق
انواع تحقیق براساس هدف تحقیق
تحقيقات کاربردي: تحقيقاتي هستند که با استفاده از زمينه و بسترشناختي و معلوماتي که توسط تحقيقات بنيادي فراهم شده براي رفع نيازمنديهاي بشر مورد استفاده قرار ميگيرند. مشخصات تحقيقات کاربردي:1)از نظر زماني زودتر از تحقيقات بنيادي انجام ميگيرند. 2)درآمدزا هستند و به همين دليل طرفداران بيشتري دارند 3)عمدتا توسط سازمانهاي دولتي وخصوصي و کارخانهها انجام ميپذيرند. مثال: استفاده از قوانین زیست شناسی برای نامین سلامت انسان ها ساختن داروها برای درمان بیماری ها تحقيقات بنيادي:اين نوع تحقيقات در جستجوي کشف حقايق و واقعيتها و شناخت پديدهها و اشيا بوده،که مرزهاي دانش بشري را توسعه ميدهند و قوانين علمي را کشف ميکنند. نتایج این گونه تحقیقات به تولید گزاره های کلی نظری مانند قوانین علمی، نظریه ها، حقایق و مدلهای نظری منجر می شود. مشخصات تحقيقات پايهاي:1)وقت گير بوده و براي کشف مجهول نياز به زمان طولاني دارد. 2)هزينهبر است و احتياج به منابع مالي زياد دارد. 3)معمولا به وسيله مراکز علمي و دانشگاهي انجام ميشود. انواع تحقیقات بنیادی بر اساس روش تحلیل1)تحقيقات بنيادي تجربي:دادهها و اطلاعات اوليه با استفاده از روشهاي آزمايش، مشاهده، مصاحبه و غيره گردآوري شده و با استفاده از روشهاي آماري و معيارهاي پذيرفته شده مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد. 2)تحقيقات بنيادي نظري:اطلاعات و مواد اوليه تحليل به روش کتابخانهاي گردآوري ميشود و سپس به روشهاي مختلف استدلال مورد تجزيه و تحليل عقلاني قرار گرفته نتيجهگيري ميشود. تحقيقات عملي:اين تحقيقات را بايد تحقيقات حل مساله يا حل مشکل ناميد، زيرا نتايج آن مستقيما براي حل مساله به کار گرفته ميشود. مثالهايي از تحقيق عملي1)تحقيق براي رفع خاموشي برق 2)تحقيق براي رفع خرابي Air Conditioner 3)بررسي براي تشخيص بيماري و درمان آن 4)پيدا کردن روشهاي مقابله با سيل 5)يافتن علت افزايش بيکاري و راههاي کاهش آن 6)کشف علل افزايش ترک خدمت اردوی ملی
انواع تحقیق براساس ماهیت و روش1)تحقيقات تاريخي:تحقیقاتی اند که به واکاوی رخدادهای گذشته پرداخته و حوادث را در بستر زمان مورد تحلیل، توصیف قرار داده و یا گزارش می کنند. نقاط ضعف تحقيقات تاريخي:1)محقق در صحنه حضور ندارد و نميتواند متغيرها را شناسايي و کنترل نمايد. 2)امکان تهيه مدارک کافي برايش وجود ندارد. 3)بعضي از منابع کسب اطلاع مانند نقل قولهاي سينه به سينه نميتواند از سنديت و اعتبار برخوردار باشد. منابع تحقيق تاريخيمنابع دست اول: منابعي هستند که مستقيما در ارتباط با حادثه يا پديده قرارميگيرند وممکن است به شکل کتبي، شفاهي، تصويري و مانند آن مشاهده شود. منابع دست دوم: منابعي هستند که به طور غير مستقيم در ارتباط با حادثه قرار دارند و به اتکاي منابع دست اول تهيه ميشوند مانند نقل قولهاي مستقيم يا غير مستقيم.
2)تحقيقات توصيفي:در اين نوع ازتحقيقات محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و ميخواهد بداند پديده،متغير يا مطلب چگونه است. مثال تحقیقات توصیفی1)وضعيت کارکنان يک اداره 2)بررسي وضعيت دانش آموزان يک شهر 3)
انواع تحقیق توصیفی1) تحقيق توصيفي زمينهياب پهنانگر:
2) تحقيق توصيفي موردي يا ژرفا نگر:عبارت است از مطالعه يک مورد يا يا يک واحد و کاوش عميق در مورد آن. براي مثال تحقيق در ويژگيها و رفتار يک دانش آموز ناسازگار يا تيزهوش. 3) تحقيق توصيفي تحليل محتوا:به منظور توصيف عيني و کيفي محتواي مفاهيم به صورت نظامدار انجام ميشود. در واقع قلمرو اين تحقيق را متنهاي مکتوب، شفاهي و تصويري درباره موضوعي خاص تشکيل ميدهد. 4) تحقيقات قوم نگاری:این تحقیق به توصیف نحوه زندگی یک قوم یا یک گروه انسانی خاص می پردازد که پس از شاید سالها زندگی در میان آنها به دست می آید. 3)تحقيقات همبستگي يا همخواني:اين تحقيقات براي کسب اطلاع از وجود رابطه بين متغيرها انجام ميپذيرد ولي الزاما کشف رابطه علت و معلولي مورد نظر نيست.
4)تحقيقات علي(پس رويدادي):اينگونه تحقيقات کشف علتها يا عوامل بروز يک رويداد يا حادثه يا پديده مورد نظر است. متغيرها در يک تحقيق علي مطلوب1)متغيرهاي اصلي که نقش موثر و مثبتي در بروز پديده داشتهاند. 2)متغيرهايي که نقش بازدارنده و منفي در رابطه با بروز پديده داشتهاند. 3)متغيرهاي زمينه ساز که هموارکننده راه براي اثرگذاري متغيرهاي اصلي بودهاند. 5)تحقيقات تجربي:بر شناخت رابطه علت و معلولي بين متغيرها تاکيد دارند و سخن از مطالعه رابطه يک سويه و تاثير متغير مستقل(علت) برمتغير تابع(معلول)است.
تجربی : در این نوع پژوهش، پژوهشگر در صدد شناخت تأثیر متغیرهای علی و درک روابط علی معلولی میان آنهاست که دستیابی به مفاهیم و گزاره های کلی را تسهیل می کند. پژوهش های تجربی عمدتاً بر شناخت رابطه علی و معلولی بین متغیرها تأکید دارد و سخن از تأثیر یکسویه و تأثیر متغیر مستقل (علت) بر متغیر وابسته (معلول) است، و در پایان پژوهشگر درباره این رابطه به طور قاطع نظر می دهد. مثال، تأثیر نوع خاصی روش تدریس بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، تأثیر تشویق بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان. ویژگی اصلی تحقیق تجربی:کنترل متغیرها، مشاهده پدیده، سنجش رابطه علت و معلولی بین متغیرها و حضور فعال محقق در صحنه آزمایش است. تفاوت پژوهش در علوم طبیعی و علوم انسانی تجربی این است که در اوَلی کنترل محقق در علوم طبیعی بر محیط آزمایشگاه و انتخاب متغیر و کنترل آنها بیشتر و موثرتر است. شرايط ضروري يک تحقيق تجربي:1- کنترل:جلوگیری کردن از حضور متغیرهای مزاحم و اخلالگر. برای جلوگیری از دخالت متغیرهای مزاحم، از جفت های برابر (2 گروه دارای اوصاف یکسان) استفاده می شود. از این دو گروه، یکی آزمایشی است که متغیر یا عامل مورد مطالعه روی آن اثر می گذارد و دیگری گروه شاهد یا کنترل است که در معرض متغیر مزبور قرار نمی گیرد.
کنترل برخی متغیرها در علوم انسانی به دلیل کیفی بودن و غیرقابل اندازه گیری و یکسان سازی، کار پرزحمتی است. مانند انگیزه ها، باورها، عادات، شرایط زندگی خانوادگی، عقاید و باورها، احساسات، خصوصیات اخلاقی و.. محقق نمی تواند بیش از حد شدت کنترل را افزایش دهد زیرا باعث می شود محیط آزمایش و تجربه غیرواقعی گردد، بویژه اگر مورد آزمایش انسان باشد. 2- انتخاب تصادفی:چون موضوع آزمایش انسان است، پژوهشگر قادر به (الف) انتخاب جفت های یکسان نیست (ب) اعمل کنترل شدید بر متغیرها و محیط آزمایش ممکن نیست. برای چاره جویی این مشکل، محققان انتخاب تصادفی افراد نمونه را برگزیده اند. 3- تکرار آزمایش:برای جلوگیری از کاهش خطا یا نارسایی از نتایج آزمایش، به یک جفت آزمایش تکیه نمی شود و آزمایش تکرار می شود. به منظور کاهش خطاهای ناشی از نابرابری صفات آزمودنی ها و جفت ها، محقق باید آزمایش را تکرار کند. مثلاً، انجام آزمایش در 10 جفت جداگانه یا همزمان. 4- تعمیم پذیری:نتایج پژوهش قابل تسری و تعمیم به دیگر مصادیق باشد و از آن بتوان گزاره کلی ساخت. 5- اعتبار:بررسی اعتبار در دو زمینه درونی و بیرون انجام می شود.
تعريف متغير:متغير به ويژگي يا صفت يا عاملي اطلاق ميشود که بين افراد جامعه مشترک بوده، ميتواند مقادير کمي و ارزشهاي متفاوتي داشته باشد. هر شیء دارای ویژگی هایی از نظر وزن، حجم، طول، عرض، ارتفاع، رنگ، مقاومت، زیبایی و مانند است و هر موجود زنده ای نیز از ویژگی های مزبور و سایر ویژگی های زیستی و عقلانی برخوردار است.
ویژگی ها در علوم انسانی و اجتماعی: خصوصیات بدنی، استعداد تحصیلی، هوش، یادگیری، درآمد، تحصیلات، طبقه اجتماعی، تحرک شغلی، سطح آرزوها، اضطراب، گرایش مذهبی، گرایش سیاسی، گرایش شغلی، اخلاق و مانند آن.
ویژگی های تحقیق علمی1) تحقیق علمی مسئله محوراستموضوع محور:تتبع موضوع محور، فعالیتی است که با موضوع آغاز می شود و آنگاه هر بحثی که پیرامون موضوع، غالبا بدون ترتیب منطقی به میان می آید. مانند: مقدمات دور و نزدیک، مبادی تصوری و تصدیقی، بحث از ابعاد و اضلاع مختلف موضوع، تقسیم بندی ها و حواشی گواناگون. مسئله محور:تتبع مسئله محور، فرایندی است که از مواجهه محقق با مشکل علمی یا نظری آغاز می شود. محقق در گام بعدی مشکل را به مسئله تبدیل می نموده پس از تشخیص دقیق مسئله و صورت بندی منطقی آن، فرضیه خود را حدس می زند. و..
2) توسعهاي بودنتحقیق علمی باید باید بر مسایلی تاکید کند که هنوز در قلمرو معرفتی بشر قرار نگرفته یا ابهامهایی در باره آن وجود دارد. طبعا اگر تحقیقی به این جنبه توجه نکند کار جدیدی انجام نگرفته و در توسعه علوم سهمی نداشته است. 3) قابليت بررسي داشتنتحقیق علمی باید قابلیت شناخت داشته داشته باشد؛ یعنی باید بتوان ماهیت آن را مورد شناسایی قرار داد. در تحقیقات تجربی باید قابلیت آزمایش و مشاهده را داشته باشند و در مسایلی که از سنخ معقولات هستند باید امکان استفاده از روش های قیاسی را و تمثیلی را داشته باشند. 4) نظم داشتناکثر ما، مطالعاتی زیادی داشته ایم؛ اما به آنها نمی توانیم پگوهش علمی اطلاق نماییم. چرا؟ تحقیق علمی شامل فرایند منظمی است که بدون رعایت آنها امکان به دست آوردن ننایج مطلوب وجود ندارد. گردآوری، تجزیه و تحلیل معلومات در صورتی میسر و نتیجه بخش است که در یک روند منظم انجام بگیرند. 5) تخصص طلبيانجام دادن پژوهش علمی مستلزم برخورداری پژوهشگر از تخصص و تبحر است. در تحقیق علمی از آنجا ناظر به یک بخش خاصی از یک دانش و توسعه آن است نیازمند تسلط کافی در مسایل و زوایای آن دانش است. فقط و فقط داشتن اطلاعات وسیع در یک دانش است که ما در را درانتخاب روش تحقیق و نحوه تجزیه و تحلیل داده ها یاری می رساند. 6) قابليت تعميمتحقیقات علمی معمولا در قلمروهای محدود انجام می شود تا امکان کنترل، مشاهده و مطالعه وجود داشته باشد. با این حال، باید قلمرو تحقیق به گونه ای انتخاب شود نتایج به دست آمده قابل تعمیم باشد. در علوم اجتماعی محقق ناچار است با رعایت ضوابط خاصی به مطالعه بخشی از جامعه که اصطلاحا " جامعه نمونه" یاد می شود، بپردازد. نمونه با روشهای آماری انتخاب می شود، به نحوی که معرف کل جامعه مورد مطالعه باشد. 7) دقت طلبیمحقق باید در کار تحقیق دقیق باشد و در هر مرحله کار انجام شده را به دقت مورد کنترول و باز بینی قرار دهد تا از صحت اطمینان حاصل نماید. دقت در: طراحی اولیه تحقیق، تعریف مسئله، سوابق و پیشینه، گرد آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری. 8) واقعي بودناز آنجا که در هر تحقیق برای کشف واقعیت و حقیقت پدیده ها تلاش می شود، محقق باید سعی نماید اطلاعاتی را جمع آوری نماید که واقعیت داشته باشد و از امور ذهنی و تخیلی پرهیز نماید. در صورت عدم رعایت این ویژگی محقق نخواهد توانست به کشف واقعیت که هدف تحقیق است نایل آید. 9) قاعده تجاهلمحقق باید هنگام شروع و اجرای تحقیق، ذهنش را از مسئله مورد نظر خالی نموده و از هر گونه پیش داوری و قضاوت عجولانه و دخالت دادن تصورات و اطلاعات ناقص خود اجتناب نماید. رعایت این مسئله باعث می شود تا محقق جریان تحقیق را به صورت طبیعی و نرمال پی گیری نموده و در چهارچوب فریاند تحقیق علمی اطلاعات مورد نیاز را تجزیه و تحلیل نماید. 10) صبر طلبيتحقیق علمی مستلزم صرف زمان متناسب است. انجام دادن هر یک از مراحل تحقیق به طور طبیعی نیازمند زمان است و نمی توان در آن عجله کرد. گاهی در کار تحقیقاتی موانع و مشکلاتی پیش می آید و اوضاع بر وفق مراد محقق پیش نمی رود. سختی مطالب، پراکندگی منابع تحقیق، نیافتن راهنمایی های وافی و نبود برخی امکانات مالی و تخنیکی فشار زیادی را ممکن است بر محقق تحمیل نماید. بنا براین محققی که دست به چنین تحقیقی می زند باید بسیار صبور و مقاوم باشد. 11) جرات طلبيکار تحقیقی نیاز جرئت در چند ناحیه است:
12) نياز به مديريت واحدگاهی وقت ها و در شرایط فعلی غالبا اتفاق میافتد که نیاز به انجام تحقیقات گروهی احساس می کنیم. سرعت، دقت، وسعت، چند جهت بودن مسئله تحقیق و محدودیت های انسانی ما مسایلی هساند که ما را به انجام تحقیقات گروهی و تالیفات جمعی وادار می سازند. در این صورت مدیریت واحد مهم ترین وسیله ای است که می تواند کشتی تحقیقی ما را به ساحل هدف راهنمایی نماید. 13) اصل بی طرفیمحقق انسان است و ایدآلها، آرزوها و و باورها و عقاید خاص خود را دارد و به ارزشهای خاصی نیز علاقه مند است. به همین جهت جداشدن و استقلال از چنین علقه های بسیار مشکل خواهد بود؛ اما سلامت و صحت تحقیق در گروه این رهایی است. محققی که می خواهد نتیجه واقعی زحمت اش را به دست بیاورد باید با رعایت اصل بی طرفی از تحمیل عقاید و باورهای خویش بر روند تحقیق دوری نماید. تحقیق را آزادانه به پیش برد تا واقعیت ها آنگونه که هستند بروی آشکار شوند نه آنگونه که وی می خواهد. اجازه دهیم تحقیقات ما در باور های ما تغییر ایجاد نماید؛ وگرنه کاری بی اثر نموده و یا اصلا کاری نکرده ایم. باورهایی که در نتیجه پژوهش خویش به دست می آوریم به مراتب ارزشمند تر از تکرار یافته های دیگران یا تسلیم به آنها است. 14) اجتهادی بودن تحقیقکار تحقیق باید به نتیجه بدیع و تازه منتهی شودکه مبین ماهیت پدیده یا تشخیص رابطه بین پدیده ها، اشیاء و مفاهیم باشد. محقق باید در انتهای کار خود براساس نتایج حاصل شده توانایی ارائه نظریه ای را که چگونگی واقعیت و حقیقت را توضیح دهد، داشته باشد. 15) راهنما بودن تحقیقتحقیق به پرورندان قوانین کلی ، اصول ، یا نظریه هایی تأکید می کند که برای پیش بینی رویدادهای آینده مفیدند. تحقیق اگر متقن و همراه با شواهد و دلایل کافی باشد باید بتواند نظریه ای را که از دل فرضیه ها بیرون کشیده است به عنوان بنیاد و و اساس تحقیقات بعدی معرفی نماید. مراحل پژوهشمروری برتعریف تحقیق
در لغت: کشف حقیقت یا مطلق جستجو و در اصطلاح علمی(جستجوی روشمند): پژوهش، پردازش روشمند اطلاعات، برخوردار از انتظام متعلق به گستره خاصی از علوم و دارای هویت جمعی است که به نوآوری و پیشرفت دانش می انجامد.
مراحل پژوهش (اجمالی) توضیح درباره فرایند پژوهش 1- اطلاعات: اطلاعات و پردازش آن دو بال ترقی دانش اند. کانت: اطلاعات بدون پردازش کور و عقیم است و پردازش بدون اطلاعات تهی. 2- پردازش اطلاعات: فرایند عام تفکر، پردازش اطلاعات برای حل مسأله و دستیابی به مطلوب است. هدف در تفکر دستیابی به یافته جدید است. اطلاعات در یک تحلیل روشمند و پردازش نظام وار به تولید دانش می انجامد. 3- انتظام: پردازش اطلاعات در چارچوب نظری معین و ضابطه و قواعد مشخص است. مهمترین ویژگی نظام در تحقیق، جهان شمولی بودن و همگانی بودن آن است. 4- تعلق به گستره خاصی از علوم: اصطلاح تحقیق به صورت مضاف به کار می رود نه مطلق: تحقیقات فلسفی، مطالعات دینی، پژوهش های تربیتی و ... در همه موارد، متعلق تحقیق گستره معینی از علوم است. آثار تعلق به گستره :
5- هویت جمعی و تاریخی تحقیق؛ پژوهش به دلیل تعلق به گستره خاصی از علوم، هویت جمعی و تاریخی پیدا می کند. زیرا تعلق به یک علم به معنای تعلق به تاریخ همان علم است. لازمه تعلق به تاریخ علم، تأثر از سلف و تأثیر در خلف است. پژوهشگر باید از پیشینه تحقیق آگاه باشد و مواضع رخنه و قوت را در پژوهش های پیش از خود بشناسد تا بتواند تحقیق را گامی به جلو برد. نیوتن: «اگر من توانسته ام بیش از دیگر دانشمندان ببینم بدین علت است که بر دوش غول ها ایستاده ام». 6- نوآوری: مهم ترین رکن پژوهش نوآوری است و این مشخصه، ممیز اصلی پژوهش از برنامه های آموزشی، اطلاع رسانی و فرایند عام تفکر است. هرچند در تفکر به طور کلی نوآوری وجود دارد، اما این نوآوری به شخص وابسته است و شخص به مطلب نوینی که نمی داند دست می یابد. نوآوری در: 1. تفکر فردی 2. تفکر جمعی مراحل پژوهش (تفصیلی)
مرحله اول: انتخاب، تحليل و تبيين مساله تحقيقتحقیق چگونه و از کجا آغاز می شود؟ بارها تاکید نمودیم که: تحقیق علمی،فرایندی است که از مواجهه فعال محقق با مشکل علمی یا نظری آغاز می شود. محقق در گام بعدی مشکل را به مسئله تبدیل می نموده پس از تشخیص دقیق مسئله و صورت بندی منطقی آن، فرضیه خود را حدس می زند. و... ذهن ما چگونه با مشکلات یا مسایل مواجه می شود؟ شما تا بحال تحقیق خود جوش انجام داده اید؟ موضوع یا مسئله آن را چگونه به ذهن تنان خلق شده است؟ پرسشی در ذهن پژوهشگر شکل می گیرد، او را به انجام تحقیق وا می دارد. این پرسش می تواند ناشی از:
آیا هر پرسشی می تواند یک مسئله باشد؟ تمایز پرسش و مساله:پرسش لزوما مسبوق به مطالعه نظام مند نیست بلکه مواجهه دانش آموز یا دانشجو با امر مبهمی است که قبلا جواب یافته است و ابهام صرفا به مقام یادگیری متعلق است اما مسئله در گام نخست معضله ای است مسبوق به مطالعه نظام مند که پاسخ آن نه به آموزش که به پژوهش محتاج است .مسئله بر خلاف پرسش ، منوط به دو گونه مطالعه نظام مند پیشین و پسین است. تمایز مشکل و مسئله:مسئله در هر دو قسم نظری و عملی از مشکل متمایز است . آنچه دانشمندان ابتدا با آن مواجه می شوند ، غالبا مشکل است و آن امری است سطحی، کلی، ذهنی، مرکب و لذا مبهم . وقتی مشکل به مسئله تبدیل گردد امری است ژرف، متمایز، عینی، روشن و دارای روش بررسی و لذا قابل حل. مشکل همان مسئله است به صورت مبهم و نامشخص و مسئله همان مشکل است به صورت واضح و متمایز.
فرایند تبدیل مشکل به مسئله تحلیل مشکل:این کار به تجزیه کردن مشکل به مسائل محتمل و با گرایش حداکثری صورت می گیرد. یعنی باید تمام مسائل احتمالی را که در این معضل می توانند در میان باشند به دقت استقصا کرد. آزمون « من در اینجا با چه مسائل محتملی می توان رو به رو باشم؟» در تجریه مشکل به مسائل کارایی دارد. فنون تجزیه مشکل:1. تجزیه به علل محتمل: گاهی مشکل را می توان از طریق رصد کردن عوامل محتمل آن به مسائل ، تجزیه کرد. این فن در تحلیل مسائل علمی کاربرد بیشتری دارد. مثلا معضله ارتشا را در اخلاق حرفه ای می توان به مسائلی چون امنیت معیشتی و رشوه، حرص ورزی و ارتشا ، تضاد طبقاتی و ارتشا و ... تحلیل کرد. 2. تجزیه به ابعاد و اضلاع: مثلا معضل نظری کثرت گرایی را می توان به ابعاد مختلفی چون کثرت گرایی روش شناختی ، معرفتی ، دینی، اخلاقی و ... تحلیل کرد . یکی از مواضع مرکب بودن سوال ، خلط مقام تعریف و مقام تحقق است که در اصل شانزدهم به آن می پردازیم . 3. تجزیه به مصادیق: مثلا در باب سرقت با مصادیق مختلف سرقت علمی ، کالا ، اطلاعات ، حق معنوی ، پول و ... رو به رو می شویم. 4. تجزیه به آثار: هنگام مطالعه در مورد اعتیاد علاوه بر آنکه به تعداد علل محتمل و ابعاد گوناگون آن مسئله داریم به تعداد آثار اعتیا د نیز می توان مسئله داشت ؛ مانند اعتیاد و آثار روانی آن و اعتیاد و آثار اجتماعی آن .
فرایند تبدیل موضوع به مسئله1. تجزیه آن با استفاده از مدل خورشیدی 2. تجزیه آن با استفاده از مدل درختی 3. اندیشه در میان شاخه ها و یافتن رابطه ای بتواند به ایجاد یک یا یک چند مسئله معنا دار و قابل تحقیق مساعدت نماید. بيان مسئلهتوضيحي است مختصر و مفيد در مورد مناسبت مسئله با استفاده از بيان وضعيت محيط، ويژگيهاي آن مسئله، گستردگي آن در جامعه، علل احتمالي وقوع مسئله از طريق پژوهش. هدف از طرح بيان مسئله1- توجيه خود 2- توجيه ديگران 3- جلب نظر شوراي پژوهشي براي اخذ بودجه 4- توجيه همكاران طرح دلايل اهميت بيان مسئله:1- پايه اصلي براي تنظيم طرح تحقيقاتي است. 2- ارائه طرح را به مسئولين امر آسان مي كند. 3- عنوان انتخاب شده را روشن و مشخص مي كند. 4- مسئله تحقيق بطور منظم توضيح داده مي شود. 5- وضعيت موجود تحقيقات انجام شده را مشخص مي كند. 6- دستيابي به ساير مطالعات در همان زمينه را آسان مي كند. 7- دلايل انجام تحقيق توضيح داده مي شود. 8- اهميت و اولويت موضوع تحقيق را بيان مي كند. بیان مسأله دربرگیرنده موارد ذیل است:
تعريف عملي واژه ها يا مفاهيم اصلي و علائم اختصاري تعیین حدود مسأله پژوهش پس از انتخاب مسأله پژوهش باید مرزها، حدود، و قلمرو آن روشن گردد تا بتوان از آن تعریف جامع و مانع ارایه کرد( شمول همه افراد و طرد غیرافراد خود) نکات مهم در تعيين حدود مساله تحقيق: 1)وضعيت عمومي و سپس وضعيت خاص مسئله مشخص شود. 2)زمينهاي که مسئله در آن قرار دارد معرفي شود. 3)حدود زماني و مکاني و تشکيلاتي آن مشخص شود. 4)مسائل جانبي و احتمالي که ممکن است موجب تداخل شوند، شناسايي و مرز آنها با مساله تحقيق تعيين شود. دلايل مطالعه ادبيات و سوابق تحقيق: 1)فرد نسبت به موضوع اشراف زيادتري پيدا ميکند. 2)بر اساس آگاهي از معلومات حاصله اقدام به دوباره کاري و تکرار نخواهد کرد. 3)از روش کار ديگران آگاهي خواهد يافت. 4)به محقق کمک ميکند تا متغيرهاي مورد نظر در مطالعه را بهتر شناسايي و روابط علت و معلولي آنها را تبيين نمايد. 5)به محقق کمک مينمايد تا با استفاده از آنها و تصوراتي که از واقعيت در ذهن او شکل مي گيرد، سادهتر بتواند فرضيههاي تحقيق خود را تدوين کند. روش دستيابي به منابع و فهرستبرداري از آنها 1)استفاده از کتابشناسيها 2)استفاده از فهرست مقالات 3)استفاده از نمايه ها 4)استفاده از کتابخانه 5)استفاده از فهرست تحقيقات 6)استفاده از چکيده ها 7)استفاده از مجموعه مقالات 8)استفاده از روش مصاحبه 9)استفاده از آرشيوها 10)استفاده از سيستم اطلاعرساني کامپيوتري
استفاده از سيستمهاي اطلاع رساني کامپيوتري به سه طريق صورت ميگيرد: 1)استفاده از سيستم CD-ROM 2)استفاده از سيستم On-line 3)استفاده از سيستم شبکه (internet) محقق براي ثبت و ضبط مطالب از روشهاي زير استفاده ميکند: 1)علامتگذاري روي متن و حاشيه اوراق کتاب 2)خلاصهبرداري از متن و نگارش آن 3)استفاده از ماشينهاي حافظهدار الکترونيکي نظير کامپيوترها عواملي که بايد از حيث ارزش کار و عملي بودن محقق بايد مورد ارزيابي قرار دهد: 1)محقق بايد بررسي کند که آيا تحقيق ارزش انجام دادن دارد يا خير. 2)محقق بايد بررسي کند که آيا تحقيق از تازگي برخوردار است. 3)متغيرهاي مسئله کدامند. 4)آيا تحقيق ارتباط بين متغيرها را مورد سنجش قرار مي دهد. 5)آيا تحقيق انجام شدني است. 6)آيا محقق توانايي انجام آن را دارند. 7)آيا امکانات لازم را براي انجام تحقيق را در اختيار دارد. 8)آيا علاقه و شوق انجام تحقيق را دارد. در بيان مساله و تعريف آن محقق بايد به نکات زير توجه کند: 1)صورت مساله را به شکل سوالي بنويسد. 2)مساله بايد به طور واضح تعريف شده باشد. 3)از کاربرد اصطلاحات و واژگان ارزشي خودداري شود. 4)اصطلاحات و مفاهيم تعريف شود. 5)سوالات ويژه تحقيق نوشته شود. روش نگارش و ارزيابي مساله تحقيق: 1)صورت مسئله را به شکل سوالي بنويسد. 2)مقدمهاي کلي درباره اينگونه مسايل و ضرورت انجام تحقيق مورد نظرخود بنويسد. 3)ابعاد، ويژگيها و صفات و حدود مساله مورد مطالعه را شرح دهد. 4)ادبيات و سوابق مسئله تحقيق را بيان کند. 5)فهرست متغيرها و معرفهاي مورد مطالعه را به شرحي که گفته شد ذکر کند. 6)سوالات ويژه تحقيق را فهرست کند. 7)نتايج و دستاوردهاي پيش بيني شده تحقيق را اظهار کند. تعريف فرضيه: عبارتست از حدس يا گمان انديشمندانه درباره ماهيت، چگونگي و روابط بين پديده ها، اشياء ومتغيرها، که محقق را در تشخيص نزديکترين و محتملترين راه براي کشف مجهول کمک مينمايد. نقش فرضيه در انجام تحقيق: 1)مطالعه منابع و ادبيات مربوط به موضوع جهتدار شود. 2)پژوهشگر را نسبت به جنبههاي موقعيتي و معنيدار مساله پژوهش حساستر مينمايد. 3)فرضيه باعث ميشود تا محقق مساله پژوهش را بهتر درک کرده و روشهاي جمعآوري اطلاعات را بهتر تعيين نمايد. 4)فرضيه چارچوبي را براي تفسير اطلاعات جمعآوري شده و نتيجهگيري از آن ارائه ميدهد. مطالعه چگونگي روابط بين متغيرها در يکي از سه حالت زير انجام ميپذيرد: 1)محقق به دنبال بررسي و مقايسه تفاوت تاثير دو يا چند متغير بر يک يا چند متغير است. 2)محقق در پي مطالعه ميزان همبستگي بين دو يا چند متغير است. 3)محقق به دنبال کشف و تعيين رابطه علت و معلولي بين دو يا چند متغير است. ويژگيهاي يک فرضيه خوب: 1)فرضيه بايد قدرت تبيين حقايق را داشته باشد. 2)فرصيه بايد بتواند پاسخ مساله تحقيق را بدهد. 3)فرضيه بايد قابليت حذف حقايق نامرتبط با مساله تحقيق را داشته باشد. 4)فرضيه بايد ساده و قابل فهم باشد. 5)فرضيه بايد قابليت آزمون داشته باشد. 6)فرضيه نبايد با اصول علمي تاييد شده مغايرت داشته باشد. 7)فرضيه نبايد از واژهها و مفاهيم ارزشي استفاده کند. 8)فرضيه بايد به مطالعه و پژوهش جهت بدهد. 9)فرضيه بايد به صورت جمله خبري باشد. 10)در يک فرضيه خوب اصطلاحات و واژههاي اختصاصي تعريف ميشوند. مرحله دوم گزينش، طراحي و تشريح روشهاي کار چند نكته درباره كتابخانهها 1)آشنايي با نظامها و سيستمهاي طبقهبندي كتابخانهها. 2)آشنايي با شيوه جستجو يا منبع مورد نياز در كتابخانه. 3)آشنايي با آييننامهها و مقررات خاص كتابخانه. 4)عضو شدن در كتابخانه جهت ارائه خدمات به محقق. 5)كتابخانه علاوه بر تامين كتاب، سرويس و خدمات جانبي را نيز ارائه ميدهد. 6)كتابداران ماموريت راهنمايي متقاضيان را دارند. 7)محقق ملزم به رعايت آداب و ضوابط حاكم بر كتابخانه است. انواع كتابخانه از نظر دسترسي محقق به منابع: 1)كتابخانههاي باز 2)كتابخانههاي بسته 3)كتابخانههاي نيمه باز
انواع اسناد در مطالعات كتابخانهاي:1)كتاب 2)مقالهها و مجلات 3)ميكرو فيلم و ميكرو فيش 4)ديسكها و ديسكتهاي كامپيوتري 5)اسناد اصل 6)اسناد دولتي 7)نشريههاي رسمي دولتي 8)اسناد شخصي و خصوصي 9)مطبوعات 10)آمارنامهها 11)اسناد صوتي و تصويری
ابزارگردآوري اطلاعات در روش كتابخانهاي: 1)فيش 2)جدول و فرم 3)پرسشنامه استخراج اطلاعات 4)نقشه و كروكي بخشهاي هر فيش: 1)بخش اطلاعات مربوط به منبع يا اثري كه اطلاعات از آن گرفته ميشود. 2)بخش اطلاعات درباره موضوع مورد مطالعه و متن ثبت شده در فيش. 3)بخش اطلاعات در مورد فيش. 4)بخش ثبت يا الصاق متن.
نمونه فیش تحقیقاتی جدول و فرم: این ابزارها براي استخراج دادههاي آماري و اطلاعات كمي و غيركمي از آمارنامهها، كتابها، بايگانيها و ساير منابع، مورد استفاده قرار ميگيرد. پرسشنامه استخراج اطلاعات: نوعي خاصي از ابزارهاست كه حاوي تعداد سوال در مورد يك مساله يا موضوع است كه پاسخ سوالات از طريق سوابق و پروندهها و منابع مربوط به مساله يا موضوع تحقيق بدست ميآيد. ثبت و ضبط مطالب به چند جهت نباید به حافظه اعتماد نموده و حتما باید مطالب تحقیق را ثبت و ضبط نماییم:
استفاده از برگه یاد داشت(فیش)؛ بهترین شویه ثبت مطالب ویژگی های قسمت فوقانی فیش:
ویژگی های متن فیش
مرحله سوم گردآوري اطلاعات و دادهها تمایز اطلاعات و داده ها یکی از موانع موفقیت محقق و عامل کاهش کارآیی و اثربخشی تحقیق، ناکامی محقق در گزینش مواد اولیه است . محقق نباید مواد خام را به همان صورتی که می یابد ، فیش برداری و در فرایند تحقیق وارد کند؛ بلکه باید آنها را با ملاک های معینی ، سنجش ، پالایش و سپس گزینش کند . حاصل سنجش و گزینش که در واقع مواد شایسته اند ، اطلاعات نامیده می شود. بنابراین اطلاعات همان داده های شایسته و داده ها همان صورت خام اطلاعاتند . فرایند تحقیق در واقع دو مرحله عمده دارد : 1- سنجش و گزینش مواد اولیه یا مرحله تبدیل داده ها به اطلاعات 2- پردازش و تحلیل اطلاعات برای رسیدن به نتایج تحقیق . داده ها – سنجش و گزینش - اطلاعا ت – پردازش – نوآوری
عدم اطلاعات، اطلاعات است یکی از عوامل ناکامی محقق در برگرفتن مواد شایسته، بسنده کردن وی به گفته ها و نوشته هایی است که در منابع تحقیق می یابد . آیا در فرایند پژوهش، ناگفته ها و نانوشته ها نیز ارزش گزارش و پردازش دارند؟ یکی از وجوه تمایز داده ها و اطلاعات این است که داده ، همیشه امر ثبوتی است ولی اطلاعات همیشه و لزوما چنین نیست . گاهی ناگفته ها و نانوشته ها نیز که "فقدان داده " نام دارند ، ارزش اطلاعات در دارند . مثلا هنگامی که در مسئله ای تحقیق می کنیم می بینیم چند نفر از بزرگان آن علم در خصوص آن مسئله صحبت کرده اند ولی یک یا چند نفر دیگر از بزرگان اصلا به آن مسئله نپرداخته اند . ما باید در فرایند تحقیق علت نپرداختن آنها را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم و به راحتی از کنار آن نگذریم . نحوه تبدیل داده به اطلاعات: 1- آزمون های وضوح و تمایز: - آیا واژه های به کار رفته در این داده معنای دقیقی دارند؟ - آیا من از مفاهیم به کار رفته دراین داده ،تصور واضح و روشنی دارم ؟ - آیا داده ها از جهت مصداق تمایز دارند؟ - در صورت گزاره بودن داده، آیا مضمون گزاره کاملا معلوم است؟ 2- آزمون های ارتباط: آن گاه که از وضوح و تمایز داده مطمئن شدیم از ارتباط آن می پرسیم . داده های شایسته ، ارتباط وثیقی با تحقیق دارند؟ ملاک ارتباط در اینجا نقش و تأثیر اطلاعات در فرآیند تحقیق است . مرتبط بودن اطلاعات را با آزمون های زیرمی توان مورد بررسی قرار داد: 1- آیا این یافته می تواند در تشخیص مسئله ( تبدیل مشکل به مسئله مشخص و متمایز ) یاری رساند؟ 2- آیا این داده در حل مسئله تحقیق رهگشا است؟ 3- آیا این یافته در فهم و نقد فرضیه های رقیب نقش دارد؟ 4- آیا این داده در تحلیل نقد اثبات و ابطال فرضیه تحقیق موثر است؟ 3- آزمون های صدق: پس از اطمینان از وضوح و مرتبط بودن داده ها اینک باید از صدق آن پرسید. 1- آزمون مستقیم صدق : از اسناد یا ادله داده جستجو می کنیم . داده یا مستند است یا مستدل و الا سخنی بیهوده است که قابل ورود به فرایند تحقیق نیست. مستدل بودن نیز دو قسم است : موجه به خود یا بدیهی و مستدل به گزاره های دیگر یا نظری. 2- آزمون غیر مستقیم صدق یا طریق خلف: در اینجا از کذب داده سوال می کنیم که به دو صورت است: 1- جست و جو از ناسازگاری درونی یا تناقض. 2- جست و جو از لوازم تناقض آمیز گزاره یعنی صدق آن مستلزم قبول محال یا تناقض است . 4- آزمون کفایت : یعنی اطلاعات کافی و کامل باشند که هرچند این مسئله بدیهی به نظر می رسد ولی اکثرا از آن غفلت می شود . عوامل عدم پایبندی به کفایت اطلاعات عبارتند از: الف- ابهام در مفهوم کفایت که برخاسته از نسبی بودن آن است . اطلاعات در نسبت با چه امری باید کافی و کامل باشند ؟ جواب: باید در نسبت با ادعاهایی که در تحقیق مطرح می شود کافی باشند ؛ زیرا اثبات هر ادعایی محتاج ادله شواهد و قراین و اطلاعات کافی است. بنابراین تصور ناقص از کفایت اطلاعات سبب بی مبالاتی در گرداوری اطلاعات کافی است. ب- مثلث زیانبار شتاب زدگی ، سهل انگاری و عافیت طلبی . ج- جزم گرایی محقق در کافی بودن اطلاعات . د- فقدان تصور کامل و دقیق محقق از مسئله که خود ناشی از فقدان دانش لازم است . تدوین پایان نامه اجزاء پایان نامه 1) جلد پایان نامه الف). نکات شکلی و ساختاری جلد: n نسبتاً ضخيم و به رنگهاي مختلف n چاپ مطالب روي جلد با حروف زركوب يا ساده n طرح نوشتن روي جلد تقريباً شبيه صفحه عنوان ب). نکات محتوایی جلد n آرم مؤسسه آموزشي يا دانشگاه n مقطع تحصیلی n عنوان پایان نامه n نام استاد راهنما n نام استاد مشاور ( اگر داشته باشد) n نام پژوهشگر n تاريخ دفاع
2) بسم الله بنا به فرموده نبی مکرم اسلام(ص): کل امر ذی بال لم یبدا ببسمله فهو ابتر بسم الله باید با فونت و اندازه مناسب به صورت زیبا در این صفحه آورده می شود 3) صفحه عنوان صفحه عنوان تکرار همان صفحه جلد است که بدون اندک ترین تغییر بعد از بسم الله درصفحه جداگانه آورده می شود 4) اهداء در اكثر موارد، محقق يا محققان حاصل كار خود را به اشخاص (مانند پیشوایان دین، شهداء، پدر، مادر، همسر، استاد و ...) و يا مكاني مانند دانشگاه تقديم ميكنند. مطالب اين صفحه عموماً با عنوان «تقديم به ...» شروع ميشود. 5) تقدیر و تشکر مقتضای ادب انسانی این است که آدمی از تمامی کسانی در برنامه پژوهشی و تدوین رساله به نحوی به او کمک کرده اند تقدیر و تشکر نماید. من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق نکات مهم در مورد تقدیر و تشکر 1) در تقدیر و تشکر باید از استاد راهنما، استاد مشاور، مسئولین موسسه نام برده شود. 2) در تقدیر و تشکر از تملق و چاپلوسی پرهیز گردد. 3) این صفحه استاندارد خاصی ندارد و به سلیقه محقق بستگی دارد. 6) صفحه تاییدیه در برخی مراکز اکادمیک مرسوم است که تصویر صورت جلسه دفاعیه را تحت عنوان صفحه تاییدیه می آورند
7) چکیده ü مختصر ü بيان جامع و كامل محتواي كل تحقيق ü حاوي اطلاعات مختصر و مفيدي از هدف ، دامنه و وسعت ü چكيده بايد حداكثر در دو صفحه تايپ شود. نکات مهم در مورد چکیده ü چکیده هرچند در ابتدای تحقیق می آید؛ ولی از لحاظ زمان نگارش بعد از ختم تحقیق تهیه می شود. ü ابتدا باید از هر فصل تحقیق چکیده تهیه شود و در نهایت از همه آنها چکیده واحد تهیه شود. ü حجم و طول چکیده باید متناسب با با حجم متن اصلی گزارش تحقیق باشد. ( استاندارد خاصی وجود ندارد) ü چکیده باید آیینه تمام نمای تحقیق باشد. ü در چکیده باید از ذکر اموری که در اصل تحقیق نیامده خود داری شود. ü متن چکیده نیاز به ارجاعات و مستند سازی ندارد. ü در متن چکیده باید از ذکر مثال و استفاده از کلمات مترادف و ارزشی خود داری شود. ü در چکیده باید از جملات کوتاه، ساده و روان استفاده شود. 8) فهرست مطالب ü فهرست مطالب که ممکن است چند صفحه را در برگیردضمن نشان دادن عناوین پژوهش، منطق ترتیب و چینش آنها را ننمایان می سازد. ü اهمیت دیگر فهرست مطالب این است که می تواند وسیله خوبی دسترسی به قسمت های مختلف یک پژوهش باشد. ü برخی نویسندگان و محقان دو فهرست جداگانه اجمالی و تفصیلی تهیه می نمایند که وجود این دو فهرست در رساله ضرورتی ندارد. 9) فصل مقدمات و کلیات فصل کلیات یا مقدمه اولین قسمت متن اصلی گزارش تحقیق است. در تحقیقات غیر تجربی این فصل به طور کلی همه ابعاد اصلی روند تحقیق را در بر می گیرد. مواردی که در فصل کلیات تحقیق باید ذکر شود: الف. تعریف مسئله ب. اهمیت و ضرورت تحقیق ج. پیشینه تحقیق د. قلمرو و دامنه پژوهش ه. روش پژوهش و. تعریف مفاهیم و اصلاطلاحات کلیدی 10) فصل های دیگر ü این قسمت در تحقیقات غیر تجربی مهم ترین بخش تحقیق است که ممکن است دارای فصول متعدد باشد. ü در تحقیقات تطبیقی، مطالب ممکن است به سه فصل جداگانه تنظیم شوند. ü در تحقیقات غیر تطبیقی هم سه یا دو فصل دیگر رایج و معمول است. اضافه برآن از حد رساله خارج می شود.
11) نتایج و پیشنهادها ü در رساله های غیر تجربی، به صورت طبیعی در فصول مختلف و در زمینه های گوناگون نتیجه گیری می شود؛ اما در پایان باید به صورت صریح تمام نتیجه گیری های اصلی بیان شود. ü نکته مهم این است که در نتیجه گیری نباید مطالبی ذکر شود که در اصل رساله بدانها پرداخته نشده است. ü مسئله مهم دیگری که باید در این قسمت مورد تاکید و قرار گیرد ذکر توصیه ها و پیشنهاد هایی است که از دل تحقیق به دست آمده اند. ü این پیشنهادها می توانند علمی یا عملی باشند. 12) ضمیمه ها 13) کتابنامه شيوه هاي پانويسي وكتاب شناسي
به طور كلي منابع تحقيق به دو دسته زير تقسيم مي شوند: منابع دست اول: عبارتند از اصل اثر، نوشته، سند، رخداد يا فيلمي كه محقق آنرا به طور مستقيم مطالعه و به عنوان شاهد عيني ملاحظه مي نمايد و يا آزمايش و تجربه اي است كه شخص پژوهشگر آنرا انجام داده باشد. (منابع يا رساله اي كه شرح اين آزمايش يا تجربه را ارائه كند نيز جزء منابع دست اول است). منابع دست دوم: عبارتند از نوشته ها، نقدها، تفسيرها، گزارشات و بحثهايي كه منتقدان، تفسيرگران، محققان و ديگر اهل فن دربارة منابع دست اول نوشته باشند. پژوهشگران بايد كوشش كنند حتي المقدور منابع دست اول را در متن خود قرار دهند و هميشه منابع دست دوم را به عنوان شاهد مدعاي خود (براي نفي يا اثبات مدعا) در نوشته ها بياورند . مستند سازي تحقيق ارزش يك متن تحقيقي، به عوامل متعددي وابسته است. در ميان اين عوامل، مستندسازي، تعدد منابع، جديد بودن، ارتباط با موضوع و اعتبار مطالب برگرفته شده از منابع، از اهميت زيادي برخوردار است. مستندسازي تحقيق با دو روش عمده و مكمل هم، صورت مي پذيرد: الف – پانويسي در پايين صفحه و يا آدرس دهي در متن .......... ب ـ تهيه كتابنامهدر پايان هر فصل (بخش) و يا انتهاي گزارش (كتاب/پايان نامه) پيداست اين دو با هم رابطه مستقيمي دارند و هر چه در نگارش آنها دقت بيشتري اعمال شود، بيانگر امانت داري پژوهشگر و حفظ روح تحقيق بوده و دست يابي به مطالعه براي مطالعه كنندگان پايان نامه آسان تر خواهد بود. موارد دیگر کار برد پانویسی پانويسي غير از ذكر منبع، موارد كاربرد ديگري نيز دارد از جمله: 1 ـ توضيح واژه ها و اصطلاحات دشوار 2 ـ ضبط اسمهاي خاص يا اصطلاحات علمي به زبان اصلي، 3 ـ آوردن مطالب و توضيحاتي كه براي برخي از خوانندگان لازم و مفيد است، ولي آوردن آن در متن موجب تضيع وقت خوانندگان و آشفتگي و گسيختن متن مي شود . انواع پانويسي و آدرس دهي در متن به فارسی محقق در اين حالت شماره اي در كنار قسمت نقل (استفاده) شده ،خواننده را براي آشنايي با منبع اصلي به پاورقي همان صفحه ارجاع مي دهد و در پايين صفحه براساس فرمولهاي كلي كه در پي مي آيد عمل مي كنند. 1 ـ كتاب با يك نويسنده: نام كوچك، نام خانوادگي نويسنده «عنوان كتاب» نام مترجم، ناشر، محل نشر، تاريخ انتشار، نوبت چاپ، نوبت چاپ، شماره جلد، شماره صفحه (صفحات) مثال: تامس. س، كوهن «ساختار انقلابي علمي» احمد آرام، سروش، تهران، 1369، چ اول، ص 45 (يا ص 49ـ45) 2 ـ كتاب با بيش از سه نويسنده: در اين حالت نام يكي از نويسندگان ذكر شده سپس نوشته مي شود: و ديگران و در دنباله براساس فرمول بالا عمل مي شود. 3 ـ مقاله از روزنامه يا مجله تخصصي نام كوچك، نام خانوادگي نويسنده «نام مقاله» نام مجله، ناشر، سال مجموعه انتشار، شماره مسلسل (تك شماره)، تاريخ انتشار، صفحه (صفحات)
شيوه هاي پانويسي جديد و معمول (در زبان فارسي و خارجي): در چند سال اخير روش آسانتري براي ارائه مآخذ در داخل متن (نه در پايين صفحه) متداول است. اين روش از تكرار و اتلاف وقت كه در پانويسي و عيناً با اندكي تفاوت در كتابنامه جلوگيري مي كند. اين روش بصورت كلي زير است: «...............................................................................................» «...............................................................................................» «...............................................................................................» «.......نام خانوادگي نويسنده، سال چاپ، شماره صفحه» مثال: «علم هنجاري، به معني پژوهشي است كه به صورتي مستحكم بر شا لوده اي از يك يا چند دستاورد علمي بنا شده است و جامعه علمي خاص در مدتي از زمان به آن دستاوردها معتقد است و آنها را اساس عمل آينده خود قرار مي دهد » (كوهن،25،1369) كتابشناسي (كتابنامه) به زبان فارسي : معمولاً در انتهاي هر فصل (بخش) يا پايان كتاب يا رساله تحصيلي، نام و مشخصات كامل منابع مورد استفاده (بدون ذكر شماره صفحه) در صفحاتي با حاشيه كوچكتر آورده مي شود و جاي نام كوچك و نام خانوادگي با فرمول پيشنهادي براي پانويسي بر عكس خواهد بود: ... براي نشان دادن حذف قسمتي از يك نقل قول (استناد)، عنوان و غيره استفاده مي شود. [ ] اطلاعاتي كه در قلابها آمده و توسط نويسنده يا واريانسها تهيه شده اند. مثلاً ص [12] نشان مي دهد، شماره صفحه در صفحه اي كه بدان استناد شده، قيد نشده است. قلابهاممكن است كه براي تصحيحات ويراستار و يا درج مطلبي در سندآوري بطورمستقيم مورد استفاده قرار گيرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:29  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
فقه تربیتی حضرت حجت الاسلام استاد دکتر ذبیح الله افشاگر
فقه در لغت: به معنای مطلق فهم و ادراک؛ مطلق علم و آگاهی؛ فهم همراه با دقت و تامل؛ تیز چنگی در دریافت معانی اصلی و دقیق؛ شناخت عمیق دین و احکام دین. فقه در اصطلاح: ((الْفِقْهُ هُوَ الْعِلْمُ بِالْاحْکامِ الشَّرعِیَّةِ الفَرْعِیَّةِ عَنْ ادِلَّتِهَا التَّفْصِیلِیَّةِ)) فقه، عبارت از علم به احکام فرعی شریعت از روی (منابع و) دلایل تفصیلی آن است موضوع علم فقه: عبارت از رفتار و عمل آدمی که اختیاری باشد و فاعل آن، شرایط تکلیف را داشته باشد. شرایط تکلیف:
شرایط عامه: الف) عقل ب) بلوغ
ج: قدرت: اجبار: کسی او را مجبور به خوردن کند. مثل روزه اسلام: اسلام شرط عامه است؛ بلکه شرط قبولی و صحت است نه عامه رفتار و اختیار در فقه : رفتار و اختیار انسان شامل امور صلبی میشود و هم ایجابی، پس در نتیجه هر دو را شامل میشود. رفتارچیست؟ هر کنش و واکنش چه از انسان وچه از حیوان در مقابل محرک های خارجی و داخلی را رفتار گویند. محمول فقه: محمول گزارهای فقهی احکام شرعی است، و احکام شرعی اعتبارات و مجعولات است که شارع برای مکلفان در نظر گرفته است. مجعول: مجعول از جعل گرفته شده و فعل اعتباری میباشد. مثلا: خوردن واجب است موضوع فقه محمول محمول علم فقه : عبارت از اعتبارات، مجعولات و احکام میباشد. احکام: احکام تکلیفی: احکامی را گویند که مستقیم به فعل مکلف تعلق میگیرد. اقسام احکام تکلیفی اقسام احکام تکلیفی پنج نوع میباشد:
نوت: سنت در اهل سنت معادل مستحب در فقه جعفری است. امام باقر(ع) میفرماید: کمال انسان در عمل آنست که سه ویژگی را داشته باشد:
دین اسلام سه موضوع را در بر میگیرد:
بعضی ها فقه را چنین تقسیم بندی میکنند، که تمام دین را فرا میگیرد و تمام افعال جوامع انسانی را شامل میشود. افعال جوانحی
روش شناسی فقه مراحل بدست آوردن احکام شرعی:
ادله به دو نوع است الف) ادله عمومی: مثلاً پذیرفته شدن بیع در قرآن. ولی چگونگی آن واضع نیست ب ) ادله خاص: بدست آوردن دلالت های ادله خاص در موضوع با توجه به قواعد ادبی، اصولی، قرایین تاریخی، و .... مثلا وفای به عهد
اگر فقیهی فتوا درست داد، دو ثواب کسب میکند اگر فقیهی فتوا نادرست داد، یک ثواب کسب میکند مثلا: احکام رضاع: به نظر بعضی ها شرط سن لازم نیست، که خود اشتباه میباشد پیشینه تحول فقه ( چه مراحلی را پشت سر گذاشته است ) به سه قسمت تقسیم شده است:
نوت: فقه با گسترش نیاز های بشری و جامعه گسترش پیدا کرد. ممکن ما روزی فقه تمدن اسلامی بین المللی داشته باشیم، در صورتیکه 1. تغیر( انقلاب ) 2. مهندسی جامعه اسلامی باشد . در چنین شرایط است که جامعه اسلامی مطلوب و در نهایت تمدن اسلامی بین المللی بوجود میآید. تعلیم و تربیت در لغت به معنای پروردن؛ آموختن آداب و اخلاق و غیره. در عربی از ماده ربب به معنای حفظ ، مراعات و سرپرستی یا ایجاد چیزی به تدریج؛ تکامل بخشیدن تدریجی را گویند. ودر عربی از کلمه ربو به معنای رشد، نمو و بلوغ و... گرفته شده. در اصطلاح: فرایند یاری رساندن به متربی برای ایجاد تغیر تدریجی در گستره زمان در یکی از ساحت های روحی، روانی و رفتاری که به واسطه عامل انسانی دیگر، به منظور دستیاری وی به کمال انسان و شگوفا کردن استعداد های او یا بازدارندگی و اصلاح صفات رفتارهایش صورت میگیرد. گرایش های علوم تربیتی
دسته بندی گرایش های علوم تربیتی از نظر گاستون میالاره وی کتاب به نام ( برنامه معنا و حدود علوم تربیتی ) نوشته است . علوم تربیتی به سه نوع است: علوم که شرایط عمومی و محلی را مطالعه میکند علوم که اوضاع تربیتی را آنگونه که رخ میدهد مطالعه میکند علوم که در باره رابطه به تربیت و آینده آن به تفکر می پردازد:
رابطه علم فقه و علوم تربیتی:
نسبت سنجی دو دانش {دانش فقه} رفتار های اختیاری رفتارهای {دانش تربیت} رفتار غیر اختیاری اختیاری رفتار های غیر اختیاری تربیتی تربیتی
موضوع علم فقه:رفتار اختیاریست- رفتار غیر تربیتی را هم شامل میشود. به علاوه تربیتی موضوع علم تربیتی: اختیاری و غیر اختیاریست تنها رفتار تربیتی را شامل میشود
محمول علم فقه: گزاره های تجویزی است محمول علم تربیت: گزاره های تجویزی و توصیفی است هدف هر دو دانش هدفی معرفتی است. البته اهداف غایی دو دانش فقه وتربیت بر اساس مبانی ومبادی گوناگون خواهد بود. هدف فقه رساندن مکلفان به سعادت ابدی هدف تربیت شگوفایی استعداد های متربی اخبار ، خبر دادن یا توصیف – قابل صدق است یا کذب است انشاء ، ایجاد کردن ، تجویز . صدق و کذب وجود ندارد چون چیزی وجود ندارد. مثلا در : عقد نکاح عقدخطبه دارد : که میگوید النکاح ... اخبار است که پیامبر گفت صیغه دارد: عقد هم گویند، ایجاب و قبول هم گویند ( این انشاء است) فقه در صیغه است که انشاء است نوت: اگر ایجاب و قبول نیت اخبار باشد، باطل است. زیرا در آن انشاء شرط است . بنا به فقه جعفری
هدف هر دو اصلاح رفتار است یا تنظیم رفتار و همچنان ایجاد در هدف غایی در علم فقه : بلند بردن سطح آگاهیست؛ سعادت انسان است در علم تربیتی: بستگی به مبنای تربیتی مکاتب دارد مکاتب به دو نوع اند
انسان محوری لذت جویی بیشتر هدف مشترک در مکاتب الهی و غیر الهی هردو شگوفایی انسان ها است.
در علم فقه منبع :
در علم تربیتی منبع:
آثار علم
مثلا: موضوع علم صرف؛ کلمه است موضوع علم نحو؛ کلمه و کلام است مساله هر علم : عبارت از قضیه ایست که رابطه موضوع آن علم را با یکی از عوارض و احکام وحی بیان میکند. تاثیر علم فقه بر مسایل دانش تربیت به دو بخش است:
الف) توصیف واقعیت ها، وضعیت های مرتبط با تربیت( مبانی تربیت )
ب) توصیف و ترسیم وضعیت های مطلوب تربیت ( اهداف تربیت)
ج) توصیف عرصه و ابعاد متربی که پرورش میابد
2. گزاره های تجویزی الف) تجویز عمومی ( اصولتربیتی) ب) تجویز ناظر برعملیات تربیت( روش های تربیت ) تاثیر گذاری فقه بر مبانی تربیت فقه گزاره های تجویزی است. و باید ها و نباید ها را بیان میکند. تربیت بر گزاره های توصیفی تاثیر میگذارد؟ بلی تاثیر دارد. پاسخ در قالب چند مقدمه:
الف) روزه گرفتن؛ مصلحت است و یا: ربا گرفتن؛ مفاسد است ب) خداوند احکام را به : 1. مصلحت 2. مفسده الف) کم ب) زیاد الف) کم ب) زیاد مستحب است وجوب یا فرض مکروه حرام
مثلا: حکم شرعی مبنا یا فلسفه تعلیم و تربیت
مثلا: مبنا حکم شرعی از مجموع این مقدمات نتیجه میگیریم که حکم فقهی بر مبنای تربیتی تاثیر گذار است. مثلا: اشتباه قرائت کردن نماز، نماز را باطل میکند. زیرا حکم شرعی آنست که اذکارنماز صحیح خوانده شود. تحقیقات نشان میدهد که میان اذکار صحیح و روح انسان ارتباط وجود دارد. نکته مهم: تاثیر گذاری فقه بر دانش تربیت به چند صورت است:
تاثیر فقه بر مراحل تربیت تاثیر فقه بر مراحل تربیت را میتوان به در مرحله بیان کرد: الف) کشف و پیشنهاد مرحله نوین ( مرحله قبل از تولد ) ب) اصلاح و تاکید ویژه به مراحل شناخته شده ج) تایید مراحل شناخته شده پیشین در دانش تربیت. مثلا: در مرحله قبل از تولد:
مراحل تربیت از نگاه فقه
تاثیر فقه در ساحات ( ابعاد ) تربیت
تاثر گذاری فقه بر اهداف تربیتی( هم در مباحث کلان و هم خورد ) هدف نهایی فقه: قرب الی الله است هدف میانی فقه: مانند: حج و نماز خودسازی و به تقوا رسیدن است. وانجام فرایض و ترک محرمات است. هدف کوتاه مدت فقه: علم آموزی؛ آگاهی از مباحث دینی تاثیر فقه بر اصول تربیت فقه در سه سطح بر تربیت تاثیرگذار میباشد:
قواعد فقیه: قواعد اند که در مسایل مختلف تطبیق میشود. قاعده لاضرر: مثلا اگر روزه به شخصی ضرر داشته باشد، نباید روزه بگیرد. قواعد فقیه ارتباط نزدیک با اصول تربیتی دارد:
تاثیر فقه بر روشهای تربیت فقه بر روشهای تربیت در سه سطح تاثیر گذار میباشد:
بر علاوه سه سطح فوق در سطوح زیر نیز تاثیر گذار میباشد:
تاثیر دانش فقه بر دانش تربیت ( در قسمت تحقیق )
الف ) طرح موضوعات کلان و افق های تازه: ( مثل مرحله قبل از تولد طفل که سوژه های جدید است) باید تحقیق شود که آیا این مرحله در قسمت تربیت تاثیر دارد یا نه. و یا آذان گفتن در گوش طفل که یک سوژه است. ب ) الهام بخش پرسش ها و مسایل جدید قابل تامل: مثلا؛ بچه وقتی به سن هفت سالگی رسید، به او گفته شود که هفت بار بگوید: لا اله الا الله. باید تحقیق شود که آیا این مساله روی تربیت بچه تاثیر دارد یا نه
تاثیر بر فواید دانش تربیت: الف ) اطمینان بخش شدن دانش تربیت، به واسطه بهره گیری از وحی ب ) اضافه شدن نگاه ثواب و عقاب در دانش تربیت هدف: هدف باید نیت و قصد قربت باشد. که در فقه ضروری بوده و در تربیت هم آن را تطبیق نماییم. تاثیر دانش فقه بر دانش تربیت در تمام تقسیم بندیها سه تاثیر یا کاربرد کلی داشته است.
تاثیر تربیت بر فقه تربیت در سه محور بر فقه تاثیر گذار میباشد:
تحلیل داوری واعتبار بخشی: توصیف از کارکرد های وتوصیف از احکام فقه می باشد. قلمرو اصول تربیتی هم به احکام تربیتی وهم به غیر تربیتی وابسته است. نظام سازی تربیتی : کسیکه به دانش فقه اگاه است میتواند یک مجموعه از گزاره های کلی فقهی را بدست گرفته ودر ساحت جدید به کار ببرد. از مباحث تاثیر علم فقه وتربیت وبرعکس ان علم فقه تربیتی به وجود می آید . همچنان قابل ذکر است که در علم دو چیز مهم است اول تاریخ ان علم ودوم فلسفه آن . احکام به سه قسم است ؟ 1- عقل گرا 2- عقل گریز 3- عقل ستیز روش فقه تربیتی : احکام اولیه بعداً به احکام ثانوی ودر خاتمه بیان احکام بدست می آید. ضرورت فقه تربیتی چه است؟ فقه تربیتی متولد علمی فقه وتربیت است . تاثیر علم فقه به تربیت واثر علم تربیت به فقه ورسیدن به سعادت صرف تعلیم وتربیه است. همچنان دگرگونی های مثبت هم به تعلیم وتربیه وابسته است. رسالت فقه بیان احکام الهی است وتمام زندگی انسان را در بر می گیرد واز این جهت نتیجه چنین است. رسالت فقه برای تامین سعادت ورشد بالندگی وتغیرات مطلوب وعمل به اوامر الهی نیازمند به فقه تربیتی می باشد. برای شکل گیری یک نظام کارآمد ضرورت به فقه تربیتی است. وظایف اشکار فقه تربیتی ؟ 1- گرد آوری وتنظیم گزاره های تربیتی موجود در فقه رایج. 2- طرح موضوعات جدید تربیتی وتلاش برای استنباد حکم اولی آنها. ازدواج دختر جوان با مرد پیر برای مجبوریت است 3- بررسی واعمال فواعد عمومی وبیان احکام ثانوی 4- بررسی واختیارهای حکومت در عرصه تعلیم وتربیت .تعلیمن وتربیت از وطایف حکومت بوده ومکلف به مهیا سازی فضای مناسب برای تعلیم وتربیه است.
مدل های تقسیمات فقه الف : فقه 1- عبادات - نماز 2-عقود—عقد 3-ایفاعات— راه مک طرفه 4-احکام – قصاص و...به معنی خاص (فقه تربیتی ) ب: فقه 1-عبادات –خمس وذکات 2-بخش اموال 3-بخش سلوک ورفتار شخصی ( فقه تربیتی) 4-آداب عمومی ج: فقه 1-عبادات 2-عقود 3-ایقاعات 4-احکام خاص( فقه ساسی، فقه قضایی، فقه اقتصادی، فقه تربیتی، فقه تبلیغاتی، فقه اجتماعی، فقه روشی ،فقه آموزشی و... احکام فقهی الف : ارتباط با خدا – فقه عبادی ب : ارتباط به خود – فقه الاخلاق ج : ارتباط با دیگران 1- از جهت سیاسی :
2- از جهت فرهنگی
3- از جهت اقتصادی
4- از جهت اجتماعی
د: ارتباط محیط زیست 1- ارتباط با حیوانات 2- تغذیه } فقه محیط زیست 3- ارتباط به زمین تربیت خود ودیگران چه حکم دارد ؟ فرض ویا واجب ترجمه آیه (۶)سوره تحریم: اى كسانى كه كافر شدهايد، امروز عذر نياوريد، در واقع به آنچه مىكرديد كيفر مىيابيد. مراحل تربیت به اطفال : 1- هفت مرتبه برای بچه سه ساله بگو لاالاالله 2- از زمان سه ساله وهفت ماه و20 روز هفت مرتبه بگو محمد رسول الله 3- در 5 سالگی طرف راست وچپ را نشان داده وسجده را یاد بگیرد. 4- در شش سالگی نماز در هفت سالگی وضو و در نه سالگی نماز بخواند واگر نخواند ویا ترک کرد تنبه گردد. فرایند تربیت 1- تربیت اعتقادی رفتار انگیزه بخش اعطای بینش %10 %30 %60 نظام اعتقادی بر تربیت اعتقادی 1- مبنا توفیق دینداری بر تربیت 2- هدف ---ایجاد باور 3- اصول ---دستور عمل های کلی
روش ها :- تلقین –تعلیم –تالیف وتمرین 2- تربیت عبادی عبارت است از انجام واجبات وترک حرام نماز← واجب / حکم آن آیه 132 سوره طه و كسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شكيبا باش ما از تو جوياى روزى نيستيم ما به تو روزى مى دهيم و فرجام [نيك] براى پرهيزگارى است. روایاتی که در باره نماز خواند فرزندان امر شد است . وظایف مقدماتی وظیفه تعلیم نماز از هفت سالگی وظیفه امر نماز ز هشت سالگی وظیفه ماخذه بر نماز اط ده سالگی وظیفه تنبه برای نماز قبل از بلوغ وظیفه یاد دادن نماز بر فرزندان واجب است . ضرورت نیاز بی بدیل به نماز در دینداری ( عادت دادن است) ه دف: عادت داده به نماز رفتار انگیزه بخش اعطای بینش %60 %30 %10 3- تربیت عاطفی هدف : خوب تربیت کردن جهت رسیدن به محبت الهی منبع : خمسه عشره در مفاتح الجنان آیا خانواده به نسبت فرزندان به تربیت عاطفی مکلف اند ؟ جواب بلی حکم : حکم آن مستحب است/ وبحث اخلاقی است / اما در حکم ثانوی واجب است پسران ودختران ← کشش نسبت به جنس مخالف دارند تربیت عاطفی ← احکام امضای وتایپی _هر دو اعتدال در محبت واحب است یا مستحب ؟ مستحب است وحکم وعدالت واجب است جهت دادن به تربیت عاطفی انعام داده به اطفال مهرورزی مستحب است وگاهی هم واجب می گردد. رفتار انگیزه بخش اعطای بینش %60 %30 %10 4- تربیت جنسی تربیت جنسی مطابق احکام واحب است رویکرد های جنسی ←تفریط غریزه –ارضاء غریزه 1- اعتدال غریزه 2- پرورش غریزه 3- جهت دهی غریزه اطلاعات غریزه وانتقال آن 1- تربیت والدین 2- پنهان سازی روابط جنسی 3- آموزش .... فرزندان 4- جدا سازی بستر خواب 5- ازدواج وارضاء غریزه تفکیک جنسیت در محیط کار توانمندی در خود کنترولی آموزش های تربیتی رعایت حریم محرمیت هویت بخشی جنسی شرایط حمل و ولادت آداب روابط زناشوی تربیت جنسی حفظ طوفان غریزه را دارد واز خیلی آسیب ها در امان است. هدف : کنترول وجهت دهی در غریزه جنسی اصول :سالم سازی محیط روش ها : 1- مخفی سازی زوابط والدین 2- جدا سازی بستر 3- ازدواج مراحل : مراحل کودکی تا پس از ازدواج
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 7:54  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
مقدمه امروزه مهمترین عامل رقابت کشورهای جهان تولید علم ودانایی است موثرترین سازمانی که پایه و شالوده و زمینه رشد و شکوفایی قابلیت ها وتوانائی هایی افراد جامعه در سنین کودکی فراهم می سازد سازمان اموزش و پرورش است که برای تحقق این امر نیاز به مدیران خوش فکر و خلاق و کارآمد در این نظام اموزش می باشد که خوشبختانه مقدمات مدیریت اموزشی برای رشته های علوم تربیتی می تواند دانش و اگاهی مدیران را بالا برده و دیدگاه آنان را به رفتار کار ساز و اثر بخش تبدیل نماید. فصلیکم :مقدمه دلايل پيدايش سازمان و اهميت آن امروزه، انواع خدمات و توليدات مورد نياز جامعه را سازمانهاي گوناگون فراهم ميكنند. هر سازماني با انجام دادن وظايف چندگانه يا تخصصي، هدفهاي عام يا خاصي را براي جامعه و مردم آن متحقق ميسازد. اين هدفها و وظايف بسيار دشوارتر و پيچيدهتر از آنند كه بهوسيلة يك فرد يا يك گروه كوچك تحققپذير و انجام يافتني باشند. از اينرو، گردش امور زندگي وابسته به سازمانها و پيشرفت و بقاي جامعه تابع كار و عملكرد مؤثر آنهاست.
تعريف سازمان اجتماعي بهطور كلي، هرگاه كه افراد انسان باهم زندگي ميكنند يا هنگامي كه تعدادي از افراد به اقتضاي زندگي اجتماعي به همكاري ميپردازند، الگوي روابط اجتماعي، باورها و جهتگيريهاي مشترك بهوجود ميآورند كه اصطلاحاً سازمان اجتماعي ناميده ميشود. فصلدوم: سازمانمدیریت عناصر و ويژگيهاي مشترك سازمانها به شرح زير است: 1- سازمانها هدف دارند؛ 2- سازمانها از تركيب اجتماعي افرادي كه بهطور گروهي كار ميكنند، تشكيل ميشوند. 3- فعاليت سازمانها استمرار زماني دارد. 4- سازمانها، فعاليت خود را از طريق تفكيك وظايف، از روي برنامه، و با استفاده از دانش و فن و ابزار انجام ميدهند. 5- سازمانها، واحدهاي يكپارچه و يگانهاي از فعاليتهاي منظم و ساختمند هستند. 6- تعريف سازمان سازمان عبارت است از هماهنگي معقول تعدادي از افراد كه براي تحقق هدف يا منظور مشتركي، از طريق تقسيم وظايف و برقراري روابط منظم و منطقي بهطور مستمر فعاليت ميكنند. انواع سازمانها 1- سازمانهاي مشتركالمنافع كه در اصل به عموم اعضاي خود نفع ميرسانند. (مثلاً، اتحاديهها، باشگاهها، احزاب سياسي، انجمنهاي حرفهاي، تعاونيها). 2- سازمانهاي تجاري كه در اصل به مالكان ـ مديران خود، بهره ميرسانند (نظير كارخانههاي صنعتي، فروشگاهها، بانكها، هتلها). 3- سازمانهاي خدماتي كه در درجه نخست به مراجعان خود نفع ميرسانند (مثلاً بيمارستانهاي خصوصي، مدارس خصوصي، بنگاههاي مددكاري اجتماعي) 4- سازمانهاي رفاه عمومي كه عموم مردم را بهرهمند ميسازند (سازمان دولتي نظير وزارت دفاع، مدارس دولتي، سازمان پليس، سازمان آتشنشاني، سازمانهاي تحقيقاتي). تعريف مديريت هنر انجام دادن كار بهوسيله ديگران هماهنگسازي منابع انساني و مادي در جهت تحقق هدفها فراگردمدیریت نخستین بار سقراط از مدیریت به عنوان فراگرد اجتماعی یاد کرد فراگردی که متضمن یک سلسله وظایف و فعالیت و روابط متقابل است و مناسبات و روابط متقابل افراد در آن نقش اساسی دارد. سؤالاتي كه ماهيت مديريت را آشكار ميسازد؟ 1- چه بايد كرد؟ 2- كار چگونه انجام داده خواهد شد؟ 3- كار چگونه تقسيم خواهد شد؟ 4- چه كساني كار را انجام خواهند داد؟ 5- كار با چه وسايلي انجام داده خواهد شد؟ 6- كار چه وقت و در چه مدتي انجام داده خواهد شد؟ 7- كار با چه كيفيتي انجام داده شود؟ 8- كار با چه كيفيتي عملاً انجام داده ميشود؟ فراگرد مديريت از ديدگاه هانري فايول: 1- برنامهريزي يعني پيشنگري و تدارك وسايل براي عمليات آينده. 2- سازماندهي يعني تركيب و تخصيص افراد و منابع ديگر براي انجام دادن كار. 3- فرماندهي يعني هدايت و جهتدهي افراد در انجام دادن كار. 4- هماهنگي يعني بهم پيوستن و وحدت بخشيدن همه كوششها و فعاليتها. 5- كنترل يعني رسيدگي به اينكه آيا كليه امور طبق مقررات و دستورات صورت ميگيرند يا نه. ضرورتآموزشمدیریت 1 .احتمال زیادی وجود دارد که هر کس در مسیر زندگی شغلی خود در مقام مدیر قرار گیرد. 2. پیشه مدیریت بالقوه جذاب منزلت افرین و تلاش بر انگیز است . 3. جامعه با کمبود شدید مدیر و استعدادهای مدیریت روبرو است . شيوههاي مطالعه مديريت 1- شيوه سنتي 2- شيوه بررسي مورد 3- شيوه رفتاري 4- ديدگاه تصميمگيري 5- شيوه مقداري يا كمي 6- شيوه سيستمها فصلسوم:تصمیمگیری تعريف تصميمگيري شيوه عمل خاصي براي حل مسئله یا مشکل ویژه. مراحل تصميمگيري
ارزشيابي و گزينش راهحل 1. هريك از راهحلها، باتوجه به اهداف و منابع سازمان، تا چه اندازه واقعبينانه است؟ 2. هريك از راهحلها تا چه اندازه به حل مشكل كمك ميكند؟ 3. اجراي هريك از راهحلها، احتمالاً چه عواقب و نتايجي به بار ميآورد؟ 4. ضمن اجراي راهحلها، چه مشكلاتي ممكن است پيش آيد؟ انواع تصميمات 1- تصميمات معمول، مطابق با عادات، قواعد يا رويههاي معيني اتخاذ ميشوند. 2- تصميمات غيرمعمول، برعكس. تصميماتي است كه با مشكلات و مسائل غيرعادي و جديد سروكار دارد. رهنمودهایمهمدراتخاذتصمیماتمعمولسازمانیعبارتنداز :
شرايط تصميمگيري، باتوجه به قابليت پيشبيني نتايج، داراي سه حالت است: 1- اطمينان قطعي، 2- ريسك، 3- عدم اطمينان 1. در شرايط اطمينان قطعي، تصميمگيرنده از آنچه در آينده پيش خواهد آمد مطلع است. 2. در شرايط ريسك، قابليت پيشبيني كمتر است. اطلاعات كاملي در دست نيست. 3. در شرايط عدم اطمينان، تقريباً اطلاعاتي درباره آنچه پيش خواهد آمد، در دست نيست. فصلچهارم:تعیناهدافو برنامهریزی تعريف برنامهريزي برنامهريزي عبارت است از فراگرد تعيين و تعريف اهداف سازمان و تدارك دقيق و پيشاپيش اقدامات و وسايلي كه تحقق اهداف را ميسر ميسازند فراگرد برنامهريزي تعيين اهداف و اولويت آنها (هدفگذاري). بررسي و پيشبيني منابع و امكاناتي كه به تحقق هدفها كمك ميكنند (پيشنگري). تشخيص فعاليتها و اقداماتي كه براي تحقق هدفها ضرورت دارند (تبديل امكانات به اقدامات عملي دقيق يا بودجهبندي). تعيين خطمشيها و روشها و ملاكهاي عمليات. هدفها سه نقش مهم برعهده دارند: هدفها معرف سازمان بوده موجوديت آن را در جامعه توجيه ميكنند، هدفها زمينه هماهنگي فعاليتهاي سازمان را فراهم كرده وظايف گوناگون را بهم مرتبط ميسازند، هدفها به تهيه و تدارك ملاكهاي ارزيابي عملكرد فردي و سازماني كمك ميكنند. هدفهايلفظيوواقعي عبارات و اظهاراتي كه چيستي هدفها را بيان ميكنند، هدفهاي لفظي ناميده ميشوند. نتايجي كه رفتار، عملاً در جهت آنها هدايت ميشود، هدفهاي واقعي را تشكيل ميدهند. تغییرهدفها: تغییر هدف ها در نتیجه کار و تجربه با هدف ها و تحت تا ثیر عوامل و نیروهای داخلی و خارجی سازمان صورت می گیرد. تغییر هدف تحت تاثیر نیروهای داخلی سازمان و در نتیجه تجربه با هدف های جاری سازمان است. اهمیتهدفها هدف ها نه فقط جهت و غایت رفتار را معیین می کنند و بلکه در صورت جذاب بودن انگیزه های تحقق خود را نیز در افراد به وجود می اورند بعلاوه ان ها به عنوان ملاک های ارزش یابی عملکرد افراد و ضابطه های کلی سنجش اثربخشی مدیریت مورد استفاده قرار می گیرند . ملاكهاي تعيين هدف 1- هدفها بايد سنجشپذير باشند. 2- هدفها بايد تحققپذير باشند. 3- هدفها بايد پذيرفتني باشند. 4- هدفها بايد همخواني و توافق داشته باشند. تعريف پيشنگري پيشنگري عبارت است از فراگرد استفاده از اطلاعات گذشته و حال براي تخمين شرايط و رويدادهاي آينده. پيشنگري دو مسئله مهم را براي برنامه ريز حل ميكند : 1- پيشبيني و تعيين فعاليتها و اقدمات مورد نظر براي تحقق اهداف 2- پيشبيني و تعيين منابع و امكانات قابل حصول براي اجراي برنامه فراگرد پيشنگري ميكوشد پاسخگوي مسائل زير باشد: 1- شرايط و عواملي كه بر تحقق موفقيتآميز هدفها مؤثرند، كدامند؟ 2- چه اطلاعاتي راجع به شرايط و عوامل مذكور در دست است؟ 3- روش مناسب براي پيشبيني وضعيت هريك از عوامل مهم در آينده كدام است؟ بودجهبندی مرحله سوم در برنامه ریزی و بودجه بندی فعالیت ها و عملیات سازمانی است . روشهای مختلف برای بودجه بندی وجود دارد بودجه به زبان ساده سندی است که مشخص می کند که چه مفدار از کل منابع سازمان به اهداف خاصی اختصاص خواهد یافت . تعیینخطمشی وسیله اصلی اجرای برنامه خط مشی است .خط مشی بازتاب اهداف سازمان و رهنمود اجرای عملیات است که چهار چوبی کلی برای تصمیم گیریهای عملیاتی فراهم می سازد. انواع برنامهها برنامههاي ثابت و موقت طبقه بندی یک گروه از برنامه ها به فراوانی کاربرد و استفاده انها بستگی دارد. برنامه های ثابت یاپایدار به دفعات راهنمای عمل مدیران قرار می گیرند برنامههاي كوتاه، ميان و درازمدت برنامه ها را بر مبنای دامنه زمانی انها نیز متوان طبقه بندی کرد از این لحاظ سه نوع برنامه قابل تشخیص است:
برنامههاي راهبردي و عملياتي: برنامههايي كه در بالاترين سطح سازمان تهيه ميشوند برنامههاي راهبردي عنوان ميگيرند و آنهايي كه در سطوح پايين تهيه ميشوند به برنامههاي عملياتي معروفند. فصل پنجم سازماندهی وساهتار آن تعريف سازماندهي جريان نظم و ترتيب دادن به كار و فعاليت و تقسيم و تكليف آن به افراد به منظور انجام دادن كار و تحقق هدفهاي معين. فراگرد سازماندهي 1- تشخيص فعاليتهاي لازم براي رسيدن به اهداف و اجراي خط مشي و برنامهها. 2- گروهبندي فعاليتها باتوجه به منابع انساني و مادي موجود و تشخيص بهترين طريقه استفاده كردن آنها. 3- دادن اختيار عمل و حق دستوردهي و تصميمگيري براي انجام دادن كار به مسئول هر گروه. 4- ارتباط دادن واحدهاي گروهبندي شده به يكديگر بهصورت عمودي و افقي از طريق روابط اختيار، شبكه ارتباطي و نظام اطلاعاتي. مبانيتقسيمكاربرايتشكيلواحدهايسازمانيعبارتنداز: 1- تعداد افراد 2- كاركردها 3- زمان 4- توليدات يا خدمات 5- ارباب رجوع 6- موقعيت مكاني يا جغرافيايي 7- فراگرد كار (مراحل عمليات) تعريف هماهنگي هماهنگي عبارت است از فراگرد ايجاد وحدت و يگانگي ميان اهداف و فعاليتهاي واحدهاي مختلف سازمان به نحوي كه هدفهاي سازمان بهطور مؤثر تحقق يابند.
حیطهنظارت حیطه نظارت اندازه و وسعت واحد کار را مشخص میکند طبق اصول کلاسیک مدیریت و حیطه نظارت مدیر و از لحاظ وسعت و اندازه حتی امکان باید کم وسعت و کوچک باشد. عوامل تعيينكنندة حيطة نظارت: 1- مدت زماني كه صرف كار نظارت و سرپرستي ميشود. 2- قابليت ذهني و سازگاري مدير. 3- پيچيدگي موقعيت يا كار. 4- ساير وظايف مدير.پپ 5- ثبات عمليات. 6- شايستگي زيردستان. وحدتفرمان وحدت فرمان یکی از اصول سنتی مدیریت است که به موجب ان هر زیر دست اجرای وظایف خود باید فقط از یک سرپرست ما فوق دستور بگیرد و مستقیما پاسخگوی او باشد. وحدت فرمان با اصل دیگر مدیریت یعنی زنجیر فرمان یا سلسله مراتب بستگی دارد. سلسلهمراتب مجرای رسمی سازمانی برای تعیین اختیار و مسئولیت و ارتباطات است . اختيار به عقيدة سايمون (1975)، «اختيار يعني قدرت تصميمگيري براي هدايت فعاليتها و اعمال ديگران». تحليل كلاسيك اختيار بهوسيلة ماكسوبر (1947)، جامعهشناس آلماني، صورت گرفته است. از نظر او، اختيار عبارت است از اطاعت بلاشرط و ارادي افراد از مافوق براساس اين باور كه مافوق حق دارد اراده خود را بر آنان اعمال كند. اختيار فايول، اختيار با بهعنوان «حق صدور دستور و طلب اطلاعت از آن» تعبير كرده است. بارنارد (1936)، با ارائه نگرش تازهاي، اختيار را ناشي از پذيرش زيردستان ميداند. چهار شرط پذيرش زيردستان از دستوراتي كه مشروطيت دارد: 1- دستور قابل فهم باشد و زيردستان بتوانند آن را درك كنند. 2- در تصميمگيري براي اجراي دستور، زيردستان بايد اعتقاد پيدا كنند كه دستور مغاير با هدفهاي سازمان نيست. 3- زيردستان بايد معتقد شوند كه دستور با منافع شخصي آنها بهطور كلي همخواني و توافق دارد. 5- زيردستان بايد از لحاظ فكري و جسمي قادر باشند دستور را اجرا كنند.
تفويض اختيار تفويض اختيار عبارت است از انتقال اختيار و مسئوليت رسمي از مافوق به زيردست براي انجام دادن وظايف خاص. تمركز و عدمتمركز سازماني كه در آن اغلب اختيارات تصميمگيري در دست مديران بالاترين سطح سازماني است، سازمان «متمركز» ناميده ميشود و سازماني كه در آن اختيارات تصميمگيري در سطوح مختلف پراكنده است، سازمان «غيرمتمركز». ميزان عدمتمركز در سازمان هنگامي بيشتر است كه شرايط زير موجود باشند: 1) تعداد تصميمگيريها در سطوح پايينتر سلسله مراتب بيشتر باشد. 2) تصميمگيريها در سطوح پايين سلسله مراتب، اهميت بيشتري داشته باشند. 3) تصميمات سطوح پايينتر بر فعاليتها و وظايف بيشتري مؤثر واقع شوند. 4) تصميمگيريها، تحت كنترل و بازرسي كمتري قرار گيرند و براي هر تصميم، مقامات بالاتر مورد مشورت قرار نگيرند. صف وستاد
واحد های ستادی سازمان به دو دسته کلی تقسیم می شود : ستاد شخصی: شامل مشاوران و معاونین است که خدمات انان مورد استفاده شخص مدیر سازمان قرار می گیرد. ستاد تخصصی: در سطوح مختلف سازمان ستاد های مختلفی در زمینه های فنی و تخصصی و خدماتی معینی به واحد های اجرایی یاری میرساند. سازمان ماتريس در ساختار ماتريس، كاركنان متخصص به اجراي برنامه ويژهاي منصوب ميشوند و تحت نظر و سرپرستي مدير برنامه كار ميكنند. علاوه بر آن، وظايف عادي و منظم خود در واحدهاي تخصصي را نيز تحت نظر مديران واحدها انجام ميدهند. به عبارت ديگر، آنها تحت سرپرستي دوگانه انجام وظيفه ميكنند. نمودارسازمان در ترسيم نمودارها معمولاً جوانب زير مورد توجه قرار ميگيرند:
فصلششم:هدایتو رهبری رهبري در مديريت منظور از رهبري در مديريت، فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان براي ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني است رهبري در مديريت سه ويژگي دارد (استونر، 1982): اولاً، رهبري مستلزم وجود افرادي است كه بهعنوان زيردستان يا پيروان، دستورات رهبر را با ميل و اراده بپذيرند. ثانياً، در جريان رهبري، توزيع قدرت ميان رهبر و زيردستان نابرابر است. ثالثاً، رهبر علاوه بر اينكه بهطور مشروع (قانوني) قادر به هدايت زيردستان است. فرنچ و ريون (1959) قدرت رهبري مديران را ناشي از منابع پنجگانه زير ميدانند:
عوامل مهمي كه در موقعيتهاي رهبري مؤثر شناخته شدهاند، عبارتند از:
سرپرستی ضمن بحث از هدایت و رهبری اشاره کردیم که یکی از وظایف مدیران سرپرستی زیر دستان است . انگیزش انگیزه حالت یا وضعی روانی است که رفتار را در جهت هدف یا هدف هایی نیرو می دهد و فعال می سازد و هدایت می کند .بنابر این انگیزه مستقیما قابل مشاهده نیست . فصلهفتم: نظارتوکنترل تعريف كنترل به عبارت ديگر، كنترل، فراگرد ارزشيابي عملكرد فردي و سازماني است. فراگرد كنترل مرحله اول، تعيين ملاكها و روشهاي سنجش عملكردهاست. مرحلة دوم، مستلزم نظارت عملكردها و سنجش و اندازهگيري آنهاست. مرحلة سوم، بازنگري يا مقايسه نتايج حاصله از سنجش عملكردها با ملاكها و هدفهاي تعيين شده است. مرحلة چهارم، اقداماتي براي تصحيح عملكردها صورت ميگيرد. انواعكنترل
فصلهشتم :ارتباط سهعنصرمهمدرجريانارتباطقابلتشخيصاست:
نمادهاي ارتباط نمادهاي ارتباطي غالباً عبارتند از:
موضوعات مناسب ارتباط سازماني است: 1اطلاعات كلي درباره سازمان (هدفها، خطمشيها، و خدمات يا فعاليتهاي اساسي آن). 2اطلاعات مربوط به امور و مشاغل كاركنان از قبيل مرخصيها، ترفيعات، جدول حقوق و غيره. 3اطلاعات راجع به وضعيتهاي ويژهاي كه در سازمان پيش ميآيد، نظير تغييرات مديريت، خطيمشيها، رويهها و روشها. 4اطلاعات درباره نظام اقتصادي و سياسي جامعه كه فعاليتها و خدمات سازمان بدان وابسته است فصلنهم :پیشینهتفکردربارهمدیریت
مكتبها و نظريههاي مديريت مديريت علمي نهضتي كه در تاريخ تحول انديشههاي مديريت به «مديريت علمي» معروف است در اوايل قرن بيستم پديد آمد. مهمترين مسئله مورد توجه آنان در مديريت، كارآيي بود. بنيانگذار اين نهضت، فردريك تيلور. اصولي كه تيلور براي حل مشكل مديريت پيشنهاد كرد:
مديريت اداري (نظريه كلاسيك سازمان) سرشناسترين اين افراد كه غالباً او را بنيانگذار مديريت جديد ميدانند، هانري فايول فرانسوي است. فعاليتهاي مديريت از لحاظ فايول عبارتند از: كاركردهاي برنامهريزي، سازماندهي، فرماندهي، هماهنگي، و كنترل. اصول 14گانه فايول به شرح زير است: 1- تقسيم كار: تخصصيشدن كار وسيله طبيعي تحول و پيشرفت مؤسسات و جوامع است. 2- اختيار و مسئوليت: اختيار و مسئوليت بايد معادل باشند. كسي كه مسئوليت انجام دادن وظيفهاي را برعهده ميگيرد بايد براي انجام دادن آن، متناسب با مسئوليت، اختيار (اقتدار) داشته باشد. 3- انضباط: اعضاي سازمان بايد به مقررات و قوانين سازمان احترام بگذارند و از مافوق اطاعت كنند. 4- وحدت دستور (فرماندهي): هر كارمندي بايد فقط از يك مافوق دستور بگيرد. 5- وحدت هدايت: هر گروه از فعاليتهاي سازماني كه هدف واحدي دارند بايد فقط تحت يك برنامه و بهوسيلة يك مدير هدايت شود. 6- تقدم منافع عمومي بر منافع خصوصي: در هر سازمان، كل مهمتر از اجزاي آن است، يعني هدفهاي سازماني بر هدفهاي فردي و خصوصي ارجحيت دارند. 7- حقالزحمه كاركنان: پرداخت حقالزحمه كاركنان و مديران در قبال خدماتي كه انجام ميدهند بايد عادلانه باشد. در هر سازمان، كل مهمتر از اجزاي آن است، يعني هدفهاي سازماني بر هدفهاي فردي و خصوصي ارجحيت دارند. 8- تمركز: كاهش نقش زيردستان در امر تصميمگيري را تمركز، و افزايش نقش آنان در تصميمگيري را عدمتمركز مينامند. 9- سلسلهمراتب: جريان اقتدار و اختيار، يا زنجير فرمان در هر سازمان، به ترتيب رتبه و مقام، از بالاترين سطح مديريت به پايينترين سطح عملياتي ادامه مييابد. 10- نظم: هر چيز و هركس بايد در جا و موقع مناسب خود قرار گيرد. 11- انصاف: رفتار مديران با زيردستان بايد مبتني بر مقررات سازمان، توأم با عدالت و انصاف و دوستانه باشد. 12- بات شغلي و استخدامي: فايول مشاهده كرده بود كه سازمانهاي موفق، معمولاً از وجود گروه ثابتي از مديران و كاركنان برخوردارند. 13- ابتكار: به زيردستان بايد فرصت داده شود كه در انجام وظايف خود تفكر و نوآوري كنند و ابتكار عمل به خرج دهند. 14- روحيه گروهي: ايجاد روحيه گروهي موجب وحدت و هماهنگي سازمان ميشود. بوروكراسي در تحليل وبر، اقتدار به سه طريق صورت مشروع يا قانوني پيدا ميكند:
نهضت روابط انساني التون مايو اين رفتار را با مفروضات زير بيان داشت:
نگرش رفتاري
مكتب علم مديريت هدف اصلي مكتب علم مديريت، كاربرد روش علمي براي حل مسائل فني مديريت در سطح وسيع است. نگرش سيستمي در دو سه دهه اخیر نگرش سیستمی درقلمرومدیریت جای ویژه ای پیداکرده است. نگرش سيستمي، سازمان را بهصورت يك كل و يك سيستم مينگرد.برای درک وشناخت این کل شناخت اجزاء وعناصر تشکیل دهنده ان ضروری است. نگرش سيستمي براي درك و فهم مديريت سازمان سؤالاتي نظير موارد زير مطرح مي سازد:
كدامند؟ مديريت: هنر يا علم؟ میتوان نتیجه گرفت که مدیریت فن وهنری است که از طریق درک وفهم قابل پیشرفت است .عمل مدیریت بایدبادانش علمی وتوانای هنری ومهارت فنی واخلاق اجتماعی توام باشد . نادیده گرفتن هر یک از این عناصر در عمل مشکلاتی ببار می اورد. فصلدهم: مدیریتاموزشوپرورش تعريف مديريت آموزشي مديريت آموزشي، گاهي مترادف مديريت به معناي اعم تعريف ميشود. در اين صورت، مديريت آموزشي عبارت است از برنامهريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل كليه امور و فعاليتهاي مربوط به آموزش و پرورش. اموزشوپرورشواهمیتان آموزش و پرورش رسمي از دو لحاظ اهميت دارد. از يك سو، با پرورش قابليتها و تواناييهاي افراد جامعه، به رشد و شكوفايي آنها كمك ميكند، و از سوي ديگر در خدمت اهداف گوناگون نظام اجتماعي است. فصلیازدهم :هدفهایاموزشوپرورش هدفهاي آموزش و پرورش هدفهاي آموزش و پرورش سه نقش مهم در مديريت آموزشي ايفا ميكنند. اولاً، به فراگرد آموزش و پرورش جهت ميدهند. ثانياً، آنها انگيزه حركت و فعاليت بهوجود ميآورند. ثالثاً، آنها ملاكهاي كنترل و ارزشيابي فعاليتهاي آموزشي را بهوجود ميآورند. مفروضات مربوط به هدفها اعتقادات یا مفرو ضاتی که مبنای تعیین هدفهای آموزش وپرورش قرار می گیرند از کشوری به کشوری متفاوتند .گاهی این مفروضات وضوح وصراحت داشته وگاهی هم صریح وقابل تشخیص نبوده مشکلات ومسائلی برای نظام اموزشی به وجود می اورند. نمونه مفروضاتي كه امروزه در تعيين هدفها و امر آموزش و پرورش مورد توجه قرار ميگيرند، به شرح زير است: تا آنجا كه ممكن است هر فردي بايد فرصت يابد تا در حداكثر قابليت خود از آموزش و پرورش برخوردار شود. هدف آموزش و پرورش بايد اين باشد كه حداكثر افراد مردم را براي كمك به توسعه و پيشرفت جامعه تربيت كند. مدارس بايد سعي كنند كه دانشآموزان از دانش و معلوماتي كه كسب ميكنند بهعنوان وسيله براي تشخيص، مطالعه و حل مشكلات استفاده نمايند. هدفها
ج) ابعاد شخصي 1- جسمي 2- عاطفي 3- اخلاقي 4- ذوقي د) ابعاد توليدي 1- انتخاب شغل و حرفه 2- آمادگي حرفهاي 3- خانه و خانواده 4- اقتصاد فصلدوازدهم :سازمانومدیریتنظاماموزشی
رابطة آموزش و پرورش با دولت: در اغلب كشورها، آموزش و پرورش در دست دولتهاست و از آن بهعنوان ابزاري براي اشاعه مرام سياسي يا تبليغ مليتگرايي استفاده ميشود. رابطة آموزش و پرورش با فرد: رابطه آموزش و پرورش با فرد از جامعهاي به جامعهاي بسيار متفاوت است. آموزش و پرورش، بهويژه در سطح عالي، معمولاً در انحصار فرزندان طبقات اجتماعي مرفه و قدرتمند بود. در اين قرن، انقلابات و تحولات اجتماعي آموزش و پرورش رسمي را، كمابيش، از انحضار گروهها يا طبقات اجتماعي آزاد ساخته است. در اغلب كشورها، آموزش ابتدايي و متوسطه براي همه افراد جامعه اجباري و رايگان است. رابطه فرد و دولت: يكي از مسائل عمدهاي كه بايد در هر كشوري مورد توجه قرار گيرد رابطه دولت با فرد و رشد اوست. در كشورهايي كه اداره امور بر مدار خودكامگي و يكهتازي است در تعليم و تربيت افراد، اساساً بر مقاصد سياسي تأكيد ميشود و از اينرو، كوشش بعمل ميآيد كه افراد جامعه چنان تربيت شوند كه در خدمت قدرت حاكمه و حفظ و تداوم آن قرار گيرند. مفروضات مربوط به سازمان و مديريت نظام آموزشي
مفروضات مربوط به سازمان و مديريت نظام آموزشي
مفروضات نظريههاي سنتي، در كشوري، مورد قبول باشند، سازمان و مديريت نظام آموزشي احتمالاً داراي مشخصات زير خواهد بود: 1) سازمان طوري طراحي ميشود كه تمام تصميمات مهم در سطوح بالا اتخاذ و براي اجرا به زيردستان ارجاع ميشود. 2) آموزش و پرورش براي همگان شكل واحد و يكساني دارد. 3) براي مشاركت و همكاري مردم در امور آموزشي. 4) در هرگونه تغيير يا تجربه آموزشي جديدي كه مجاز باشد. 5) مديران و معلمان در اقصي نقاط كشور بايد دستورالعملها و احكام صادره از مقامات بالا را رعايت كنند. 6) ميزان كارآيي نظام آموزشي وابسته به كنترل و هدايت دستگاه مركزي مديريت است. 7) مكاتبات و دستورالعملهاي صادره از مديريت مركزي هميشه بدون وقفه يا تغيير به سطوح پايين ميرسد. اگر مفروضات نظريههاي جديد مديريت در كشوري مورد قبول باشند سازمان و مديريت نظام آموزشي احتمالاً داراي مشخصات زير خواهد بود: 1) عدم تمركز تا آنجا كه فوايدي دارد، توصيه ميشود و مسئوليتها و اقدامات محلي و مردمي تقويت ميگردد. 2) اقداماتي براي انطباق برنامههاي آموزشي با نيازهاي دانشآموزان و شرايط و امكانات نواحي مختلف بعمل ميآيد. 3) به جاي اينكه بر كنترل و مقررات تأكيد شود رهبري شايسته و سازنده مورد توجه و تأكيد قرار ميگيرد. 4) منظور از سرپرستي و نظارت عملكرد مديران و معلمان. فصلسیزدهم: ویژگیهایمدیریتاموزشی
در تحليل سازمانهاي رسمي، «وظايف و مسئوليت»هاي سازماني را بهصورت سلسلهمراتبي، ميتوان به سه سطح «فني»، «اداري» و «نهادي يا اجتماعي» تفكيك كرد. در سازمانهاي آموزشي، فراگردهاي آموزشي و تدريس، وظايف «فني» محسوب ميشوند. (چه افرادي، چگونه، با چه وسايلي و بهوسيله چه كساني، در كجا و با كدام تسهيلات، تجهيزات منابع مالي، در جهت چه هدفهايي و با استفاده از چه خدماتي بايد تحت آموزش و پروش قرار گيرند. سطح اداري، از يك سو اداره امور داخلي سازمان آموزشي را برعهده دارد و از سوي ديگر رابط سازمان و جامعه است. همانطور كه سطح «فني» سازمان بهوسيله سطح «اداري» كنترل و هدايت ميشود، به همان طريق، سطح «اداري» نيز، به نوبه خود، بهوسيله ساختار «نهادي يا اجتماعي» يعني نهادهاي حكومت و آموزش و پرورش، كنترل و هدايت ميشود. اهميت اجتماعي اهمیت اجتماعی خدمات هر سازمان به وضوح به سطح )نهادی –اجتماعی (مربوط است. فصلچهاردهم: وظایفمدیراناموزشی وظايف مديران آموزشي وظايف مديران و مؤسسات آموزشي و مدارس را ميتوان در شش گروه طبقهبندي كرد:
برنامه آموزشي و تدريس مهمترين وظيفه مديران آموزش، هدايت جريان آموزش و يادگيري، بهويژه، تسهيل جريان رشد و پرورش و يادگيري دانشآموزان را ميسر ميسازد، برنامه آموزشي ناميده ميشود. برنامه آموزشي ميكوشد به سؤالاتي از قبيل موارد زير پاسخ گويد: a) چه كساني و تا چه حد آموزش داده خواهند شد؟ b) مدارس به چه هدفهايي ميخواهند دست يابند؟ c) برنامه آموزشي تهيه شده براي رسيدن به هدفها چه وسعت و ماهيتي دارد؟ d) مؤثرترين طرق سازماندهي و اجراي برنامه آموزشي كدامند؟ e) براي يادگيري مؤثر محتوي برنامه، از چه روشها، مواد و فعاليتهايي بايد استفاده شود؟ f) كفايت برنامه آموزشي و اثربخشي تدريس آن چگونه ارزشيابي خواهد شد؟ تغييرات چشمگيري كه در بازده كار معلمان با اقدامات مديران آموزشي ايجاد ميشود عبارتند از: 1) هدفهاي كلي نظام آموزشي بهصورتي معنيدار و دقيق تعريف شوند. 2) هدفهاي كلي به هدفهاي فرعي تقسيم شوند بهطوري كه در سطح مدارس قابل درك باشند. 3) مديران به كمك معلمان، هدفها را مجدداً بهصورت هدفهاي عملي قابل اجرا در كلاس، تعريف مايند. 4) مديران با اقدامات مناسب و بالا بردن روحيه كاركنان، شرايطي فراهم سازند كه معلمان هدفهاي شغلي و شخصي خود را باهم پيوند دهند. 5) هدفها برحسب اهميت و فعاليتهاي آموزشي برحسب كمكي كه به تحقق هدفها ميكنند، ارزشيابي شوند. فراگرد ارزشيابي شامل فعاليتهاي زير است:
امور دانشآموزان امور مربوط به دانشآموزان مكمل فعاليتهاي آموزشي است. وظايف و خدمات اداري و سرپرستي امور دانشآموزان عبارتند از: 1) پذيرش، ثبتنام، گروهبندي كودكان و نگهداري آمارهاي حضور و غياب، سوابق و اطلاعات شخصي و تحصيلي دانشآموزان، 2) شناسايي تواناييها، علايق و نيازهاي كودكان و پرورش آنها. روابط مدرسه و اجتماع نظام آموزشي به منظور تحقق اهداف چندبعدي جامعه برپا شده است و مدارس در خدمت نيروهاي اجتماع است. از اينرو، برقراري روابط مؤثر ميان مدرسه و اجتماع امري طبيعي بهنظر ميرسد. فصلپانزدهم : رهبریآموزشی رهبري آموزشي رهبري را فراگرد اثرگذاري و نفوذ در رفتار اعضاي سازمان بهمنظور ياري و هدايت آنها در ايفاي وظايف سازماني تعريف كرديم. صلاحيتها و مهارتهاي مديران آموزشي در انجام دادن وظايف خطيرشان، رويهمرفتها از طريق ايفاي دو نقش بروز ميكند: 1- نقش اداري و سرپرستي 2- نقش رهبري. تعريف رهبري آموزشي بنا به تعريف كيمبل وايلز (ترجمه طوسي، 1353)، رهبري آموزشي عبارت از ياري و مدد به بهبود كار آموزشي است و هر عملي كه بتواند امر آموزش و يادگيري را يك قدم پيشتر ببرد رهبري آموزشي خوانده ميشود. محيط آموزشي مؤثر محيط آموزشي مؤثر و مساعد داراي ويژگيهاي زير است:
وظايف رهبر آموزشي وظايف مديران آموزشي در نقش رهبري عبارتند از: 1) ايجاد انگيزه در كاركنان محيط آموزشي به منظور بالا بردن اثربخشي كار و عملكرد آنها. 2) ايجاد شرايطي كه كاركنان به قبول مسئوليت تشويق شوند. 3) ارزشيابي واقعبينانه و منصفانه از كار و فعاليت كاركنان با همكاري خود آنان. 4) برقراري ارتباطات مؤثر با والدين دانشآموزان و مشاركت دادن آنان در امور مدرسه. 5) تشويق كاركنان به مطالعه و تحقيق و ارزشيابي در زمينههاي آموزشي نظير اهداف، روشها، مواد و كتب درسي. 6) استفاده از توان رهبري دانشآموزان در اداره امور مدرسه. 7) ايجاد شرايطي كه به ابتكار و نوآوري ميدان دهد و كاركنان را به ابتكار عمل تشويق نمايد. تربيت مديران و رهبران آموزشي مهارتهاي سهگانه مديريت مهارتهاي مورد نياز مديران را بهصورت فني، انساني و ادراكي طبقهبندي كرده است. 1- مهارت فني: يعني دانايي و توانايي در انجام دادن وظايف خاص كه لازمه آن ورزيدگي در كاربرد فنون و ابزار ويژه. 2- مهارت انساني: يعني داشتن توانايي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجام دادن كار بهوسيله دیگران 3ـ مهارت ادراكي : يعني توانايي درك پيچيدگيهاي كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشكيلدهنده كار و فعاليت سازماني بهصورت يك كل واحد (سيستم). ابعاد برنامه تربيت مدير آموزشي در نظام آموزشي هر جامعهاي، مديران و رهبران آموزشي بايد:
و تحليل كنند. 10. .در زمينه مديريت، به اقتضاي نقش و وظايف خود، داراي مهارتهاي سهگانه فني، انساني و ادراكي باشند. 11. در زمينه علوم تربيتي و روانشناسي، دانش و معلومات كافي داشته باشند. 12. برنامه آموزشي، روشها و وسايل اجرايي آن را به خوبي بشناسند. 13. روابط متقابل خانواده، مدرسه و جامعه را درك كنند. 14. مسائل و مشكلات رواني و رفتاري دانشآموزان را در پرتو معلومات علوم رفتاري تشخيص دهند. 15. به فنون اداري و مالي و تداركاتي آموزش و پرورش آشنا باشند. 16. قوانين و مقررات نظام آموزشي را بخوبي بدانند. 17. در زمينه معلمي، آموزش و تجربه كافي داشته باشند.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 9:56  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
جلسه نهمتوليد کالا و خدمات تولید فرايندي است كه در آن، يك يا چند نهاده ( منابع توليد ) جهت ايجاد يك يا چند ستاده ( كالا و خدمت ) به كار گرفته مي شود. منابع توليد منابع مختلفی در تولید کالا و خدمات به کار می�رود تا کالا و خدمات تولید در اختیار مصرف کنندگان قرار گیرد. در اینجا به مهم ترین مابع تولید کالا و خدامت در چرخه تولید اشاره می�شود. الف) عوامل طبیعی
مواد به آن منابعی اطلاق می�شود که از طبیعت استخراج، وارد کارگانه تولیدی شده به کالا و خدمت تبدیل می�شود. مواد خام انواع گوناگون دارد که متناسب با کارگاههای تولیدی از طبیعت گرفته و به چرخه تولید کالا و خدمات وارد می�گردد.
سرمایه دو نوع است؛ سرمایه پولی مانند نقدینگی، اوراق قرضه، اعتبارات بانکی و... و سرمایه غیر نقدی از قبیل تجهیزات و امکانات لازم در یک کارگاه متناسب با فراورده تولیدی آن که در فرایند تولید ضرورت دارد. این منابع شامل ماشین آلات، دستگاههای تولیدی و ... است. ب) نیروی انسانی
عرضه و تقاضا
عرضهدر ارتباط با کالاها و خدماتی است که از تولید وارد بازار مصرف می�شود و در اختیار مصرف کنندگان قرار می�گیرد. عوامل مؤثر بر عرضه 1)هزینه منابع تولید در افزایش و کاهش تولید و همجنین عرضه کالا تأثیر کذار است. منابع تولید کمیاب شود و در دسترس تولید کنندگان قرار نگیرد یا هزینه تهیه آنها افزایش یابد در تولید و عرضه کالا تأثیر منفی دارد. بنابراین، افزایش هزینه تولید برابر است با کاهش تولید و عرضه کالا. در مقابل کاهش هزینه منابع مساوی با افزایش عرضه تولید و عرضه کالا است. 2)قیمت کالا در بازار مصرف بر تعیین مقدار عرضه تأثیر دارد. این تأثیر به صورت مثبت و هماهنگ با افزایش و کاهش عرضه است. بدین طریق که افزایش قیمت مستلزم افزایش عرضه و کاهش آن کاهش عرضه را به دنبال دارد. چرا که در صورت افزایش قیمت به نفع تولید کننده است که عرضه را افزایش دهد و سود بیشتر به دست آورد. در این صورت تولید رونق پیدا می�کند و کار هم زیاد می�شود. اما در صورت دوم برعکس عرضه به ضرر تولید کننده و در نهایت به رکود، بیکاری و تعطیل کارخانه منجر میگردد. (جدول 1) رابطه عرضه و قیمت را در هفته نشان می�ذعذ
به طوری که در جدول فوق مشاهده می شود، چنانچه قیمت هرکیلو برنج در بازار، 1 افغانی باشد، تولید کننده الف مقدار 5 کیلو در هفته برنج عرضه می کند. مقدار عرضه تولید کننده با افزایش قیمت برنج در بازار اضافه می شود و در صورتی قیمت به 5 افغانی برای هر کیلو افزایش یابد، مقدار عرضه تولید کننده نیز به 60 کیلوگرم در هفته افزایش خواهد یافت. - قانون عرضه اکنون با این مقدمه راجع به عرضه، می توانیم قانون عرضه را به شرح ذیل بیان کنیم: منحنی عرضه رابطه مستقیم بین قیمت و مقدار عرضه را می توان در دستگاه مختصات دو بعدی به صورت منحنی عرضه نشان داد. توجه کنید که روی محور Xها مقدار عرضه و روی محور Yها قیمت کالا در نظر گرفته می شود. شکل 1 منحنی عرضه تولید کننده الف را نشان می دهد.
عرضه تولید کننده و عرضه بازار عرضه بازار از جمع عرضه یکایک تولید کنندگان به دست می�آید. چنانچه در بازار فقط یک تولید کننده وجود داشته باشد در این صورت منحنی عرضه تولید کننده الف که در مورد قبل رسم گردید همان منحنی عرضه بازار خواهد بود. حال اگر فرض کنیم که به ازاء قیمتهای مختلف به عنوان مثال تعداد 200 تولید کننده (عرضه کننده) برنج در بازار وجود خواهد داشت که همگی به ازای قیمتهای مختلف مقادیر مساوی تولید کننده الف را به بازار عرضه می کنند، در این صورت جدول و منحنی عرضه بازار به صورت زیرخواهد بود (جدول 2 و شکل 2)
3)فناوری و تکنولوژی نیز بر میزان عرضه کالا اثر می�گذارد و معمولاً موجب افزایش عرضه می�شود. قبل از فناوری کار تولید به وسیله کارگران انجام می�شد و تعداد زیادی کارگران مشغول به کار بودند، ولی با جایگزین شدن دستگاههای تولیدی به جای نیروی انسانی، هزینه تولید کاهش ومیزان تولید و در نتیجه عرضه کالا به بازار نیز افزایش یافت. میان فناوری و میزان عرضه کالا رابطه مثبت برقرار است. 4) انتظارات تولید کنندگان نسبت به آینده بر میزان عرضه کالا اثر بخش است. هر گاه پیش بینی تولید کننده به آینده مثبت باشد و انتظار افزایش قیمت را داشته باشد، کالاها را ذخیره و عرضه را کاهش می�دهد و برعکس اگر آینده را زمان کاهش قیمت کالا پیش بینی کند عرضه را افزایش می�دهد. 5)مطلوبیت کالا هم بر میزان عرضه کالا تأثیر مثبت دارد و موجب افزایش عرضه می�شود.
تقاضا میل، خواست و توانایی یک فرد برای دریافت کالا یا خدمتی است که برای خرید کالا و خدمات مورد نیاز خود پرداخت می�کند. عوامل مؤثر بر تعیین مقدار تقاضا 1)قیمتمقدار پولی است كه براي خرید كالا و خدمات پرداخت مي شود. قيمت در واقع نشانه تصميم گيري اقتصادياست که از طرف مصرف کنندگان ظهور و بروز پیدا می�کند. قانون تقاضا؛قیمت رابطه معکوس با تقاضای کالا و حدامات دارد، به نحوی که افزایش قیمت باعث کاهش تقاضا و کاهش آن موجب افزایش تقاضا میشود. بنابراین، رابطه قیمت و تقاضا رابطه مخالف و خط وصل بین آن دو به صورت منحنی ترسیم می�شود.
تقاضا دو نوع است؛ تقاضای فرد و تقاضای بازار. تقاضای فرد نسبت به یک کالا در قیمتهای مختلف و تقاضای بازار حاصل جمع تقاضای افراد است. جدول 3، جدول فرضی تقاضای مصرف کننده الفرا برای کالای برنج نشان می دهد.
جدول مذکور رابطه بین قیمت برنج و مقداری از آن که به وسیله مصرف کننده مورد تقاضا واقع می شود را نشان می دهد. مصرف کننده وقتی برای به دست آوردن کالایی تقاضا دارد که بتواند قیمت آن را نیز پرداخت. اگر مصرف کننده تمایل به خرید کالایی داشته باشد ولی قادر به پرداخت آن نباشد، در حقیقت تقاضای او در بازار در نظر گرفته نمی شود و در واقع نمی تواند تقاضایی برای اکتساب کالا داشته باشد. در جدول فوق مشاهده می گردد که چنانچه قیمت برنج در بازار هر کیلو 5 افغانی باشد، مصرف کننده حاضر و قادر است 10 کیلو از آن را خریداری کند. اگر قیمت به 4 افغانی کاهش پیدا کند، او 20 کیلو خریداری می کند. توجه کنید که در جدول تقاضا بایستی محدوده زمانی که در آن مقادیر مختلف کالا با قیمت های گوناگون تقاضا واقع می شود، معین باشد. مثلاً می گوئیم اگر قیمت هر کیلو برنج 5 افغانی باشد، در هفته (در روز یا در ماه و...) مقدار 10 کیلو تقاضا می شود.
تقاضای بازار تنها براساس جدول تقاضای یک مصرف کننده نمی توان قیمت برنج را در بازار تعیین کرد. همان گونه که در ابتدا گفته شد قیمت به وسیله تقاضا و عرضه در بازار تعیین می شود. تاکنون تقاضای یک نفر برای برنج را بررسی کردیم و منحنی مربوطه را رسم نمودیم. در حقیقت در بازار، مصرف کنندگان زیادی وجود دارند که می توانند متقاضی خرید برنج باشند (شرایط بازار رقابت کامل را به یاد بیاورید- تعداد بی شمار مصرف کننده). مصرف کننده �ب� هم به ازاء قیمت های مختلف در بازار، مقادیر گوناگونی را تقاضا می کند که قطعاً با مقادیری که مصرف کننده �الف� تقاضا داشت، اختلاف دارند. جدول 4، تقاضای مصرف کننده �ب� برای برنج را نشان می دهد.
حال اگر مصرف کننده دیگری مثل مصرف کننده �ج� را در نظر بگیریم، می توانیم مقادیر تقاضای او را نیز به ازاء قیمت های مختلف تعیین کنیم. جدول 3، تقاضای مصرف کننده �ج� برای برنج را نشان می دهد.
با فرض اینکه در بازار فقط 3 مصرف کننده وجود دارد، با جمع مقادیر تقاضای آنها به ازاء قیمت های مختلف، تقاضای بازار به دست خواهد آمد. جدول 3 مقادیر تقاضای افراد �الف�، �ب�، �ج� و مجموع تقاضای آنها که تقاضای بازار است را به ازاء قیمت های مختلف نشان می دهد. جدول5 تقاضای بازار را نشان میدهد که 3 متقاضی دارد
اگر قیمت هر کیلو برنج 5 افغانی باشد، در بازار مجموعا 30 کیلوگرم تقاضا می شود (مجموع تقاضای مصرف کنندگان در بازار). اگر قیمت کاهش پیدا کند، مقدار تقاضا افزایش می یابد. رابطه معکوس که بین قیمت و مقدار تقاضای یک مصرف کننده وجود دارد، در بازار نیز صادق است. - تغییرات تقاضا (انتقال منحنی تقاضا) منحنی تقاضا برای فرد �الف� با این فرض رسم کردیم که فقط قیمت کالا تغییر کند و سایر شرایط (سایر عوامل تعیین کننده تقاضا) از قبیل درآمد و سلیقه مصرف کننده ثابت بماند. اگر فرض کنیم که با ثابت ماندن قیمت در هر سطحی، درآمد فرد افزایش پیدا کند، در این صورت مصرف کننده می تواند مقدار تقاضای خود را به ازاء قیمتهای مختلف افزایش دهد. این امر موجب تغییر مکان یا انتقال منحنی تقاضا به سمت راست یعنی از 1D1 D به D2 D2 می شود انتقال منحنی تقاضا
در این صورت می گوئیم افزایش تقاضا در نتیجه افزایش درآمد به وجود آمده است. بدیهی است چنانچه درآمد کم شود، منحنی تقاضا به سمت چپ انتقال پیدا می کند. حال ببینیم که تغییر در منحنی تقاضا چه تأثیری در نقطه تعادل و قیمت تعادل دارد. فرض کنیم که قیمت تعادل در بازار قیمتp1 در شکل 7 باشد. حال اگر منحنی از1D1 D به D2 D2 تغییر محل دهد، موقعیت تعادل ازE1 بهE2 نقل مکان پیدا کرده و قیمت و مقدار تعادل نیز به p2وq2 تغییر می یابد.
توضیحاً اضافه می شود اگر قیمت یک کالا تغییر کند مقدار تقاضا بر روی منحنی تقاضا تغییر می یابد در حالی که اگر سایر عوامل تعیین کننده تقاضا مثل درامد و سلیقه مصرف کننده تغییرنماید، منحنی تقاضا به سمت چپ و یا راست تغییر مکان می دهد.
مبلغی که مصرف کننده برای خریداری کالا و خدمات پرداخت می�کند و تأثیر زیادی بر مقدار عرضه و تقاضا دارد. عوامل مؤثر بر تعیین قیمت مقدار تقاضای کالا و خدمات بر مقدار قیمت اثر گذار است. بدین معنا که افزایش تقاضا افزایش قیمت و کاهش تقاضا کاهش قیمت را به همراه دارد. براین اساس، رابطه تقاضا و قیمت یک رابطه همسو و هماهنگ است در سیر صعود و نزول. مقدار عرضه کالا و خدمات به بازار که افزایش عرضه مستلزم کاهش قیمت و برعکس کاهش عرضه افزایش قیمت را به دنبال دارد. درآمد مصرف کنندگان از جمله عوامل مؤثر بر تعیین قیمت قدرت خرید مصرف کننده است که در صورتی افزایش در آمد خریداران قدرت خرید آنها بالا می رود و در نتیجه قیمت کالا نیز افزایش می یابد. اگر عرضه ثابت باشد و درآمد مصرف کنندگان بیشتر شود، قیمت نیز افزایش می یابد و افزایش درآمد رابطه مستقیم با افزایش قیمت دارد.. قیمت سائر کالاها قیمت یک کالا در صورتی با عرضه و تقاضا تعیین می شود که قیمت دیگر کالاها در بازار ثابت باشد و در صورت تغییر قیمت آنها و به ویژه کالای جانشین و مکمل، قیمت کالای مورد نظر نیز تغییر می کند. مثل بسیاری از کالاهای پوشاکی و خوراکی و... که جایگزین پذیر هستند. سلیقه خریداران خریدان دارای سلیقه های متفاوت هستند و این امر در قیمت اثر گذار است. ولی این عامل از بحث اقتصادی بیرون است و بیشتر امر روان شناسی و مربوط به انگیزه و رغبت مصرف کنندگان است. البته در برخی شهرها یا بخش یک شهر سلیقه خریداران قابل پیش گیری است. به هرصورت سلیقه متقاضیان بر تعیین قیمت کالا تأثیر می گذارد. انتظارات خریداران نظرات مصرف کنندگان و انتظارات آنها نسبت به آینده بر تعیین قیمت اثر می گذارذ. اگر انتظارات خریداران ارزان شدن قیمت یا افزایش عرضه باشد، قیمت را کاهش می دهد. عکس این مطلب قیمت را افزایش خواهد داد. جلسه یازدهم نظریه های اقتصاد نظریه های مختلفی در علم اقتصاد وجود دارند که در منابع مربوطه مورد بحث قرار گرفته و علاقمندان می�توانند به آن مراجعه نمایند. در این جا به چند دسته از نظریه های اقتصاد که در اقتصاد تعلیم و تربیت اثر گذار است به صورت اختصار اشاره می شود. الف) نظریه�های اقتصاد دانان کلاسیک بیش از دویست سال از زمانی که آدام اسمیت کتاب �ثروت ملل�را نوشت به تدریج نظریاتی در زمینه اقتصاد ذکر شد و تا اوایل قرن هیجده میلادی اقتصاد دانان کلایسک دیدگاههایی را در مورد اقتصاد بیان کردند.نظریات اقتصادی آدام اسمیت در ۱۷۷۶ معمولاً آغاز اقتصاد کلاسیک قلمداد میشود. در این جا به برخی دیدگاههای اقتصاد دانان کلاسیک به صورت اختصار اشاره می��شود.
آدام اسمت(1723-1790): از معتبر ترین اقتصاد دانان کلاسیک، آموزش افراد را نوعی سرمایه گذاری میداند که محصل ضمن رشد استعدادها، پس از تحصیل هم خود به درآمد بیشتر میرسد و هم جامعه از علم او نفع میبرد. به نظر اسمت انسان با آموزش به سرمایه تبدیل می�شود و جامعه می�تواند از این سرمایه نفع ببرد. نکات مهم در دیدگاه اسمت 1.ارتباط اقتصاد با علایق و منابع؛ اسمت علم اقتصاد را با دو موضوع " علایق" و" منابع" مرتبط می�داند که علایق به امور روحی و روانی مربوط است، پس اقتصاد با انسان ارتباط دارد. همچنین منابع از مواد ساخته می شوند، پس اقتصاد به طبیعت هم مربوط می شود. در حقیقت علم اقتصاد می کوشد تا نشان دهد چطور می توان با کمترین منابع و سعی و تلاش، بیشترین محصول را تولید نمود به صورتی که نیازهای افراد و جامعه برطرف شود و هم چنین رضایت مصرف کنندگان تأمین گردد. 2.سرمایه انسانی، انسان با آموزش به سرمایه قابل استفاده برای جامعه تبدیل می�شود و باید به آموزش او اهتمام ورزید. کسب دانش هرچند مستلزم هزینه تحصیلی است ولی محصل در اثر آن تبدیل به سرمایه ثابت می�شود که در تولید کالا و خدمات به کار رفته رشد اقتصاد جامعه را به همراه دارد. استعدادهای افراد از نظر اسمت سرمایه جامعه است که با آموزش و پرورش آن، می�توان سرمایه اجتماعی را تقویت و درآمد ملی را افزایش داد. 3.اقتصاد آزاد، دولت نباید در امور اقتصادی مردم دخالت کند، چون فعالیتهای اقتصادی اعم از تولید و بازار به صورت خودکار تنظیم و مدیریت می�شود. به نظر اسمت یک نوع �دست نامرئی� نظام اقتصادی را هماهنگ می کند، و نیاز به دخالت دولت نیست. چنان که ظرف دو قرن اخیر نظام بازار به همین طریق اداره شده و کالاها و خدمات رشد یافته و سراسر جهان را پوشش داده است. اقتصاددانان کلاسیک مدعی هستند که بازار آزاد، وقتی مداخلهای در آن صورت نگیرد، خود را تنظیم میکنند. آدام اسمیت برای توجیه این ادعا به کنایه اصطلاح �دست نامرئی� اشاره کرده که به نظر او بدون نیاز به هرگونه مداخله خارجی بازار را به سوی تعادل طبیعی حرکت میدهد. 4)تخصیص منابعاز جمله مفاهیم مورد تأکید در دیدگاه اسمت است که در اقتصاد باید صورت گیرد. چه اینکه با تخصیص منابع به حوزه�های مختلف اقتصادی و اداری کارها سامان یافته به نتیجه مطلوب می�رسد. 5)تقسم کاراز دیگر اندیشه�های اسمت است که در فعالیتهای اقتصادی مطرح شده و در فرایند اقتصاد و مدیریت تأثیر بسزا دارد. ضرورت تقسیم کار در تولید و توزیع و مصرف و تنظیم امور اقتصادی باعث نظم و رشد اقتصاد جامعه است. این امر در مدیریت جامعه و اداره امور اقتصادی نیز نقش اساسی ایفا می�کند. آموزش و پرورش در افراد ایجاد تخصص می�کند و بدین وسیله آنها می�توانندبا تقسیم وظایف در فعالیتهای اقتصادی مشارکت فعال داشته باشند. 6)محور قرار دادن عرضه در تحلیلهای اقتصادی 7)تأکید بر اقتصاد کلان و تجزیه و تحلیل مسائل اقتصادی در سطح کشور و کل جامعه.
جمعیت با نرخ رشد تصاعدی بالا میرود و هر 25 سال دو برابر می�شود، ولی در مقابل مواد غذایی که از منابع طبیعی به وجود می�آید در حال کاهش است. اگر این روند ادامه یابد، روزی فرا خواهد رسید که گرسنگی و فقر بشر را از بین ببرد. به نظر مالتوس منابع غذایی محدود است و با استفاده روزن افزون مواجه است و در مجموع به دلیل محدود بودن منابع،سیر نزولی را طی می�کند. ولی افزایش جمعیت رشد تصاعدی دارد و نیاز به غذا هر روز بیشتر می�شود. در نتیجه آینده تاریکی در برابر جامعه انسانی قرار دارد. نتیجه تئوری مالتوس فقر و بیکاری در جامعه افزایش جمعیت منجر به افزایش تعداد کارگران می�شود و افزایش کارگران باعث افزایش عرضه نیروی کار می�گردد. بدین ترتیب میزان تقاضا برای نیروی کار کاهش می�یابد، چون از یک طرف عرضه رو به افزایش و از طرف دیگر منابع تولید محدود و تولید افزایش نمی�یابد. این فرایند منجر به کاهش دستمزد می�شود و با فرض ثابت بودن قیمتها باعث کاهش دستمزد واقعی می�گردد و در نتیجه بیکاری و فقر در جامعه افزایش می�یابد. راه حل های مالتوس
.نقش تعلیم و تربیت: در این زمینه کنترل جمعیت است که باید به این امر بپردازد تا تعادلی میان جمعیت و مواد غذایی ایجاد گردد و مشکلی در جامعه به وجود نیاید.
بعدا داروین نظریه مالتوس را توسعه داد که دیدگاه وی مبتنی بر نظریه جمعیت و غذای مالتوس است. داروین می�گوید: من کتاب مالتوس در مورد جمعیت را مطالعه کردم، مرا تحت تأثیر قرار و تصمیم گرفتم نظریه او را از انسان فراتر برده به همه موجودات زنده توسعه دهم. این کتاب را در جزیره�ای در آمریکا مورد مطالعه قرار دادم و به نظرم رسید که این نظریه را به انواع موجودات گسترش دهم. اصول داروینیسم 1. تغییر پذیری ارگانیسم موجود زنده در برابر عوامل محیطی. 2. تنازع بقا و کوشش مستمر برای ادامه حیات. 3. اصل بقای انسب و اصلح در میدان تنازع بقا و انتخاب طبیعی. 4. انتقال صفات اکتسابی به نسل�های بعدی. با رشد جمعیت و کاهش مواد غذایی بین موجودات زنده نزاع در می�گیرد. یک دست نا مرئی خودش تعادل برقرار می�کند و اگر دست نامرئی نبود جنگ است. در نتیجه هرکه شایسته بود، یعنی زورمند باقی می�ماند. چرا که در نظام طبیعت قوی و زورمند باقی و ضعیف پایمال و نابود است. در نتیجه هرکس که با محیط سازگاری بیشتر دارد، قوی تر است می�ماند و از محیط بهرمند می�شود. نقد نظریه مالتوس و داروین الف) مقام ثبوت در مقام ثبوت نظریه مالتوس و داروین هیچ کدام به اثبات نرسیده و در حد تئوری و فرضیه باقی مانده است که نیاز به اثبات دارد. ب) در مقام اثبات در مقام اثبات نظریه مالتوس و به تبع آن نظریه داروین هردو از طرف دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان رد شده است.
نظر مالتوس امروزه هم از نظر جمعیت شناسی و هم از نظر مواد غذایی رد شده است. چرا که برخی جوامع در 16 سال دو برابر شده، ولی همان جامعه امروزه برعکس نظریه مالتوس مواجه با کاهش جمعیت است مانند بسیاری از کشورهای اروپایی و غیر اروپایی. در عین حال امکانات رفاهی در این کشورها رو به افزایش است، از قبیل عوامل مختلف بهداشتی، نوع تغذیه، صنعتی شدن، شهر نشینی، ارتباط خانواده و تعلیم و تربیت و سطح تعلیم تربیت.
در مورد مواد غذایی نظر مالتوس غلط است. چون مالتوس به تکنولوژی توجه نداشته است. امروزه تکنولوژی طوری است که به تولید انبوه می�پردازد. دانش چنان رشد یافته که می�تواند چند صد برابر جمعیت فعلی غذا فراهم سازد. آنجه مشکل اساسی است، در توزیع کالا و خدمات و مواد غذایی است که نظام توزیع در جهان ناعادلانه است و همچنین اسراف و تجمل گرایی از دیگر مشکلات حاکم در کشورهای جهان است. چنان که امریکا مقدار زیاد از گندم و مواد غذایی را به دریای شمالی می�ریزد.نظریه داروین که مبتنی بر دیدگاه مالتوس است نیز باطل است و بر خلاف علم و یافته�های علمی می باشد.
ریکاردو تصمیم گرفت نظریه مالتوس را تبیین کند و دلایلی برای اثبات آن اقامه نماید. چنان که اشاره شد نظریه مالتوس یک قانون علمی نبوده و نیست، بلکه یک فرضیه است که باید آزمایش شود و صحت و سقم آن اثبات گردد. دلایل نظریه مالتوس عبارتند از تکیه بر دیرینه شناسی، جنین شناسی، و تشریح مقایسه�ای و یا فیزیولوژی ارگانیسم�های موجودات زنده. دیرینه شناسی بر استخوانها و فسیلها تکیه داردکه شباهت�ها و تفاوتهای آنها را بررسی نموده و به نتیجه�ای مد نظر دست می یابد. در جنین شناسی به این نتیجه رسید که همه موجودات زنده شبیه به هم هستند و مبنای یکسانی دارند و یا تشریح مقایسه�ای که ارگانیسم های موجود زنده همه شان تولید، تنفس، تغذیه دارند به یک منبع بر می�گردند. ریکاردو از این دلایل برای اثبات نظریه مالتوس و داروین استفاده کرد و نتیجه گرفت که موجودات زنده در اصل حیات تک سلولی بوده و در اثر سازگاری با محیط به انواع و شکلهای مختلف درآمده است. امام ریکاردو مثل مالتوس و داروین هیچ کدام از این دلایل حتی موردی را نتوانسته اثبات کند و فقط در حد ادعا متوقف شده است. قانون مزد حداقل معیشت:قانون ریکاردو که در تبیین نظریه جمعیت مالتوس مطرح کرده،مزد در حد اقل معیشت است. به نظر وی اگر مزد بیشتر داده شود، زاد و ولد زیاد و جمعیت افزایش می�یابد. با افزایش جمعیت مشکل فقر و بیکاری پدید می�آید. بنابراین، دستمزد باید از حداقل معیشت بیشتر نباشد و در این صورت تعادل برقرار می�شود. چرا که در نظام اقتصاد آزاد عرضه و تقاضا و عدم دخالت دولت یا هر نیروی بیرونی عرضه تقاضای خود را فراهم می�کند.هرگاه عرضه کم بود، قیمت بالا می�رود و به دنبال افضایش قیمت تولید زیاد می�شود و وقتی تولید زیاد شد قیمت پایین می�آید و همین طور امور اقتصادی به طور طبیعی مشکل را حل می�کند. مزد در حد اقل معیشت یعنی به کارگر همان قدر مزد بدهد که فقط کار کند و جمعیت زیاد نشود و با افزایش عرضه نیروی کار دستمزد پایین می آید. در این شرایط تعدادی شروع به مردن می�کند تا جمعیت کم شود و با کم شدن جمعیت تقاضا برای افزایش دستمزد بیشتر می�شود. سود سرمایه:اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر اصل سود و سرمایه است. از نظر ریکاردو تصمیم گیرنده و تعیین کننده اصلی سرمایه دار است که چه شرایطی باید در عرضه و تقاضا حاکم باشد. این دیدگاه بر خلاف سوسیالیستی به کار و نیروی کار اهمیت قائل نیست و سرمایه و صاحب مسرمایه را عامل اصلی در حوزه اقتصاد می�دانند. ب) نظریه� اقتصاد دانان نئوکلاسک مکتب کسلاسیک تا میانه قرن نوزدهم فعال بود و اقتصاد نئوکلاسیک در حدود ۱۸۷۰، جای آن را گرفت. مکتب نئوکلاسیک یکی از مکاتب اقتصادی است که با پایهقرار دادن نظریات کلاسیکها، اقتصاد را از سطح کلان به سطح خرد تطبیق داد. این مکتب رفتار فرد و بنگاه تولیدی را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؛ از طرف دیگر هر دو طرف عرضه و تقاضا را در تجزیه و تحلیل اقتصادی داخل کرد.
بین 15 تا 20 سال اوایل دهههای 1870 و 1880 و بهوجود آمدن مشکلات و حتی بحرانهایی در اوضاع زندگی اجتماعی-اقتصادی مردم، بهویژه در جوامع سرمایهداری، وجود فقر و اختلاف طبقاتی، شکلگیری کارتلها و تراستها و حاکمیت آنها بر اقتصاد و اجتماع، فقدان یک سیستم حمایتی از کارگران و بسیاری از مشکلات دیگر، همگی حکایت از این امر داشتند که با وجودی که حدود یکصد سال از انقلاب صنعتی و اجرای راه حلهای کلاسیک میگذشت، هنوز بسیاری از مشکلات، حل نشده باقی مانده بود. از همینرو زمینههای شکلگیری انقلاب نهاییگرایی بهوجود آمد. بیثباتی مالی کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای سرمایهداری از دیگر مسائل و مشکلات این دهه بود؛ بهطوریکه در خلال بیست سال (1873-1893) بیش از چهار بحران اقتصادی و مالی در آن کشورها بهوقوع پیوست. اقتصاددانان برای حل مشکلات و بحرانهای موجود نظریه�های ارائه دادند که در مجموع مکتب اقتصادی نئوکلاسیک را تشکیل داد.
در این مکتب، بهجای توجّه به اقتصاد در سطح کلان، فرد و واحدهای تولیدی، کانون توجه نهاییگرایان بر اقتصاد خرد متمرکز شد. نهائیون یا نئوکلاسکها به تصمیمات فردی، شرایط بازار، محصول واحدهای تولیدی و اینگونه مسائل توجه کردند. آن ها به رفتارهاي مربوط به درآمدهاي خانوارها، دستمزد کارگران، سود واحدهاي توليدي و امثال آن مي�انديشيدند و به حداکثر کردن مطلوبيت ها و سودها و درآمدها تکیه کردند. نهايي گرايان عنصر � نهايي � را براي توضيح پديده هاي مربوط به نظريه اقتصادي استفاده کردند.
نئوکلاسیکها تجزیه و تحلیل خود را براساس فرض رقابت کامل قرار دادهاند. بنابراین فرض میشود واحدهای تولیدی کوچک، خریداران گوناگون، فروشندگان زیاد، کالاهای همگن و قیمتها، یکنواخت هستند.
نئوکلاسیکها، تقاضا را نیروی اولیه و اصلی در مشخص کردن قیمتها بهحساب میآورند. این فرض در مقابل اقتصاددانان کلاسیک، که عرضه را بهعنوان تعیینکننده اصلی ارزش مبادله میدانستند، قرار دارد.
از نظر نئوکلاسیکها، تقاضا به مطلوبیت نهایی که یک پدیده ذهنی است، بستگی دارد. هدف آنها ساختن نظریهای بود که پیشبینی کند، چگونه افراد با دنبالهروی از منافع شخصی خود، رفتار خود را در بازارها تنظیم کرده و در نتیجه، باعث دستیابی به دستاورد بهینه در اقتصاد خواهند شد.
نئوکلاسیکها بر این باورند که نیروهای اقتصاد، عموما بهسمت تعادل تمایل دارند؛ که در حقیقت، ایجاد تعادل بهوسیله عملکرد نیروهای مخالف بهوجود خواهد آمد.
نئوکلاسیکها فرض میکنند که مردم در ایجاد و برقراری توازن بین آسایش و رنج، اندازهگیری مطلوبیت نهایی کالاهای مختلف و در توازن و تعادل بین نیازهای حال در مقابل نیازهای آینده، عقلایی عمل میکنند. از نظر نئوکلاسیکها، انسان اقتصادی، موجودی است که در هر صورت، بهطور منطقی و با روشی کاملا عقلایی در تعقیب منافع شخصی خود (که متضمن نفع اجتماعی نیز هست)، به فعالیت اقتصادی میپردازد.
نئوکلاسیکها از حداقل دخالت دولت در اقتصاد که بهوسیله کلاسیکها مطرح شده بود، دفاع کرده و آنرا بهعنوان بهترین سیاست قلمداد میکنند. در بسیاری از موارد، اگر دستیابی به حداکثر منافع اجتماعی مورد نظر باشد، هیچگونه دخالتی در قوانین طبیعی اقتصاد نباید انجام گیرد.
کتب نئوکلاسیک در ابتدا یک نظریه اقتصاد بازار بود. بعدها تحلیل بخش عمومی فعالیتهای اقتصادی مورد توجه و بررسی نئوکلاسیکها قرار گرفت. اولین حرکت تعیینکننده و نخستین نشانه این حرکت "نظریه کالاهای عمومی" بود. کالاهای عمومی توسط نئوکلاسیکها بدین ترتیب تعریف و مشخص شد که برخلاف کالاهای خصوصی در آنها اصل استفاده و کاربرد انحصاری مصداق ندارد؛ یعنی مصرف نهایی بر آنها تطبیق نمیکند.
اندیشه اساسی اقتصاد سیاسی جدید در این است که دولت، جزء اصلی اتحاد و عنصر یکپارچه کننده جامعه و اقتصاد است و سیاستمداران نیز مثل سایر افراد از طریق حفظ منافع خود هدایت و ارشاد میشوند و حافظ منابع خویشاند. احزاب سیاسی در قیاس با بنگاههای تولیدی جدید، بهصورت واحدهای تولیدی دیده میشوند؛ که بهدنبال منافع خاص خود هستند و عینا مثل فرآیند بازار با تعقیب منافع و مصالح شخصی در شرایط رقابتی و در جهت تقویت مصالح عموم و خیر و صلاح جامعه اثر میگذارند. بهطوریکه میتوان تعقیب منافع خصوصی را بهوسیله سیاستمداران در شرایط خاص و معین، خدمت به مصالح عمومی تلقّی کرد.
از نظر نئوکلاسیک ها منابع کمیاب و با محدودیت مواجه است. ازاین�رو، اقتصاد علمی است که به تخصیص منابع کمیاب می�پردازد.، نئوکلاسيک ها به تخصيص منابع توجه بيش تري داشتند، اما کلاسيک ها بر رشد منابع تأکيد مي ورزيدند. برخی اقتصاد دانان نئوکلاسیک که گسترش مکتب نئوکلاسیک نقش زیادی داشتند عبارتند از:
ج) نظریه�سرمایه انسانی نظریه برنامه ريزي نيروي انساني مبتنی بر کمال خواهی انسان، از دهه 1920 م در اتحاد جماهير شوروي سابق به وجود�آمد. اما به صورت متمرکز از دهه 1950 به بعد در غرب مانند آمريکا و فرانسه و انگلستان و ... توسط افرادی مانند: هريس ولفي، شولتز، دنيسون، هاربي سن، مايزر و... بسط یافت. گرچه اين مفهوم، در تاريخ مهجور بوده ولي افرادی مانند آدام اسميت اسکاتلندي(1776 م) يا�الفرد مارشال در گذشته نسبت به سرمايه گذاري در آموزش براي تربيت نيروي کار ماهر، اشاره کرده بودند اما توسعه اين مفهوم از دهه 1960 صورت گرفت. خاستگاه نظریه سرمایه انسانی
تعلیم و تربیت هزینه�های زیادی را به همراه دارد که شاگردان و اولیای آنان باید بپردازند تا تحصیل ایشان به نتیجه برسد. اگر شاگرد را در نظر بگیریم که دوره�های متوالی تحصیل را طی کرده به تخصصی دست می�یابد. این شاگرد دو نوع هزینه را پرداخت کرده است: 1) هزینه مستقیم یا نقدی که در طول تحصیل جهت تهیه لوازم تحصیلی مصرف شده است. 2) هزینه فرصت از دست رفته که مربوط به فرصتهای شغلی و درآمدهای غیر مستقیم است که اگر تحصیل نمی�کرد به آن دست می�یافت. در اینجا این سوال مطرح است که آیا تعلیم و تربیت کالای مصرفی است یا سرمایه�ای؟ كالای مصرفی به کالای اطلاق می�شود که در بازار عرضه ميشود و به فروش ميرسد تا توسط مصرف كنندگان خريداري گردد و مصرف شود. در مقابل، كالاي سرمايهاي، به كالایي گفته می�شود كه براي توليد كالاهاي ديگر بكار گرفته شود.آیا آموزش و پرورش از کدام نوع است؟ پاسخ اجمالی این است که دو نگاه در تعلیم و تربیت وجود دارد: 1) اگر آموزش و پرورش ایجاد قابلیت و توانایی در افراد کند، موجب شکوفایی استعدادها، گسب مهارت و درآمد افزایی شود، بی�شک نوعی سرمایه گذاری به حساب می�آید. 2) ولی اگر تعلیم و تربیت تنها موجب تأثیر روحی و روانی داشته و در افراد تغییر روحیه، سلیقه و ارضای فردی ایجاد کند، کالای مصرفی است. چون با تغییر حالت اثر آن از بین می�رود و در تولید کالا و خدمات به کار نمی�رود. نظر اکثر اقتصاد دانان بر این است که آموزش و پرورش یک نوع سرمایه گذاری است و برای تسریع آهنگ رشد اقتصادی، راهی جز سرمایه گذاری انبوه در نیروی انسانی وجود ندارد. تعریف سرمایه انسانی سرمايه انساني Human capitalعبارت است از وجود شايستگيها، دانش و فنون، ويژگيهاي فردي و اجتماعي که در تواناييهاي نيروي کار انعکاس مي يابد و او را قادر مي سازد تا ارزش اقتصادي ايجاد كند. سرمايه انساني جنبه اجتماعی دارد و از این نظر عبارت است از تجربيات دسته جمعي، دانش و مهارت�هاي يک سازمان که عاملرشد جامعه انسانی است. به عبارت دیگر سرمايه انساني دانشي است که هر فرد دارد و به وجود مي�آورد. چنين نيروي فکري دسته جمعي در بردارنده اطلاعات کسب شده در خلال آموزش�هاي رسمي و غير رسمي و نیز مهارت�هاي بدست آمده از موفقيت ها و شکست هاي گذشته و همچنین ايجاد و ارتقاء ظرفيت توليدي در افراد انسان است. ویژگیهای سرمایه انسانی
سرمايه اجتماعيعبارتاست از روابط اجتماعي و اعتماد اجتماعي که کاربرد وسیع در علوم اجتماعی دارد. سرمايه اجتماعي شامل مؤلفه�هایی همچون حسن نيت، ارزشمداري، همبستگي اجتماعي، انعطاف پذيري اجتماعي است که با مفاهيمي چون خوش نامي و خوش شهرتی در ارتباط است. در عين حال، سرمايه اجتماعي دارای دو بخش ویژگیهای ذاتی فرد و صفت است اکتسابي که با آموزش. انتقال می�یابد و قابل آموختن و جزو سرمايه هاي تعليمي می�باشد. اهمیت سرمایه گذاری در سرمایه انسانی
راههای سرمایه گذاری در سرمایه انسانی
تشکیل سرمایه انسانی از طریق تعلیم و تربیت سرمایه انسانی تنها از طریق آموزش و پرورش تشکیل می�شود و با آموزش افراد است که می�بایست به این کار اقدام کرد. مشارکت تعلیم و تربیت در کارآیی و بهره�وری تولید از سه راه امکان پذیر است.
تشکیل سرمایه انسانی از طریق آموزش ضمن خدمت آموزش ضمن خدمت به آموزشهای غیر رسمی و کوتاه مدتی اطلاق می�شود که پس از فراغت از آموزشهای آکادمیک، در مقاطع گوناگون و عموماً در محیط کار ارائه می�گردد. هنگام آموزش ضمن خدمت مشاهده شده که عموماً بهره�وری نهایی افراد پائین تر است. چرا که
انواع آموزش ضمن خدمت الف) آموزشهای عمومی این نوع آموزشها شامل کسب مهارتهای اولیه نظیر تایپ، استفاده از نرم افزارهای متداول کامپیوتری، اصور حسابداری، تعلیم رانندگی و مانند آن است. ارائه این آموزشها به دو طریق قابل اجراست: 1) معمولاً صاحبان مؤسسه یا زیر بار آموزشهای عمومی نمی�روند و استخدام را مشروط به گذاراندن این دوره�ها می�کنند یا اینکه هزینه آموزش را از کارگران دریافت می�کنند. بدین ترتیب که در ماههای اول از هزینه آموزش را از حقوق آنها کسر نمایند. 2) اخذ تعهد از کارگران مبنی بر اینکه در مؤسسه بمانند و ترک اشتغال نکنند و یا وظایف اضافی انجام دهند. ب) آموزشهای تخصصی این قسم آموزش که حالت تخصصی دارد و مربوط به دستگاهها و کارهای مربوط به کارخانه خاصی است که نحوه استفاده از تجهیزات تولیدی آن مؤسسه را فراگیرد. آثار مفیدآموزش ضمن خدمت
سرمایه گذاری در آموزش و پرورش هراندازه سرمایه گذاری در نظام آموزشی بیشتر شود، تواناییهای مردم بیشتر توسعه یافته، سرمایه انسانی ایجاد می�کند و موجب رشد و افزایش نوآوری در جامعه واقتصادی می�شود. نقش آموزش و پرورش در رشد اقتصادی
بهبود به لحاظ مهارت، فناوری و توانایی و همچنین بهبود و پیشرفت تکنولوژی در اثر تعلیم و تربیت به وجود می�آید که سبب می�شود تا عامل سرمایه کاراتر و مؤثرتر گردد. سرمايه انساني پيش نياز توسعه اقتصادی است و بدون آن توسعه امکان ندارد؛ زيرا سرعت رشد و توسعه، به کميت و کيفيت نيروي کارآمد انسانی بستگي دارد. � افزایش درآمد تحصیل یافتگاناز آثار مستقیم سرمایه گذاری در آموزش و پرورش، رشد درآمد افرادی است که در نظام آموزشی تحصیل کرده و صاحب تخصص شده�اند. درجه بالاتر تحصیلی در ارتقا معاش نیروی کار در ادارات تأثیر دارد و موجب افزایش درآمد می�شود.
� افزایش سرمایه گذاری در نظام آموزشیدر صورت افزایش درآمد تحصیل یافتگان، توجه مردم به سرمایه گذاری در آموزش و پرورش بیشتر می�شود. چه اینکه رفتار عقلایی مردم در سرمایه گذاری عمدتاً متأثر از بازده اقتصادی و خصوصی آن است که نمونه آن میزان درآمدی است که افراد تحصیل کرده در شرایط متعارف از آن بهره�مند هستند. � تعادل سطح درآمدهاترویج تعلیم و تربیت در جامعه و کسب دانش در رتبه�های بالاتر عامل افزایش درآمد تحصیل کردگان است و این امر موجب رفاه اقتصادی و کاهش اختلاف سطح درآمدها است. بدین ترتیب آموزش و پرورش میزان درآمدها متعادل و اختلاف طبقاتی را کاهش می�دهد � ايجاد بذر تغيير اقتصادییکی از اثراتآموزش و پرورش در رشد و توسعه اقتصادي ايجاد بذر تغييرات دگرگوني و تحولات اجتماعي در جامعه است. زیراتقویت سرمايه انساني تغييرات مهم را در باورها، ارزش�ها، نگرش�ها و انگيزه�هاي مردم به وجود مي�آورد. رشد و توسعه در حيطه�هاي مختلف نيازمند فناوري جديد و دانش متناسب با آن است که این کار بدون کسب دانش امکان پذیر نیست. � استفاده کارآمد از سرمايه فيزيکياز آثار پرورش سرمايه انساني استفاده بهينه از سرمايه�هاي فيزيکي است مانند استفاده از سرمايه هاي کمياب و پيچيده و... و نگهداري، تعميرات، ايجاد نو آوري، شبيه سازي تأسيسات و تجهيزات، توليد مجدد، طراحي، فرآيند توليد و... همه و همه مستلزم داشتن سرمايه انساني کار آمد مي�باشند. � بازدهی بيشتر سرمايه انسانيبازده اقتصادي سرمايه گذاري در سرمايه انساني، بالاتر از سرمايه هاي فيزيکي است، بر اساس مطالعات انجام شده در پنجاه سال گذشته، سرمايه گذاري در آموزش، بهداشت و سلامت سبب بازده اجتماعي و اقتصادی قابل توجه شده است. این موارد همه از مصادیق سرمایه گذاری در سرمایه انسانی و تعلیم و تربیت است. � سرمايه انساني مساوي با مفهوم اقتصاديسرمايه انساني يک مفهوم کاملا اقتصادي است، چون خصوصيات کيفي انسان در حقيقت نوعي �سرمايه� است؛ اين خصوصيات در پرتو آموزش تواناییهاي انسان را توسعه مي بخشد و مي�تواند به صورت منبع در آمدهاي بيشتر در آينده تبدیل شود. چنين سرمايه��اي برابر با مفهوم اقتصادی است. چرا که با انسان رشد مي�کند و با نبود او از ميان مي رود. ابعاد سرمايه انساني 1. بعد فردي سرمايه گذاري در انسان ها به افزايش ظرفيت�هاي توليدي آن�ها منجر مي شود و سبب افزايش درآمد آن�ها مي شود در اين صورت هزينه�هاي آموزش نوعي سرمايه گذاري به شمار مي آيد و همانند سرمايه گذاري در سرمايه�هاي فيزيکي (ماشين آلات و تجهيزات) از بازده اقتصادي برخوردار است. 2.بعد اجتماعي از آنجا که تشکيل سرمايه انساني به ظرفيت توليد جامعه مي افزايد بر نوع هزينه در آموزش را مي توان به عنوان سرمايه گذاري ملي تلقي نمود. 3) بعد اقتصادی همان گونه که اشاره شد سرمایه انسانی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و در تولید کالا و خدمات به کار رفته موجب ترقی بیشتر کمی و کیفی آنها می�شود. د) نگاه اسلام به اقتصاد اینجا در صدد تعریف دقیق نظریه و نظام اقتصاد اسلامی نیستیم و تنها به نکاتی در سه حوزه مهم اقتصاد یعنی، تولید و توزیع و مصرف اشاره می�شود که در متون آیات و روایات ذکر شده است. اقتصاد اسلامی اجمالاً عبارت است از مجموعه قواعد کلّی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و حلّ مشکلات معیشتی مردم در حوزه تولید، توزیع و مصرف که در مجموع زندگی سالم و مطمئن را برای افراد و خانواده�ها و کل جامعه شکل می��دهد. الف) نگاه اسلام به حوزه تولید 1. مالکیت مطلقه خداایمان به مالکیت خدا بر زمین و منابع طبیعی و همه پدیده�های مادی، بر نحوه استفاده از آنها در تولید کالا و خدمات اثر بخش است. استخراج منابع طبیعی با این نگرش متفاوت از غیر آن است؛ به مواد خام به عنوان ملک خدا نگرسته و به مقدار نیاز مورد بهره برداری قرار می�گیرد.از این نظر مالک حقیقی همه مادیات و آنچه در جهان مشاهده میشود، خدای متعال است. قرآن کریم در این زمینه می�فرماید: �وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ�؛ (آل�عمران:109) آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است، مال اوست و همه كارها، به سوى او باز مىگردد.� 2. نامحدود بودن منابع طبیعینظریه�های غربی بر محدود بودن منابع طبیعی و رشد جمعیت تأکید و نگرش منفی به آینده جهانداشتند؛ اما اسلام با دید مثبت به این موضوع نگاه و منابع تولید را نا محدود معرفی می�کند. در این مورد می�فرماید: �وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ؛و از هر چيزى كه از او خواستيد، به شما داد و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، هرگز آنها را شماره نتوانيد كرد! انسان، ستمگر و ناسپاس است!� (ابراهیم: 34) 3. تأثیر ایمان و تقوا بر افزایش خیر و برکت اقتصادیاز منظر اسلام پیوند عمیقی بین دو بخش مادی و معنوی برقرار است و هرکدام بر دیگری اثر می�گذارد. ایمان و تقوا در جامعه موجب افزایش خیر و برکت در منابع طبیعی و فراورده�های مادی است. قرآن در این زمینه میفرماید: �وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ؛و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم، ولى (آنها حق را) تكذيب كردند ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم.� (اعراف:96) 4. تسلط انسان بر سرمایه�های طبیعیخداوند انسان را بر بر منابع زمینی و آسمانی مسلط کرده و به تعبیر قرآن زمین و آسمان را در تسخیر بشر قرار داده تا از آنها به نفع خود به کار بگیرند. در این زمینه می�فرماید: �وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته در اين نشانههاى (مهمّى) است براى كسانى كه انديشه مىكنند!� (جاثیه: 13) در مورد تسخیر دریاها آمده است: �اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛ خداوند همان كسى است كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتيها بفرمانش در آن حركت كنند و بتوانید از فضل او بهره گيريد، و شايد شكر نعمتهايش را بجا آوريد! (جاثیه:12) 5. استفاده از تخصص ومهارت در امور تولیداسلام همواره بر علم افزایی و استفاده از دانش در امور مادی و معنوی دعوت کرده و مردم را به تفکر و تعقل و خردورزی در اداره معیشت و مسائل زندگی فراخوانده است. تأکید بر فضیلت علم و عالم و نوآوری و خلاقیت در آیات و روایات استفاده از تخصص و مهارت در امور اقتصادی مانند تولبد، توزیع و مصرف را می�رساند.رسول خدا(ص) در روایتی میفرماید: �من کان له ارضٌ فلیزرعها و الا فلیؤدها اخاه و لایؤد اجرها ایاه؛[25] هر که زمینی دارد، آن را به کارگیرد، وگرنه به برادرش بدهد و از اواجاره نگیرد.� روایات هم در زمینه ارزشمندی کار زیاد است و بر فضیلت تلاش برای تأمین نفقه عائله دلالت دارند. 6. ارزشمند کار جهت تهیه رزق حلالکار برای تأمین معیشت و رزق حلال از منظر اسلام ارزشمند معرفی شده است. کار تولیدی و فعالیت در کارگاهها مورد ستایش اسلام قرار دارد. پیامبر اسلام (ص) در این مورد می�فرماید: �من أکل من کدِّ یده حلالاً، فتح له ابواب الجنة، یدخل من أیها شاء؛[26] هرکه از دسترنج حلال خویش بخورد، درهای بهشت برایش گشوده شود تا از هریک که میخواهد درآید.�[27] همچنین آن حضرت فرمود: �ما من مسلمٍ یغرس غرساً او یزرع زرعاً، فیأکل منه انسان او طیر او بهیمة إلا کانت له به صدقة؛[28] هر مسلمانی که درختی بنشاند یا زراعتی کشت نماید و انسانی یا پرندهای یا چارپایی از آن استفاده کند، برایش صدقه {پاداش} دارد.�[29] وقتی رسول خدا (ص) از جنگ تبوک برگشت، سعد انصاری به استقبال آن حضرت رفت، پیامبر(ص) با او مصافحه کرد، سپس فرمود: چه چیز دستهایت را سفت کرده است؟ عرض کرد: ای پیامبر(ص)! من برای تأمین نیاز خانوادهام، با بیل و طناب کار میکنم. آنگاه رسول خدا (ص) دستش را بوسید و فرمود: �هذه یدٌ لا تمَسُّها النّار؛ این دستی است که آتش (جهنم) به آن نمی رسد.�[30] ب) نگاه اسلام به حوزه توزیع 1. باور به رازقیت خدای متعالاز منظر اسلام رازق حقیقی خدای متعال است و او رزق و روزی معینی برای هر فرد مقرر کرده که می�تواند در حیات خود از آن استفاده کند. باور به این موضوع انسان را نسبت به آینده مطمئن ساخته از حرص و طمع و احتکار باز می�دارد. رسول خدا (ص) درباره نفی احتکار میفرماید: �کل حکرةٍ تضرّ بالنّاس و تغلی السعر علیهم فلاخیر فیها؛[31] هرگونه احتکاری که به مردم زیان رساند و قیمت (کالا) را به ضرر آنان گران نماید، خیری در آن نیست.�[32] چرا که خداوند با وعده قطعی میفرماید: �وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها؛ هيچ جنبندهاى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست.� (هود:6) 2. رعایت عدالت در توزیعمشکل اساسی که در توزیع کالا و خدمات وجود دارد، بی�عدالتی، تبعیض، سمت گرایی و مانند آن است که همه برخلاف عدالت اجتماعی و اقتصادی است. در حالی که قرآن کریم ظلم وتبعیض را عامل هلاکت جوامع انسانی معرفی کرده می�فرماید: �وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً�؛ (کهف:59) اين شهرها و آباديهايى است كه ما آنها را هنگامى كه ستم كردند هلاك نموديم و براى هلاكت�شان موعدى قرار داديم! (آنها ويرانههايش را با چشم مىبينند و عبرت نمىگيرند.)� در حدیثی نقل شده که فرمود: �الظلمُ یزلُ القدمَ و یسلبُ النعمَ و یهلكُ الاُمَمَ�؛[33] ظلم قدم را می لغزاند و نعمتها را سلب می�كند و ملتها را به نابودی می�كشاند. 3. امانتداری در توزیعتوزیع کنندگان کالا که محصولات تولیدی را در معرض خرید مردم قرار می�دهند، خود را امانتدار آنها بدانند و کالاهای مورد نیاز را بدون ایجاد مشکل و ارتکاب خیانتبه جامعه عرضه کنند. چرا که خیانت در اموال مردم گناه بزرگ است و غضب خدا به دنبال دارد. پیامبر اسلام(ص) در این زمینه می�فرماید: �مَن خانَ أَمانَةً فِى الدُّنيا وَلَم يَرُدَّها إِلى أَهلِها ثُمَّ أَدرَكَهُ المَوتُ ماتَ عَلى غَيرِ مِلَّتى وَ يَلقَى اللّه وَهُوَ عَلَيهِ غَضبانٌ�؛[34] كسى كه در دنيا به امانتى خيانت كند و آن را به صاحبش برنگرداند و آن�گاه بميرد، بر دين من نمرده و با خدا ديدار مى�كند در حالى كه بر او خشمگين است. 4. اکتفا به حداقل هزینه توزیعتوزیع کنندگان کالا و خدمات واسطه هستند بین تولید و مصرف و در فرایند توزیع مبلغی را جهت هزینه نقل و انتقال و نگهداری کالا دریافت می�کنند. ولی توصیه اسلام این است که آنها نباید در زیاده روی کنند و قیمت را چند برابر افزایش دهند، بلکه به مقداری که در این کار ضرر نکنند و درآمد عدلانه�ای نصیب آنها شود، کقایت نمایند. برخی از مشکلات و افزایش قیمت ناشی از همین حمل و نقل و واسطه�ها است که به بازار کالا تحمیل می�شود و به مردم نیازمند فشار وارد می�سازند. این موضوع از توصیه�هایکلی و اخلاقی اسلام به رعایت انصاف و اعتدال استفاده می�شود. ج) نگاه اسلام به حوزه مصرف 1. قناعتقناعت در امور اقتصادی سرمایه بزرگی است که انسان را از مشکلات زندگی نجات داده به سعادت می�رساند. اگر روحیه قناعت در خانواده حاکم باشد، کمبودهای مالی و معیشتی حل می�شود. رسول خدا(ص) در حديثي کوتاه از قناعت به مال و ثروت تعبير کرده، ميفرمايد: �القناعةُ مالٌ لايَنفَدُ؛[35] قناعت ثروتي تمام ناشدني است.� حضرت علي (ع) قناعت را سرمایه مهم معرفی کرده می�فرماید: �لاکَنزَ أغني من القَناعةِِ؛ هيچ توانگري بينياز کنندهتر از قناعت نيست.� امام صادق (ع) در این زمینه ميفرمايد: �اُنظُر الي من هو دونَک في المَقِدَرةِ و لاتنظُر الي من هو فوقَک في المقدرة، فأن ذلک أقنع لک بما قُسِمَ لکَ؛[36] به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خويش منگر؛ زيرا که اين کار تو را به آنچه قسمت تو شده است، قانع ميسازد.� 2. پرهیز از تجمل و اسرافتجمل گرایی و اسراف در مایحتاج زندگی بلایی است که دامنگیر بسیاری از خانواده�ها شده، بسیاری از خوراکیها و پوشاکیها را ضایع می�کند. قرآن ضمن دستور به استفاده از خوراکيها و آشاميدنيها، از زياده روي در خوردن و آشاميدن به شدت نهي کرده ميفرمايد: �وَكُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛ و (از نععمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمىدارد.� (اعراف:31) امام علي (ع) در يک قانون کلي نسبت به بيان مرز زياده روي در مصرف ميفرمايد: �کُلُّ ما زادَ علي الاقتصادِ اسرافٌ؛ هر آنچه از ميانه روي بگذرد، زياده روي و اسراف است.�[37] 3. شناخت نیازهای واقعیاز نکات لازم الرعایه در مصرف کالا و خدمات شناخت نیازهای واقعی از غیر واقعی است. انسان دو نوع نیاز دارد، نیاز واقعی که باید رفع نیاز گردد و از راه مشروع و قانونی می�بایست تأمین شود و نیاز تخیلی و غیر واقعی که انسان را با مشکلات مواجه می�کند. چه بسا نیازهای بی�شمار غیر واقعی آدمی را به فساد می�کشاند. قرآن می�فرماید: �كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ؛ از روزيهاى الهى بخوريد و بياشاميد! و در زمين فساد نكنيد!� (بقره:60) 4. شناخت چگونگی مصرفمصرف در یک نگاه کلی دارای دو بعد کمی و کیفی است که شناخت هریک از آن دو در بهینه سازی مصرف از جهت مادی و معنوی کمک میکند. جنبه کمی مصرف همان است که مردم روز مره با آن سروکار دارند و هر شبانه روز مقداری از فراوردهای تولیدی را به مصرف میرسانند. آنچه به نظر میرسد، مهمتر از شناخت چگونگی کمی مصرف است، درک و فهم چگونگی کیفی مصرف میباشد که بیشتر رنگ اخلاقی و تربیتی دارد. کیفیت شناسی مصرف خود دو گونه میتواند باشد، شناخت کیفیت ظاهری استفاده از مواد مصرفی در تنوع و لذت آفرینی و ارضای میل فیزیولوژیکی انسان و شناخت کیفیت معنوی آن. منظور از کیفیت معنوی اینکه کالا و مواد مصرفی از نظر شرعی و قانونی پاک باشد، شبهه ناک یا آلوده به حرام و غصبی نباشد. خداوند در مورد توجه به کیفیت طعام میفرماید: �فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ؛ انسان بايد به غذاى خويش بنگرد.� (عبس:24) دستور توجه به خوراکی مطلق است شامل حلیت هم میشود و اینکه غذای مصرفی باید حلال و پول آن از راه مشروع به دست آمده باشد، نه حرام. همان گونه که ساحب تفسیر نمونه بر این معنا تأکید کرده پیرامون آیه میگوید: بر انسان لازم است در کسب لقمه حلال تلاش کند تا به فرزندان حلال تغذیه کند، چون تغذیه آثار مثبت و منفی فراوان دارد.[38] � پایان درس� التماس دعا
نکات قابل تذکر:
منابع درس
هدف درس: آشناسازی دانشجویان با مفاهم، اصول، نظریه�ها و مسائل اقتصاد و کاربرد آن در آموزش و پرورش. [1]. Instruction [3].آذر تاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی – فارسی، تهران، نشر نی،1381، واژه �علم�. [4].الراغب، الاصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، قم، منشورات طلیعة النور،1426هق،واژه�علم�،ص580. [5].مائده:4. [6].بقره:31. [7].مفردات الفاظ القرآن، ص580. [8].جمعه:2. [9].بقره:102. [10]Education. [11].ر.ک: ففه تربیتی، ج1، ص19. [12].مرتضی، مطهری،تعلیم و تربیت در اسلام،تهران، صدرا،1371،چ19،ص6. [13].مهدی، صانعی،پژوهشی در تعلیم وتربیت اسلامی،تهران، انتشارات سناباد،1378،ص11. [14].علی رضا اعرافی، فقه تربیتی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تحقیق: سید نقی موسوی و همکاران، 1387، ج1، ص28. [15]. ر.ك: فلسفه تعليم و تربيت،دفتر همكارى حوزه و دانشگاه، ج 1، ص 341-366. [16].علیرضا اعرافی، فقه تربیتی، تحقیق و تقریر: سید علی موسوی و علی حسین پناه، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص12-13. [17].علی رضا اعرافی، فقه تربیتی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تحقیق: سید نقی موسوی و همکاران، 1387، ج1، ص28. [18]. على اكبر شعارى نژاد، مبانى روان شناختى تربيت،. ص 338 و 346. [19].ألم اعهد یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشیطان إنه لکم عدومبین؛ آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید که او برای شما دشمن آشکاری است.�(یس:60) [20].�یاایُّها الانسانُ ماغرَّک بِرَبِّکَ الکریم؛ ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است.�(انفطار:5) [21].�یاایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة؛ ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید. همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید.�(نسا:1) [22]. علی اکبر شعاری نژاد، فلسفه أموزش و پرورش، ص 91. [23].�هوالذی بعث فی الامّیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة؛ در میان اهل مکه رسولی از ایشان برانگیخت تا بخواند و بیاموزد، به ایشان آیات کتاب الهی را و تعلیم کند به ایشان طریقه تزکیه و تطهیر نفوس ناطقه را به حکمت و آداب سنت که کتاب الهی مشتمل برآن است.�(جمعه:3) [24].�ربنا و ابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم آياتک و يعلمهم الکتاب و الحکمة و يزکيهم؛ پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه کند.�(بقره: 129) [25].کنز العمال، ج15، حدیث42053. [26].بحارالانوار، ج100، ص10. [27].اخقلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، ص69. [28].مستدرک الوسایل، ج13، ص460. [29]. اخقلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث، ص68. [30].اُ سد الغابه، اسلامیه، ج2، ص269. [31].نعمان بن محمد تمیمی، دعائم الاسلام، ج2، ص35. [32]. درآمد بر اقتصاد اسلامی، ص224. [33]. نهج البلاغه، خطبه192. [34]. امالى صدوق، ص 516. [35]. منتخب ميزان الخکمة، واژه <عناعة�، ص434. [36]. منتخب ميزان الخکمة، واژه <عناعة�، ص434. [37].محمد محمدي ريشهري، الگوي مصرف از ديدگاه قرآن و سنت، قم، دارالحديث، 1388، ص30. [38].ناصر مکارم شیرازی، الامثل فی تفسیر الکتاب المنزل، قم، مدرسة امیر المؤمنین (ع)، 1421ق، ج19، ص 461.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 7:55  توسط سیدابراهیم شاه سلیمی
|
|